تاریخ ارسال:چ, 1395/08/05 - 19:10 شناسه: 747

آزادی در سایه تقوا

تقوا
در شرع، تقوا به معنای خویشتن داری انسان از مخالفت با حق است؛ یعنی انسان خود را از ترک واجبات و به جا آوردن محرمات بازدارد. تقوا از وقایه است؛ یعنی نگه داری. تقیه هم به این معناست؛ چون انسان خودداری می کند از عملی که برخلاف مرام اهل سنّت است...

نویسنده:آیت الله ناصری

زادی در سایه تقوا

از امیرمؤمنان(ع) درخواست کرد. «صِفْ لِیَ المتّقین؛ متقیان را برای من توصیف کن» و حضرت، خطبه ای طولانی در وصف متقین برای سیراب کردن این تشنة کمال و تقوا بیان فرمودند. آیت الله ناصری در شرح این خطبه، مقدمه ای در مورد تقوا دارند. در این شماره این مقدمه را می خوانید.

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل.

بحث دربارة خطبة همّام بود. او از امیرمؤمنان(ع)، درخواست کرد تا اوصاف و خصایص متّقین را بیان کند.

حضرت فرمودند: «اِتَّقِ الله وَ أحْسِنْ فَاِنَّ الله مَعَ الَّذینَ اتَّّقَوا وَالّذین هُم مُحْسِنون». عبارتِ «اِتَّقِ الله وَ أحْسِنْ» کلام حضرت است، ولی ادامه آن ایه قرآن است که در آخر سورة نمل آمده.

اهمیت تقوا

لفظ تقوا در قرآن هفده مرتبه و مشتقّات آن 250 مرتبه ذکر شده است که مجموع آن 267 مرتبه می شود. این واژه در نهج البلاغه 45 مرتبه و مشتقّاتش متجاوز از صد مرتبه به کار رفته است. در کلمات دیگر ائمه: نیز فراوان از تقوا سخن گفته شده است. اینها همه نشان دهندة اهمیت زیاد آن است.

1.تقوای فردی

در شرع، تقوا به معنای خویشتن داری انسان از مخالفت با حق است؛ یعنی انسان خود را از ترک واجبات و به جا آوردن محرمات بازدارد. تقوا از وقایه است؛ یعنی نگه داری. تقیه هم به این معناست؛ چون انسان خودداری می کند از عملی که برخلاف مرام اهل سنّت است تا کسی به عقایدش پی نبرد.

در آیات قرآن، گاهی خداوند می فرماید: «اِتَّقِ الله». گاهی فرموده است: «اِتَّقُوا النّارَ الَّتی وَقُودُهَا النّاس وَ الحِجارَه؛ از آتش جهنم بپرهیز و خودت را حفظ کن» در بعضی از ایات آمده است: «اِتَّقُوا فِتنَةً لا تُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَمُوا منکم خاصَّه؛ بپرهیزید از فتنه ای که آثار آن مخصوص ظالمین نیست و غیر ظالمین را هم فرا می گیرد». در این زمینه روایتی به خاطرم رسید که فرموده است خدا به یکی از پیامبران خبر داد که قومش را عذاب می کند. پیامبر علت عذاب همة قوم را پرسید. خطاب شد که خوبان، نهی از منکر نکردند و بدان را از کار ناپسندشان باز نداشتند. بنابراین باید آنها هم عقوبت شوند. اگر کمی تأمل کنیم، درمی یابیم که آنچه باعث شده تا اسلام به دست ما برسد، امر به معروف و نهی از منکر بوده است و مؤمنان در برابر کارها و ضوابطی که برخلاف دستورهای الهی است، ساکت نمانده اند. بنابراین باید خود را از فتنه ای که غیر ظالمان را هم می گیرد، حفظ کرد. اگر فرزند شما، حجاب مناسبی نداشته باشد، این یک فتنه است و وظیفة شما پدران و مادران این است که او را نهی کنند و اگر ساکت بمانند، همان عذاب و ناراحتی که برای دختر ایجاد شده، برای پدر و مادر هم ایجاد می شود. اگر کسی خلاف شرع انجام دهد و من هم بی تفاوت از کنار او بگذرم، من هم مانند او عذاب خواهم شد: «مَن رَضِیَ بِفِعلِ قومٍ فَهوَ مِنهُم؛ هر کس به کار مردمی راضی باشد، او نیز از آنان به شمار می رود».

بنابراین تقوا، یعنی عمل کردن بر طبق ضوابط الهی و فرمان بردار حق بودن، در جمیع رفتارها و کردارها؛ به گونه ای که هیچ اراده و خواسته ای برخلاف اراده و خواستة الهی نباشد. هر چه مولا می گوید، بنده انجام دهد. لذا بهترین القاب نبیّ اکرم، بندگی است. در سورة اسرا می فرماید: «سُبْحانَ الَّذی أسْری بِعَبْدِه لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرام». در تشهد می گویید: «أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه». رسول بعد از عبد ذکر شده است. اول بندگی کرد و بعد جامة رسالت پوشید. حضرت موسی7 از پروردگار، فرق بین کلیم و حبیب را پرسید. حضرت حق فرمود: کلیم، برای رسیدن به مرتبة کلیمی، باید چهل شبانه روز ریاضت بکشد و انزوا اختیار کند و آن گاه به او اجازه دهند که به کوه طور برود و چند کلمه ای صحبت کند. اما حبیب، کسی است که در شب، حضرت احدیت بُراق را می فرستد و با تشریفات تام او را به عرش می برد. همة اینها در سایة عبودیت است.

تقوا حالتی نفسانی و پلیس درونی است که باعث می شود انسان طبق ضوابط انسانیت و مذهب عمل کند و ذره ای مخالفت نکند. او را ملزم می کند که واجباتش را به جا آورد و محرمات را ترک کند؛ و قرآن هادی و راهنمای کسی است که این حالت را داشته باشد و به چنین کسی وعده داده است که «وَ مَنْ یَتَّقِ الله یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحَتَسِب». تقوا مراتبی دارد و مرتبة اولش این است که انسان واجبات را به جا آورد و محرمات را ترک کند.

2. تقوای اجتماعی

نتیجه و ثمرة تقوا اختصاص به فرد ندارد، بلکه تقوا ضابطه ای است که سبب حیات جامعه و بقای حیات انسانیت نیز می شود. بعضی گمان می کنند که تقوا محدودیت می آورد؛ ولی تقوا محدودیت نمی آورد، بلکه برای حیات بشر مصونیت ایجاد می کند؛ چون تقوا می گوید ظلم و خیانت نکن. اگر تقوا رعایت شود، اجتماع از همة پلیدی ها مصون می ماند. اگر حقوق اجتماع را رعایت نکنیم و آزاد به تمام معنا بشویم، دیگر حیات باقی نمی ماند و جامعه قدر ومنزلتی پیدا نمی کند. رعایت حقوق اجتماع، همان تقواست. پس تقوا مخالف آزادی نیست و مانند نماز، روزه و خمس از فروعات مذهب نیست، بلکه تقوا حالتی است که سبب بقای حیات اجتماع هم می شود. همان گونه که رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی، ما را از تجاوز به حقوق دیگران باز می دارد و کسی نمی تواند بگوید پشت چراغ قرمز نمی ایستم، چون محدودیت می آورد، تقوای اجتماعی هم مانند ایستادن در پشت چراغ قرمز است. انسان کفش می پوشد تا پایش محفوظ و سالم و تمیز بماند. پا نمی تواند بگوید که چرا مرا محدود کردی؛ زیرا پوشاندن آن برای سلامت خودش و مصونیت از سرما و گرما و کثافات است. شرع مقدس که این همه به تقوا سفارش کرده، می خواهد مصونیت اجتماعی ایجاد کند، نه اینکه درصدد محدودیت مذهبی باشد.

حضرت صادق(ع) دربارة تقوا می فرماید: «التّقوی أنْ لا یفْقُدُکَ حَیثُ اَمَرَکْ وَلا یراکَ حَیثُ نَهاک؛ تقوا آن است که حضرت حق در جایی که دستور داده است، تو را ببیند و در آنجا که ناراحت می شود، تو را نبیند». به عبارت دیگر، واجبات و مستحباتت را انجام بده و محرّمات و مکروهات را ترک کن. حضرت صادق(ع) وارد مجلسی شدند، شخصی درخواست آب کرد و برایش شراب آوردند. حضرت تا این وضع را دید، از جا برخاست و فرمود: مجلسی که معصیت خدا در آن بشود، جای من نیست، و از مجلس بیرون آمدند. اعمال ائمه اطهار، باید سرمشق ما باشد. معصیت هایی که در مجالس می شود، تمامش حجاب های ظلمانی برای روحمان است و ما را لحظه به لحظه از خدا دور می کند. نباید در مجلسی که رضای حق در آن نیست، وارد شویم و باید این گونه مجالس را ترک کنیم. اگر عذابی در چنین مجالسی نازل شود، همة حاضران را در برمی گیرد. حتی فرموده اند: اگر در چنین مجالسی کسی در اتاقی دیگر نماز بخواند، نمازش باطل است. ماندن در چنین مجالسی که محل فساد و لهو و لعب و ساز و آواز است، حرام است. هر لحظه که بیشتر بمانی، حجاب های ظلمانی بیشتر روحت را می گیرد و از خدا دورتر می شوی، حتی اگر در آن ذکر بگویی.

حضرت امیر(ع) فرموده اند: «مَنْ مَلِکَ شَهْوَتَهُ کانَ تَقِیا؛ هر کسی که جلو شهوتش را بگیرد، متقی است». شهوت هم مراتبی دارد: شهوت خوراک، شهوت لباس، شهوت مقام، شهوت عنوان، شهوت ریاست، و تقوا شامل همة اینها می شود. هر قدمی که بر می دارید، فقط باید برای خدا باشد و انّیّت و خودیت در آن نباشد.

منبع: خُلُق - فروردین و اردیبهشت 1388 - شماره 10 (به نقل از حوزه نت)

 

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.