تاریخ ارسال:د, 1398/07/22 - 05:37 شناسه: 183

بازگشت خاندان سیدالشهدا (سلام الله علیه) به کربلا در روز اربعین‏

نویسنده/ سخنران: 
اربعین
در مصباح المتهجّد دیدم که خانواده امام حسین علیه السلام ، در روز بیستم صفر ، به همراه مولایمان امام سجّاد علیه السلام وارد مدینه شدند (مصباح المتهجّد : ص ۷۸۷ ) و در غیر این کتاب ، آمده که آنان در بازگشت از شام ، روز بیستم صفر به کربلا رسیدند...

سخنى در باره بازگشت خاندان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به کربلا و ملاقات آنها با جابر در روز اربعین‏ *

در باره بازگشت اهل بیت سیّد الشهدا علیه السلام به کربلا و ملاقات آنان با جابر بن عبد اللَّه انصارى در اربعین شهداى عاشورا ، چند مسئله قابل بحث و بررسى است :

اوّل ، این که : آیا خانواده امام (علیه السلام) در بازگشت از شام ، از کربلا عبور کرده‏ اند یا نه؟

و اگر عبور کرده ‏اند ، این ماجرا در اربعین شهدا اتّفاق افتاده یا نه؟

و اگر در اربعین بوده ، اربعین اوّل (سال ۶۱ هجرى) بوده است یا اربعین دوم؟

دوم ، این که : آیا جابر بن عبد اللَّه ، مى‏ توانسته در اربعین اوّل ، خود را به کربلا برساند؟

سوم ، این که : آیا ملاقاتى میان جابر و اهل بیت سیّد الشهدا در کربلا انجام شده است یا نه؟


یک . بازگشت خاندان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به کربلا

در مورد اصل بازگشت خانواده سیّد الشهدا به کربلا ، و بر فرضِ بازگشت آنان ، در باره زمان دقیق آن (اربعین اوّل ، اربعین دوم یا هر زمان دیگر) ، آراى مختلفى وجود دارد که اینک به آنها اشاره مى ‏شود :

الف - عدم بازگشت خاندان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به کربلا

برخى مانند استاد شهید مرتضى مطهّرى ، بر این باورند که اصولاً اهل بیت سیّدالشهدا علیه السلام ، به کربلا باز نگشته‏ اند . (حماسه حسینى: ج ۱ ص ۳۰)

ظاهراً این نظریّه ، مبتنى بر آن چیزى است که محدّث نورى در کتاب لؤلؤ و مرجان ، در این باره آورده است . وى ضمن بیان دلایلى براى اثبات نظریّه خود، مبنى بر باز نگشتن اهل بیت امام علیهم السلام به کربلا ، مى‏گوید :
بر هر ناظرى در کتب مقاتل ، مخفى نیست که بعد از ندامت ظاهرى رِجس پلید یزید و عذر خواستن و مخیّر نمودنْ آل اللَّه را بین ماندن در شام و برگشتن به وطن اصلى (مدینه طیّبه) و اختیار کردن ایشان ، مراجعت را ، در این که به عزم مدینه از شام بیرون رفتند و از عراق و کربلا ، ذکرى در آن جا نبود و بنا به رفتن آن صواب نبود و راه شام به عراق ، از خودِ شام، از راه حجازْ جدا مى‏شود و قدر مشترکى ندارند ، چنان که از متردّدین شنیده شده و از اختلاف طول این سه بَلَد با یکدیگر معلوم مى‏شود . پس هر که خواهد از شام به عراق رود ، از آن جا عازم و به خطّ عراق ، خواهد سیر کرد و اگر اهل بیت [امام علیه السلام‏] از آن جا به این عزم بیرون آمدند - چنان که ظاهر عبارت لهوف است - ، بى اطّلاعِ آن خبیث و بى اذن او ، هرگز براى ایشان ، میسّر نبوده و نشود و در آن مجالس ، ذکرى از این عزم نشود. و ظاهر است که در سیر به عراق ، جز زیارت تربت مقدّسه ، مقصدى نداشتند و گمان نمى‏رود با آن خُبث شریره یزید و پلیدىِ فطرتش ، اگر اظهار مى‏ کردند و اذن مى‏ خواستند ، راضى شود و اذن دهد و مصارف سفر را دو چندان کند ، با آن دنائتِ طبع و بى‏ حیایى که دویست دینار دهد و بگوید : این ، به عوضِ آنچه از شما رفته ! به هر حال ، این استبعادى است که بالمَرّه ، وثوق را از کلام آن راوىِ مجهول که در لهوف از او نقل کرده - و البتّه یکى از اهل سِیَر و تواریخ است - ، مى ‏بَرَد و چون منضم شود به آن ، شواهد مقدّمه ، اساس این احتمال از اصل ، خراب خواهد شد و با این حال ، اخبار جزمى روضه‏ خوانان به وقوع این واقعه به مجرّد کلام مذکور ، کاشف از نهایت جهل و تجرّى است و کاش به همان چند سطر لهوف یا مقتل ابى مِخنَف ، قناعت مى‏کردند و آن را مانند ریشه درخت در زمین شورزار قلب ویران نمى‏کاشتند . آن گاه این همه شاخه و برگ از او نمى‏ رویانیدند . پس از آن ، این همه میوه‏ هاى گوناگونِ اکاذیب از آن نمى‏چیدند و از زبان حجّت بالغه خداوند ،حضرت سجّاد علیه السلام، این همه دروغ در وقت ملاقات خیالى با جابر ، نقل نمى‏ نمودند ... .    (لؤلؤ و مرجان : ص ۱۶۱ - ۱۶۲)


محدّث قمّى نیز به تبعیت از استاد خود ، محدّث نورى ، مى‏نویسد :

مکشوف باد که ثقات محدّثین و مورّخین ، متّفق اند ؛ بلکه خودِ سیّد جلیل على بن طاووس نیز روایت کرده که بعد از شهادت حضرت امام حسین علیه السلام ، عمر سعد ملعون ، نخست ، سرهاى شهدا را به نزد ابن زیادِ لعین ، روانه کرد و از پس آن ، روز دیگر ، اهل بیت را به جانب کوفه برد و ابن زیاد خبیث ، بعد از شناخت و شماتت با اهل بیت ، ایشان را محبوس داشت و نامه به یزید بن معاویه فرستاد که در باب اهل بیت و سرها ، چه عمل نماید. یزید لعین ، جواب نوشت که به جانب شام ، روان باید داشت . لاجرم ، ابن زیاد ملعون ، تهیّه سفر ایشان نموده و ایشان را به جانب شام فرستاد . و آنچه از قضایاى عدیده و حکایت متفرّقه سِیر ایشان به جانب شام از کتب معتبره نقل شده ، چنان مى‏نماید که ایشان را از راه سلطانى و قُرا و شهرهاى معموره ، عبور داده‏ اند که قریب چهل منزل مى‏شود ، و اگر قطع نظر کنیم از ذکر منازل ایشان و گوییم از برّیه غربى فرات ، سیر ایشان بوده ، آن هم قریب به بیست روز مى‏شود ؛ چه ، مابین کوفه و شام به خطّ مستقیم ، یکصد و هفتاد و پنج فرسخ گفته شده و در شام هم قریب به یک ماه ، توقّف کرده‏ اند ، چنان که سیّد ، در اقبال فرموده : "روایت شده که اهل بیت ، یک ماه در شام ، اقامت کردند در موضعى که ایشان را از سرما و گرما نگاه نمى‏داشت" - . پس با ملاحظه این مطالب، خیلى مستبعد است که اهل‏بیت بعد از این همه قضایا، از شام برگردند و روز بیستم شهر صفر - که روزاربعین و روز ورود جابر به کربلا بوده - به کربلا وارد شوند، و خودِ سیّد اجل ، این مطلب را در اقبال ، مستبعد شمرده ، به ‏علاوه آن که اَحَدى از اَجلّاى فنّ حدیث و معتمدین اهل سِیَر و تواریخ در مقاتل و غیره ، اشاره به این مطلب نکرده‏ اند ، با آن که ذکر آن از جهاتى شایسته بود ؛ بلکه از سیاق کلام ایشان ، انکار آن معلوم مى‏شود - چنان که از عبارت شیخ مفید در باب حرکت اهل بیت به سمت مدینه در یافتى و قریب این عبارت را ابن اثیر و طبرى و قرمانى و دیگران ، ذکر کرده‏ اند و در هیچ کدام ، ذکرى از سفر عراق نیست - ؛ بلکه شیخ مفید(مسارّ الشیعة : ص ۴۶ ) و شیخ طوسى (مصباح المتهجّد : ص ۷۸۷ . نیز ، ر . ک : العُدد القویّهَ : ص ۲۱۹ ح‏۱۱) و کفعمى (المصباح ، کفعمى : ص ۵۱۰)

گفته ‏اند که : در روز بیستم صفر ، حرم حضرت ابى عبد اللَّه الحسین علیه السلام رجوع کردند از شام به مدینه و در همان روز ، جابر بن عبد اللَّه ، به جهت زیارت امام حسین علیه السلام به کربلا آمد و اوّلْ کسى است که امام حسین علیه السلام‏را زیارت کرد .
و شیخ ما ، علّامه نورى - طاب ثراه - در کتاب لؤلؤ و مرجان ، کلام را در ردّ این نقل ، بسط تمام داده . و از نقل سیّد ابن طاووسْ آن را در کتاب خود ، عذرى بیان نموده ، ولکن ، این مقام را گنجایش بسط نیست .
و بعضى احتمال داده ‏اند که اهل بیت در حین رفتن از کوفه به شام ، به کربلا آمده ‏اند و این احتمال ، به جهاتى بعید است . و هم احتمال داده شده که بعد از مراجعت از شام ، به کربلا آمده‏ اند ؛ لکن در غیرِ روزاربعین بوده ؛ چه ، سیّد و شیخ ابن نَما که نقل کرده‏ اند ورود ایشان را به کربلا ، به روزاربعین، مقیّد نساخته‏ اند. (الملهوف : ص ۲۲۵ و مثیر الأحزان : ص ۱۰۷)

و این احتمال نیز ضعیف است ، به سبب آن که دیگران ، مانند صاحب روضة الشهدا (روضة الشهدا : ص ۳۹۱ )

و حبیب السِیَر  (تاریخ حبیب السیر : ج ۲ ص ۶۰)  و غیره‏  (توضیح المقاصد: ص ۶ . نیز ، ر . ک : بحار الأنوار : ج ۱۰۱ ص ۳۳۴) که نقل کرده‏ اند ، مقیّد به روزاربعین ساخته‏ اند و از عبارت سیّد نیز ظاهر است که با جابر ، در یک روز و یک وقت ، وارد شدند، چنان که فرموده : «فَوافَوا فى وَقتٍ واحِدٍ» و مسلّم است که ورود جابر به کربلا ، در روزاربعین بوده ، و به علاوه آنچه ذکر شد ، تفصیل ورود جابر به کربلا در کتاب مصباح الزائر سیّد ابن طاووس و بشارة المصطفى‏ (مصباح الزائر : ص ۲۸۶ و بشارة المصطفى : ص ۷۴) - که هر دو از کتب معتبره است - موجود است و ابداً ذکرى از ورود اهل بیت در آن هنگام نشده ، با آن که به حسب مقام باید ذکر شود.(منتهى الآمال : ص ۵۲۴)


ب - عدم بازگشت خاندان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به کربلا دراربعین اوّل‏

سیّد ابن طاووس قدّس سرّه بازگشت اهل بیتِ سیّد الشهدا علیه السلام را دراربعین اوّل ، مستبعد مى‏داند ؛ ولى منکر اصل بازگشت آنها به کربلا نیست . متن عبارت ایشان ، این است :

در مصباح المتهجّد دیدم که خانواده امام حسین علیه السلام ، در روز بیستم صفر ، به همراه مولایمان امام سجّاد علیه السلام وارد مدینه شدند (مصباح المتهجّد : ص ۷۸۷ )  و در غیر این کتاب ، آمده که آنان در بازگشت از شام ، روز بیستم صفر به کربلا رسیدند و این هر دو قول ، بعید است ؛ زیرا عبید اللَّه بن زیاد - که لعنت خدا بر او باد - به یزید ، نامه نوشت و حادثه کربلا را برایش گزارش کرد و از وى اجازه خواست که خاندان امام حسین علیه السلام را بفرستد ، و تا جواب یزید نرسید ، اقدامى صورت نداد و این کار ، به حدود بیست روز یا بیشتر ، وقت نیاز دارد .

و نیز روایت شده که وقتى کاروان اسیران را به شام بردند ، آنها در دمشق به مدّت یک ماه در جایى ماندند که از گرما و سرما ، در امان نبودند و صورت قضیّه ، مقتضى است که اهل بیت ، تا رسیدن به عراق یا مدینه ، بیش از چهل روز از زمان شهادت، تأخیر داشته‏ اند . پس عبورشان از کربلا در بازگشت [از شام‏]، شدنى است ؛ ولى در بیستم صفر نمى ‏توانند رسیده باشند. (الإقبال : ج ۳ ص ۱۰۰) 
با تأمّل در این سخن ، روشن مى‏شود که میان کلام سیّد ابن طاووس در این جا با آنچه در کتاب الملهوف نقل کرده که خاندان امام حسین علیه السلام در بازگشت از شام ، از کربلاعبور کرده ‏اند ، تعارضى وجود ندارد .
آنچه ایشان بعید مى‏داند ، رسیدن اهل بیت امام علیه السلام در اربعین سال ۶۱ هجرى (اربعین اوّل) به کربلاست ، نه مطلقِ عبور آنها از آن جا . بنا بر این ، آنچه گفته شده که سیّد ابن طاووس در کتاب الإقبال از سخن خود در الملهوف عدول کرده ،  (حماسه حسینى : ج ۱ ص ۳۰، منتهى الآمال : ص ۴۸۱)   صحیح نیست و ناشى از عدم تأمّل در کلام ایشان است .


ج - بازگشت خاندان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به کربلا دراربعین دوم‏

برخى ، با عنایت به قرائنى که حاکى از عدم امکان بازگشت اهل بیتِ سیّد الشهدا به کربلاست ، بر این باورند که ورود آنان و نیز جابر بن عبد اللَّه انصارى به کربلا ، دراربعین دوم و در سال ۶۲ هجرى اتّفاق افتاده است . فرهاد میرزا معتمد الدوله، صاحب قمقام زخّار ، این نظریه را مطرح کرده است . (قمقام زخّار: ص ۵۸۶)
گفتنى است که این نویسنده، دلیلى براى اثبات نظریّه خود اقامه نکرده است .


د - بازگشت خاندان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به کربلا در غیر اربعین‏

در میان منابع کهن ، تنها در الآثار الباقیة ى ابو ریحان بیرونى (م ۴۴۰ ق) و ترجمه الفتوح (اثر فارسى مستوفى هروى / ق ۶ ق) تصریح شده که اهل بیتِ سیّد الشهدا در اربعین به کربلا باز گشته‏ اند ؛ (الآثار الباقیة : ص ۴۲۲ ، ترجمه الفتوح : ص ۹۱۶)  لیکن با عنایت به آنچه گفته شد ، پذیرش این سخن ، آسان نیست ، بویژه این که پس از آن ، تا قرون اخیر ، هیچ یک از منابع ، این نظریّه را مطرح نکرده‏ اند .
امّا بازگشت اهل بیتِ سیّد الشهدا علیه السلام به کربلا در غیر اربعین، در منابعى مانند : الأمالى صدوق ، (الأمالى ، صدوق : ص ۲۳۱ ح ۲۴۳ . متن این کتاب ، تنها آمدن امام زین العابدین علیه السلام را به کربلا مى‏رساند ؛ امّا در مورد سایر خانواده امام علیه السلام ، ساکت است)  الملهوف  و مثیر الأحزان (الملهوف : ص ۲۲۵، مثیر الأحزان : ص ۱۰۷)،آمده است .

شاید تنها ایرادى که به این مطلب مى ‏توان وارد کرد ، این است که راه شام به مدینه ، راه جداگانه‏ اى است‏ (چنان که گذشت، مرحوم محدّث نورى مطرح کرده است که : «راه شام به عراق ، از خود شام، از راه حجازْ جدا مى‏شود و قدر مشترک ندارد» و مرحوم شهید مطهرى هم این سخن را تأیید نموده است ؛ اما بررسى نقشه ‏هاى فراهم آمده از گذرگاه‏هاى قدیمى نشان مى‏دهد که راه شام به عراق از طریق بادیه، با راه شام به مدینه، حدود ۱۴۷ کیلومتر، مسیر مشترک دارند .)

و همان طور که محدّث نورى گفته ، بعید است که یزید ، اجازه داده باشد که سفر را طولانى کنند و مجدّداً خانواده امام علیه السلام را به کربلا بیاورند ؛ لیکن با وجود این استبعاد، نمى‏توان اصل بازگشت آنان را به کربلا، انکار کرد .


دو . حضور جابر در اربعین اوّل در کربلا

گزارش‏هاى متعدّدى ، حاکى از حضور جابر بن عبد اللَّه انصارى در کربلا در نخستین اربعین شهدا در سال ۶۱ هجرى اند .
برخى، در این گزارش‏ها تردید کرده و گفته‏ اند: با توجّه به امکانات آن دوران ، سفر از مدینه تا کربلا ، پس از دریافت خبر واقعه کربلا ، بیش از چهل روز طول مى‏ کشیده است . از این رو ، جابر نمى‏ توانسته دراربعین اوّل ، در کربلا حضور یابد .
در پاسخ این تردید ، مى‏توان گفت :
اوّلاً از کجا ثابت شده که جابر ، هنگام واقعه عاشورا، در مدینه بوده است؟ شاید وى آن هنگام ، مدینه را به سوى کوفه ، ترک کرده بوده است .
ثانیاً مى‏توان گفت که امکان دریافت خبر شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش تا ده روز بعد از واقعه عاشورا وجود دارد و جابر مى‏ توانسته در مدّت باقى‏ مانده تا اربعین، خود را به کربلا برساند .


سه . ملاقات خاندان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله با جابر در کربلا

با تأمّل در آنچه به تفصیل ، توضیح داده شد که بازگشت اهل بیتِ سیّد الشهدا علیه السلام در غیراربعین به کربلا (مطابق گزارش سیّد ابن طاووس) ، ممکن است انجام شده باشد ،ملاقات آنها در غیر اربعین با جابر نیز امکانِ وقوع دارد ، با این توضیح که ممکن است جابر ، مدّتى را در کربلا مانده باشد و یا در کوفه یا حوالى آن، اقامت گزیده و مجدّداً براى زیارت سیّد الشهدا علیه السلام به کربلا باز گشته باشد.
تنها سؤالى که در این باره بى ‏پاسخ مى‏ ماند ، این است که اگر چنین امرى وقوع یافته ، چرا در منابع شیعه تا قرن هفتم به آن، اشاره‏ اى نشده است و گزارشى از اهل بیت علیهم السلام در این باره در منابع متقدّم و معتبر، وجود ندارد ؟ البتّه در منابع متأخّر ، مطالب فراوانى در این باره آمده که قابل استناد نیستند . به هر حال ، بعید شمردن یا انکار بازگشت اهل بیتِ سیّد الشهدا به کربلا ، به گونه‏ اى که محدّث نورى ، شیخ عبّاس قمى و استاد مطهّرى گفته ‏اند ، صحیح به نظر نمى‏رسد.


 *  منبع: گزیده شهادت نامه امام حسین (علیه السلام) ، محمد محمدی ری شهری ، صفحه 832 تا 840

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.