تاریخ ارسال:چ, 1399/11/08 - 10:50 شناسه: 223

فاطمه سلام الله علیها از ولادت تا شهادت (منابر فاطمیه) 8

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
فاطمه (س) را نزد پیامبر احترامى عظیم بود بسى فراتر از احترام پدرى به دخترش و این بگونه‏ اى بود که حیرت دیگران را بر مى‏ انگیخت او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را مى ‏بوسید و به گفته عایشه هر گاه که فاطمه (س) بر پیامبر وارد مى‏ شد...

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن...

ای منتهای آرزوی بی قرار ها                              ذکر قنوت دائم شب زنده دارها

از بس که در فراق شما گریه کرده ام                   سجاده را ببین که شده شوره زار ها

درد آشنای غربت مظلوم  های شهر                    یعنی تویی دار و ندار ندارها

در اجتماع این همه مجنون مدعی                      چندین نفر شدند تو را سربه دارهاا

روزی که یوسفانه به بازار می رسی                    تعطیل می شود همه ی کار و بارها

توصیه امام زمان(علیه السلام) به مرحوم مجلسی اول:

  مرحوم مجلسی اول میگوید: "در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهده‌ام بود و به همین دلیل احتیاط می‌کردم و نمی‌خواندم. خدمت شیخ بهائی رحمه الله عرض نمودم، فرمود: "نماز قضا بخوان" اما من با خود می گفتم نماز شب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق می‌کند. یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان(ع) را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم ازجمله خواندن نماز شب. فرمود: "بخوان!"  عرض کردم: "یابن رسول الله، همیشه دستم به شما نمی‌رسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم."فرمود: "برو از آقا محمدتاج کتاب بگیر !" در خواب گویا او را می‌شناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و می‌گریستم که از خواب بیدار شدم. از ذهنم گذشت که شاید محمدتاج همان شیخ بهائی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد. نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله صحیفه سجادیه است. ماجرا را برایش نقل کردم. فرمود: "انشاءالله به چیزی که می خواهی می‌رسی." بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیمم بود. مرا که دید گفت: "ملامحمدتقی! من از دست طلبه ها به تنگ آمده‌ام. کتاب را از من می‌گیرند و پس نمی‌دهند. بیا برویم خانه یک سری کتب به تو بدهم." مرا به خانه‌اش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت: "هر کتابی را که می‌خواهی بردار!" کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. "صحیفه سجادیه" بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم. گفت: "باز هم بردار!" گفتم: "همین بس است." پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفه سجادیه به مردم. و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند. مرحوم مجلسی دوم می‌فرماید: " مجلسی اول چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانه‌ای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهره‌مند شوند.

 بحارالانوار،‌ ج ۱۱۰‌، ص ۵۱ به بعد

فاطمه علیهاالسلام از ولادت تا شهادت (قسمت دوم)

مقام و رتبت فاطمه

مقدمه
سخن از فاطمه (س) است، شخصیتى که جلالت و بزرگى او در قالب مفاهیم و الفاظ نمى ‏گنجد. و افراد عادى بشر را توان آن نیست که در شأن و عظمت او سخن گویند. درجه رشد او، و شأن کمالات او را خدا مى‏شناسد، و رسول خدا (ص) و همسر گرامیش امیر مؤمنان (ع) و بس، دیگران را نرسد از کنه  معرفتش سر در آورند.
در این صورت ما را چه توان و امکانى است که در شأن او سخن گوئیم؟ آنچه را که ما مى‏ گوئیم و دیگران پیش از ما درباره او گفته ‏اند در حد عرض ارادتى است نه تعریف واقعى، و تازه به همانگونه  که مى‏بینم و با تعریف ناقصى که از او در دست است فاطمه (س) را بتى ساخته‏ اند که بشریت باید در برابرش زانو زند. او را فرشته ‏اى تصویر کرده‏اند که دیگران باید به تقدیس او بپردازند.
بیان ما از شأن و جلال فاطمه (س) و عظمت و فضائل او در حد فهم و ادراک محدود ماست و آن هم بدان امید است که باشد از آسمان ولایت او روزنه ‏اى در اندیشه و روان پدید آید، دل مان به نور وجودش روشن گردد و درس آموزى از او ما را در برابر حوادث روزگار مقاوم سازد. و گرنه بگفته فاضلى شاعر به  این نکته  واقفیم که:

اترید ان تحصى فضائل فاطمه (س) نفد  الحساب و فضلها  لم ینفد [1]  آیا تو مى ‏خواهى فضائل فاطمه را بشماره  در آورى‏ شمارش و حساب بپایان مى‏ رسد ولى فضل او پایان نمى‏یابد.

مظهرى از انسان کامل

اگر بخواهیم فاطمه (س) را در عبارتى کوتاه  معرفى کنیم، خواهیم گفت او همان انسان کاملى است که قرآن و روایات چهره آن را تصویر کرده‏اند. زنى است که مى‏ توان گفت مثَل اعلاى نفْس بشرى است و مظهر صفات و اسماى الهى. از معدود زنانى است که توانسته  است به  مرحله کمال انسانى دست یابد.

قاضى بیضاوى در تفسیر خود مى‏نویسد:

- عن النبى علیه الصلوة و السلام: کمل  من  الرجال کثیر  و لم یکمل من النساء الا  اربع: آسیه  بنت  مزاحم،  مریم  بنت  عمران،  خدیجه  بنت  خویلد،  فاطمه (س) بنت  محمد (ص)[2]

رسول خدا که درود و رحمت خدا بر او باد فرمود در مراحل رشد و تکامل انسانى مردان بسیارى به مرحله  کمال مقدر خود رسیده ‏اند ولى از زنان جز چهار تن به آن مقام دست نیافته ‏اند و آن چهار آسیه، مریم، خدیجه و فاطمه (س).
او برترین بانوى اسلام و سیده زنان عالم است. گوهرى تابناک در منظومه و رشته  نسل پیامبر است و فرشه ‏اى است از ملکوت اعلى. او همسر شهید است و امام شهیدان، تربیت کننده نسل شهید است و خود زن شهیده، واجد کمالات انسانى است و نمونه  تربیت محمد (ص).
او تنها زنى است که از همان آغاز حیات و تشکّل، براساس اصول متعالى اسلام و ارزشهاى اسلامى رشد و پرورش یافته و به درجه‏ اى رسیده است که او را در عالم زنان همتائى و در عالم مردان کفوى جز على (ع) نبوده  است. سرمایه‏ گذارى‏ هاى تربیتى پیامبر (ص) درباره او ثمر داد و کوشش ‏هاى خود او نیز عاملى مهم در رشد او بحساب مى ‏آمده است.

در وصف او

فاطمه (س) را به  اوصاف و القابى ستوده‏ اند که ما بخشى از آن را در بحث پیشین ذکر کرده‏ ایم و البته در قالب القاب و اسماء و تعابیر، ولى مى‏توانیم مراتبى را بشرح زیر بر آن بیفزائیم و متذکر شویم  که  او:

ولىّ خداست،

محل اسرار ربٌ العالمین است،

دختر ولىّ  خدا پیامبر است

و همسر ولىّ دیگر خدا امیرمؤمنان (ع)

و مادر اولیاى خدا از حضرات ائمه  و معصومان است .

او ذخیره  بزرگ الهى

و ذخیره  ‏دار حجت خداوند است.

نور چشم رسول است،

دُردانه خدیجه کبرى است،

معجزه تربیت محمد (ص) است

و پرورنده  امامان و حجت‏ هاى  الهى، مهدى (ع) ذخیره  امت و بقیة  الله فى  الارض  فاطمه (س)

مظهر است،

مظهر عفت،

مظهر طهارت نفس،

مظهر تقوا،

مظهر حلم و متانت،

مظهر ادب،

مظهر خدمت،

مظهر شجاعت،

مظهر عصمت،

مظهر مظلومیت،

مظهر حق‏طلبى،

مظهر مبارزه و سیاست،

مظهر عبادت،

مظهر عشق به خدا،

مظهر رحمت

و مظهر اشک و آه  و ناله،

برترى او از فرشتگان و انبیاء گذشته

فاطمه (س) انسان است ولى تعبیرات دیگران، از جمله رسول خدا (ص) درباره او تعبیر فرشته‏ اى است در صورت انسان. رسول خدا (ص) فرمود: فاطمة خلقت حوریه فى صورة انسیة[3]

و براساس پاره‏ اى از دیگر روایات او فوق فرشته است و حتى فرشتگان در خدمت او بودند، و از انفاس قدسیه ‏اش بهره  مى‏گرفتند.

کدام فرشته است که خداى را چون فاطمه (س) با تمام وجود پرستیده باشد؟ و با آن همه علم و ایمان و اخلاص در پیشگاه او به خضوع و خشوع بایستد؟ و کدام فرشته است که پیک  الهى در ورود به آستانش از او اجازه  بطلبد؟ روایات و اسناد ما نشان مى‏دهند که از حتى از فرشتگان مقرّب خداى هم برتر است و حتى فرشته مرگ در زمان رحلت رسول خدا (ص) باید از او اجازه  ورود بطلبد.
به نص بسیارى از احادیث و روایات فاطمه (س) از بسیارى از انبیاى گذشته افضل بود، و حتى روایات ما در این زمینه جز خاتم انبیاء  استثنائى قائل نشده‏اند. پاره ‏اى از روایات گویند که پیامبران حتى همشأن و همتاى فاطمه (س) در ازدواج نبودند و اگر على نبود براى فاطمه (س) کفوى نبود. 
انسان در سایه  تلاش‏ ها مى‏تواند قدرت توان گیرد. به پرواز در آید در آدمى قدرت سیرى است از منهاى بینهایت تا باضافه بینهایت. آنجا که جاى رشد است اگر آدمى در آن گام نهد تا اعلى علیین به پیش مى‏رود، و به جائى مى‏رسد که فرشته وحى گوید
: لودنوت انملة لا حترقت

اگر به میزان گام  مورچه‏اى قدم فراتر گذارم خواهم سوخت (به جایگاه بلند  ثمّ دنى فتدلى فکان قاب قوسین اوادنى [4] برسد).

و آنجا که جاى سقوط است اگر در آن افتند تا اسفل سافلین سقوط خواهند کرد (ثم رددناه اسفل سافلین) و در گزینش دو مسیر حق انتخاب با خود انسان است. فاطمه (س) راه اول را برگزید و همسر نوح رطریق دوم را و دیگر انسانها هم در بین دو مسیرند یا به این نزدیکترند و یا به آن .

در حسب و نسب

فاطمه (س) از تبار پاکان و نیکان است، از اصلاب شامخة و مطهره‏ اى پدید آمده که هرگز آلودگى‏ هاى جاهلیت آن را نیالوده است، از نطفه‏ اى پدید آمد که مایه اولیه آن را غذاى بهشتى تشکیل مى‏ داد و در رحمى پرورش یافت که هرگز  وسوسه غذاى شبه ناک در جریان خون او وارد نشد.

 من مثل فاطمه الزهراء فى نسب‏ و فى فخار و فى فضل و فى حسب‏ والله فضلها حق و شرفها اذ کانت ابنة خیر العجم و العرب‏

در جنبه حسب و نسل و فضل و افتخار چه کسى مى‏ تواند چون فاطمه (س) باشد. او دختر بهترین افراد عرب و عجم است و خداوند است که او را اشرف و افضل قرار داده است و او را حقاً چنین برترى و شرافتى بر دیگران است و دختر بهترین افراد عجم و عرب است .

او وارث انبیاء، از سلاله ابراهیم، آن پیامبر بت شکن و از نسل اسمعیل ذبیح آن قربانى راه صفا و اخلاص و از نسل خاتم انبیاء سید رسولان و هم انس و همسر سید اوصیاست، پدر سر سلسله انبیاى الهى و مصداق و شأن لولاک لما خلقت الافلاک است و وضع مادر را هم دیده‏ ایم که سیدة نساء العالمین بود. و خود هم اولین بانوى اسلام است .
در شأن خاندانش پیامبر فرمود:

- یا فاطمة منا خیر الانبیاء و هو ابوک اى فاطمه (س) بهترین پیامبران از ماست و آن پدر تست .

- و منا خیر الاوصیاء و هو بعلک بهترین اوصیاء از ماست و آن شوهر تست .

- و منا خیر الشهداء و هو حمزة عم ابیک بهترین شهیدان از ماست که آن حمزه سیدالشهداء عموى پدر تست .

- و منها من له جناحان یطیر بهما فى الجنة حیث شاء و هو جعفر ابن عم ابیک. و از ما شهیدى است که او را در بهشت دو بال است که به وسیله آن در بهشت بهر کجاى که بخواهد پرواز مى‏کند و آن جعفر پسر عموى پیامبر تست.

و منا سبطا هذه الامة و سید شباب اهل الجنة الحسن و الحسین و هما ابناک. از ما دو سبط پیامبر این امتند که سید جوانان اهل بهشتند و آن حسن و حسین دو پسر تواند.

و اللذى نفسى بیده منا مهدى هذه الامه و هو من ولدک. و قسم به آنکس که جانم در دست اوست مهدى این امت از ماست و او از فرزند تست. [5]

جایگاهش نزد پیامبر:

فاطمه (س) را نزد پیامبر احترامى عظیم بود بسى فراتر از احترام پدرى به دخترش و این بگونه‏ اى بود که حیرت دیگران را بر مى‏ انگیخت او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را مى ‏بوسید و به گفته عایشه هر گاه که فاطمه (س) بر پیامبر وارد مى‏ شد رسول خدا به احترامش از جاى بر مى‏ خاست و پیشانى او را مى‏ بوسید. [6] و یا در حین  ورود از او جداً  استقبال مى‏کرد و یا در حین خروج از محضرش مشایعتش مى‏فرمود.

در شأن وصف فاطمه (س) و در انتساب او بخودش پیامبر کلمات والا و عجیب بکار مى‏برد.

گاهى مى‏فرمود  فاطمه (س) یک شاخه گل است (ریحانه)؛

زمانى مى‏فرمود فاطمه (س) پاره تن من است (بضعة مِنّى)،

و گاهى مى‏فرمود فاطمه (س) عزیزترین مردم به نزد من است. [7]

یا مى‏فرمود هر که فاطمه (س) را شادان کند مرا شادان کرده است، و هر که فاطمه (س) را بیازارد مرا آزرده است،

با این اضافه که شادى و غضب من، یا محبت و آزارم ،همانند محبت و آزار خداوند است، حتى در پاسخ به سؤال فاطمه (س) و على از پیامبر که کدام محبوبتر و عزیزترند فرمود

فاطمة احبُّ الىَّ منک و انت یا علىُّ اعزّ علىّ منها [8] فاطمه (س) از تو نزد من محبوبتر است و تو اى على از فاطمه (س) نزد من عزیزترى .
و این گونه سخنان از یک سو شأن فاطمه (س) را نشان مى‏ دهد و از سوئى دیگر درس تربیتى است براى پدران و مادران در رابطه با دخترشان که او را بحساب آورند و وزن و قدر او را کمتر از پسر ندانند، تعصبهاى ناروا را درباره دختران نادیده گیرند و... ضمن اینکه این سخن انسان مى‏ تواند نوعى پیشگیرى از جرأت خصم بر فاطمه (س) باشد تا به او جسارتى نکنند و یا شأن او را نزد همسر بالا برند و...

فاطمه (س) مصداق آیات

بر اساس اسنادى که در دست و مورد قبول و اتفاق فریقین است فاطمه (س) مصداق آیات متعدد قرآن است که ما را توان آن نیست همه آنها را احصاء کرده و به شرحش بپردازیم. ذیلاً به چند مورد آن اشاره  مى‏کنیم و این جمله را هم مى‏افزائیم که نکته ‏اى ظریف است. فاطمه (س) مصداق آیات قرآن است و نسل و ذریه‏اش مصداق تفسیرى آن‏ها و این پیوندى  ملکوتى بین قرآن و فاطمه (س) و ذریه اوست.

اما آن آیات:

1- مصداق آیه قدر:

امام صادق (ع) در تفسیر و معنى آیه

انا انزلنا فى لیلة القدر، [9] فاطمه (س) را معنى آن دانسته و مصداق کسى مى‏داند که در شب قدر نازل شده .

2- مصداق خیر کثیر:

خداى در قرآن او را کوثر یا خیر کثیر نامید و اساس نزول آن کوتاه کردن شر سخن مشرکان از سر پیامبر بود. او مصداق آیه انا اعطیناک الکوثر [10] است و شماتت کنندگان پیامبر مصداق ابترند، فاطمه خیر کثیر است و مجسمه خیر، استوانه  برکت است و اسطوره  بالندگى .

3- مصداق آیه نسائنا:

در داستان مباهله  که بین پیامبر (ص) و مسیحیان نجران پدید آمد، سرانجام قرار شد طرفین ادعا، خود با زنان و فرزندان خویش براى نفرین متقابل حاضر گردند تا ناحق در معرض خشم و لعن خدا قرار گیرد. در آن روزگار زنان گرانقدرى در دنیاى اسلام حضور داشتند مثل صفیه  عمه پیامبر، اسماء همسر ابوبکر، ام هانى و دیگران، ولى هیچکدام مصداق نسائنا قرار نگرفتند.
رسول خدا (ص) فاطمه (س) را بعنوان الگوى زن و مصداق و نماینده کلى زنان اسلام و بر این اساس نام او را در قرآن در قالب نسائنا [11] ثبت داد. و هم بر این بنیان جایگاه  قربى براى زن معین کرد که بر خلاف طرز فکر معهود بود .

4- مصداق آیه تطهیر:

او مصداق آیه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً [12] در قرآن است.

در کتاب صواعق المحرقه، تفسیر طبرى، و کتب دیگر از رسول خدا نقل شد که این آیه درباره من و على (ع) و حسن و حسین و فاطمه [13] (س) نازل شده است [14] و طبرى در تفسیر خود 15 روایت به سندهاى  مختلف در این باره  ذکر مى‏کند.

5- مصداق اهلبیت:

او مصداق کامل اهل ‏بیت رسول خداست. [15] که در دامان وحى پرورش یافته و اهل عصمت و تقوا مصون از لغزش، و کاملترین افراد اهلبیت و عزیزترین آنها در نزد رسول خدا (ص) است .

6- مصداق آیه ایثار و اطعام:

او مصداق آیه شریفه قرآن است که: و یؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصة [16] و مصداق آیه و یطعمون الطعام على حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً [17].

اوست که به  همراه  على و فرزندان خود و فضه  افطارى خود را در راه خدا داد و با آب روزه  را افطار کرد و این عمل تا سه روز پى در پى ادامه یافت .

7- مصداق نگهدارى خود از آتش:

فاطمه (س) براساس نامش و طبق سنى که ذکر شد از آتش دوزخ دور و بر کنار معرفى شد: (فطمت عن النار.)

اما آیه قرآن در این مورد صریح‏تر است زیرا به اتفاق فریقین او مصداق آیه فوقیهم الله شر ذلک الیوم [18] است. و این نشان مى‏دهد که دورى از عذاب خدا لیاقت، انسانیت و عبادت مى‏خواهد و ربطى به زن یا مرد بودن ندارد. و این برخلاف اندیشه رایج بود که زن همکار شیطان است و اهل دوزخ است .

8- مصداق ذى القربى:

او از نظر خویشاوندى دختر پیامبر و نزدیکترین خویشاوند اوست. پس مصداق همان ذى القربائى است که در قرآن مودت او درخواست شده قل لا اسالکم علیه اجراً الا المودة فى القربى [19]

جز فاطمه (س) چه کسى است که خون پیامبر را در رگهاى خود داشته باشد و بضعه رسول و پاره تن او باشد؟ از او خویشاوندتر کیست؟

9- آیات دیگر

او هم چنان براساس روایات متعدد دیگر مصداق آیات زیر است:

- آیه شریفه والقمر اذا تلیها [20]

آیه و جمع الشمس و القمر

در امر ازدواجش [21]

آیه ان الابرار یشربون من کأس کان مزاجها کافوراً [22]

مصداق آیه مرج البحرین یلتقیان [23] و...

نه چون پروانه ام کز سوز غم بال و پرم سوزد                        من آن شمعم که از شب تا سحر پا تا سرم سوزد
 همان بهتر نگردد هیچ کس نزدیک این بستر                         که دانم هر کسى آید کنار بسترم، سوزد
 گذارد دست خود بر سینه سوزان من زینب                          ولى من بیم آن دارم که دست دخترم سوزد
 مگیر اى رهبر مظلوم! زانو در بغل دیگر                                که این دیدار طاقت سوز، جان و پیکرم سوزد
 نه تنها چشم عین اللَّه، سراپاى على گرید                          چو از من مى کند پنهان، به نوع دیگرم سوزد
 چنان چیدند امّت نارسیده میوه دل را                                 که هرگه مى کنم یادش، ز غم برگ و برم سوزد

حاج علی انسانی

از علامه سیدباقر پسر آیه الله حجت سیدمحمد هندی(متوفای 1329) نقل شده که حضرت ولی عصر(عج) را در شب عید غدیر در خواب به حالت افسرده و غمگین دید. پرسید: اقای من! چه شده که شما را امروز غمگین و افسرده می بینم با این که مردم از عید غدیر خوشحال و مسرورند؟ حضرت فرمود: در یاد و غم و اندوه مادرم می باشم، سپس فرمود:

لا ترانی اتخذت لا و علاها    بعد بیت الاحزان بیت سرور

سوگند به شرف مقام آن حضرت مرا نخواهی دید که پس از بیت الاحزان، خانة خوش بگیرم! پس از آن که سید از خواب بیدار شد، قصیده ای در حالات غدیر و ستم هایی که پس از رحلت حضرت رسول (ص) بر حضرت زهرا وارد شد سرود و بیتی را نیز که حضرت سروده بود، در آن قصیده گنجانید. قصیدة او موجود و مشهور است و مطلعش چنین می باشد.

کل غدر و قول افک و زور     هو فرع من حجد نص الغدیر

هر نیرنگ و تهمت و ناروا، فرعی از انکار نص صریح غدیر است.(24)

علی(ع) بعد از شنیدن خبر جانسوز مرگ فاطمه(ع) به سرعت وارد منزل شد، دید فاطمه زهرا در بستر خود خوابیده و یک قطیفه مصری روی خود کشیده است. علی(ع) او را صدا زد، جوابی نشنید، به طرف راست و چپ فاطمه رفت، صدیقه را صدا کرد، اما جواب نشنید، عبای خود را کنار گذاشت، عمامه را برداشت دامن قبا را بالا زد و سر زهرا را در دامن خود نهاد و صدا نمود: یا زهرا! یا زهرا! اما فاطمه سخنی نگفت. امیرالمومنین گفت: «ای دختر محمد»! جوابی نشنید فرمود:

یا فاطمه! کلمینی.

ای دختر پیغمبر! با من صحبت کن، من علی پسر عموی تو هستم حضرت می فرماید: فاطمه(ع) چشمش را باز کرد، (یعنی به درخواست مقام ولایت و قدرت لایزال الهی فاطمه حیات مجدد یافت.) و به صورت علی(ع) نگریست و به گریه افتاد. سپس سخنانی با یکدیگر در میان گذاشتند و بعد از مدتی کوتاه فاطمه(ع) از دنیا رفت. (25) 

گریزی به کربلا

به یاد آن ساعتی که زینب(ع) کنار پیکر بی سر برادر آمد و از روی تعجب صدا زد: أأنت اخی. آیا تو برادر من و پسر مادر من هستی؟!

ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم          آیا تویی برادر من؟ نیست باورم!

چه کرد زینب(ع) دو دست خویش را زیر بدن قطعه قطعه برادر برد و مقداری به طرف بالا حرکت داد و سپس رو به آسمان نمود و چنین عرضه داشت:

«اللهم تقبل هذا القربان» پروردگارا! این قربانی را قبول کن. سپس خم شد و لب ها را روی گردن بریده برادر گذاشت.(26)

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

پی‌نوشت‌ها:

1- عبدالعظیم ربیعى.

2- انوارالتنزیل - آیات آخر سوره تحریم.

3- بحار ج 43 ص 91.

4- آیه 8 سوره نجم.

5- ص 436 ینابیع الموده .

6- ص 41 ذخائر العقبى.

7- ص 132 منتهى الامال.

8- ص 522 اسد الغابة ج 5.

9- آیه 1 سوره قدر.

10- آیه 1 سوره کوثر.

11- آیه 54 سوره آل عمران.

12- آیه 33 - تطهیر.

13- شرف المؤید ص 7.

14- ص 198 در المنثور ج 5 - ص 124 ینابیع المودة.

15- همان آیه تطهیر.

16- آیه 9 حشر.

17- سوره دهر آیه 8.

18- آیه 11 سوره انسان .

19- آیه 23 سوره شورا.

20- آیه 2 سوره شمس.

21- آیه 9 قیامت.

22- آیه 5 انسان.

23- آیه 19 سوره رحمان.

24- فاطمه الزهرا(س)، بهجه قلب المصطفی،

25- جامع الاخبار، به نقل از «زندگانی فاطمه زهرا(س)» عمادزاده، ص 444.

26- مقتل مقرم، ص 307

 

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.