تاریخ ارسال:ش, 1397/08/19 - 00:14 شناسه: 461

گستره شفاعت پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم

نویسنده/ سخنران: 
پیامبر گرامی اسلام
جبرئیل به پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم عرض کرد: یا رسول اللّه، به شما بشارت دهم که شما در آن روز رتبه اى دارى که هیچ پیامبرى ندارد. روز قیامت وقتى جهنم ظاهر مى شود و در معرض دید مردم قرار مى گیرد، تمام مردم به زانو مى افتند...

گستره شفاعت پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم

بسم الله الرحمن الرحیم

بشر بن شریح بصرى از امام باقر علیه السلام سؤال مى کند: کدام آیه امیدآفرین ترین آیه در کتاب خداست؟ حضرت فرمود: نظر شما در این باره چیست؟ گفت: آنان (اهل سنت)مى گویند: این آیه است:

«قُلْ یا عِبادِىَ الَّذینَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُالذُّنُوبَ جَمیعا اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»؛[1] بگو: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است».

حضرت فرمود: لکن اهل بیت چنین نظرى ندارند. مى گوید: به حضرت گفتم: پس نظر آنان در این باره چیست؟ حضرت فرمودند: ما مى گوییم: امیدوارکننده ترین آیه این است:

«وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى؛[2]و به زودى پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوى» و آن شفاعت است. به خدا سوگند شفاعت است، به خدا سوگند شفاعت است.[3]

خداوند به پیغمبرش وعده داده است که آن قدر به تو مى بخشم تا راضى شوى؛ یعنى خدا اندازه اى نگذاشته است. مگر پیامبر رحمت به این سادگى ها راضى مى شود! حضرت نوح مى خواست پسرش را شفاعت کند، به او اجازه ندادند: «فَلا تَسْأَلْنِ مالَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ اِنّى اَعِظُکَ اَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ»؛[4]آنچه را آگاه نیستى از من مخواه! من به تو اندرز مى دهم تا از جاهلان نباشى.

اما پیامبر ما میلیاردها میلیارد شفاعت مى کند. خدا هم تأیید کرده و فرموده است: آن قدر مى بخشم تا راضى شوى! یک آدم معمولى حاضر نیست کسى که با او دوست است و به او علاقه دارد، در آتش بیفتد و در زندان باشد.

عظمت و فضیلت حدیث کسا

روى بخش هاى آخر حدیث کسا بسیار پافشارى شده است. همه از رحمت و محبت و امید سخن مى گوید. حضرت امیر علیه السلام از پیامبر خدا مى پرسد: این مجلسى که در آن جمع شده ایم، چه فایده اى دارد و فضیلتش چیست؟ پیامبر درباره فضیلت آن چیزى بیان نکردند، شاید مصلحت نبوده است، ولى فرمودند:

«وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّا وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِیّا ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَ فیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَ مُحِبّینا اِلاّ وَ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَةُ وَ حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِکَةُ واسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى اَنْ یَتَفَرَّقوا»؛ سوگند به آن خدایى که کسی که مشکلى دارد و با اعتقاد حدیث کسا را یک مرتبه بخواند، کارش درست مى شود. چون هم پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و هم امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره قسم یاد کرده اند. پیامبر خدا براى بار دوم فرمودند:

«یا عَلِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّا وَاصْطَفانى بِالرِّسالةِ نَجِیّا ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَ فیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَ مُحِبِّینا وَ فیهِمْ مُهْمُومٌ اِلاّ وَ فَرَّجَ اللّهُ هَمَّهُ وَ لا مَغمُومٌ اِلاّ وَ کَشَفَ اللّهُ غَمَّهُ وَ لا طالِبُ حاجَةٍ اِلاّ وَ قَضَى اللّهُ حاجَتَهُ»؛ اى على، سوگند به آن خدایى که مرا به حق، به پیغمبرى برگزید و به رسالت مبعوث کرد به خدا سوگند رستگار شدیم و سعادت یافتیم و همچنین شیعیان ما رستگار شدند و سعادت یافتند، در دنیا و آخرت؛ قسم به پروردگار کعبه.

اگر انسان این حدیث را با اعتقاد بخواند، از گردنه مشکلات رد مى شود؛ یعنى یا مشکل او برطرف مى شود، یا آن مشکل دیگر براى او مشکل نیست؛ بى اهمیت مى شود. خدا آیت اللّه بهاءالدینى را رحمت کند! شب هاى جمعه معمولاً صحبت هاى اخلاقى مى فرمودند.گاهى به جاى صحبت مى فرمودند: حدیث کسا بخوانید، و مى خواندند. آیت اللّه بهجت فرموده بودند: جملات حدیث کسا معجزه است؛ چون حضرت زهرا علیها السلام مستقیم از خدا و جبرئیل خبر داده است. چقدر بشارت در این حدیث خوابیده است! چقدر قسم خورده اند تا ما باور کنیم! دائره شفاعت پیامبر بسیار گسترده است. پیامبرِ رحمت است!

قیامت و منزلت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم

خداوند در قرآن مى فرماید:

«وَجِى ءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الاْءِنْسانُ وَ اَنّى لَهُ الذِّکْرى»؛[5] و در آن روز جهنم را حاضر مى کنند؛(آرى) در آن روز انسان متذکر مى شود، اما این تذکر چه سودى براى او دارد!

در ذیل این آیه مبارکه آمده است: جبرئیل به پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم عرض کرد: یا رسول اللّه، به شما بشارت دهم که شما در آن روز رتبه اى دارى که هیچ پیامبرى ندارد. روز قیامت وقتى جهنم ظاهر مى شود و در معرض دید مردم قرار مى گیرد، تمام مردم به زانو مى افتند و وانفسایشان بلند مى شود. در روایت دیگر آمده است:حضرت یعقوب علیه السلام یوسف خود را فراموش مى کند، یعقوبى که چهل سال براى یوسف گریه کرد، موهایش سفید شد، قدش خمیده گشت و چشمانش کور شد. حضرت ابراهیم علیه السلام فرزندش اسحاق را فراموش مى کند.

«یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخیهِ وَ اُمِّهِ وَ اَبیهِ وَ صاحِبَـتِهِ وَ بَنیهِ لِکُلِّ امْرِى ءٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنُ یُغْنیهِ»؛ [6]در آن روز انسان از برادر خود مى گریزد و از مادر و پدرش و از همسر و فرزندانش. در آن روز هر کدام وضعى دارد که او را کاملاً به خود مشغول مى دارد.

یکى از آقایان مى گفت : سال 1354 ه.ش که در منا آتش سوزى شد، خیمه ها مى سوخت و مردم فرار مى کردند. کسى به فکر پول و ساک و بچه و رفیق و روحانى نبود. شبیه قیامت شده بود. همین طور خیمه ها پشت سر هم مى سوخت و به طرف حاجى ها حمله ور مى شد.برخى از مواقع خداوند مى خواهد از میهمانانش این گونه پذیرایى کند. بالاخره صاحبخانه است.

جالب است که در حج هر چقدر هم وسائل رفاه فراهم باشد، باز حاجى ها در فشار و زحمت اند. گاهى خداوند از انبیا و اولیایش به وسیله بلا و فشار و زحمت پذیرایى مى کند. مى گفت: در آن سانحه آتش سوزى یک مهندس جوان در کاروان ما بود که یک کیف هم همراه داشت. با هم دیگر در حال فرار بودیم. یک خانم هندى را دیدیم که یک بچه روى کولش بود و فرار مى کرد. آن قدر به فکر نجات جان خودش بود که بچه از روى کول او افتاد و او نفهمید.

این مهندس جوان کیفش را رها کرد و بچه را گرفت و با شتاب به منطقه اى که دور از آتش بود، رفتیم. دیدیم که همان زن هندى آنجاست و به سرش مى زند که بچه من چه شد؟ مهندس بچه را به آن زن داد. دیدیم یک نفر هم آمد و کیف مهندس را به او داد. گفت:من دیدم این بچه را برداشتى، من هم کیف تو را برداشتم. بالاخره خیر، خیر مى آورد و رحمت، رحمت. این مهندس رحم کرد، رحم آن شخص هم طلوع کرد.

«اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَىْ ءٌ عَظیمٌ؛[7]زلزله روز قیامت چیز بزرگى است!» کسى به فکر کسى نیست. در آن روز حتى ابراهیم فرزندش را فراموش مى کند. جبرئیل درباره آن روز به پیامبر چنین خبر داد:

«فَما خَلَقَ اللّهُ عَبْدا مِنْ عِبادِاللّهِ مَلَکا وَ لا نَبِیّا اِلاّ یُنادى رَبِّ نَفْسى نَفْسى وَ اَنْتَ یا نَبِىَّ اللّهِ تُنادى اُمَّتى اُمَّتى»؛[8] خداوند هیچ بنده اى از بندگانش و هیچ فرشته و پیامبرى را خلق نکرد، جز اینکه در آن روز ندا مى دهد که پروردگارا، مرا دریاب، مرا دریاب! و تو اى پیامبر خدا، ندا سر مى دهى که امتم را دریاب، امتم را دریاب!

بهترین آیه در قرآن

على علیه السلام در باره بهترین آیه در قرآن از پیامبر خدا چنین نقل مى فرماید:

«خَیْرُ ءایَةٍ فى کِتابِ اللّهِ هذِهِ الاْآیَةُ »؛ بهترین آیه در کتاب خدا، این آیه است : «وَ ما اَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ اَیْدیکُم وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ»؛[9] هر مصیبتى به شما رسد، به خاطر عملى است که انجام داده اید، و بسیارى را نیز عفو مى کند.

بعد این گونه بیان مى فرمایند: «یا عَلِىُّ ما مِنْ خَدْشِ عُودٍ وَ لا نَکْبَةِ قَدَمٍ اِلاّ بِذَنْبٍ وَ ما عَفَى اللّهُ عَنْهُ فِى الدُّنْیا فَهُوَ اَکْرَمُ مِنْ اَنْ یَعودَ فیهِ وَ ما عاقَبَ عَلَیْهِ فِى الدُّنیا فَهُوَ اَعْدَلُ مِنْ اَنْ یُثَنِّىَ عَلى عَبْدِهِ»؛[10] یا على، انسان خراشى به بدنش وارد نمى شود و زخمى به پایش اصابت نمى کند، جز به خاطر گناهى که مرتکب شده است. و خداوند بزرگوارتر از آن است که گناهى را که در دنیا از آن گذشته و بخشیده است، حسابرسى کند. و عادل تر از آن است که گناهى را که در دنیا عقاب فرموده است، دوباره به حساب بیاورد.

بنابراین گرفتارى هایى که براى ما پیش مى آید، به خاطر عمل خود ماست. کار خلاف کرده ایم، چوبش را هم مى خوریم. تازه خداوند بیشتر گناهان را مى بخشد و عقاب نمى کند. یعنى نود و نه درصد را مى بخشد. چون خداوند «اَظْهَرَ الْجَمیل وَ سَتَرَ الْقَبیح» است؛ زیبایى ها را ظاهر مى کند و زشتى ها را مى پوشاند.«وَ لَمْ یُؤاخِذْ بِالْجَریرَةِ»؛[11] نگاه نمى کند و نشنیده مى گیرد.

گاهى براى گوش مالى و توجه دادن گیر مى دهد تا در همین دنیا پاکمان کند.وقتى خداوند اکثر گناهان را ببخشد و کمى از آن ها را با مصیبت هایى که براى ما به واسطه آن گناهان پدید مى آید پاک کند، شسته و رفته و دست نخورده وارد آخرت مى شویم؛ بِکرِ بِکر. در روایت آمده است که مؤمن در بهشت بکر است؛ یعنى دست نخورده و بدون هیچ آلودگى است. مثل روز اولى که خدا او را خلق کرده است. این قدر بکر و دست نخورده و آکبند است!یعنى گناهان در او هیچ اثر نکرده است.

یکى از بزرگان مى فرمود: من ضمانت مى کنم که آتش جهنم اهل ولایت را نمى سوزاند. یعنى اگر در روح و قلب شما محبت باشد، آتش جهنم نمى تواند در شما اثر بگذارد.آتش جهنم غلط مى کند دلى که در آن محبت اهل بیت علیهم السلام است بسوزاند. مگر اینکه انسان از اهل بیت علیهم السلام فاصله بگیرد. جهنم نمى تواند محب و دوست اهل بیت را بسوزاند. اصلاً اگر نزدیک او بیاید خاموش مى شود. در حدیثى از قول پیامبر گرامى اسلام چنین آمده است که در روز قیامت جهنم به مؤمن مى گوید: «جُزْ یا مُؤْمِنُ فَقَدْ اَطْفَأَ نُورُکَ لَهْبى»؛[12] اى مؤمن، زود بگذر که نور تو آتش مرا خاموش کرد.

رحمت و مغفرت واسعه خداوند

فرمود: گرفتارى ها به خاطر پاک شدن از گناهان است. و بسیارى از گناهان را هم مى بخشد؛ یعنى پاک پاک مى شوید. حساب ها صاف مى شود. بنابراین در این آیه خیر و بشارت و امیدوارى فراوانى است. اگر دعاها را مطالعه کنیم، مى بینیم که بسیارى از آن ها از رحمت و آمرزش خداوند مى گوید. در دعاهایى که به عنوان تعقیب بعد از نمازها آمده است، این دعاى زیبا از پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل شده است:

«اَللّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَکَ اَرْجى مِنْ عَمَلى وَ اِنَّ رَحْمَتَکَ اَوْسَعُ مِنْ ذَنْبى. اَللّهُمَّ اِنْ کانَ ذَنْبى عِنْدَکَ عَظیما فَعَفْوُکَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنْبى اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ اَکُنْ اَهْلاً اَنْ اَبْلُغَ رَحْمَتَکَ فَرَحْمَتُکَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنى وَ تَسَعَنى لاَِنَّها وَسِعَتْ کُلَّ شَىْ ءٍ.بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ».[13]

ببین پیامبر خدا چقدر قشنگ استدلال مى کند. همه درهاى جهنم را بسته است.مى گوید: اگر گناه من بزرگ است، تو بزرگ ترى. پس باید گناه مرا ببخشى. اگر من مستحق رحمت تو نیستم، رحمت تو آن قدر وسیع و گسترده است که هر شى ء و همه چیز را فرا مى گیرد و من هم شى ء هستم. بنابراین اگر ما از امید و رحمت مى گوییم به جاست.

خدا حاج آقاى دولابى را رحمت کند ! همیشه از رحمت خدا مى گفت. مى فرمود:من آن قدر به خِنِسى خورده ام تا الآن که به جاده رجا و امید و رحمت افتاده ام. مى فرمودند: ما اول کاسب و کشاورز بودیم. با اهل دنیا مى نشستیم. اهل دنیا هر کجا مى نشست، آیه یأس مى خواند. مى گفت:

وضع خراب است؛ گرانى، مالیات. امسال زراعت نشده است. بارندگى کم بوده است.مشکلات زیاد است. کار درست نمى شود.

آمدیم با اهل عبادت و تقدس نشستیم. گفتند: آقا کار خیلى مشکل است. خدا این قدر مار و عقرب و فشار قبر و جهنم دارد که نمى دانى! اگر یک خطا بکنى، چهل سال عذاب است. پدرت را در مى آورند! با اهل سیر و سلوک نشستیم، گفتند: آدم شدن محال است. برو، تو آدم بشو نیستى. هفتاد سال باید پوست بکنى تا یک صفت تو را عوض کنند. آن هم آیا بشود یا نشود. و آیه یأس. همه آیه یأس مى خوانند؛ هم اهل دنیا، هم اهل عبادت و تقدس و هم اهل سیر و سلوک.

گفتیم: بیاییم این طلسم را بشکنیم. هفتاد سال دروغى گفتیم: عجب خداى خوبى است! کار دنیا و آخرت ما را درست مى کند. خودمان را درست مى کند. پاکمان مى کند. دروغى گفتیم، ولى یکى از آن ها هم دروغ نبود، همه راست بود. هفتاد سال گفتیم: عجب خداى خوبى داریم، از قضا همه راست بود؛ چون در واقع خداى خوبى بود. خداى رحیمى بود. ما باورمان نشده بود.

خداوند متعال به ما توفیق رحمت گسترده خودش را عطا کند. رحمت خدا خیلى گسترده است. باید بخورش را پیدا کنى تا این لقمه هاى رحمت و محبت را بردارد.

پی نوشتها:

[1]سوره زمر، آیه 53.

[2]سوره ضحى، آیه 5.

[3]بحارالانوار، ج 8، ص57، ح 72؛ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 595، ح 12.

[4]سوره هود، آیه 46.

[5]سوره فجر، آیه 23.

[6]سوره عبس، آیه 34 ـ 37.

[7]سوره حج، آیه 1 .

[8]تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 575.

[9]سوره شورى، آیه 30.

[10]تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 581، ح 100 ؛ بحارالانوار، ج 70، ص 316.

[11]کافى، ج 2، ص 578؛ بحارالانوار، ج 95، ص 198 و ج 92، ص 352 .

[12]بحارالانوار، ج 8، ص249 ؛ تفسیر صافى، ج 3، ص 289 .

[13] مفاتیح الجنان، تعقیبات مشترک نمازها.

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.