تاریخ ارسال:چ, 1395/06/10 - 17:54 شناسه: 314

محرم 6 - جوشش محبت اهل بیت علیهم السلام در دل (منبر ده دقیقه ای)

امام حسین علیه السلام
هیچ بنده‏اى ایمان ندارد، مگر اینکه من نزد او، از خودش محبوب‏تر باشم و ذریه من پیش او، از ذریه خودش محبوب‏تر باشد و اهل من پیش او، از اهل خودش محبوب‏تر باشند و ذات من نزد او، از ذات خودش محبوب‏تر باشد

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن...

چگونه می توانیم محبت اهل بیت(ع) را در دلهایمان به وجود آوریم؟

«حب»؛ یعنى، رغبت و میل انسان به چیزى.

اگر این میل باطنى و رغبت دل به چیزى شدید و قوى شود، آن را عشق مى‏نامند1.

جایگاه حب اهل بیت‏(علیهم‏ السلام) را باید از قرآن و روایات اخذ کرد.

در اهمیت و جایگاه محبت اهل بیت‏(علیهم ‏السلام) همین بس که قرآن، آن را تنها پاداش رسالت پیامبر(صلى‏ الله ‏علیه‏ و آله) معرفى کرده است:

«قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى‏»2؛ « بگو از شما هیچ پاداشى درخواست نمى‏کنم، جز آنکه نزدیکان مرا دوست بدارید».

رسول اکرم‏(صلى ‏الله‏ علیه‏ و آله) مى‏فرماید:

«لا یؤمن احدکم حتى اکون احبّ الیه من ولده و والده و الناس اجمعین»3؛ «هیچ کس از شما ایمان ندارد؛ مگر اینکه من نزد او، از فرزندانش و پدرش و همه مردم محبوب‏تر باشم».

ایمان مشروط به محبت

آن حضرت اصل ایمان را مشروط به «حبّ» خود مى‏داند و در روایتى دیگر براى آن، مرتبه بالاترى معرفى مى‏کند:

«لایؤمن عبد حتى اکون احب الیه من نفسه ویکون عترتى احب الیه من عترته و یکون اهلى احب الیه من اهله و یکون ذاتى احب الیه من ذاته»4؛

«هیچ بنده‏اى ایمان ندارد، مگر اینکه من نزد او، از خودش محبوب‏تر باشم و ذریه من پیش او، از ذریه خودش محبوب‏تر باشد و اهل من پیش او، از اهل خودش محبوب‏تر باشند و ذات من نزد او، از ذات خودش محبوب‏تر باشد».

پیامبر(صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله) در این روایت، شرط ایمان را حُب خود و اهل‏بیت خویش - آن هم در مراحل بالاتر - معرفى کرده است؛ زیرا به طور معمول انسان به خود علاقه شدیدى دارد و او نزد خود از همه محبوب‏تر است؛ سپس فرزندانش و آن گاه دیگر نزدیکان او.
اما وقتى انسان در حُب کسى، به مرتبه بسیار بالا مى‏رسد، او را بر خود و فرزندان، نزدیکان و همه کسان دیگر ترجیح مى‏دهد و این همان مرتبه شدید و قوى حب است که به آن «عشق» مى‏گویند.

بنابراین حب اهل بیت و ائمه اطهار(علیهم ‏السلام)، باید در حد اعلا باشد و هر اندازه از این حد فروتر باشد، به همان اندازه ایمان شخص، نقص و کاستى دارد.
به عبارت دیگر درجات ایمان با درجات حبّ پیامبر اکرم‏(صلى‏ الله ‏علیه‏ و آله) و اهل بیت‏(علیهم ‏السلام) پیوستگى دارد و با آن سنجیده مى‏شود.

دوستى اهل بیت‏(علیهم‏السلام) در عمل‏

امام باقر(علیه‏ السلام) مى‏ فرماید:

«یا جابر! بلّغ شیعتى عنّى السلام و اعلمهم انه لا قرابة بیننا و بین اللّه عزوجل و لا یتقرّب الیه الا بالطاعة یا جابر من اطاع اللّه و احبنا فهو ولینا و من عصى اللّه لم ینفعه حبنا»5؛

«اى جابر! از طرف من، به شیعیانم سلام برسان و به آنان اعلام کن که هیچ قرابت و خویشاوندى بین ما و خداى عزوجل نیست و فقط با اطاعت و بندگى به درگاه الهى تقرّب مى‏یابد. اى جابر! هرکس خدا را اطاعت کند و همراه آن به ما محبت ورزد، دوست و محبّ ما است و هرکس خدا را معصیت کند، حب ما برایش نافع نیست».
بنابراین اولین شرط حب اهل بیت‏(علیهم ‏السلام)، اطاعت از حق تعالى و پرهیز از گناه است. ممکن است کسى درجه پایین محبت (همان میل باطنى و رغبت درونى) را داشته باشد؛ ولى عملاً اهل معصیت هم باشد! چنین حبّى، چندان سود بخش نیست. البته معصیت‏هاى اتفاقى - که بعد از آن توبه باشد - باعث نمى‏شود حب اهل بیت‏(علیهم ‏السلام) سودى نبخشد.

حضرت على‏(علیه ‏السلام) فرمود:

«انا مع رسول ‏الله و معى عترتى على الحوض، فمن ارادنا فلیأخذ بقولنا ولیعمل بعملنا...»6 ؛

«من با رسول خدا(صلى ‏الله‏ علیه‏ و آله) در حالى که عترت من هم با من هستند، بر حوض اشراف داریم. پس هر کس ما را مى‏خواهد، هم باید گفتار ما را بگیرد و هم عمل ما را، عمل کند ...». بنابراین محبت باید در عمل جلوه‏گر شود.

راه‏هاى کسب دوستى اهل‏بیت‏(علیهم ‏السلام)‏

1. معرفت اهل بیت‏(علیهم‏ السلام):

در پرتو معرفت امام، به کمالات و ویژگى‏هاى او بیشتر واقف مى‏گردیم و این آشنایى به طور طبیعى شیفتگى و محبّت را در پى دارد.

امام صادق‏(علیه ‏السلام) مى‏فرماید:

«الامام عَلَم بین اللّه عزوجل و بین خلقه، فمن عرفه کان مؤمنا و من انکره کان کافرا»7؛

«امام آن شاخص آشکار است که بین خداى عز و جل و خلقش قرار گرفته است. پس هر کس او را شناخت، مؤمن مى‏گردد و هر کس او را انکار کرد ، کافر مى‏گردد». مؤمن بودن، فرع بر شناخت امام است.

2. اطاعت از اهل بیت‏(علیهم‏السلام):

اگر کسى شناخت لازم و کافى از اهل بیت‏(علیهم ‏السلام) پیدا کرد، اطاعت از آنان را بر خود لازم مى‏داند؛ ولى گاهى شناخت در آن حد بالا نیست، در این صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان سرپیچى کند! عصیان به هر اندازه باشد، به همان مقدار کدورت و بغض مى‏آورد. کدورت و بغض، ضد صفا و حب است. پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصیان شود، به همان اندازه بغض و کدورت نسبت به آنان در دل ایجاد مى‏شود و برعکس، هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود، به همان اندازه حب و صفا، دل را فرا مى‏گیرد.

امام رضا(علیه‏السلام) مى‏فرماید:

«اللهم انى اسئلک ... العمل الذى یبلغنى حبک ...»8 ؛ «خدایا! از تو آن عملى را مسألت مى‏کنم که حب تو را به من برساند».

بنابراین یکى از راه‏هاى عملى وصول به «حب اهل بیت‏(علیهم‏السلام)»، اصل عمل و اطاعت است.

3. توسّل با معرفت:

در پرتو شناخت امام، مى‏ فهمیم همه چیز ما به او وابسته بوده و وى واسطه فیض و کمال است9. اگر توسل با شناخت و توجه همراه باشد، ترنم عارفانه و عاشقانه ‏اى است که حب را در دل بیش از پیش مى ‏پروراند.

پی نوشت ها:

1. با استفاده از: طریحى، مجمع البحرین، ج 2، ماده «حبب».
2. شورى (42)، آیه 23.
3. میزان الحکمه، ج 2، ص 236، ح 3197.
4. همان، ح 3199.
5. همان، ص 238، ح 3211.
6. همان، ح 3212.
7. همان، ج 1، ص 170، ح 839.
8. همان، ح 3093.
9. براى آشنایى بیشتر به زیارت «جامعه کبیره» رجوع کنید.

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.