تاریخ ارسال:پ, 1395/07/29 - 19:39 شناسه: 688

فضایل اخلاقی امام حسین علیه‌السّلام منبر هفتم (زهد و بی رغبتی به دنیا)

امام حسین علیه السلام
یکی از اوصاف زیبای امام حسین علیه‌السّلام ، زهد و پارسایی بود، که هرگز تحت تاثیر دنیا و مال و منال قرار نگرفت و متصدیان زر و زور نتوانستند از هیچ راهی در او نفوذ کنند...

فضایل اخلاقی امام حسین علیه‌السّلام

منبر هفتم: زهد و بی رغبتی به دنیا

 «زهد»، یعنی بی رغبتی به دنیا، که نشانه پارسایی است. پیغمبر اسلام،،

چنین ویژگی را زیباترین زینت اولیای خدا می‌داند

(«عن النبی،: قال الله تعالی لموسی علیه‌السّلام : یا موسی! انه لن یتزین المتزینون بزینة ازین فی عینی مثل الزهد») [۸۶]

و امیرمؤمنان، علی علیه‌السّلام نیز چنین صفتی را عامل پیروزی در دین و دینداری می‌شناسد. [۸۷] [۸۸]

شایان توجه است که لازمه زهد، فقر و بدبختی نیست؛ بلکه زاهد، کسی است که دنیا و عوارض مادی در او نفوذ نداشته باشد؛ هر چند انسانی توانگر و ثروتمند بوده باشد....

مواردی از زهد امام

یکی از اوصاف زیبای امام حسین علیه‌السّلام ، زهد و پارسایی بود، که هرگز تحت تاثیر دنیا و مال و منال قرار نگرفت و متصدیان زر و زور نتوانستند از هیچ راهی در او نفوذ کنند. اینک به بیان چند مورد تاریخی می‌پردازیم:

مورد اول

 در دوران خلافت امیرمؤمنان علیه‌السّلام با تحریک دشمنان خارجی، جنگ‌های سه گانه منافقان (جمل، صفین و نهروان) اتفاق افتاد و مسلمانان ضعیف الایمان را خسته کرد و بخش عمده اوقات آنان را به خود مشغول نمود و اختلاف خطرناکی را فراهم ساخت. برای برون رفت از این وضعیت جنگی، منافقان و طرفداران بنی امیه پیشنهاد دادند: امام حسین علیه‌السّلام را خلیفه نمایند تا از این طریق، اختلاف خانوادگی بین قبیله بنی هاشم را فراهم ساخته، «حسین» را با خود داشته باشند!

امام حسین علیه‌السّلام فرمود: «هیهات که مرا فریب دهید. این راه، راه کفر به خدا و پیامبر و علی مرتضی است و تسلیم شدن به آن، تبعیت از شیطان است». (موسوعة کلمات امام الحسین علیه‌السّلام :«والله لا اکفر بالله وبرسوله وبوصی رسول الله»)

بنابراین، آن حضرت در برابر دنیا و ریاست آن، کوچک‌ترین انعطافی نشان نداد و....

 مورد دوم

 چون معاویه از دنیا رفت، یزید و سایر یاران بنی امیه از راه‌های گوناگون

به امام حسین پیشنهادات مال و منال دادند و از هر راهی پیش آمدند، از جمله «مروان بن حکم» گفت: یا حسین من خیرخواه تو هستم، بیا با یزید بیعت کن که خیر دنیا و آخرت را داری!

امام حسین علیه‌السّلام فرمود: در آن صورت، فاتحه اسلام خوانده شده، که امت اسلامی به امیری چون یزید گرفتار آیند

(«قال مروان! انی آمرک ببیعة یزید فانه خیر لک فی دینک ودنیاک! فرد علیه الامام علیه‌السّلام : علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید»). [۸۹] [۹۰]

این پیشنهاد بارها به امام حسین علیه‌السّلام مطرح شد؛ ولی او مانند پدرش علی علیه‌السّلام فرمود: ‌ای دنیا! برو سراغ دیگری. هرگز نمی‌توانی حسین بن علی را فریب دهی. آری، حسین زاهد زیست و زاهدانه شهید گشت.

 مورد سوم

 امام حسین علیه‌السّلام مردی پرتلاش و پرکار بود و از نظر مال و منال بسیار متمکن و ثروتمند بود؛ ولی ثروت دنیا ذره‌ای در دل او نفوذ نداشت و هرگز تحت تاثیر قرار نگرفت و همانند فقرا و نیازمندان زندگی کرد و....

او بارها به دیگران کمک مالی نمود، قرض هایشان را پرداخت کرد و در یک مورد به شخص مقروض که پناه آورده بود، هزار راس گوسفند [۹۱] و هزار دینار طلا مرحمت کرد؛ [۹۲]

اما در زندگی شخصی گرفتار تکلف نبود، بر سر سفره افطارش فقط «سویق» داشت و آن را خورشت می‌نمود. [۹۳]

نتیجه این بحث

 از این بحث‌ها نتیجه می‌گیریم که اسلام، دین تنبلی و تن پروری نیست و «زهد» نیز چنین مفهومی ندارد؛ بلکه هر انسانی موظف است برای رفاه خود و خانواده اش و کمک به دیگران و اداره امور اجتماعی، با تمام توان کار و تلاش بنماید، ولی تحت تاثیر دنیا قرار نگیرد و عدالت اجتماعی و حقوق مردم و مرز حلال و حرام را به رسمیت بشناسد.

قرآن مجید، مال و امور اقتصادی را زیور و زینت دنیا معرفی می‌کند [۹۴] و نقش آن را اساس و ستون زندگی می‌شناسد [۹۵] و بهره گیری و رفاه طلبی را حق مردم می‌داند؛

«ولا تنس نصیبک من الدنیا». [۹۶]

ولی غرق شدن در دنیاگرایی و نفوذناپذیری را مایه تباهی و دورشدن از مسیر حقیقت تلقی می‌کند.

امام حسین علیه‌السّلام اگرچه انسان متمکن بوده و از طریق تجارت و زراعت و دامداری درآمدی داشته است، ولی خود را پیوسته در منظر خدا می‌دید و «خشیت شهودی» داشت.

«اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک». [۹۷]

از این رو، زهد او تظاهر نبود، بلکه ریشه دینی و اعتقادی داشت

«الزهد اصل الدین». [۹۸] [۹۹]

و به اعتباری، زهد او ثمره دینش بود.

«الزهد ثمرة الدین». [۱۰۰] [۱۰۱]

بنابراین، ما وظیفه داریم در حد نیاز معمولی از امکانات مادی بهره گرفته، ولی تحت نفوذ آن قرار نگیریم.

در تاریخ آمده است:

«ایاز» نخست وزیر «سلطان محمود غزنوی» سابقه چوپانی داشت. وی برای کنترل خویش، لباس‌ها و چاروق‌های آن دوران را در صندوقی نگهداشت و هر روز یک مرتبه به آن‌ها نگاه می‌کرد و از این طریق، غرور خود را کنترل نموده، به خدمت بیشتر مردم همت می‌گماشت. [۱۰۲]

خداوندا! ما را گرفتار عوارض زیانبار دنیا مکن.

پی نوشتها:

۸۶- ری شهری، میزان الحکمة، ج۲، ص۱۱۶۶، ح۷۶۸۶.   

۸۷- ری شهری، میزان الحکمة، ج۲، ص۱۱۶۶، ح۷۶۹۳.   

۸۸- غررالحکم، ح۶۰۹۸.

۸۹- ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۷.   

۹۰- مقتل خوارزمی، ج۱، ص۱۸۴.

۹۱- شرح ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۴۹.

۹۲- محجة البیضاء، ج۴، ص۲۱۶.

۹۳- سفینة البحار، ج۱، ص۲۵۸.

۹۴- کهف/سوره۱۸، آیه۴۶.   

۹۵- نساء/سوره۴، آیه۵.   

۹۶- قصص/سوره۲۸، آیه۷۷.   

۹۷- دعای عرفه.

۹۸- ری شهری، میزان الحکمة، ج۲، ص۱۱۶۷، ح۷۶۹۰.   

۹۹- غرر الحکم، ح۴۸۷.

۱۰۰- ری شهری، میزان الحکمة، ج۲، ص۱۱۶۷، ح۷۶۹۱.   

۱۰۱- غررالحکم، ح۴۱۲.

۱۰۲- سیمای امام حسین علیه‌السّلام ، ص۷۷.

Fill in the blank.