تاریخ ارسال:ي, 1394/06/22 - 22:28 شناسه: 14

حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد 4-9-93

روایت داریم این دو رکعت نافله صبح بهتر است از دنیا و مافیه خیرٌ مما طلعت بهتر از دنیاست. پیغمبر ما فرمودند دو رکعت نماز مختصر که شما اقامه میکنید به خدا نزدیک میشوید

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ ُرَبِّ الْعالَمِينَ وصلی الله علی سیدنا ونبینا حبیب الهی العالمین ابی القاسم المصطفی محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) وعلی ال الطیبین الطاهرین ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

قال مولانا علی ابن الحسین (علیه السلام) «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ نَبِّهْنِي لِذِكْرِكَ فِي أَوْقَاتِ الْغَفْلَةِ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ فِي أَيَّامِ الْمُهْلَةِ، وَ انْهَجْ لِي إِلَى مَحَبَّتِكَ سَبِيلًا سَهْلَةً، أَكْمِلْ لِي بِهَا خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» (صحیفه سجادیه، دعای 30).

ما ذکر زیاد داریم ولی ذکری که جامع و کامل هم دعا هم یاد پیغمبر آل پیغمبر و هم توسل کوتاه باشد نداریم مگر صلوات بر محمد و آل محمد.

بشارت بزرگی است در این روایت برای کسانی که مداومت بر ذکر صلوات میکنند پیامبر عظیم الشأن (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمود «أَوْلَى النَّاسِ بِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَكْثَرُهُمْ عَلَيَّ صَلَاةً فِي دَارِ الدُّنْيَا» (بحار الانوار، ج91، ص63) تعبیر اولی الناس تعبیر مهمی است یعنی نزدیک ترین افراد به من در روز قیامت پیامبر میفرماید کسانی هستند که در دنیا زیاد صلوات بر محمد و آل محمد میفرستد.

عرض کردیم یکی از سفارشات مولا امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در نهج البلاغه بعد از ضربت خوردن به فرزندان و همه کسانی که وصیت او و پیام او میرسد «اللَّهَ اللَّهَ فِي الْقُرْآنِ لَا يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ» (نهج البلاغه، ص422) یعنی خدا را در نظر بگیرید خدا را در نظر بگیرید در عمل کردن به قرآن دیگران بر شما سبقت نگیرند. یعنی مولا امیر المؤمنین (علیه السلام) این نگرانی را داشته اند که ممکن است بعضیها نسبت به قرآن و روایات سبقت بگیرند و ما از غافله عقب بمانیم. اینها را توضیح دادیم ما نمونه هایی داریم که بعضیها واقعا نسبت به بعضی از آیات عمل میکنند. این پیش بینی خود امیر المؤمنین نظم را مراعات میکنند آمار تصادفاتشان خیلی پایین غش در معامله در خیلی از مملکتها خیلی کم است یک جبعه میوه زیر و رویش یکی است مال ما این طور نیست. آمار تصادفاتمان خیلی بالاست بعضیها آمارها ده برابر که دو برابر فاجعه است ده برابر بعضی از کشورهاست. آمار اسراف و تجمل گرایی تشریفات و مد گرایی مصرف لوازم آرایشی کشور ما در رتبه های بالاست که در بعضی از کشورها اینطور نیست. پرونده های قضایی در کشور ما خیلی بالاست این واقعا هشدار است یعنی در خیلی از جاها دعوا خیلی کم میکنند یعنی اختلاف و درگیریها خیلی کم است. در هر صورت مواظب باشیم عرض دیشب ما فشرده اش این بود که برگردیم به قرآن و برگردیم به نهج البلاغه و روایات. این چیزی که دیشب عرض کردیم که یک استاد دانشگاه فرانسه میگوید من دعاهای امام زمان شما را جمع آوری کردم و میخوانم و بهره میبرم ولی ما اصلاً نمیدانیم که صحیفه مهدویت چندین کتاب درباره دعاهای امام زمان نوشته شده و جمع آوری شده و از اینها بهره و استفاده نکنیم خیلی خسارت است.

جناب جرج جرداق مسیحی که حدوداً بیست روز قبل از دنیا رفت در سن 83 سالگی این آقای جرداق مسیحی بوده استاد ادبیات عرب در دانشگاه بیروت لبنان بود. دو سه سال قبل از شورای مدیریت علما و بزرگانی رفتند در بیروت با ایشان ملاقات داشتند ایشان 5 جلد کتاب، کتاب زیبا و عالی درباره مولا امیر المؤمنین علی (علیه السلام) نوشته است. علی صوت العدالة الانسانیة، یعنی یک مسیحی بیاید درباره امام ما 5 جلد کتاب پر محتوا و پر مطلب و قلم و بیان قوی ارائه بدهیم اگر به ما بگو دو تا دلیل برای حقانیت امام علی بیاور یا چهار تا حدیث یا فضیلت از حضرت علی بیان کن ممکن است نتوانیم و توش بمانیم. این جمله ای که از ایشان نقل شده خیلی جمله تکان دهنده ای است. مرحوم آقای دشتی که بنیاد نهج البلاغه را احیاء کردند و شرح نهج البلاغه که دسترس است مال ایشان است ایشان میگوید چیزی که من را وادار کرد به احیای نهج البلاغه یک کلام از این مسیحی بود که از دنیا رفته تازگی آقای جرج جرداق مسیحی در زندگینامه اش مینویسند که من نهج البلاغه علی بن ابی طالب را بیش از دویست بار مطالعه کردم. بیش از دویست بار از اول تا آخر نهج البلاغه. الآن در جمع ما شاید به عدد انگشتان پیدا نشود کسی که واقعاً بگوید من یک دور نهج البلاغه را خواندم. و ما دم از شیعه حضرت علی میزنیم دم از پیروی علی داریم. این فاجعه است از صحیفه سجادیه استفاده نشود از نهج البلاغه استفاده نشود از اصول کافی استفاده نشود. ما قرآن را فکر نمیکنم دویست بار ختم کرده باشیم. مثلاً یک آدم سن متوسط از 15 سالگی به بالا 20 یا 30 از بلوغش گذشته سالی دو بار ختم قرآن کرده باشیم میشه 60 بار. دویست بار نه خیلی زیاده. از بس عشق میورزد به کلمات و فرمایشات امیر المؤمنین (علیه السلام) . نمونه دیگری که ببینید این دغدغه مولا علی (علیه السلام) میگوید مواظب باشید دیگران بیاد از این گنجها استفاده کند و این گنجها تو خانههایمان باشد و استفاده نکنیم بهره مند نشویم. گاهی مسائل حاشیهای فرعی را اینقدر اهمیت بدهیم بپردازیم وقت بگذاریم برای یک فیلم برای یک سریال، بازی، ورزش، روزنامه خبرهای متفرقه که گاهی هیچ نیازی به آن نداریم ضروری هم نیست و نیاز هم نداریم. ولی قرآن ما نهج البلاغه ما کتابهای تفسیری ما صحیفه سجادیه ما یک دور خوانده نشود یک دوست اهلبیت یک بار نخواند. حدوداً شش سال قبل بود یک جماعتی از علمای مسیحی آمریکایی از شهر واشنگتن آمدند ایران هیئتی بود از کشیشها و بزرگان مسیحیان که با مراجع بزرگوار ملاقات داشتند چند روز در قم بودند. سرپرست اینها که یک کشیش مسیحی مهمی بود از آمریکا آمده بود در مدرسه امام خمینی قم که محل تدریس طلاب خارجی هست با بیش از صد کشور در قم دانشجو و طلاب خارجی داریم که اینها درس میخواند و در رشته های مختلف گاهی تخصص میگیرند و میروند در مملکتهایشان استاد میشود یا مبلغ میشود یا امام جماعت میشود. این کشیش مسیحی جمله ای گفت شبیه جرج جرداق که من یکی را داغ کرده ایشان در سخنرانی که در قم داشتند فرمودند که من مدتها نگران بودم که چه نظریهای میتواند و چه فکر و اندیشهای میتواند مشکلات عالم را حل کند. مشکلات فردی خانوادگی روابط اجتماعی سیاسی بین کشورها بین خود افراد بین طوائف مختلف خیلی عجیب است یک مسیحی که در امریکاست میگوید من صحیفه سجادیه امام چهارم شما شیعیان را مرور کردم در صحیفه سجادیه دعایی است به نام مکارم الاخلاق که در آخر مفاتیح ما هم چاپ شده خیلی دعای بلندی هست و مضامین بسیار عالی و چیزهای خیلی خوب انسان از خدا میخواهد یک دور معارف یک دور اخلاق یک دور درخواستهای بلند و عالی است. این کشیش مسیحی میگوید برخورد کردم به این جمله آخر که در مکارم الاخلاق «وَ انْهَجْ لِي إِلَى مَحَبَّتِكَ سَبِيلًا سَهْلَةً، أَكْمِلْ لِي بِهَا خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» واقعاً کیمیای بزرگی این مسیحی توی دعاهای ما از امام سجاد پیدا کرده. امام سجاد (علیه السلام) در این جمله میگوید خدایا یک راه آسان و روان از عشق و محبت تو در من ایجاد بکن که اگر من به محبت تو برسم با این محبت تو تمام خیر دنیا و آخرت من کامل میشود.

این جمله سه فراز دارد. حالا دو فراز اولش را خیلی شرح نمیخواهم بدهم.

«اللَّهُمَّ وَ نَبِّهْنِي لِذِكْرِكَ فِي أَوْقَاتِ الْغَفْلَةِ» صحیفه سجادیه میدانید یکی از ذخائر و گنجینههای بزرگ اهلبیت و زبور اهلبیت است. مرحوم آیت الله بروجردی(ره) فرموده بودند که ما حدیث متواتر خیلی کم داریم سند صحیفه سجادیه جزء احادیث متواتر است یعنی مخدوع الصدور است این که نسبتش به امام سجاد است شکی درش نیست.

«اللَّهُمَّ وَ نَبِّهْنِي لِذِكْرِكَ فِي أَوْقَاتِ الْغَفْلَةِ» خدایا در هنگام غفلت، غفلت ریشه خیلی از بدیهاست. کسی که از خدا غافل است از انجام وظیفه غافل است خودش را فراموش میکند خدا را و اطرافیانش را فراموش میکند. غفلت باعث میشد آدم هر وظیفهای را ترک کند و هر گناهی را انجام بده. این جمله ای که نقل شده در مقاتل امام سجاد (علیه السلام) وقتی آن لحظات آخر در خیمه بودند پدر بزرگوارشان امام حسین (علیه السلام) آمدند با فرزند دلبندش وداع کند چون حضرت خیمه بودند از بیرون خبر نداشتند روی حساب ظاهر عرض کردم بابا جان کار شما با این قوم به کجا انجامید. امام حسین (علیه السلام) فی الجمله اجمالاً فرمودند «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ‏» (تهذیب الاحکام، ج3، ص146) یعنی شیطان بر اینها غالب شد اینها را به فراموشی انداخت از یاد خدا. یعنی غفلت. خدا را فراموش بکند امامش را هم میکشد اهلبیتش را هم به شهادت میرسانند و اسیر میکنند. این غفلت ریشه تمام پلیدیها است. در این دعای زیبا امام سجاد (علیه السلام) میگوید خدایا دل من را از خفت و خواب غفلت بیدارم کند به یاد خودت با توجه به خودت «اللَّهُمَّ وَ نَبِّهْنِي لِذِكْرِكَ فِي أَوْقَاتِ الْغَفْلَةِ» وقتی که آدم مشغول کار دنیا میشود مشغول خودش میشود خیلی ها خودش را هم فراموش میکنند خدا را هم فراموش میکنند ما در قرآن از این نمونه آیات متعدد داریم که خود فراموشی با خدا فراموشی لازم ملزوم است «نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ» (توبه / 67) «فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ» (حشر / 19) خدا را فراموش کردند خدا هم کاری کردند که خودشان را فراموش کند. آدم خودش را گم کند فراموش کند دست به هر کاری میزند یعنی قدر خودش را نداند موقعیت خودش را نداند نعمت هایی که خدا به او داده فراموش کند منعم را فراموش کند آن همان حدیثی «من عرف نفسی فقد عرف رب» اگر خودت را شناختی پیدا کردی خدا را پیدا کردی اگر خودت را گم کردی خدا را فراموش کردی اینها با هم تناسب دارد لازم و ملزوم است. خود فراموشی مساوی است با خدا فراموشی. خدا فراموش کنی خودش را هم فراموش میکند.

«فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ» (حشر / 19) خدا هم کاری میکنه که خودش را فراموش کند. در این دعا میگوید خدایا یاد تو توجه به تو هیچ وقت ما فراموش نکنیم که خودمان را هم گم میکنیم و خدای خودمان را هم گم میکنیم.

«اللَّهُمَّ وَ نَبِّهْنِي لِذِكْرِكَ فِي أَوْقَاتِ الْغَفْلَةِوَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ فِي أَيَّامِ الْمُهْلَةِ» بین ما و حضرت آدم (علیه السلام) هزاران سال فاصله است آبا و اجداد ما کجا رفتند همه رفتند ما هم ده سال بیست سال نه پنجاه سال دیگه همه مان هم رفتیم. حالا بچه های کوچک ممکن است صد سال دیگه. هیچ کدام ما نیستیم خیلی زودتر از اینها هم میریم تعارف هم نیست. ولی عنقریب است که سفره ما هم جمع بشه. الآن دستمان باز است یعنی روی سکوی دنیا ما را آوردند مهلت دادن دستمان باز است. به قول سعدی میگوید:

بیا تا برآریم دستی زدل

که نتوان برآورد فردا زگل

کسانی که از ما بغیب اندرن

بیایند و برخاک ما بگذرن

بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت

بیاید که ما خاک باشیم و خشت

چرا دل بر این کاروانگه نهیم

که یاران برفتند و ما در رهیم

خدای متعال آبا و اجداد ما را برده آینده ها هم نیامدن بعداً میاد. ما فعلاً این وسط آمدیم روی فینال دنیا. دستمان باز است زبانمان باز است ببینیم چه کار میکنیم. اگر قدر دانستیم امیر المؤمنین (علیه السلام) میفرماید که من یک ساعت عمر دنیا را با آخرت عوض نمیکنم. این مهلتی که خدا به ما داده است. امیر المؤمنین (علیه السلام) میفرماید نشستن در مسجد برای من از نشستن در بهشت بالاتر است. متوجه ای. «الْجَلْسَةُ فِي الْجَامِعِ خَيْرٌ لِي مِنَ الْجَلْسَةِ فِي الْجَنَّةِ» (بحار الانوار، ج80، ص362) یعنی شما در دنیا بالاتر از بهشت هم خدا میتواند بهت بدهد. بالاتر از بهشت چیه در زیارت حضرت معصومه (علیها السلام) میخوانیم اللهم ورضاک ودار الآخرة. رضایت تو بالاتر از بهشت است. خدا از من راضی باشد بالاترین مقامات بهشت هم راضیة المرضیة مقام رضاست میرن ملاقات خدا. حضرت میفرماید نشستن در مسجد برای من بالاتر از نشستن در بهشت است. چون نشستن در مسجد رضایت توست خوشنودی توست نشستن در بهشت من لذت میبرم رضایت نفس من است و رضایت تو بالاتر است. بعد از بند آمدن نفس خدایا در این مهلت دنیا من را به طاعت و بندگی خودت وا بدار مشغول کن بعد از رفتن از این عالم داغ یک سبحان الله داغ یک الحمد لله داغ یک لا اله الله داغ یک زیارت حضرت معصومه داغ یک دعای توسل داغ یک زیارت عاشورا داغ تمام اینهایی که ما در دنیا دستمان باز بود داغ یک صله رحم انفاق یک صدقه یک سلام کردن تمام اینها داغش به دلمان میماند. چون بعد از رفتن از این عالم دیگه نماز و ذکر و دعا و کار خیر و... تمام اینها پروندهاش بسته میشود. یعنی آن عالم جای این کارها نیست ولی اینجا دستمان باز است. لذا میفرماید من یک ساعت دنیا را با آخرت عوض نمیکنم.

پیامبر عظیم الشأن محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله و سلم) عبور میفرمود رسیدن به یک قبری که روز گذشته دفنش کرده بودند بستگان و فامیل سر قبر جمع شده بودند برای تعزیت و فاتحه خوانی به قول ما حضرت وقتی چشمش افتاد این جمله را فرمودند: «لَرَكْعَتَانِ خَفِيفَتَانِ مِمَّا تَحْتَقِرُونَ أَحَبُّ إِلَى صَاحِبِ هَذَا الْقَبْرِ مِنْ دُنْيَاكُمْ كُلِّهَا» (مجموعه ورام، ج2، ص225)

یعنی دو رکعت نماز مختصر که ما اهمیت نمیدهیم مثلاً پاشیم نافله صبح و شبانه روز بخوانیم یا دو رکعت نماز قضا بخوانیم یا نماز شب یا نماز زیارت بخوانیم اصلاً نماز همه جا و همه وقت خوب بخوانه تکرار کنه مثل نماز صبح خود نماز موضوعیت دارد معراج مؤمن حضرت فرمود دو رکعت فشرده مختصر لرکعتان خفیفتان یعنی سبک بدون مستحبات زیاد مختصر و فشرده از دو رکعتی که شما سبک میشمارید کوچیک میشمارید اهمیت نمیدهید مثلاً ما نافله صبح خیلی عجیب امام در تحریر الوسیله میگوید که نافله صبح ثوابش از نماز شفع وتر بالاتر است نماز شبی که آن اوجش سه رکعتی آخر ایشان میفرماید نافله صبح دو رکعت نماز نافله مستحب قبل از نماز صبح از نماز شب ثوابش بیشتر خیلی عجیب است.

روایت داریم این دو رکعت نافله صبح بهتر است از دنیا و مافیه خیرٌ مما طلعت بهتر از دنیاست. پیغمبر ما فرمودند دو رکعت نماز مختصر که شما اقامه میکنید به خدا نزدیک میشوید در نزد این میت الآن که رفته زیر خاک میفهمد بهتر است از همه دنیا و مافیها. چون همه دنیا را باید بگذاری و بری از شما جدا میشود ولی آن دو رکعت میماند. سلیمان پیغمبر (علیه السلام) یک بزرگی ما امروز محضرش بودیم میفرمود ریاست حلال دنیای حلال دنیایی که دست یک انسان معصوم دنیایی که دست انسان عادل مثل سلیمان پیغمبر هم هست باز هم ممکن است انسان را مشغول کند. ایشان میفرمودند که روایت داریم سلیمان پیغمبر که ملک و سلطنت پیدا کرد سیصد هزار سال طول میکشد که حساب و کتاب سلیمانی را و ملکش را پس بدهد بعداز سیصد هزار سال میرود بهشت روایت میرود آخر النبی یدخل الجنة سلیمان. خیلی عجیب. آخر پیغمبری که وارد بهشت میشود سلیمان پیغمبر است که ریاست به حق و بیت المال استفاده نمیکرده همش کارش رسیدگی به کار مردم بوده ولی خب آن نعمتهایی که خدا بهشت داده باید جن و انس و شیاطین و ابر و باد و دیو و... اینها را باید حسابش را پس بدهد خیلی عجیبه خیلی دنیا چیز بیخودی هست یعنی وابستگی به دنیا. اینقدر ما روایت داریم جبرئیل و میکائیل از طرف خدا آمدند خدمت پیامبر از طرف خدا گفتند ما مأموریم میخواهی ملک دنیا را بهت بدهیم تمام این سنگ ریزه های بیابان برات طلا بشه پیغمبر هم باشی. ولی در روایت داریم پیغمبر دیدن رضایت خدا و برتری این است که من زندگی قانع و کمی داشته باشیم ساده در روایت داریم «ان شئت فقیراً نبیا و ان شئت غنیاً یا ملکاً نبیا»مثل سلیمان پیغمبر همه چیز در اختیار شما باشد قبول نکردند حضرت. این را خدا دوست دارد که یک روز داشته باشم خدا را شکر بکنم یک روز نداشته باشم صبر کنم چون آن توش احساس خطر میشود. این هم روایت عجیبی هست پیامبر فرمود من از فقر شما خیلی نمیترسم از غنا میترسم. چون بیشتر یاغی گری ها در حالت استغنا مثل فرعونها و قارون ها. اگر فرعون و قارون آدمهای ضعیف بودن فقیر بودن اینقدر یاغی گری میکردند این همه آدم بکشن اصلاً قدرت پیدا نمیکردند این همه کارها را انجام بدهند بیشتر این ناهنجاریها فسادها مال خانوادههای مرفه بی درد است. شما ببینید جبهه ما چند تا از اغنیا میرفتند شهید میشدند از فقرا چقدر است؟ الآن چقدر از اغنیا خمس میدهند؟ اکثر کسانی که خمس میدهند از افراد متوسط و ضعیف هستند. یک کسی اعتراض میکرد میگفت چرا اینقدر پول جمع میکنید برای ضریح امام حسین برای ضریح سامرا الآن دارن میسازن. گفت اینها را ببرین بدید به فقرا. گفتیم بابا اینها را خود فقرا دادن. اغنیا همچین از این غلطها و از این کارهای خوب ازشون سر بزند. فقرا باز دلشان نرم است. یک غنی ثروتمند واقعاً میتواند یک حوزه را اداره بکند ولی اصلاً زیر بار این حرفها نمیرود. فلذا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) خوب میدید فرمود من از غنا برای شما میترسم.

 

«إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى‏» (علق / 6) چقدر تأکید در آیه است ان الانسان ل تأکید یطغی صیغه مضارع طبع بشر به پول و مال و مقام برسد به قول ما شلنگ برمیدارد یاغی میشود سرش را بالا میگیرد و میگوید من خدای بزرگ شما هستم. فرعونی که یک کارگر ساده بوده کارگر بوده پادویی میکرده دستش را باز کردن بهترین همسر خدا نصیبش کرده حضرت آسیه آنقدر سر نوشتن آن زمان که هواپیما و هلیکوپتر نبود پرندههای قوی آماده کردند تو تاریخ نوشتهاند یک حودجی درست کرد پرنده ها را به این حودج پاهایش را بست طعمههایی هم در کنار گذاشت که اینها پرواز کنند بروند بالا هر چه میتوانست اینها پر بزن برن بالا یک طوری تعبیه کرد که اگر پر نزن نیافتد یعنی شبیه بادبان راحت بیاد زمین. گفت چه کار میکنی؟ گفت میخواهم برم بالا هر چه بتونم برم بالا تیر و کمان هم بردم خدا را تیر بزنم. عجب آدم احمقی بود فکر میکرد میتواند دسترسی داشته باشد. خیلی قدرت آدم را مست میکند و پول و مقام هم آدم را گیچ می کند و آدم را به بیراهه میبرد. ولی آدم فقیر دست و پایش بسته است یعنی فقر هم چیز خوبی نیست یعنی آدمی که راضی هست قانع است کم دارد نمیخواهیم بگوییم که هیچی نداشتن خوبه ولی زندگی معمولی متوسط این روایت زیبا داریم که پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) مسافرت رفتند مهمان یک چوپانی شدند اصلاً پذیرایی از پیغمبر نکرد نه آبی نه شیری نه غذایی نه پذیرایی چیزی.

حضرت فرمود خدایا مال و ثروتش را زیاد کن اصلاً محل نذاشت به پیامبر. رفتند مهمان یک چوپان دیگری شدند بفرمایید خوش آمدید شیر کره پنیر ماست پذیرایی خیلی احترام حضرت فرمودند خدایا به اندازه کفاف و نیازش بهش بده. به پغیمبر گفتند که آقا اون یکی که پذیرایی نکرد چه دعایی کردید. ما همه همین را میخواهیم. مال و ثروت زیاد بهش بده اینی که پذیرایی کرد و احترام کرد گفتی به اندازه نیاز و احتیاج بهش بده. فرمودن شما متوجه نمیشوید که من چه دعایی کردم اون به ضررش هست. مال و ثروت گیجش میکند بیراهه میرود گمراه میشود ضرر دارد وابسته میشود این آیه قرآن است «أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ» (مؤمنون / 55-56) فرمودند آنی که راضی و قانع است به اندازه گناه نمیکند یاغی نمیشه طغیان نمیکنه حق و حقوق را بهتر ادا میکنه روز قیامت هم سبک باره. تو گمرک های قیامت سریع رد میشود میرود. بعد پیغمبر دعا کردند انشاءالله ما هم مصداق این دعا باشیم دعا کردند «اللهم ارزق محمد و آل محمد الکفاف والعفاف وارزق اعدائهم کثرة المال والأولاد» خیلی دعای قشنگی هست گفتند خدایا روزی من را و روزی اهلبیت من را و آنانی که دوست ما هستند به اندازه گذران به اندازه رفع نیاز و احتیاج آلوده به گناه نشوند. راحت زندگی کنند راحت باشند آنجا هم راحت باشد رزق ما را به اندازه کفاف و عفاف قرار بده دشمنان ما را مال و اولادشان را زیاد کن. شما ببینید یزیدی که مغرور به ریاست شده مال و ثروت پیدا کرده جوان هم بوده سه سال حکومت کرده سال اول واقعه کربلا جنایت کربلا را انجام داد سال دوم به خانه کعبه حمله کرد سال سوم مدینه را غارت کرد چقدر خون ریخت و چقدر به نوامیس مردم تجاوز کرد. سه سال. چقدر جنایت. اصلاً نمیتوانید تصور کنید. عرضم تمام.

از خدا بخواهیم برگردیم به اهلبیت به راه اهلبیت، حالا جمله سوم که بحث اصلی هست فردا شب عرض می کنم «

«اللَّهُمَّ وَ نَبِّهْنِي لِذِكْرِكَ فِي أَوْقَاتِ الْغَفْلَةِ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ فِي أَيَّامِ الْمُهْلَةِ» خدایا من را به طاعت خودت وا بدار در این مهلت دنیا و راه محبت خودت را باز بکن که خیر دنیا و آخرت من را کامل کنی.

روضه:

چه کردند یکی از بالاترین مصائب، مصائب بی بی زینب کبری است. ما در میان اهلبیت کسی از نظر ابتلا فکر نمیکنم بالاتر از حضرت زینب (علیها السلام) باشد بانویی که پیغمبر خدا فرمود کسی برای این بانو گریه بکند هم ثواب گریه بر امام حسن دارد هم ثواب گریه بر امام حسین دارد. گریه بر امام حسین خیلی ثواب دارد گریه بر امام حسن فرمود کسی کور وارد صحرای محشر نمی شود. گریه بر این بانو پیامبر خدا گفت هم ثواب دو برادر دو امام را دارد. نقل شده امام زمان (علیه السلام) سؤال کردند آقا کدام مصائب بیشتر عزادار و گریانید؟ فرموده باشند مصائب عمه ام زینب کبری. وقتی متولد شد نوزاد بود خیلی گریه میکرد بی تابی میکرد مادر بغل میکرد پدر بغل میکرد فامیل بغل میکرد آرام نمیشد اما وقتی قنداقه اش را میدادند دست آقا ابا عبد الله آرام میشد. اصلاً روحش و جانش با امام حسین (علیه السلام) با این برادر گره خورده زینبی که طاقت نداشت آفتاب بر بدن برادر بتابد ناله برادر را ببیند. راوی میگوید به خدا قسم فراموش نمیکنم زینب دختر مولا امیر المؤمنین (علیه السلام) وقتی آمد کنار گودی قتلگاه «فوجد جثة بلا رأسٍ» کدام خواهر طاقت دارد به خدا قسم ماها طاقت نداریم. آن صبر و حلمی که خدا در دل زینب گذاشت والا روح قالب تهی میکرد. وقتی راوی میگوید چشمش افتاد به بدن قطعه قطعه برادر شهدای کربلا چنان ناله جان سوزی از دل زینب بلند شد با دل پر از حزن و اندوه ناله اندوهناک صدا زد خدایا این قربانی را از آل پیامبر قبول بفرما. رو به مدینه یا محمدا صلی علیک ملیک السماء هذا حسین مرمل بدماء مقطع الاعداء مسلوب العمامة والرداء» یا جدا این بدن حسین توست بدنش قطعه قطعه لباسهایش را به غارت برده پیراهن کهنه هم به بدنش نگذاشتند یا جدا ببین دارن دخترانت را به اسیری میبرن راوی میگوید حتی مرکبها هم اشک میریختند یک نگاهی از روی تعجب به بدن برادر صدا بزن ای کشته ها آیا تو برادر زینبی؟ آیا فرزند مادرم فاطمه ای؟ لا حول ولا قوة

بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.