تاریخ ارسال:چ, 1395/05/13 - 19:09 شناسه: 156

بحث اخلاص (قسمت سوم)

اخلاص
نیت خالص نتیجه‌اش این است که انسان تمرکز فکر دارد. چون در نماز یک لحظه از نیت خالص بیرون بروی، نمازت باطل است. نیت یعنی هدف را گم نکن. هدف خداست. سرگرم مسائل غیر این نشو...........

 بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین ...

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن ...

بحث ما در رابطه اخلاص بود

مطلب اول : نشانه اخلاص، موفقیت یا شکست در کار

آدم اگر مخلص باشد هیچ‌وقت غصه نمی‌خورد. نشد ما دانشگاه برویم. نشد که نشد! من رفتم طلبگی می‌خواستم مرجع تقلید شوم، نشد. نشد که نشد! وظیفه‌ات را عمل کن. من تلاش خودم را کردم. شد شد، نشد نشد! چرا من رئیس جمهور نشدم؟ خوب نشدی که نشدی. چرا من در انتخابات مجلس رأی نیاوردم. نشد که نشد. آدم مخلص غصه نمی‌خورد.

 ولذا قرآن می‌گوید: مخلص علامتش این است،

 «فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُون‏» (توبه/111) چه این دشمن را بکشد، چه دشمن این را بکشد.

«إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ» (توبه/52)

 قرآن می‌گوید: هردو نیکو است. ای دشمن را بکشد، الحمدلله! دشمن خدا را کشتیم. دشمن خدا این را بکشد، الحمدلله شهید شدیم. و لذا کلمه‌ی «َیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُون‏» در قرآن به هم چسبیده است. یعنی برای مخلص فرق نمی‌کند. آدم مخلص غصه نمی‌خورد، معذورم!

دکتر گفته: روزه‌ات را بخور. روزه می‌خورم. خاک بر سر ما امسال روزه‌مان را خوردیم. چرا می‌گویی: خاک بر سر ما؟ وظیفه‌ات روزه خوردن بوده است. به همان دلیلی که می‌گویند: او باید بگیرد، دکتر می‌گوید: تو باید نگیری. آدم مخلص غصه نمی‌خورد. فقرا احساس عقب‌ماندگی نمی‌کنند. فقیر مخلص می‌گوید: خوب من بیش از این،

«لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏» (نجم/39)

هرچه انسان سعی داشت، همان به او می‌رسد.

مطلب دوم : آدم مخلص مغرور نمیشود

آدم‌های موفق و مخلص مغرور نمی‌شوند. چون نمی‌داند خدا قبول کرد یا نه؟ به امیرالمؤمنین گفتند: خیلی تلاش می‌کنی. داری خودکشی می‌کنی. فرمود: نمی‌دانم کارهایم قبول شده یا نه. بدانم قبول شده اینقدر خودکشی نمی‌کنم.

 پیغمبر ما ، حضرت عیسی ، حضرت موسی، بسیاری از انبیاء از نسل ابراهیم هستند. پس شخص ابراهیم. بهترین کارها ساختن کعبه است. حضرت ابراهیم در مکه پایه‌های کعبه را بالا برد

«وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْت‏» (بقره/127)

قرآن می‌گوید: حضرت ابراهیم پایه‌های کعبه را بالا برد و بعد گفت:

 «رَبَّنا تَقَبَّل‏»

خدایا تو باید قبول کنی. اگر قبول تو نباشد، حتی ابراهیم، حتی ساختن کعبه، حتی در مسجد‌الحرام ارزش ندارد.

 اصل برق است. اگر برق باشد لامپ کوچک هم نور می‌دهد. برق نباشد حباب بزرگ هم باشد نور نمی‌دهد. اصل برق است.

بعضی‌ها می‌پرسند آقا چند بار عمره رفتی؟ چند بار مکه رفتی؟ چند بار عتبات؟ فکر می‌کند گردو است می‌شمارد. سی بار مشهد رفتم. بیست بار کربلا رفتم. ده بار هم رفتم عمره ... مگرگردو است که می‌شماری؟ اگر لامپت سالم باشد، دفعه‌ی اول که به برق مکه وصل شد روشن می‌شوی. اگر هم لامپت سوخته باشد، هزار بار هم به سرپیچ بزنی... شما نپرس چند بار رفتی، بپرس لامپت روشن شد یا نشد؟

 

نیت خالص نتیجه‌اش این است که انسان تمرکز فکر دارد.  چون در نماز یک لحظه از نیت خالص بیرون بروی، نمازت باطل است. نیت یعنی هدف را گم نکن. هدف خداست. سرگرم مسائل غیر این نشو.

مطلب سوم : نماز، دعوت به اخلاص

اصلاً خود نماز تمرین اخلاص است.

 الله اکبر! تو بزرگی، آمریکا بزرگ نیست. همه‌ی رئیس جمهورها جمع شوند یک مگس نمی‌توانند خلق کنند. یک مگس هم یک چیزی را بردارد و فرار کند همه‌ی رئیس جمهورها عقبش بدوند نمی‌توانند از آن بگیرند. الله اکبر! تو بزرگی.

 بسم الله به نام تو نه به نام کسی دیگر. رحمان و رحیم تو هستی دیگران رحم ندارند. برای حکومت خودشان حاضر هستند، مبارک وار، صدام وار، قذافی وار، شاه وار، مردم را درو کنند که خودشان پادشاه باشند.

خدایا من باید در خانه‌ی تو بیایم. رحمت، سرچشمه انواع رحمت‌ها تو هستی. باید از تو بیم داشته باشم.

 مالک قیامت تو هستی. کسی دیگر مالک نیست.

«لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْم‏» (غافر/16)

 «ایاک» فقط بنده‌ی تو، نه بنده‌ی شرق، نه بنده غرب، نه بنده‌ی مزد، نه بنده‌ی مقام، نه بنده‌ی مدرک،

«إِیَّاکَ نَعْبُدُ» فقط کمک از تو

«إِیَّاکَ نَسْتَعِین». فط تو مرا هدایت کن

«اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیم‏» (فاتحه/6)

مطلب چهارم : راه رسیدن به مقام اخلاص

انسان چگونه مخلص شود؟

اول : باور کنیم تمام عزت دست اوست.

چه کنیم خالص باشیم؟ باید توجه کنی که چرا به این می چسبی؟ پهلوی این عکس می‌گیری؟ اینقدر بله‌قربان می‌گویی؟ چه مشکلی داری؟ می‌خواهی عزیز شوی؟

«إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّه‏» (یونس/65) «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً»

«إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» قرآن گفته: «جمیعا» این «جمیعا» یعنی چه؟ تمامش برای خداست. یعنی اینطور نیست که بگویی: 99 درصد دست خداست، یک درصد هم برای این است که من رئیس بانک شوم. من رئیس شورای شهر شوم. من رئیس مجلس شوم. من امام جمعه شوم. اگر یکی از این مقام‌‌ها، عزت آور بود کلمه‌ی «جمیعا» دروغ بود. چون خدا در قرآن گفته: «جمیعا». یعنی صد در صد عزت دست خداست. حالا بنده بنشینم،

 بالاترین مقامات رسمی کشور این طرف و آن طرف من بنشیند، این عزت است برای من. خدا خواسته باشد مرا خراب کند، بین همه‌ی شخصیت‌ها من یک چیزی می‌گویم خراب می‌شوم. یک عملی از من سر می‌زند از آسمان به زمین می‌افتم. ولو این طرف من فلانی بود، این طرفم فلانی. «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» یعنی یک درصدش هم برای این است که شما خودت را به این می‌چسبانی.

باور کنیم. باور کنیم تمام قدرت دست خداست.

«أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» (بقره/165)

 باز راجع به قدرت هم گفته «جمیعا». یک «جمیعا» دیگر داریم. قرآن می‌گوید که باور کنیم تمام تدبیر دست خداست.

«فَلِلَّهِ الْمَکْرُ جَمیعاً» (رعد/42)

 مکر یعنی تدبیر. همه ممکن است برنامه‌ریزی کنند برای اینکه شما بالا بروی. خدا نمی‌خواهد بالا بروی. همه چیز برمی‌گردد.

سه تا «جمیعا» در قرآن است. «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» ... بگویید... «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً»، «فَلِلَّهِ الْمَکْرُ جَمیعاً»

 جمیعا یعنی یک درصدش برای دیگری نیست... آخر بعضی‌ها می‌گویند که حکم من مدیر کلی شد یا معاون یا مشاور؟ مشاور شد یا مشاورت؟ چه و چه؟ دلت به چه خوش است؟ خوشا به حالت به حضرت عباس! اگر رزقت عزت نباشد، بالاترین مرتبه هم بروی، مبارک رزقش عزت نبود. سی سال حکومت کرد تمام عزت سی ساله با در قفس کردنش به باد رفت. اینطور نیست. جاوید شاه، مرگ بر شاه، تمام شد و رفت. یک درصد عزت برای این نیست. نه، من اگر بتوانم استخدام رسمی شوم، زودتر خواستگار گیرم می‌آید. اینقدر استخدام رسمی شدند، باز هم در خانه نشستند کسی در خانه را نمی‌زند. خواستگار ندارد. چون این «و من یتوکل علی استخدام رسمی و هو» عوض «من یتوکل علی الله».

محاسباتی که می‌کنیم در قرآن چند تا «یَحسَبون» داریم. «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُون‏» (کهف/104) «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى‏ شَیْ‏ء» (مجادله/18) «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُون‏» (زخرف/37)

یعنی در دنیای خیال است. در دنیای خیال چنین می‌کند، چنین می‌کند، چنین می‌کند. ما اگر بدانیم کسی دیگر کاره‌ای نیست، در مناجات شعبانیه داریم «الهی بِیَدک» یَد یعنی چه؟ «بیَدِک لا بِیَد غَیرِک زیادتی و نقصی» خدایا دست توست. دست غیر تو نیست. زیادی من و نقص من، دیدید صدام به چند ابرقدرت چسبید، عزیز شد؟ شاه به چند ابر قدرت چسبید، عزیز شد؟ مبارک چقدر باج به آمریکا و اسرائیل داد عزیز شد؟ «جمیعا» این سه تا «جمیعا» را یادت نرود.

در قرآن سه تا «جمیعا» داریم، سه تا «یحسبون». «یحسبون» یعنی در دنیای خیال، خیال می‌کند.

دوم : ما بنشینیم فکرش را کنیم که رزق دست خداست.

 «نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ» (اسراء/31)

 اینطور نیست که به زرنگی باشد. حدیث داریم گاهی خداوند آدم‌هایی را که زرنگ هستند هرچه می‌دوند به جایی نمی‌رسند، یک آدم‌هایی هم که هیچ زرنگی ندارند، زندگی‌شان راحت راحت است. خدا این کار را می‌کند تا به زرنگ‌ها بگوید، به زرنگی نیست.

درجات اخلاص در نیّت

اخلاص درجه دارد.

 «ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعا» (اعراف/56)

 «رَغَباً وَ رَهَباً» (انبیاء/90)

«شُکْراً لِنِعْمَتِهِ»، «أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ» (بحارلانوار/ج41/ص14)

  آدم‌ها درجه دارند.

مثلاً گاهی وقت‌ها می‌گوییم: برو بالا بنشین. می‌گوید: چیه؟ می‌گوییم: پرتقال‌هایش بزرگ است. برو بالا! پرتقال‌هایش بزرگ است. به یکی می‌گویند: برو بالا، چیه؟ آنجا بوعلی سینا نشسته. بغل بوعلی سینا عکست را برمی‌دارند، مشهور می‌شوی. یکی می‌گوید: برو بالا می‌گوییم: چیه؟ می‌گوید: از بوعلی سینا یک سؤال علمی کن، یک چیزی یاد بگیر. ما سه تا، چند رقم برو بالا داریم. برو بالا پرتقال‌هایش بزرگ است. برو بالا عکست را بگیرند. برو بالا استفاده علمی می‌کنی.

 اخلاص هم درجه دارد. نماز بخوانیم برای اینکه جهنم نرویم. نماز بخوانیم برای اینکه بهشت برویم. نماز بخوانیم برای اینکه حاجتمان را بگیریم.

نشانه‌ی اخلاص:

۱- کم و زیاد شدن در آن اثر ندارد. 

یکی میگفت : در حرم امام رضا، زیارت می‌خواندم و به قول امروزی‌ها یک حالی هم داشتیم و به قول امروزی‌ها سیم وصل شده بود. یک کسی کنار من گفت: حاج آقا این پول را به فقیر بده. گفتم: من زوار هستم. غریب هستم. فقیر سراغ ندارم. باز شروع کردیم سیم وصل شد. خواندیم، خواندیم، خواندیم، دومرتبه گفت: حاج آقا ؟ گفتم: بله. گفت: این پول را به فقیر بده. گفتم: شما یکبار دیگر هم گفتی. من زوار هستم. غریب هستم. کسی را نمی‌شناسم. دوباره سیم وصل شد. یک چند دقیقه شد. گفت: حاج آقا؟ گفتم: بله. گفت: این پول را به فقیر بده. دفعه سوم من ناراحت شدم. گفتم: پدرجان ولم کن. این پول را هم تا کرده بود کوچولو اندازه‌ی یک بادام، آبی بود. من فکر کردم بیست تومان است. آن زمان بیست تومان آبی بود. اسکناس بیست تومان آبی بود. گفتم: یک بیست تومان تا کردی هی می‌گویی: به فقیر بده. گفت: حاج آقا بیست تومان نیست. هزار تومان است. خوب باز هزار تومان آن زمان پول بود. من تا دیدم هزار تومان است آرام شدم. گفتم: اینجا یک مؤسسه ایتامی هست. گفت: به هرکس می‌خواهی بدهی بده.

وقتی رفت دیدم این پیام امام رضا بود. گفت: فلانی گول خودت را نخوری. دو لیتر هم گریه کنی. مادامی که فشار خونت با پول پایین و بالا می‌رود، نمره‌ات صفر است. آنوقت مفاتیح را کنار گذاشتم، منقلب شدم. گاهی انسان لحظه مرگ می‌فهمد کل عمرش صفر است. می‌رفتم درس فلانی که بگویند: فلانی شاگرد فلانی است. اینطور نیست. ما فکر می‌کنیم اگر هیئت ما یک سرش کجا باشد و یک سرش کجا... هرچه اخلاص بیشتر باشد ماندگارتر است.

۲- بی‌اثر بودن ملامت دیگران در انسان مخلص

آدم مخلص از ملامت‌ها نمی‌ترسد، من می‌خواهم نماز بخوانم، آقا به تو می‌خندند، بخندند. مگر من مقوا هستم که با بارون وا بروم؟

ما آدم داریم مثلاً چهل سال پیش کراوات داشته هنوز کراواتش را، پیرمرد هست. نود سالش است ولی کراواتش را می‌زند. چنان این فرهنگ غربی در مخش، آنوقت تو سی و دو سال است بچه مسلمان هستی می‌خواهی نماز بخوانی خجالت می‌کشی؟ حالا باشد بعد، روبروی مردم است. باشد بعد یعنی چه؟ می‌خواهم نماز بخوانم.

۳- آدم مخلص بین افراد فرق نمی‌گذارد.

  در یک جلسه فرق گذاشت بین پولدار و نابینا. به فقیر عبوس کرد، به پولدار توجه کرد. ده تا آیه خدا به رگبار بست این آقایی که عبوس کرد. «عَبَس» باقی‌اش را بلدید؟ بگویید... «وَ تَوَلَّى‏» (عبس/1) عبوس کرد؟ پشت کرد؟ «وَ مَا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکىَّ» (عبس/3) شاید این اهل تزکیه باشد. شاید این خودساخته... شاید حرف تو در این نابینا اثر کند. «أَمَّا مَنِ اسْتَغْنىَ‏، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى» (عبس/ 5 و6) آن کسی که پولدار است، تو متصدی هدایت او شدی. توجه به پولدار کردی؟

۴-آدم مخلص علامتش این است که برایش فرق نمی‌کند.

 امام رضا فرمود: کسی که سلامش به فقیر و غنی فرق کند خدا او را غضب می‌کند. شما می‌خواهی روضه بروی. ببینی کدام روضه شام می‌دهند. کدام روضه شامش چیست؟ مدرک می‌دهند یا نمی‌دهند؟ شام می‌دهند یا نمی‌دهند؟ آدم مخلص برایش فرق نمی‌کند. این آقا در هیئت ما سینه زده یا نزده؟ بابا غذای امام حسین را بدهید بخورد. طرفداری کردند یا نکردند؟ مردم فهمیدند یا نفهمیدند؟ فلانی پولدار است یا غنی؟

کسی میگفت : یک وقت ما سوار هواپیما بودیم همه را پیاده کردند. گفتیم: خبری است؟ گفتند: بعد می‌فهمید. گفتیم: آقا چه بوده؟ همه‌ی بار را به مسافرها بدهید. گفتند: یک موش یا سوسک در هواپیما رفته است. گفتم: ای بابا! این همه مسافر و بار را به خاطر یک سوسک یا موش؟ گفتند: بله... ممکن است این سوسک، ممکن است این موش یکی از این سیم‌ها را بجود. و این سیم را اگر بجود رابطه‌ی خلبان با فرودگاه قطع می‌شود. رابطه قطع شود خیلی چیزها به هم می‌ریزد. سوسک شرک، موش شرک می‌آید سیم اخلاص را می‌جود. سیم اخلاص که جویده شد رابطه انسان با خدا قطع می‌شود. رابطه قطع شود خیلی از چیزها به هم می خورد.

اهل بیت ما سه شب غذای افطاری‌شان را به فقیر و مسکین دادند. یک سوره‌ی «هل اتی» آمد. برای چه؟ برای سه لقمه نان. این خیلی مهم است. به خاطر اخلاصشان بود.

 یکی در جبهه کشته شد. گفتند: برادر عزیزم! شهادتت مبارک. گفتند: این شهید نیست. گفتند: بابا در جبهه شهید شد. فرمود: این قصدش خدا نبوده. این در جبهه نگاهش به اسب و الاغ طرف خورد. گفت: بروم او را بکشم مثلاً اسبش را به غنیمت بگیرم. این رفت او را بکشد به خاطر غنیمت، شهید شد. این «قتیل الحمار» است. یعنی شهید راه خر. لقب گرفت. «قتیل الحمار» کشته شد اما در راه الاغ. اخلاص!

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.