تاریخ ارسال:ي, 1398/01/18 - 06:33 شناسه: 1462

ولادت امام حسین (علیه السلام)

امام حسین علیه السلام در عمر پر برکت خویش، اهتمام فراوانی به هدایت و ارشاد مردم و نیز بیدار کردن وجدان ها و افکار خاموش و به خواب رفته در برابر ظلم و طاغوت داشت.

تجلی جمال خداوندی

حسین کسی است که خورشید در چشم هایش می خندید و ماه از پیشانی اش می خرامید. گیسوانش سایبان جهان و دست هایش عطوفت آشکار خداوند بود. راز پنهان حقیقت در سینه اش تاب می خورد و معنای جاویدان بودن از نگاهش می تراوید. حسین تجلی جمال خداوندی در زمین و ظهور جلال حضرت حق در زمان است. زیستن، از پس آمدن حسین علیه السلام معنای راستین خویش را بازیافته و مردن، با ابدیت آسمانی پیوند خورده است. حسین سرشت صالح انسان و طینت پاک خلقت است. سرچشمه ای که تمام رودخانه ها از سر انگشت هایش جاری شده و همه دریاها از آبشخور پر شکوه چشم هایش جوشیده است.

ولادت امام حسین علیه السلام

حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام در روز سوم شعبان سال چهارم هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. پدرش امیر مؤمنان علی علیه السلام و مادرش سرور زنان جهان، فاطمه زهرا علیهاالسلام است.

پس از ولادت، این مولود مبارک را در دستان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله قرار دادند، آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند و سپس دستور داد تا گوسفندی را به عنوان عقیقه قربانی کنند.

امام حسین علیه السلام حدود شش سال و چند ماه از دوران حیات نورانی رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله را درک کرد و در این مدت، همواره مورد توجهات و محبت های بی نظیر آن حضرت قرار گرفت که از آن شمار، بارها و بارها شنیده شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود: «حسین از من است و من از حسین هستم».

مراسم نامگذاری

در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است که در مراسم نامگذاری امام حسین علیه السلام جبرئیل از سوی خدا آمد و پس از عرض تبریک و تهنیت خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: یا رسول اللّه ! خداوند سلام می رساند و می فرماید: نسبت علی علیه السلام به تو، نسبت هارون علیه السلام به موسی علیه السلام است. از این رو، نام این مولود مبارک را به نام فرزند هارون «شُبَیْر» نامگذاری کن که به زبان عربی «حسین» می باشد.

تاریخ نگاران اسلام می نویسند: در زمان قبل از اسلام، نام های حسن، حسین و محسن وجود نداشت و کسی را به این نام نامگذاری نکرده بودند، بلکه این نام ها از اسم های بهشتی بود که جبرئیل آن ها را بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله عرضه داشت. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد قوچی را در روز هفتم تولد امام حسین علیه السلام به عنوان «عقیقه» قربانی کنند و در راه خدا احسان نمایند.

مقام ارجمند حسین علیه السلام از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله

روزی امام حسین علیه السلام در دوران کودکی در آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله بود و پیامبر او را نوازش می کرد و او را می خندانید. در این هنگام یکی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله به آن حضرت عرض کرد: ای رسول خدا! شما چقدر این کودک را دوست دارید و با دیدار او شاد می شوید!

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: چرا با دیدار او شاد نگردم، در حالی که او میوه قلب من و نور چشمم است؟

احترام به برادر

امام حسین علیه السلام به برادرش امام مجتبی علیه السلام بسیار احترام می گذاشت و همواره با او، همگام و همراه بود و هیچ گاه میان دو برادر فاصله ای نیفتاد و آن چه یکی انجام می داد، دیگری می پسندید و می پذیرفت.

از امام باقر علیه السلام نقل است که امام حسین علیه السلام به قدری برادرش امام مجتبی علیه السلام را گرامی می داشت و بزرگ می شمرد که هیچ وقت در حضور او سخن نمی فرمود. پیوسته وحدت کلمه و اتفاق نظر در میان دو برادر برقرار بود. هنگامی که امام مجتبی علیه السلام با معاویه پیمان صلح بست، امام حسین علیه السلام پیمان برادرش را محترم شمرد و وقتی امام حسن علیه السلام به شهادت رسید و عراقیان نامه های متعددی برای آن حضرت نوشتند تا با رهبری ایشان، معاویه را از خلافت خلع و با آن حضرت بیعت کنند، امام حسین علیه السلام در پاسخ به نامه ها، پیمان صلح برادرش را پیمان خود خواند و به آن ها پاسخ منفی داد.

مهربانی با خانواده

امام حسین علیه السلام با همسران و فرزندان خویش در نهایت ادب و محبت و مهربانی معاشرت و رفتار می کرد. یکی از تاریخ نگاران معروف تاریخ اسلام می نویسد: «حسین علیه السلام از آن کسانی بود که به فرزندان خویش، محکم ترین علایق و احساسات را داشت و نیز بهترین عواطف را به همسرانش دارا بود».

نقل شده که امام حسین علیه السلام درباره همسر با وفایش رباب و دختر گرامی اش حضرت سُکَیْنه چنین می فرمود: «به جان خود سوگند، خانه ای را دوست می دارم که سکنیه و رباب را میزبانی کند. من این دو را دوست می دارم و مالم را در راه آنان می دهم و کسی نمی تواند مرا بر این علاقه و دوستی سرزنش کند».

ابراز محبت به فرزند

محبت به فرزندان، امری درونی و عاطفی است که خداوند آن را در دل پدر و مادر به ودیعت نهاده است. البته این محبت، زمانی سازنده و تأثیرگذار است که فرد برخوردار از محبت، از آن آگاهی یابد و محبت ابراز شود. حضرت امام حسین علیه السلام نیز به عنوان الگوی نمونه تربیتی چنین عمل می کردند. چنان که یکی از اصحاب آن حضرت می گوید: نزد امام حسین علیه السلام نشسته بودم و با او سخن می گفتم که علی بن الحسین علیه السلام وارد شد. امام حسین علیه السلام او را صدا زد. چون آن کودک متوجه پدر شد، نزدیک آمد. حسین علیه السلام او را در آغوش گرفت و به سینه اش چسبانید و سپس میان دوچشمان فرزند گرامی اش را بوسید و گفت: «پدرم فدای تو باد، چقدر زیبا و خوشبویی».

سرزنش تجّمل گرایی

شخصی خانه بسیار مجلّلی برای خود ساخت و پس از پایان ساختمان، نزد امام حسین علیه السلام رفت و عرض کرد: خانه ای ساخته ام و اکنون دوست دارم شما وارد آن شوید و برایم دعا کنید. امام نیز با آن مرد به سوی خانه اش حرکت کردند. حضرت چون وارد آن بنای بزرگ شد، با تعجب و تأسف نگاهی به اطراف خانه کرد و فرمود: «خانه خودت(منزل اصلی و سرای آخرتت) را ویران ساخته ای و به آبادانی خانه دیگری پرداخته ای که فانی است. هر چند با این کار، خود را نزد مردم عزیز و بزرگ داشته ای تا آنان تو را به بزرگی نگاه کنند، ولی بدان نزد اهل آسمان، پَست و کوچک شمرده می شوی و تو را دشمن می دارند». این سرزنش از آن روست که برخی ثروتمندان به جای آن که اندکی به طبقات محروم و بی بضاعت جامعه کمک کنند، به زراندوزی، تجمل گرایی و تفاخر روی می آورند و خود را بزرگ و مهم جلوه می دهند.

سلام قبل از کلام

سلام کردن، یکی از آداب مهم و زیبایی مکتب اسلام است. در روایتی از امام حسین علیه السلام آمده است: «بخیل کسی است که در سلام کردن بخل بورزد و سلام نکند».

اشاعه فرهنگ سلام در جامعه، خود بزرگ ترین عامل در نزدیک شدن دل ها و صمیمی تر شدن روابط اجتماعی انسان هاست و در پی آن، تکبّر و بزرگ بینی هایی که در برخی افراد وجود دارد، از بین می رود.

در حکایتی تاریخی آمده است که روزی مردی بر امام حسین علیه السلام وارد شد و پیش از آن که سلام کند، احوال پرسی کرد و گفت: «حالتان چطور است؟» امام علیه السلام در پاسخ فرمود: «خداوند تو را عافیت بدهد. اول سلام کن، آن گاه سخن بگو». سپس امام برای ترویج فرهنگ سلام، فرمودند: «به هیچ کس اجازه ورود ندهید تا اوّل سلام بکند».

خداترسی

هر گاه امام حسین علیه السلام برای نماز وضو بگیرد، از ترس خداوند متعال رنگ رخسار مبارکش دگرگون می شد و بدنش سخت می لرزید. پس آن گاه که از ایشان درباره این حالشان سؤال می شد، می فرمود: «روز قیامت کسی در امان نخواهد بود، مگر آن که در دنیا از خداوند خوف و ترس داشته باشد». ایشان هم چنین می فرمود: «آرامش خاطر در پیشگاه خدا، تنها برای کسی است که در دنیا با خوف و خشیت الاهی زندگی کند».

نکته های آموزنده

نقل شده که مردی بر امام حسین علیه السلام وارد شد و گفت: ای پسر پیغمبر! پرسش هایی دارم که اگر اجازه فرمایید از محضر شما سؤال کنم. امام اجازه داد و مرد گفت: میان ایمان و یقین چقدر فاصله است؟ امام فرمود: چهار انگشت. گفت: چگونه؟ فرمود: ایمان مربوط به چیزهایی است که با گوش می شنویم و یقین مربوط به چیزهایی است که با چشم می بینیم و میان گوش و چشم فاصله چهار انگشت است. مرد دوباره پرسید: فاصله بین آسمان و زمین چقدر است؟ امام فرمود: به اندازه دعایی که به اجابت برسد. گفت: عزّت مرد به چیست؟ فرمود: عزت مرد به بی نیازی او از مردم است. مرد باز پرسید: چه چیز از همه زشت تر است؟ امام پاسخ داد: هوسرانی پیران، سختگیری پادشاهان، دروغگویی شریفان، بخل ورزیدن ثروتمندان و حریص بودن دانشمندان از همه زشت تر است. مرد گفت: ای فرزند رسول خدا! امامان پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چند نفرند؟ حضرت پاسخ داد: دوازده نفر به تعداد نُقبای بنی اسرائیل.

دریای سخاوت

امام حسین علیه السلام نیز هم چون دیگر معصومان علیهم السلام سرچشمه جود و بخشش بود، به طوری که همیشه فقیران و مستمندان به خانه ایشان پناه می آوردند و از دریای سخاوت آن حضرت جرعه ای می نوشیدند. در حکایتی جالب آمده که عربی بیابانی وارد مدینه شد و از سخی ترین مرد آن شهر سؤال کرد. همگی امام حسین علیه السلام را به او معرفی کردند. مرد فقیر در مسجد امام را در حالت نماز یافت و ضمن عرض حاجت چنین گفت: «ناامید نمی شود آن کس که به تو امید داشته باشد». چون نماز امام به پایان رسید، برخاست و همراه فقیر به خانه رفت. سپس آن چه در خانه داشت و افزون بر چهار هزار دینار بود، در پارچه ای پیچید و به آن فقیر بخشید و از کم بودن عطایش پوزش طلبید. مرد عرب نگاهی به سکّه ها کرد. و حیرت زده شد و شاید با خود می گفت: عجبا! این چه شخصیتی است که این همه به من بخشیده است و چنین عذر خواهی می کند.

حسین، پناهگاه مردم

سالار شهیدان، امام حسین علیه السلام خود را وقف اجتماع نموده بود و در واقع پناهگاه مردم به ویژه دردمندان و بینوایان به شمار می آمد و هر کسی که گرفتار مشکل سختی می شد، از طریق آن حضرت آن را حل می کرد. در حکایتی تاریخی آمده است: «اُسامة بن زید» از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالت احتضار به سر می برد که امام حسین علیه السلام به دیدارش شتافت و از او دلجویی نمود و از مشکلاتش پرسید. اسامه گفت: غم و غصّه شدیدی دارم و آن قرض سنگین است که مبلغ آن به شصت هزار درهم می رسد. حضرت وعده داد که آن را بپردازد. اُسامه گفت: می ترسم قبل از پرداخت قرض بمیرم. امام حسین علیه السلام فرمود: نگران نباش. من آن را به زودی می پردازم و چنین هم کرد و قبل از فوت او، همه قرض هایش را پرداخت.

پاکیزگی و نظافت

پاکیزگی، یکی از نکات بسیار مهم در زندگی امام حسین علیه السلام است که جنبه های گوناگون آن در سیره آن حضرت به چشم می خورد. علاقه آن حضرت به عطر و بوی خوش، نشان دهنده اهمیت این موضوع نزد امام حسین علیه السلام است.

ایشان اهمیت دادن به این مسأله را به دیگران نیز سفارش می نمود و از عطرهایی که از مناطق گوناگون برایش هدیه می آوردند، به دیگران می بخشید. امام در همه جا و به همه کس مشک و عطر می بخشید و حتی در سفر کربلا نیز عطریات به همراه داشت. در وقایع شب عاشورا نیز آمده است که حضرت به یاران خویش فرمود: «هر چه می خواهید آب بنوشید که آخرین روز شماست و از این آب وضو بگیرید و غسل کنید و لباس هایتان را بشویید که همین لباس ها، کفن های شما خواهد بود». سپس خیمه ای برپا کردند و مشک و عطر فراوان در ظرف بزرگی ریختند و همه یاران به پاکیزگی و خوشبو کردن خود پرداختند.

یاد خدا

یاد و ذکر خدا، در سراسر گفتار، رفتار و حالات امام حسین علیه السلام و یاران آن حضرت دیده می شود. سید الشهدا علیه السلام همواره حتی در بحرانی ترین پیشامدهای زندگی و به ویژه در کربلا، به یاد مناجات با پروردگار مشغول بود. در صبح عاشورا وقتی سپاه امام در برابر سپاه عمر سعد قرار گرفت و دو لشکر حق و باطل و نور و ظلمت در برابر هم صف آرایی کردند، امام حسین علیه السلام دست های مبارکش را به سوی آسمان بلند کرد و چنین فرمود: «پروردگارا! تو در هر غم و اندوهی پناهگاه من هستی و در هر پیشامد ناگواری، مایه امید منی و در هر مشکل و حادثه ای که برایم پیش آید، تو امید و اعتماد من هستی. آن گاه که رنج و غم های کمرشکن بر من وارد و دل ها در برابرش آب می شود و راه هر چاره اندیشی بسته می گردد، تنها به پیشگاه تو شکایت آورده و از دیگران قطع امید کرده ام و تنها تو بوده ای که به کمک من رسیده و غم و اندوه مرا زدوده ای».

اهتمام به هدایت مردم

امام حسین علیه السلام در عمر پر برکت خویش، اهتمام فراوانی به هدایت و ارشاد مردم و نیز بیدار کردن وجدان ها و افکار خاموش و به خواب رفته در برابر ظلم و طاغوت داشت. از آن شمار در احوالات ایشان نقل شده است: هر گاه امام حسین علیه السلام از خانه بیرون می آمد، مردم در اطراف او صف می کشیدند و حلقه های جمعیت پشت سر هم متراکم می شدند، به گونه ای که تا چشم می دید، صفوف مردم بود. گویا آنان با دیدن امام حسین علیه السلام و مصاحبت با ایشان، در پی آن بودند که از تیرگی ها رهایی یابند و دل خود را پاک و منزّه سازند.

افشاگری علیه حکومت

امام حسین علیه السلام در سال های 58 و 59 هجری، در مراسم حج خطبه های مفصّلی می خواند و پیام خود را به گوش صدها نفر از شخصیت های اسلامی که همه از بزرگان و صحابه و یاران پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، می رساند. حضرت در این سخنان، با اشاره به مسؤولیت اندیشمندان و افراد بانفوذی که نزد مردم محبوبّیت داشتند، در خصوص پیمان شکنی معاویه و انحرافات دستگاه خلافت او، به آنان هشدار می داد.

یاور یتیمان در دل شب

حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السلام نیز همانند پدر بزرگوارشان، از رسیدگی به وضع یتیمان و درماندگان غافل نبود و بیش تر می کوشید در دل شب به رفع نیازهای آن ها همت گمارد. این عمل آن حضرت آن چنان دور از دیدگان مردم بود که تا بعد از شهادت آن بزرگوار، کسی متوجه این ویژگی خداپسندانه ایشان نشد. شُعَیْب بن عبدالرّحمن خُزاعی می گوید: بعد از واقعه عاشورا، هنگامی که مردان قبیله بنی اسد خواستند جسد مطّهر امام حسین علیه السلام را دفن کنند، بر دوش آن حضرت اثر پینه و کوبیدگی زخمی یافتند که کاملاً با جراحت های جنگی متفاوت بود؛ زخم کهنه ای بود که هیچ شباهتی به زخم های روز عاشورا نداشت. بعد از امام سجاد علیه السلام در این مورد پرسیدند و آن حضرت در پاسخ فرمود: «این زخم در اثر حمل بار و کیسه های غذا و هیزم به خانه های بیوه زنان، یتیمان و مستمندان است که پدرم در دل شب بر دوش خویش آن ها را حمل می کرد».

مبارزه با انحراف ها و تحریف ها

تحریفِ یک مکتب، بدترین خطر برای آن به شمار می آید و بدترین انواع تحریف آن است که رهبران و سیاستمداران آن مکتب، بر خلاف احکام و دستورهای آن عمل کنند و در عین حال، رفتار خود را کاملاً مطابق با قوانین و تعالیم آن مکتب بدانند. این خطر بزرگ در زمان امام حسین علیه السلام از سوی دستگاه حکومت اموی اسلام را تهدید می کرد.

اگر امام حسین علیه السلام قیام نمی کرد و دست به افشاگری نمی زد، دیری نمی پایید که از اسلام جز نامی باقی نمی ماند؛ چرا که حکومت فاسد یزید، در پی تباه کردن چهره نورانی اسلام و زحمات طاقت فرسای پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بود. یزید، احکام یقینی اسلام را زیر پا می گذاشت و در عین حال خود را خلیفه خدا و رسول او می دانست.

یاری محرومان فرهنگی

در بررسی سیره امام حسین علیه السلام به موارد متعددی از مبارزه برای برطرف شدن فقر فرهنگی برخورد می کنیم. از آن شمار، ابن عساکر از تاریخ نگاران معروف تاریخ اسلام، می نویسد: مردی به نام عِصام شامی وارد مدینه شد و با مشاهده سیمای نورانی و پر فروغ امام حسین علیه السلام آتش حسد و کینه در دلش شعله ور گردید. بعد به نزد آن حضرت رفت و هر قدر توانست به آن امام و پدر بزرگوارشان ناسزا گفت. امام با شنیدن آن سخنان با نگاهی سراسر مهربانی و عطوفت به وی نگریست و آن گاه به او فرمود: «بر خود سبک و آسان بگیر و برای من و خودت استغفار کن. مطئمن باش اگر از ما یاری بخواهی، یاور تو خواهیم بود و اگر عطا و بخشش بطلبی، به تو خواهیم بخشید. اگر هم ارشاد و راهنمایی بجویی، تو را ارشاد خواهیم نمود». آن گاه آثار پشیمانی و شرم در چهره عِصام ظاهر شد و امام این آیه از قرآن را تلاوت فرمود: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست؛ خداوند شما را می بخشد که او ارحم الراحمین است». بعد از آن جریان، عصام یکی از مریدان و شیفتگان آن حضرت شد.

حسین یک فرهنگ است

حسین بنیانگذار فرهنگ والای عاشورا، و بزرگ ترین چهره انقلابی جهان و تاریخ است. حسین شخصیتی است که به خاطر دفاع از حریم اسلام، در برابر توفان های سیاه طاغوتیان اموی، تا آخرین مرز ایثار به پیش رفت و به سبب دفاع از شرافت مسلمانان و کرامت نفس انسان ها، هستی خویش را فدا نمود.

آری، حسین به جهان آمد تا همیشه و در همه جا، آتشفشانی بر ضّد ظلم و استکبار طاغوتیان روشن کند تا سوزنده تار و پود ستمگران و روشنگر دل های تاریک گردد.

حسین یک فرهنگ، یک امّت، یک انقلاب عظیم و یک مکتب ناب تحّول بخش و بالنده است. از این رو، چهره حسین علیه السلام بر فراز همه مکان ها و اعصار، از سال ها، ماه ها، روزها، شب ها، ساعت ها و بلکه دقیقه ها و لحظه هاست و با رشد و ارتقای اندیشه ها، خاطره نهضت او شکوهمندتر و زیباتر جلوه خواهد کرد.

گوهرهای ناب از کلام امام حسین علیه السلام

شناخت امام زمان

ای مردم! تقوای الاهی داشته باشید. خداوند بندگان را نیافرید، مگر این که او را بشناسند، آن گاه پرستش کنند و وقتی او را پرستیدند، از پرستش دیگران بی نیاز شوند. پرسیدند: راه شناخت خداوند متعال چیست؟ امام فرمود: شناخت خداوند به این است که مردم هر زمان، رهبر و امامی را که اطاعتش بر آنان واجب است، بشناسند.

پرهیز از خطا و پوزش طلبی

از تکرار خطا و پوزش طلبی بپرهیز؛ زیرا مؤمن نه بد می کند و نه پوزش می طلبد، امّا منافق هر روز بد می کند و همواره پوزش می طلبد.

انفاق قبل از مرگ

مال اگر برای تو باشد، آن را انفاق کن و آن را برای پس از خود مگذار که پس انداز غیر تو می شود، در حالی که حساب آن را از تو می کشند. بدان که تو برای مالت نمی مانی و آن به تو وفا نمی کند. از مالت استفاده کن و آن را بخور، قبل از آن که تو را بخورد.

پرهیز از سوگند زیاد

از سوگند زیاد بپرهیزید؛ زیرا سوگند خوردن زیاد انسان، از چهار ویژگی سرچشمه می گیرد: یا از خواری است که در خود می بیند و برای غلبه بر ذلّت خود و تصدیق مردم، سوگند زیاد می خورد؛ یا از ناتوانی در نطق و گفتار است که سوگندهای زیاد می خورد تا پیوندساز سخنان بی ربط خود باشد؛ یا از بدبینی مردم به خود است و می داند که سخنش را جز با سوگند نمی پذیرند؛ و یا از آن روست که زبانش را بی اندیشه و فکر به کار می گیرد.

عمل در جهت رضا و خشنودی خدا

هر کس که در پی خشنودی خدا باشد، ولی مردم از او برنجند، خداوند او را در امور مردم کفایت خواهد کرد هر کس که برای جلب رضایت مردم بکوشد که به خشم و غضب الاهی بینجامد، خداوند او را به مردم وامی گذارد.

در مشکلات دینداران اندکند

مردم ینده دنیا هستند و در زبان و شعار و تا وقتی منافع آن ها تأمین باشد، ادعّای دینداری می کنند. پس هر گاه با مشکلات و بلاها آزمایش شوند، دینداران اندک اند.

امر به معروف و نهی از منکر

اگر فریضه امر به معروف و نهی از منکر اقامه گردد، تمام فرایض، چه آسان و چه دشوار عملی خواهد شد.

اقسام پرستش خدا

همانا مردمی خدا را برای شوق بهشت پرستش می کنند که این پرستش تاجر پیشه گان است؛ گروهی هم خدا را از روی ترس می پرستند که این پرستش بردگان است؛ و مردمی خدا را برای شکر و سپاس می پرسند که این عادت آزادگان است. این نوع پرستش، والاترین نوع عبادت و بندگی است.

دنیا خانه ای پست و فانی است

بندگان خدا! از خدا بترسید و از دنیا بر حذر باشید که اگر بنا بود همه دنیا به یک نفر داده شود و یا یک نفر برای همیشه در دنیا بماند، پیامبران برای بقا سزاوارتر و جلب خشنودی آنان بهتر بود و چنین حُکمی خوش آیندتر می آمد. ولی هرگز! زیرا خداوند دنیا را برای فانی شدن آفریده که تازه هایش کهنه، و نعمت هایش زایل، و سرور و شادی آن به غم و اندوه مبّدل خواهد گردید. دنیا خانه ای پست و کوتاه مدت است. پس برای آخرت خویش توشه برگیرید که توشه آخرت، تقوی و ترس از خداست.

شب فیض خدا

شب میلاد سلطان جهان است شب فیض خدای مهربان است
نگردد خسته دیگر چرخ گردون که هر پیری ز عشق او جوان است
دل هر ذرّه از مهر حسینی در این عید مبارک شادمان است
زمین امشب کند بر آسمان فخر که ماهش قبله هفت آسمان است
همای عشق رحمت از ره لطف قرین و همنشین خاکیان است
به خاک تیره اکنون می نهد پا عجب دریای لطفش بی کران است
هوای باغ رضوان، روح پرور زِ بوی طُرّه این باغبان است
بهشت جاودان پر نغمه عشق ز حُسن این گل مینو نشان است

حبیب اللّه چایچیان(حسان)

منبع: مجله گلبرگ شهریور 1383، شماره 54

Fill in the blank.