تاریخ ارسال:پ, 1395/05/21 - 19:52 شناسه: 199

انتظار فرج امام زمان صلوات الله و سلامه علیه

انتظار
با دقت در این روایت و روایات مشابه روشن مى‏شود که در فرهنگ اهل بیت ‏علیه السلام، انتظار نه صرفاً یک حالت روانى، بلکه از مقوله عمل شمرده شده است، پس اگر انتظار، یک عمل است، منتظر هم باید عامل باشد. اگر منتظران، با وظایف خود آشنا نباشند و به آن عمل نکنند...

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین ...

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن ...

من نگویم از شمایم ، لیک عمری با شمایم                     سائلی بودم شما دادید جا در این سرایم

در میان آشنایان بوده ام نا آشنایی                               کرده احسان شما با آشنایان آشنایم

بر در این خانه از لطف شما دارم سمت ها                     کاسه لیسم ، خاکبوسم، سائلم ، عبدم ، گدایم

روز اول عاشقم کردید و دل بردید از من                         با عنایات شما تا روز آخر با شمایم

دل به دنبال شما و من به دنبال دل استم                     خانه بردوش شما گشتم نمیدانم کجایم

در مقام گوشه گیری کرده ام سیر جهان را                    گه مدینه گه نجف گه سامره گه کربلایم

یک تشرف

از میان علماى عصر غیبت کبرى، کمتر عالمى از لحاظ جلالت قدر و عظمت مقامات معنوى به پایه سیدبن طاووس قدس سره مى‏رسد که واسطه او با امام عصر خویش بسیار خصوصى و داراى اسرار بسیارى بوده است شخصیتى که آنقدر به امام عصرعلیه السلام خویش قرب روحى و معنوى پیدا کرد که امام زمان‏ سلام الله علیه او را فرزند خویش نامید وى داراى مکاشفات، مشاهدات و رؤیاهاى صادقه و تشرفات بسیارى بوده که هر یک از آنها بازگو کننده مقام معنوى آن عالم بزرگوار است که به وضوح مى‏توان عنایات امام عصر ارواحنافداه را به این شخصیت معنوى مشاهده نمود؛ از آن جمله قضیه زیر است که خود صداى دلرباى امام عصر خویش را شنیده است که آن عزیز دست به دعا بلند کرده و براى شیعیان به درگاه خداى تعالى دعا نموده است ؛ خود در این باره مى‏گوید:

در یک سحرگاه در سرداب مطهر از حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه این مناجات را شنیدم که مى‏فرمود: خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کرده‏اى ؛ آنها گناهان بسیارى با اتکا بر محبت ما و ولایت ما کرده‏اند ؛ اگر گناهان آنها گناهانى است که در ارتباط با تو است، از آنها درگذر که ما را راضى کرده‌‏اى و آنچه از گناهان آنها، در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسى که حق ما است به آنها بده تا راضى شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما

آن عارف کامل در فرازى از کتاب ارجمند مهج الدعوات، پیرامون لطفى دیگر از امام عصر خویش مى‏فرماید:

در شب چهارشنبه، سیزدهم ذى قعده، سال 638 در سامرا بودم. سحرگاهان صداى آخرین امام معصوم، حضرت قائم‏ علیه السلام را شنیدم که براى دوستانش دعا مى‏کرد و عرضه مى‏داشت:... خداوندا، آنها را در روزگار سرافرازى، سلطنت و چیرگى دولت ما، به زندگى بازگردان

مهج الدعوات، ص 368

بحث امروز ما انتظار فرج حضرت مهدی سلام الله علیه است.

در روایات، براى انتظار فرج، ثواب هاى زیادى، بیان شده است.

«المنتظر لامرنا کالمتشحّط بدمه فى سبیل اللّه»(1)

و «افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج»(2)

با دقت در این روایت و روایات مشابه روشن مى‏شود که در فرهنگ اهل بیت ‏علیه السلام، انتظار نه صرفاً یک حالت روانى، بلکه از مقوله عمل شمرده شده است، پس اگر انتظار، یک عمل است، منتظر هم باید عامل باشد.
اگر منتظران، با وظایف خود آشنا نباشند و به آن عمل نکنند، تاریخ تکرار خواهد شد و همان گونه که در زمان امام حسین‏ سلام الله علیه، شیعیان فراوانى وجود داشتند، لیکن از میان آنها، تنها 72 نفر به وظیفه خود عمل کردند و لذا امام حسین‏علیه السلام تنها ماند و آن چه نمى‏بایست اتفاق بیفتد، اتفاق افتاد، در زمان غیبت هم، چنانچه شیعیان به وظایف خود عمل نکنند، امام زمانشان تنها خواهد ماند و ظهورش به تأخیر خواهد افتاد.
در اینجا پاره‏اى از وظایف شیعه در دوران غیبت را بر شمرده و به توضیح برخى از آنها مى‏پردازیم:

وظایف منتظران در دو مقوله فردى و اجتماعى قابل بررسى است:

وظایف فردى:

1- معرفتِ امام:

امام کاظم‏ سلام الله علیه:افضل العبادة بعد المعرفة انتظارالفرج.

امام هشتم در معرفى امام مهدى‏ سلام الله علیه مى‏فرماید: یکون اولى الناس بالناس من أنفسهم و أشفق علیهم من آبائهم و امّهاتهم.

تذکر:مشکل عمده جامعه ما، بسط سطحى مهدویت گرایى است.

باید اذعان داشت که مهدویت و انتظار، نه از حیث عقیدتى، نه از حیث اندیشه و تفکّر، و نه از حیث سلوک و رفتار، عمق چندانى در بین مردم و خصوصاً جوانان ما ندارد و در همین راستا، ضررهاى فراوانى متوجه نظام ما شده است.
مهم‏ترین ریشه این مشکل، برخورد سنتى مردم با مهدویت و انتظار است، متأسفانه مردم ما عادت کرده‏اند، آنچه را که آسان‏تر است و براى تأمین زندگى مادى و عادى آنان، سودمندتر به نظر مى‏رسد، برگزینند و گرایش کمترى به مقوله‏هاى معرفتى و تعهد آور داشته باشند. مثلاً نیمه شعبان را بهانه‏اى براى طاق نصرت بستن و تزیین معابر و برگزارى جشن‏ها قرار مى‏دهند و مداحى‏ها را بر سخنرانى‏ها و دریافت پیام‏هاى مهدویت و انتظار ترجیح مى‏دهند.
(البته باید توجه داشت که بستن طاق نصرت و چراغانى‏ها هر چه بیشتر و بهتر باید انجام شود، اما باید رفتار ما به گونه‏اى باشد که علاوه بر استفاده از نور ظاهرى آنها، از نور معرفت صاحب آنها بهره‏مند گردیم).
اکثر مردم، زیارت جمکران و نماز صاحب الزمان (سلام الله علیه) را تنها ابزارى براى درخواست حوائج از آن بزرگوار مى‏شمارند.
و به جاى آنکه امام را براى امام بخواهند، امام را براى خود مى‏خواهند، و از این که شناختى نسبت به مقام و مرام آن عزیز سفر کرده ندارند، کمبودى حس نمى‏کنند، گویا هیچ وظیفه‏اى در ایام غیبت امام زمان‏علیه السلام بر عهده افراد گذاشته نشده است.

گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را                گر کیمیا دهندت، بى معرفت گدایى

2- محبّت به امام:

قل لا أسألکم علیه أجراً الاّ المودّة فى القربى‏.(3)

امام زمان‏ سلام الله علیه: فلیعمل کلّ امرء منکم بما یقرب به من محبّتنا.(4)

برخى از جلوه‏ هاى محبت از این قرارند:

2-1 یاد حضرت

2-2 دعا براى سلامتى و ظهور حضرت‏

اکثروا الدّعاء بتعجیل الفرج (5)

إنّ الرّضا علیه السلام کان یأمر بالدعاء لصاحب الامر (6)

2-3 صدقه دادن براى سلامتى حضرت‏

2-4 تقدیم خواست او بر خواست خود

منصور بزرج مى‏گوید: به امام صادق‏ علیه السلام عرض کردم: اى آقاى من، چه بسیار از شما یاد سلمان فارسى را مى‏ شنوم؟ فرمود: نگو سلمان فارسى، بگو سلمان محمدى‏ صلى الله علیه و آله آیا مى‏دانى چرا بسیار از او یاد مى‏کنم؟ عرض کردم نه.
فرمود: براى سه صفت: 1- مقدم داشتن خواسته امیرمؤمنان‏ علیه السلام بر خواسته خودش 2- دوست داشتن فقرا 3- دوست داشتن علم و علماء.(7)

2-5 تلاش در کسب رضایت او:

اعمال و رفتار و گفتار منتظر بایستى بر وفق رضاى محبوب باشد. منتظر باید ببیند، امام چه مى‏پسندد. آیا از کار او راضى است یا نه؟
به قول امام راحل(ره): توجه داشته باشید که در کارهایتان جورى نباشد که وقتى بر امام زمان‏ علیه السلام عرضه شد، خداى نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایکة اللّه یک قدرى سرافکنده بشوند که، این‏ها شیعه‏ هاى من هستند. این‏ها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل کردند... باید ماها و شماها طورى رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست، به دست بیاوریم.

2-6 تجدید بیعت

(اللّهم اِنى... عهداً و عقداً و بیعة له فى عنقى)(8)

2-7 اشتیاق

عزیز علىّ أن ارى الخلق ولاتُرى‏(9)

2-8 اظهار ناراحتى از فراق‏

اللّهم إنا نشکوا الیک فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا(10)

3-  اطاعت‏:

ولو أنّ اشیاعنا و فقّهم اللّه لطاعته، على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا.(11)

امام صادق‏ علیه السلام:

هُم اطوع له من الأَمة لسیّدها.(12)

4- تأسّى‏:
پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه و آله:

طوبى لمن أدرک قائم أهل بیتى و هو یأتمّ به فى غیبة قبل قیامه.(13)

برخى از صفات حضرت که در آنها باید به ایشان تأسّى نمود عبارتند از:

4-1 تقوا
امام رضا علیه السلام: یکون.... أتقى الناس(14)

میزان تقوای برخی به اندازه ای است که مکرر به محضر حضرتش شرفیاب میشوند

 از علمایى که داراى تقوا و مقامات والاى معنوى و روحى بوده و داراى ارتباط روحى و ملاقات حضورى با امام عصرارواحنافداه بوده است و سوالات خویش را بدون هیچ مانعى با آن نور مقدس ‏علیه السلام در میان گذارده و جواب دریافت مى‏نموده است ؛ آیت‏ الله ملاّاحمد مقدس اردبیلى ‏قدس سره است ؛ شخصى که در عصر غیبت کبرى تشرفات بسیارى به محضر آن حضرت داشته است و خود مستقیماً از آن امام ‏علیه السلام بهره‏مند مى‏شده است؛ از میان تشرفات بسیار ایشان، تشرف زیر است که خود نشانه مقام والا و عظمت روحى و روحانى آن عالم بزرگوار است:  سید میرعلاّم تفرشى که از شاگردان فاضل مقدس اردبیلى است، مى‏گوید:  شبى در صحن مقدس امیرالمؤمنین‏ علیه السلام راه مى‏رفتم؛ پاسى از شب گذشته بود ؛ ناگاه شخصى را دیدم که به سمت حرم مطهر مى‏آید. من نیز به سمت او رفتم ؛ وقتى نزدیک شدم، دیدم استاد ما ملاّاحمد اردبیلى است. خود را از او مخفى کردم تا آنکه نزدیک در حرم رسید و با اینکه در بسته بود، باز شد و مقدس اردبیلى داخل حرم گردید. دیدم مثل اینکه با کسى صحبت مى‏کند. بعد از آن بیرون آمد و در حرم بسته شد. به دنبال او به راه افتادم ؛ به طورى که مرا نمى‏دید تا آنکه از نجف اشرف بیرون آمد و به سمت کوفه رفت. وارد مسجد جامع کوفه شد و در محرابى که حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام شربت شهادت نوشیده ‏اند، قرار گرفت؛ دیدم راجع به مسئله اى با شخصى صحبت مى‏کند و زمان زیادى هم طول کشید. بعد از مدتى از مسجد بیرون آمد و به سمت نجف اشرف روانه شد. من نیز من به دنبالش مى‏رفتم تا نزدیک مسجد حنانه رسیدم. در آنجا سرفه ‏ام گرفت ؛ به طورى که نتوانستم خودم را نگه دارم. همین که صداى سرفه مرا شنید، متوجه من شد و فرمود: آیا تو میرعلاّم هستى؟ عرض کردم: بلى. فرمود: اینجا چه کار مى‏کنى؟ گفتم: از وقتى که داخل حرم مطهر شده‏ اید تا الان با شما بودم ؛ شما را به حق صاحب این قبر (امیرالمؤمنین‏ علیه السلام) قسم مى‏دهم اتفاقى را که امشب پیش آمد، براى من بگویید. فرمود: مى‏گویم، به شرط آنکه تا زنده ‏ام آن را به کسى نگویى. من هم قبول کردم و با ایشان عهد و میثاق بستم ؛ وقتى مطمئن شد، فرمود: بعضى از مسائل بر من مشکل شد و در آنها متحیر ماندم و در فکر بودم که ناگاه به دلم افتاد به خدمت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام بروم و آنها را از حضرتش بپرسم ؛ وقتى که به حرم مطهر آن حضرت رسیدم، همان طورى که مشاهده کردى، در بر روى من گشوده و داخل شدم ؛ در آنجا به درگاه الهى تضرع نمودم تا آن حضرت جواب سوالاتم را بدهند؛ در آن حال صدایى از قبر شنیدم که فرمود: به مسجد کوفه برو و مسائلت را از قائم بپرس ؛ زیرا او امام زمان تو است. به نزد محراب مسجد کوفه آمده و آنها را از حضرت حجت‏ علیه السلام سوال نمودم ؛ ایشان جواب عنایت کردند و الان هم بر مى‏گردم      عبقری الحسان

امام صادق‏ علیه السلام: 

من سرّه أن یکون من أصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر(15)

4-2 عبادت‏
امام کاظم‏ علیه السلام: یعتاد مع سمرته صفرة من سهر اللّیل بأبى من لیله یرعى النجوم ساجداً و راکعاً - مهدى‏ علیه السلام بر اثر تهجد و شب زنده دارى رنگش به زردى متمایل است، پدرم فداى کسى باد که شبها درحال سجده و رکوع، طلوع و غروب ستارگان را مراعات مى‏کند.(16).

الف - وظایف مردمى عبارتند از:
1- دفاع و حمایت از حرکت‏هایى که در جهت اهداف حضرت باشد مثل انقلاب اسلامى ایران‏

2- تکریم و بزرگداشت نام و یاد حضرت از راه هاى:
- قرار دادن موقوفات‏ - برقرارى مجالس بزرگداشت (جشن‏ها، دعاى ندبه،...)
- شرکت در مجالس بزرگداشت‏

5- نیروسازى‏:

کارگرى منتظر واقعى است که به این نیت تلاش و کار مى‏کند که جامعه ‏اى با پایه ‏هاى قوى اقتصادى و در خور حکومت امام مهدى‏ علیه السلام بسازد.

معلم و استادى منتظر واقعى است که به این نیت درس بدهد که شاگردانى تربیت کند تا بازوان پرتوانى در حکومت جهانى باشند.
دانش ‏آموزى، منتظر واقعى است که درس بخواند تا در عصر ظهور بتواند بارى از دوش حضرت بردارد.
پدر و مادرى، منتظر واقعى است که فرزندان خود را به گونه ‏اى تربیت کند که در خدمت اهداف حضرت باشند.
دانشجویى منتظر واقعى است که فرا گرفتن تخصص خود را براى حکومت جهانى و تحمل مسئولیتى در آن جایگاه، قرار دهد.
روحانى‏اى منتظر واقعى است که در مواعظ خود، مردم را تشنه و مهیاى برقرارى حکومت جهانى نماید.

چنانچه مردم از اولین روزهاى سیاه غیبت با حال تباه خود آشنا مى‏شدند، عصر ظلمت اینگونه طولانى نمى‏ شد.
همه مردم، بالاخص کسانى که داراى وظیفه بیان این گونه مسائل بوده‏ اند و از گفتن آن غفلت یا تغافل ورزیده‏ اند، باید سخت غمگین و شرمسار باشند. چرا ما به وظیفه ‏هاى دوران غیبت عمل نمى‏کنیم؟
پاسخ این سؤال آن است که ما به عصر غیبت خو گرفته ‏ایم و به تیرگى‏ها و تاریکى‏ها عادت نموده ‏ایم.
اعتیاد و خو گرفتن انسان به هر چیزى، مانند مسئله فطرت و طبیعت انسان را به سوى آن جذب مى‏کند، به طورى که گویى اراده و اختیار را از او گرفته است.
این قدرت را خدا به انسان داده تا با خو گرفتن به خوبى‏ ها بدون زحمت به سوى آنها جذب شوند و از بدى‏ها کناره گیرند.

لذا امیرالمؤمنین‏ علیه السلام فرمود:

العادة طبع ثان.
اعتیادهاى اجتماعى، قدرتى بسیار بیشتر از اعتیادهاى فردى دارند، یکى از عادت‏هاى شوم اجتماعى، خو گرفتن به وضع موجود است.
در حالیکه اگر کسى بتواند عادت‏هاى اشتباه را کنار زده و خود را به خصلت‏هاى ارزنده انسانى زینت دهد، به بهترین مقامات عالى دست مى‏یابد.

حضرت على‏ علیه السلام: بغلبة العادات الوصول الى أشرف المقامات.

ترک اعتیاد اجتماعى و رها شدن از قید و بند غفلت از ظهور حضرت انسان را به برترین مقامات مى ‏رساند و در پرتو انتظار ظهور، نه تنها از قید و بند غفلت از آن حضرت رها مى‏ شود، بلکه غیبت براى او به منزله مشاهده، مى ‏شود:

امام سجادعلیه السلام:

یا أبا خالد! إنّ اهل زمان غیبته، القائلون بإمامته، المنتظرین لظهوره افضل اهل کلّ زمان، لأن اللّه تعالى ذکره أعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة و جعلهم فى ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدى رسول اللّه‏صلى الله علیه وآله بالسیف، اولئک المخلصون حقّاً و شیعتنا صدقاً والدعاة الى دین اللّه سرّاً و جهراً.

یک جمله ذکر مصیبت :

دلم خوش است که عمری به پای گل خارم              مباد آنکه برون افکنی زگلزارم

چگونه یار بخوانم تو را که میبینم                           تو خوب تر ز گل استی و من کم از خارم

دو قطره اشک خجالت هزار کوه گناه                      کرامتی که همین است جنس بازارم

به نار عشق تو یک عمر سوختم مگذار                   دوباره روز قیامت برند در نارم

یکی از راههای ارتباطی و نشانه های انتظار فرج حضرت مهدی علیه السلام تمسک به آنحضرت در زنده نگه داشتن یاد سید الشهدا است که در زیارت ناحیه میخوانید حضرت  میفرماید  یا جدا یا اباعبدالله

لأَندُبَنَّکَ صَباحاً و مَساءً و لأَبکِیَنَّ عَلَیکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً.

هر صبح و شام به یاد جد خود میگرید و میفرماید به جای اشک خون گریه میکنم.


پى‏ نوشت‏ ها:

 

1. کمال الدین، ص 645.
2) بحار، 51/156.
3) شورى، 23.
4) احتجاج، ج 2، ص 599.
5) کمال الدین، ج 2، ص 485.
6) بحار، ج 92، ص 330.
7) مکیال، ج 2، ص 450.
8) دعاى عهد.
9) دعاى ندبه.
10) دعاى افتتاح.
11) احتجاج، ج 2، ص 602.
12) بحار، ج 52، ص 308.
13) بحار، 51، 72.
14) الزام الناصب، ص 9.
15) بحار، 52، 140.
16) بحار، 86، ص 81.

Fill in the blank.