تاریخ ارسال:ي, 1395/06/14 - 18:25 شناسه: 341

محرم 34 - صبر سیدالشهداء (منبر ده دقیقه ای)

امام حسین علیه السلام
صبر حالتی است نفسانی که اگر به حدّ اعلای خود برسد انسان را از بی‏قراری و اضطراب و شکایت از قضای الهی در برابر حوادث باز می‏دارد و قدرت ایستادگی در مقابل نفس و خواسته‏ های آن را پیدا می‏کند و بر انجام واجبات و طاعات پایدار خواهد ماند...

 بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن...

صبر و بردباری

یکی دیگر از صفات نیکو و کلیدی انسان، صفت صبر و بردباری است
صبر حالتی است نفسانی که اگر به حدّ اعلای خود برسد انسان را از بی‏قراری و اضطراب و شکایت از قضای الهی در برابر حوادث باز می‏دارد و قدرت ایستادگی در مقابل نفس و خواسته‏ های آن را پیدا می‏کند و بر انجام واجبات و طاعات پایدار خواهد ماند؛ به همین جهت در منابع دینی صبر به سه قسم تقسیم شده است؛

1-صبر در مقابل بلاها و مصائب

2-صبر بر اطاعت و بندگی

3-صبر در مقابل گناهان و شهوات

صبر در قرآن

در قرآن کریم، آیات فراوانی درباره صبر و استقامت آمده است. گاهی به انبیاء و مؤمنان، دستور می‏دهد که صبر کنید، مانند:

«واَصْبِر عَلی ما اَصابَکَ اِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الاُمُورِ»؛

«و در برابر مصایبی که به تو می‏رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است.»

«فَاصْبِرْ اِنَّ وَعْدَ اللّه‏ِ حَقٌ»؛ 

«پس صبر و شکیبایی پیشه کن که وعده خدا حق است.»

و گاهی دستور می‏دهد که همدیگر را به صبر توصیه نمایید، مانند

«وتواصَوْ بالصَّبْرِ»؛

 «همدیگر را به صبر سفارش کنید.»

و گاه صابران را با زبانهای مختلف مورد تشویق و بشارت قرار می‏دهد، مانند:

«وَبَشِّرِ الصّابِرینَ»؛

«به صابران بشارت ده».

«وَاللّه‏ُ یُحِبُّ الصّابِرینَ»؛

«خداوند صابران را دوست دارد.»

«اِنَّ اللّه‏َ مَعَ الصابِرینَ»؛ 

 «براستی خداوند با بردباران است.»

و در آیه‏ ای دستور می‏دهد که از صبر استمداد بجویید:

«اِسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ»؛ 

«از صبر یاری بجویید.»

و در برخی آیات پاداش بی‏حساب صبر و شکیبایی را گوشزد نموده است،

مانند این آیات:

«وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذین صَبَرُوا اَجْرَهُمْ بِاَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ»؛

  «و به کسانی که صبر و استقامت پیشه کردند، مطابق بهترین اعمالی که انجام می‏دادند پاداش خواهیم داد.»

«وَنِعْمَ اَجْرُ العامِلینَ اَلَّذینَ صَبَرُوا»

«چه خوب است پاداش عمل‏ کنندگان؛ همانها که صبر و استقامت ورزیدند.»

«اِنَّما یُوَفَّی الصّابِروُن اَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ»؛ 

  «همانا صابران اجر و پاداش خود را بی‏حساب دریافت می‏دارند.

 صبر در روایات

در روایات هم به تعبیرات ارزشمندی درباره صبر برمی‏خوریم، مانند:

1. پیامبر اکرم صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله:

«اَلصَّبْرُ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الجَنَّةِ؛ 

صبر گنجی از گنجهای بهشت است.

2. علی علیه ‏السلام:

«اَلصَّبْرُ عَوْنٌ عَلی کُلِ ‏اَمْرٍ؛ 

صبر به [پیشرفت] هر کاری کمک می‏کند. و فرمود:

«اِنْ صَبَرْتَ أَدْرَکْتَ بِصَبْرِکَ مَنازِلَ الاَْبرارِ؛ 

اگر صبر کنی به مقامات ابرار می‏رسی.»

3. در روایتی می‏خوانیم:

«واَلصَّبْرُ رَأْسُ الایمانِ، فَلا ایمانَ لِمَنْ لا صَبْر لَه؛ 

بردباری سر ایمان است، پس هر کسی صبر نداشته باشد، ایمان ندارد.»

4. امام صادق علیه ‏السلام فرمود:

«اِنّا صُبَّرٌ وَ شیعَتُنا اَصْبَرُ مِنّا لاَِنّا نَصْبِرُ عَلی ما نَعْلَمُ  وَشیعَتُنا یَصْبِروُنَ عَلی ما لا یَعْلَمُونَ؛

ما خیلی بردباریم و شیعیان ما از ما بردبارترند، چرا که ما بر آنچه می‏دانیم صبر می‏کنیم ولی شیعیان ما بر چیزهایی که آگاهی از [عواقب] آن ندارند شکیبایی می‏کنند.»

5. از حضرت مسیح علیه‏ السلام نقل شده است که فرمود:

«اِنَّکمْ لا تُدْرِکُونَ ما تُحِبُّونَ اِلاّ بِصَبْرِکُمْ عَلی ما تَکْرَهُونَ؛

براستی شما به آنچه دوست دارید نمی‏رسید مگر با صبر و بردباری بر آنچه بد می‏دارید.»

6. امام حسین علیه‏ السلام فرمودند:

«مَنْ اَصابَتْهُ مُصِیبَةٌ فَقالَ اِذا ذَکَرَها «اِنّا للّه‏ِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجعُون» جَدَّدَ اللّه‏ُ لَهُ مِنْ اَجْرِها مِثْلَ ما کانَ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ؛

هر کسی مصیبتی به او رسد، پس هرگاه که به یاد آن مصیبت می‏افتد بگوید: «ما از خداییم و به سوی خدا باز می‏گردیم.»، خداوند در روز قیامت پاداش او را [هر مقدار که تکرار کند] به میزان پاداش مصیبتی که به او رسیده است تجدید می‏کند.»

7. امام صادق علیه‏ السلام درباره آثار صبر فرمودند:

«اَلصَّبْرُ یُظْهِرُ ما فی بَواطِنِ الْعبادِ مِنَ النُّورِ وَالصَّفاءِ،

وَالْجَزَعُ یُظْهِرُ ما فی بَواطِنِهِمْ مِنَ الظُّلْمَةِ وَالْوَحْشَةِ

صبر، آنچه را که در درون بندگان از نور و صفا وجود دارد، آشکار می‏سازد، و ناشکیبایی، آنچه را که در درون آنها از ظلمت و وحشت است ظاهر می‏سازد.»

 صبر در سیره امام حسین

اگر بنا است برای صبر و صابران الگوی کامل و جامعی معرّفی نمود، یکی از آنها سرور شهیدان، حسین بن علی علیه‏ السلام است که صبر را با تمام اقسام و ابعادش در زندگی و رفتار خویش به بشریّت نشان داد و با سرکشیدن جام تلخ صبر و بردباری، تمام ثمرات شیرین آن را در دنیا و آخرت نصیب خویش نمود. او از کودکی در مقابل فقر و نداری، مصائب مادر و پدر و برادر، ظلم های ستم‏گران، آوارگی از مدینه تا کربلا، تشنگی و گرسنگی، شهادت برادران و فرزندان و یاران و صدها مصیبت دیگر صبر و شکیبایی نمود تا آنجا که صبر را نیز از تحمل و بردباری خود خجل کرد. اینک به برخی از نمونه‏ هایی که در تاریخ و روایات به آنها اشاره شده می‏پردازیم

1. صبر در مقابل ستمگری معاویه:

پس از شهادت امام مجتبی علیه‏ السلام، گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه‏ السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند. امام در جواب آنها فرمود:

«همانا نظر برادرم ـ که خدا او را رحمت فرماید ـ وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم‏کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می‏کند، ان شاء اللّه‏.»

در نامه فوق حضرت علی‏رغم نظر خویش، فقط به خاطر تعهد نسبت به صلح امام حسن علیه ‏السلام با معاویه، هم خود و هم یاران خویش را دعوت به صبر و تحمّل می‏کند.

در جای دیگر فرمود:

«قَدْ کانَ صُلْحٌ وَکانَتْ بَیْعَةً کُنْتُ لَها کارِها فَانْتَظِروُا مادامَ هذَا الرَّجُلُ حَیّا فَاِنْ یُهْلَکْ نَظَرْنا وَنَظَرْتُمْ

قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمّل می‏کنم.] شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می‏کنیم.»

2. صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه ‏السلام:

وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه‏ السلام تمام شد، امام حسین علیه ‏السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله دفن کند. مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد. اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه ‏السلام گفتند: سوگند به خدا نمی‏گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله دفن کنید. امام حسین علیه‏ السلام فرمودند:

«اینجا خانه رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نُه‏گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری.»

در اینجا بنی‏ هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید؛ اما امام حسین علیه ‏السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون‏ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند:

«اللّه‏َ اللّه‏َ اَنْ تَفْعَلُوا وتُضَیِّعُوا وَصِیَّةَ اَخی وَقالَ لِعائِشَةَ: وَاللّه‏ِ لَوْلا اَنَّ اَبا مُحَمّدٍ اَوْصی اِلیَّ اَنْ لا اُهْریقُ مَحْجَمَةُ دَمٍ لَدَفَنْتُهُ وَلَوْ رَغِمَ اَنْفُکِ

خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیّت برادرم ضایع گردد.»

و خطاب به عایشه فرمود:

«سوگند به خدا! اگر برادرم وصیّت نکرده بود که مبادا قطره‏ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می‏کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می‏مالیده شود.»

ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند.

3. فقط صابران بیایند:

امام حسین علیه‏ السلام هر چند یاران و اصحاب معدودی داشت، ولی این‏گونه نبود که هر کس را به یاری دعوت کند، و نصرت هر بی‏صبر و تحمّلی را بپذیرد؛ بلکه با صراحت اعلام کرد که فقط صابران بیایند و بمانند:

«اَیُّهَا النّاسُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ یَصْبِرُ عَلی حَدِّ السَّیْفِ وَطَعْنِ الاَْسِنَّةِ فَلْیَقُمْ مَعَنا وَ اِلاّ فَلْیَنْصَرِفْ عَنّا

ای مردم! هر کدام از شما که می‏تواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزه‏ها صبر کند با ما قیام کند [و بماند] وگرنه از میان ما بیرون رود [و خود را نجات دهد].»

گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما سرگیرد و بیرون رود از کربلای ما

4. صبر تا مرز تنهایی:

آن حضرت در گوشه‏ ای از نامه‏ اش به محمد حنفیه نوشت:

«فَمَنْ قَبِلَنی بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللّه‏ُ اَوْلی بِالْحَقِّ وَمَنْ رَدَّ عَلَیَّ هذا اَصْبِرُ حَتّی یَقْضِیَ اللّه‏ُ بَیْنی وَبَیْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ

پس هرکس حقیقت مرا بپذیرد [و از من پیروی کند، راه خدا را پذیرفته و] خدا به حق اولی است و هر کس رَدْ کند [و من را تنها گذارد] صبر می‏کنم تا خداوند میان من و این قوم به حق داوری کند.»

5. روز عاشورا و صبر بی‏ پایان:

وقتی روز عاشورا فرا رسید و فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر هجوم آوردند، یاران اطراف حسین علیه ‏السلام را گرفتند و نگاه به چهره او دوختند، تا ببینند چه رهنمودی می‏دهد. امام حسین علیه‏ السلام به راستی صحنه ‏های بسیار زیبایی از پشت پرده‏ های صبر را به نمایش گذاشت که به برخی موارد آن اشاره می‏شود:

الف) خطاب به یاران با چهره ‏ای گشاده و با نفس آرام فرمود:

«صَبْرا بَنِی الْکِرامِ فَمَا الْمَوْتُ اِلاّ قَنْطَرَةٌ عَنِ الْبُؤْسِ وَالضَّرّاءِ اِلَی الْجِنانِ الْواسِعَةِ وَالنَّعیمِ الدّائِمَةِ؛

ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پُلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور می‏دهد.»

و در جای دیگر فرمود:

«اِنَّ اللّه‏َ قَدْ اَذِنَ فی قَتْلِکُمْ فَعَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ

براستی خداوند اذن کشته شدن [و شهادت شما را] داده است، پس بر شما لازم است که صبر کنید.»

ب) آن حضرت خطاب به احمد بن حسن علیه ‏السلام،

آنگاه که بعد از جنگ آشکار برگشت و از عمو آب خواست، فرمود:

«یابُنَیَّ اِصْبِرْ قَلیلاً حَتّی تَلْقی جَدَّکَ فَیَسْقیکَ شَرْبَةً مِنَ الْماءِ لا تَظْمَأُ بَعْدَها اَبَدا؛

پسرم! مدّت کمی شکیبایی کن تا جدّت رسول‏خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله را، ملاقات کنی، پس آنگاه از آبی سیرابت کند که هرگز بعد از آن تشنه نشوی.»

ج) امام حسین علیه‏ السلام خطاب به علی اکبرش

هنگامی که برای تجدید قوا آب خواست، فرمود:

 «اِصْبِرْ حَبیبی فَاِنَّکَ لاتُمْسی حَتّی یَسْقیکَ رَسُولُ‏ اللّه‏ بِکَاْسِهِ؛ 

  عزیز دلم صبر کن؛ زیرا به زودی از دست جدت رسول‏خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله سیراب می‏شوی.»

راستی بسیار صبر و شکیبایی می‏خواهد که انسان جوانش را این‏گونه به سوی مرگ و شهادت تشویق کند؛ آن هم جوانی چون علی ‏اکبر که از تمام جهات به پیامبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله شباهت داشت.

د) آن‏گاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید:

سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه‏ ها شروع به گریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند:

«یا نُورُ عَیْنی...فَاصْبِری عَلی قَضاءِ اللّه‏ِ وَلا تَشْکی فاِنَّ الدُّنیا فانِیَةٌ وَالاْخِرَةُ باقِیَةٌ؛

  ای نور چشمم!... پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی؛ چرا که دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است.»

ه) آخرین پرده‏ ها از نمایش صبر حسین علیه‏ السلام:

آن حضرت چون آهن آب‏دیده و تیغ صیقل خورده هر چه بیشتر مصیبت می‏دید جلا و نورانیت بیشتری پیدا می‏کرد. حمید بن مسلم می‏گوید:

حسین علیه ‏السلام را در سخت‏ترین لحظه ‏های عاشورا و جنگ دیدم. به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصیبت زده ‏ای] را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال دلدار و استوارتر و قوی‏دل‏تر از آن بزرگوار باشد. چون پیادگان به او حمله می‏کردند، او با شمشیر بر آنها حمله می‏کرد و آنها از راست و چپ می‏گریختند؛ چنان که گلّه روباه از شیری فرار کند.

آن‏گاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری می‏کرد، آخرین پرده از شکوه و صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت:

«صَبْرا عَلی قَضائِکَ لااِله سِواکَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ وَلا مَعْبُودَ غِیْرُکَ،صَبْرا عَلی حُکْمِکَ؛

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.