تاریخ ارسال:پ, 1395/05/21 - 19:07 شناسه: 197

علوم و فضائل امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام
حق آن است که حضرت امام جعفر صادق (ع)، یگانه فقیه جهان اسلام شمرده شود و دلیل بر این مدعا همین کثرت راویان و فراوانى حدیث و روایت از آن حضرت است و هر کس کتب حدیثى را بررسى کند به فراوانى احادیث امام صادق و کثرت راویان و محدثان از آن بزرگوار، واقف خواهد شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

علوم و فضایل امام صادق علیه السلام

فقه عبارت است از فهم و شناخت احکام فرعى از طهارت تا دیات و این احکام از ادله اربعه استنباط مى‏ شود که مفصل‏ترین و مشروح‏ترین آنها سنت مى‏باشد که نزد شیعه عبارت است از حدیث پیامبر و اهل بیت. پس کتابهاى شیعه در این زمینه برگرفته از همان ادله چهارگانه است و بیشترین بخش حدیث را حدیث امام صادق (ع) تشکیل مى‏دهد و هرگاه احادیث مروى از آن حضرت نبود، استنباط احکام بر دانشمندان دشوار بود. و نه تنها فقها و دانشمندان شیعه از بوستان دانش امام جعفر صادق (ع) بهره برده‏ اند، بلکه بیشترین فقیهان اهل سنت که معاصر آن حضرت بوده ‏اند، مانند ابوحنیفه، سفیان ها، ایوب و غیرهم ریزه خوار خوان پر نعمت دانش امام بوده ‏اند و چنانکه ابن ابى الحدید مى‏نویسد، فقه مذاهب اربعه اهل سنت به فقه الصادق (ع) بر مى‏گردد. 1

آلوسى در مختصر «تحفه اثنى عشریه» مى‏نویسد: این ابو حنیفه که در میان اهل سنت مایه فخر و مباهات است با صراحت تمام مى‏گوید: «لولا السّنتان لهلک النعمان» و منطورش همان دو سالى است که به حضور امام آمده و از محضر آن حضرت دانش اندوخته است .

حق آن است که حضرت امام جعفر صادق (ع)، یگانه فقیه جهان اسلام شمرده شود و دلیل بر این مدعا همین کثرت راویان و فراوانى حدیث و روایت از آن حضرت است و هر کس کتب حدیثى را بررسى کند به فراوانى احادیث امام صادق و کثرت راویان و محدثان از آن بزرگوار، واقف خواهد شد.

البته فقهاى زیادى هم عصر امام بوده ‏اند که از هیچیک این اندازه (بلکه خیلى پائین‏تر از آن) حدیث روایت نشده و در بازار دانش و فرهنگ، هیچکدام این اندازه علم و فقاهت عرضه نکرده‏ اند و هیچ مطلبى از آن حضرت سؤال نشده که در پاسخ مانده باشد.

اخلاق

علم الاخلاق، در ابتدا دانش مدون و مرتبى نبوده است؛ فقط در زمینه‏ هاى اخلاقى به برخى آیات کریمه از قرآن حکیم و سخنان سرور پیامبران و وصى و خلیفه او و فرزندان بزرگوارشان (درود خدا به روان همه شان) استناد مى‏شده است. نخستین تألیف در دانش اخلاق به دست علماى شیعه در اواخر قرن دوم هجرى صورت گرفته و اسماعیل بن مهران فرزند ابونصر سکونى که از اصحاب و یاران امام هشتم على بن موسى الرضا (ع) و از راویان موثق بشمار مى‏ رود، کتابى تحت عنوان «صفة المؤمن و الفاجر» به ریشه تحریر درآورده است و پس از او، ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد برقى که پدر و پسر هر دو از روایان مورد وثوق و از اصحاب امام رضا (ع) و از علماى قرن سوم هجرى بوده ‏اند، کتاب «المحاسن» را نوشته است این کتاب از بهترین کتابها است و نویسنده ‏اش به سال 274 و یا 280 ق. در قم وفات یافته است .

از دیگر علما و دانشمندان این قرن که در زمینه اخلاق دست به نگارش کتاب زده ‏اند، حسن بن على بن شعبه است که کتاب «تحف العقول» را تألیف کرده و این کتاب هم از نفیس‏ترین کتب شیعه و مشتمل بر حکمتها و پندهائى است که از یکایک ائمه اهل بیت روایت گردیده است.

در قرون بعد تألیف و تصنیف درباره اخلاق دامنه پیدا کرد که بهترین آنها کتاب «اصول کافى» از ثقة الاسلام کلینى است که به سال 329 ق. درگذشته است. او سالها در تألیف این کتاب زحمت کشیده و گزیده‏اى از روایات و اخبار را در آن گردآورده است و هرگاه نظرى گذرا به صفحات آن بیفکنیم و فصول و ابواب آن را بررسى کنیم، خواهیم دانست که اخلاق نیکو یعنى چه و دانش و علم امام صادق و اهل بیت علیهم السلام پیرامون اخلاق بر چه پایه بوده است !

از ملاحظه مطالب اخلاقى که از امام صادق (ع) در این نوشته آورده‏ایم، معلوم مى‏شود که منبع و سرچشمه اخلاق در مرحله نخست قرآن مجید است و بعد سخنان حکمت‏آمیز رسول اسلام - دارنده خلق عظیم - و سپس بیانات فرزندان گرامى آن حضرت - وارثان علم و دانش ایشان - بویژه جعفر بن محمد صادق (ع).

تفسیر

در میان روایاتى که به دست ما رسیده است، بخش اعظم آن به تفسیر قرآن مربوط مى‏شود و حتى برخى مفسران اساس کارشان را بر احادیث قرا داده‌‏اند و اگر شما بخواهید روایات امام صادق(ع) را پیرامون تفسیر آیات بشناسید، باید به «تفسیر مجمع البیان» مراجعه کنید که بسیارى از احادیث جعفرى در مورد تفسیر، در این کتاب آمده است. مؤلف این کتاب گاهى که مى‏خواهد به نظر اهل بیت اشاره کند؛ آن را طى ذکر حدیثى خاطر نشان مى‏سازد. بعلاوه بعضى از دانشمندان شیعى مصنفات متعددى در زمینه آیات الاحکام نگاشته و به شرح و تفسیر آنها پرداخته ‏اند، که در این صدد از روایات و احادیث اهل بیت مایه گرفته ‏اند.

 امام صادق (ع) مى‏فرماید: به خدا سوگند من دانش قرآن را از اول تا آخر مى‏دانم و تمام مطالب این کتاب گویا در میان مشت من است و در آن خبر آسمان، خبر زمین، خبر گذشته و خبر آینده وجود دارد که خداى عزوجل گوید: فیه تبیان کل شى‏ء.8

و در مورد دیگر، امام انگشتان دستش را گشود و برسینه ‏اش نهاد و فرمود: به خدا قسم، همه دانشهاى قرآن در این سینه من است .9

پس ناگزیر در هر عصر و زمانى باید کسى باشد که عالم به تفسیر قرآن باشد و شاهد بر این، حدیث ثقلین است. وانگهى قرآن رهبر ساکت و بى زبانى است و در آن آیات محکم و متشابه، مجمل و مبین، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید وجود دارد که بیشتر این مفاهیم براى مردم نامعلوم است. از سوى دیگر هر گروهى از گروههاى اسلامى مدعى‏اند که عقاید خود را از قرآن گرفته ‏اند و مى‏ پندارند تنها آنانند که به مفاهیم قرآن دست یافته ‏اند و در این مقام شواهدى هم ذکر مى‏کنند.

پس قرآن مصدر و اساس عقاید همه گروهها و فرقه‏ هاى اسلامى است . پس چه مرجعى وجود دارد که این اختلافها را فیصله بخشد و شبهات این گروه‏ها را برطرف سازد وپندارهاى این فرقه‏ ها را رفع نماید؟

بنابر مضمون حدیث ثقلین، عترت پیامبر، دانایان به قرآنند، و عالم به قرآن در هر عصر و زمانى فقط از این خاندان است و بس. بنابراین در عصر امام جعفر صادق (ع) نیز اگر آن حضرت عالم به قرآن نبوده، پس چه کسى بوده است؟!

بدون تردید، هیچکس مدعى آن نبوده که در میان اهل بیت به روزگار امام صادق (ع)، فردى داناتر از او به تفسیر و دیگر علوم بوده باشد.

علم کلام

مقصود ما از علم کلام، آن دانشى است که از هستى و وحدانیت خدا و صفات او و دیگر موضوعات اعتقادى (و باصطلاح ایدئولوژیکى) مانند نبوت، امامت، معاد، عدل و غیره سخن مى‏گوید؛ آن هم نه هر نوع سخنى، بلکه سخنى بر پایه عقل و منطق صحیح.

 اولین کسى که در زمینه هستى و لوازم آن، به برهان توسل جسته و به ادله عقلى و حسى هر دو توجه کرده، امیرالمؤمنین على (ع) بوده است.

اهل بیت علیهم السلام  در بحثهاى عقیدتى خود براى مردم اثبات کردند که خدائى را که نمى‏شناسند، پرستش نمى‏کنند و از پیامبرى که آشنایش نیستند، پیروى نمى‏ نمایند و از امام و رهبرى که مقام و منزلتش را نمى ‏شناسند، اطاعت نمى‏ کنند. بنابراین (در مکتب اهل بیت) شناخت و معرفت پیش از هر دانش و بهتر از هر علم است. چنانکه امام صادق (ع) فرمود: با فضیلترین عبادت، شناخت خداست .10

«احتجاج» طبرسى، «اصول کافى»، «توحید»، صدوق و مجلداتى از «بحارالانوار»  دارای بسیاری از احادیث و روایات از امام صادق علیه السلام در بحث کلام است.

هستى‌‏شناسى و یگانه پرستى

فصولى از احادیث و سخنان امام صادق (ع)، پیرامون هستى‌‏شناسى و وحدانیت خدای تعالى است، که از آن جمله است «توحید مفضل»، و آن سلسله درسهائى است که امام آنها را بر مفضل بن عمرجعفى کوفى یکى از اصحاب و یاران عالم و عامل خویش القاء فرموده و دیگرى رساله ‏اى است به نام «هلیله» که آن نیز از همین مفضل روایت شده است، با این تفاوت که مفضل رساله نخست را مستقیماً و از دو لب مبارک امام شنیده اما رساله دوم را بطور غیر مستقیم و کتباً از امام روایت نموده است.

طب و پزشکى‏

خداوند متعال قرآن را فرو فرستاده و آن را بیان همه چیز قرار داده است. در این کتاب، دانش پزشکى طى دو سه جمله آمده است : «کلوا و اشربوا و لا تسرفوا» . پس جاى شگفتى نیست که دانایان به علوم قرآن یعنى ائمه اهل بیت، دانایان به طب و پزشکى هم باشند. بعلاوه آنان در بیان طبیعت اشیاء و فواید و مضار آنها و خواص مزاجها آنقدر مطلب گفته ‏اند که نشانگر اطلاعات گسترده آنها نسبت به این دانش است .

یکى از دانشمندان گذشته کلمات امامان را در مورد طب گردآورى کرده و آن را «طب الائمه» نامیده  بوده که  این کتاب از بین رفته است ؛ اما مجلسى در «بحارالانوار » و شیخ حر عاملى در «وسائل الشیعه» گاه گاهى از این کتاب، حدیث روایت کرده‏اند.

در علم و آگاهى امام صادق (ع) به علم طب و پزشکى ، کافى است مطالبى را که او در رساله «توحید مفضل» در بیان طبیعت اشیاء و فواید دواها و فیزیولوژى و شناخت وظایف الاعضاء که موضوع علم تشریح است، فرموده ، در نظر بگیریم و نیز بحثى که امام با پزشک هندى داشته و مناظره و گفتگوئى که با او انجام داده، نشانه وسعت اطلاع و آگاهى امام ششم نسبت به علم پزشکى است .

سخنان امام در امور بهداشتى و پزشکى در لابه ‏لاى کتب حدیثى پخش است و گاهى امام مطالبى را فرموده که تازه دانش پزشکى به آنها دست یافته است و اگر نویسنده‏ اى بخواهد در این زمینه کتابى تألیف کند و در آن مطالبى را که امام طى آنها خواص و فواید اشیاء را مطرح کرده و درمان انواع دردها و بیماریها را ذکر فرموده است، گردآورد کاملاً کارى آسان و در عین حال ابتکارى خواهد بود.

از جمله مطالبى که امام در مورد بهداشت و طبابت بیان کرده و دانش جدید پزشکى از برخى از آنها پرده برداشته ، مطالبى است که امام درباره درمان تب بوسیله شستشوى با آب بیان فرموده است . هنگامى که شخصى راجع به تب با آن حضرت صحبت مى کند، امام در پاسخ مى فرماید که ما خانواده با ریختن آب سرد بر بدنمان تب را معالجه مى‏کنیم.

علم شیمى

بسیارى از دانشمندان اعتراف کرده ‏اند که امام صادق (ع) علم شیمى را مى‏دانسته و جابربن حیان صوفى طرطوسى نزد او تلمذ مى کرده و این دانش را از وى فرا گرفته است و پانصد رساله در یکهزار برگ در همین مایه تألیف کرده که آنها در واقع متضمن و در بردارنده رساله ‏هاى امام جعفر صادق (ع) مى‏باشند.13

خاورشناسان قدیم و جدید درباره جابر سخن بسیار گفته ‏اند و ابن ندیم در «الفهرست» 14 بطور مفصل پیرامون شخصیت او داد سخن داده و کتب زیادى را از وى یاد کرده است که جابر در زمینه دانشهاى مختلف بویژه شیمى ، پزشکى ، فلسفه و کلام داراى تألیفات بوده است و عادتاً یک انسان معمولى با عمرى طبیعى گنجایش این همه کار، تألیف و تحقیق را ندارد جز نوابغى از بشر و یگانه‏ هائى از انسان هائى که هوشى سرشار و استعدادى فوق‏ العاده دارند و زندگیشان در تألیف ، کتاب و تحقیق خلاصه مى‏شود.

مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانى در «الذریعه» او را از مؤلفان شیعه شمرده و از کتب او «ایضاح» در شیمى را نام برده است . 15

خلاصه اینکه مؤلفان و تراجم نگاران اسلامى، جابر را عالمى بلند مرتبه دانسته و او را در عداد مفاخر جهان اسلام بر شمرده‏اند.

جابر غیر از فلسفه و کلام، پیرامون علوم و فنون مختلف اعم از نظرى و طبیعى که بحث و تحقیق درباره آنها نیازمند وقت و فرصت فراوانى است ، بیش از سه هزار نسخه کتاب و رساله تألیف کرده و شخصیتى با این ویژگى ، براستى شایسته تجلیل و بزرگداشت است و از مفاخر و ذخایر گرانبهاى ملت مسلمان تواند بود.

خلاصه سخن آنکه تشیع جابر و پیشرو بودن او در بسیارى از علوم بویژه کلام، فلسفه، پزشکى ، شیمى و طبیعى از واضحات و بدیهیات است و بدون تردید نظرات او پایه‏هاى اساسى دانش شیمى است و این نیست جز آنکه جابر علم شیمى را از منبع و سرچشمه اصلى آن یعنى امام صادق (ع) فرا گرفته است.

دانشهاى دیگر

مقصود ما از علوم و دانشهائى که به برخى آنها اشاره کرده و توضیح دادیم که مردم آنها را از امام صادق (ع) آموخته‏اند آن نیست که علوم و دانشهاى حضرتش منحصر به همانها بوده است، بلکه امام به عقیده شیعه امامیه همه چیز را باید بداند و داناترین مردم در همه علوم و فنون و زبان و لغت باشد و این حکم عقل است . 19

و اگر به دلیل نقلى نظر افنکنیم بى آنکه مسأله امامت و رهبرى الهى رابراى امام اثبات نمائیم ، به این نتیجه مى‏رسیم که در هر عصرى در میان عترت، داناى به کتاب و سنت وجود داشته و دارد ، و این مفاد حدیث ثقلین است. و نیز مى فهمیم داناى به کتابى که خود بیان و توضیح همه چیز است (تبیاناً لکل شى‏ء) باید به همه چیز عالم و دانا باشد، مادامى که این کتاب وجود دارد و در میان بشر است . پس وجود عالم و دانشمندى از اهل بیت و عترت پیامبر تا روز قیامت قطعى و مسلم است و در عصر مورد بحث، این عالم و دانشمند چه کسى جز امام صادق (ع) بوده است ؟

بنابراین در زمان آن حضرت در میان اهل بیت کسى داناتر از او نبوده وآثار علمى بر جاى مانده از امام، بهترین شاهد است .

پس صادق آل محمد (ع) عالم اهل بیت در عصر خویش و داناى به کتاب و جامع علوم و فنون گوناگون بوده است و لذا از ذکر بقیه دانشهائى که امام مى دانسته و شواهد فراوانى که در این زمینه داریم، صرف نظر مى کنیم و از نظر مإ؛ّّ هیچ جاى تعجب نیست که امام صادق (ع) با اهل هر لغت و زبانى به زبان آنان صحبت مى کرد؛ مثلاً با فارسى زبان، فارسى صحبت مى فرموده و با اهل هر علم و فنى بااصطلاح خودشان بحث مى کرده است، مانند بحثهائى که امام با ستاره شناسان و علماى نجوم و طبیعى و پزشکى و غیر اینها انجام داده که همه اینها طى احادیث و روایاتى به دست ما رسیده است .


پى‏ نوشتها:

1- شرح نهج‏البلاغه ابن ابى الحدید ، ج 1، ص 18.
2- بحار الانوار ، ج 1، ص 213 - 215.
3- بحار الانوار ، ج 1، ص 213 - 215.
4- بحار الانوار ، ج 1، ص 213 - 215.
5- بحار الانوار ، ج 1، ص 213 - 215.
6- البقره /269.
7- بحارالانوار ، ج 2، ص 82.
8- اشاره به آیه 89 از سوره النحل، است : «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شى‏ء»
9- اصول کافى، ج 1، ص 229 ، حدیث پنجم.
10- بحارالانوار ، ج 1، ص‏215 ، حدیث 21.
11- اصول کافى ، ج 1، ص 26، حدیث 29.
12- در این زمینه نگاه کنید به کتاب «اطعمه و اشربه» از وسائل الشیعه ، ج 17، طبع جدید «مترجم».
13- مراجعه کنید به تاریخ ابن خلکان (وفیات الاعیان، ج 1، ص 327) چاپ دارالثقافه بیروت.
14- نگاه کنید به صفحات 498 و 503 ، آن کتاب.
15- ج 2، ص 491 طبع دارالاضواء بیروت.
16- شماره 68 : صفحات 551 - 544 و 617 - 625 آن مجله.
17- نگاه کنید به صفحات 1204 تا 1206 و 1235 تا 1237 و 1268 تا 1270 و 1299 تا 1302.
18- همان مجله ، ص 1299.
19- در رساله‏اى به نام «شیعه و امامت» این معنى را توضیح داده‏ شده ، مراجعه فرمائید.

Fill in the blank.