تاریخ ارسال:ش, 1398/01/24 - 16:59 شناسه: 1389

ضرورت وجود امام زمان (عج)

نویسنده/ سخنران: 
انسان الگو می‌خواهد. قرآن مفسر می‌خواهد. طب، پزشک می‌خواهد. جامعه، عامل وحدت می‌خواهد. برای حل مشکلات علمی به امام نیاز داریم.

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

بحث من بحث امام زمان است.

من باید راجع به دلیل امامت و فلسفه‌ی امامت صحبت كنم. به همان دلیلی که ما به پیغمبر نیاز داریم، به همان دلیل هم به امام نیاز داریم.

اگر خداوند برای اشتباه فرد، عقل را قرارداده است. پس برای اشتباه جامعه هم باید امام را قرار دهد. هرنقشی كه عقل در بدن دارد، همان نقش را امام در جامعه دارد.

برای جامعه یک الگو لازم است. آدم هرچه که در درون دارد، باید در بیرون هم داشته باشد. مثلاً شما از داخل تشنه می‌شوی. پس باید در بیرون آب باشد. از درون گرسنه می‌شوی. پس باید در بیرون غذا باشد. ریه داری پس باید از بیرون اکسیژن باشد. هر احساسی كه داری باید پاسخش در بیرون وجود داشته باشد.

یکی از چیزهایی که انسان در درون دارد این است که انسان میل دارد كه کامل شود. همین طور که میل به آب دارد و آب در بیرون هست. میل به غذا دارد و در بیرون غذا هست. میل به کمال دارد. پس باید یک وجود کاملی هم باشد. برای تفسیر صحیح قرآن امام می‌خواهیم. اگر امام نباشد آیات قرآن را هرکسی بر طبق هوا و هوس خودش تفسیر می‌کند. همین طور که طب، پزشک می‌خواهد. همین طور که کتاب، استاد می‌خواهد. قرآن هم امام می‌خواهد. امام می‌خواهیم برای این که دین تئوری نیست. اگر امام نباشد، می‌گویند: اسلام فقط حرف می‌زند. كسی باید امام باشد كه بتوانیم بگوییم امام است. باید ثابت کنیم که دین ما تئوری نیست. عملی است. قانون نیست. اما قابل اجرا هم هست. برای چه امام می‌خواهید؟ برای متحدکردن و وحدت به امام نیاز داریم.

اگر امام در جمهوری اسلامی نبود، هركسی اسلام را به یك سمت می‌کشید. امام بنیان گذار جمهوری اسلامی عامل وحدت شد. ما امام می‌خواهیم تا وحدت ایجاد كند و از هرج و مرج جلوگیری كند. ما برای حل مشکلات علمی به امام نیاز داریم. زمانی که علی ابن ابیطالب را بیست و پنج سال بركنار كردند، هرکجا مشكل علمی داشتند، سراغ علی(ع) می‌رفتند. بارها خلیفه‌ی دوم گفت: اگر علی نبود، من هلاک شده بودم. ما برای حل مشکلات علمی امام می‌خواهیم. برای نجات از شر طاغوت امام می‌خواهیم.

این‌ها دلیل فلسفه‌ی امامت است. امام می‌خواهیم برای اینکه واسطه فیض با خدا است. «بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ یَخْتِمُ»(من‏ لایحضره ‏الفقیه، ج‏2، ص‏615) در زیارت جامعه داریم كه خدا هرخیری را به مردم می‌رساند، از طریق امام می‌رساند. اینها بیان‌های ساده‌ای است که در عین حال سخت هم نیست. عمیق ولی ساده است.

انسان الگو می‌خواهد.

قرآن مفسر می‌خواهد.

طب، پزشک می‌خواهد.

جامعه، عامل وحدت می‌خواهد.

برای حل مشکلات علمی به امام نیاز داریم.

طاغوت‌ها به امت‌ها چشم دارند. خدا در فیض رسانی کارهایش را با واسطه انجام می‌دهد. نقس امام این است.

حالا چطور امام را انتخاب کنید؟

در دنیا رهبری پنج نوع است كه ما هیچ کدام را قبول نداریم.

1- بگوییم: هرکس را كه همه قبول دارند. به قول آخوندها اجماع باشد. بگوییم: اجماع روی چه کسی است؟ چه كسی را همه قبول دارند.

2- بگوییم: هرکس را اکثریت گفت.

3- بگوییم: هرکس را اقلیت گفت. به اکثریت كار نداشته باشیم.

4- هرکس را ولیعهد کردند.

5- هرکس کودتا کرد.

6- ما این مورد ششم را قبول داریم. آن كسی كه همه او را بخواهند. این مورد یك اشکال دارد. ان هم این است كه هیچ وقت همه‌ی مردم روی یک نفر اتفاق نظر ندارند. موسی گفت: خدایا کاری کن كه همه‌ی مردم من را دوست داشته باشند. هیچ کس پشت سر من فحش ندهد. این امکان ندارد.

اکثریت راه حق نیست.راه حل است.

اگر پنجاه و یک نفر گفتند: (الف) و چهل و نه نفر گفتند: (ب) می‌توانی بگویی: حق با(الف) است؟ پنجاه و یک نفر دلیل بر حقانیت نیست. اکثریت مثل قرعه است. قرعه برای این است که او را از بن بست بیرون بیاورد. مثلاً برای قرعه كشی یك چرخ خیاطی داریم. پنج نفر از خانم‌ها هم می‌گویند: ما می‌خواهیم قرعه بکشیم. اگر قرعه به نام یکی درآمد، معنایش این نیست که حق با این است. این قرعه ما را از بن بست نجات می‌دهد. یعنی جلوی دعوا را می‌گیرد. اما یك موقع ممكن است آن كسی كه قرعه به نامش افتاده است، دو چرخ خیاطی داشته باشد. پس اکثریت راه حق نیست، راه حل است.

بین راه حق و راه حل تفاوت وجود دارد.

اقلیت تضییع حق دیگران است. به چه دلیل یك اقلیتی بیایند سرنوشت جامعه را بر عهده بگیرند. ولیعهدی زور است. من آقا را قبول دارم. اما آقازاده‌اش را قبول ندارم. حالا اگر بنده پیش نماز یك مسجد شدم، حق دارم بگویم: بعد از من آقازاده پیش نماز باشد؟ شما چه کاره هستی؟ شاید مردم آقازاده‌ی شما را قبول نداشته باشند. ولیعهدی درست نیست. قانون جنگل نیست كه هركس زورش بیشتر باشد، ولیعهد باشد. هیچکدام از این‌ها را قبول نداریم. ما می‌گوییم: خدا باید امام را تعیین کند. قرآن می‌گوید: «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً»(بقره/30)، «إِنِّی» یعنی خودم انتخاب می‌كنم. آیه‌اش این است «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً»(احزاب/36) اگر خدا یکی را انتخاب کرد، مؤمنین فضولی نکنند.

«اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ»(انعام/124). خدا بهتر می‌داند که تاج امامت را بر سر چه کسی بگذارد. 

امام می‌خواهیم، چون الگو می‌خواهیم. امام می‌خواهیم چون مفسر واقعی می‌خواهیم. امام می‌خواهیم چون عامل می‌خواهیم. امام می‌خواهیم چون وحدت می‌خواهیم. امام می‌خواهیم چون امام مشكلات را حل می‌كند. امام ما را از شر طاغوت نجات می‌دهد. امام می‌خواهیم، چون واسطه فیض با خدا است. این‌ها دلیل امامت است.

گفتیم: چگونه امام را تعیین کنیم؟

در دنیا پنج راه است كه هیچ کدام از راه‌ها را قبول نداریم.

می‌خواهم مقداری راجع به امام زمان(عج) صحبت کنم. راجع به امام زمان(ع) باید ببینیم كه وظیفه‌ی ما در زمانی که امام نیست، چیست؟

من هرسال نیمه شعبان یك حرفی را می‌زنم. چون نیمه شعبان هرسال تکرار می‌شود، من هم این حرف را تكرار می‌كنم. هفده سال است كه من این حرف را در تلویزیون تكرا رمی‌كنم. من چندسال پیش یك مثالی زدم. گفتم: فرض كنید كه دولت می‌آید و در خیابان لامپی را وصل می‌كند. بچه‌ها می‌آیند و با سنگ لامپ‌ها را می‌شكنند. اگر یازده لامپ را بشكنند، لامپ دوازدهم وصل است. خدا یازده چراغ هدایت را نصب کرد. علی ابن ابیطالب را شکستند. امام حسن را شکستند. اگر یازده چراغ هدایت را شکستند، اما لامپ دوازدهم وصل است. مشكل در خودمان است. ما لیاقت رهبر معصوم را نداریم. اول انقلاب بعضی از افراد جامعه‌ی ما لیاقت بهشتی و مطهری را نداشتند تا چه برسد به اینكه لیاقت امام زمان(ع) را داشته باشند. جامعه نباید به جایی برسد كه هردو سه روزی یك نفر پست بگیرد. هر روز یك نفر بگوید: كه جامعه را اصلاح می‌كند. هر چند روز یكبار یك نفر رییس شود. بعد هم بفهمند كه هیچ کدام جامعه را درست نکردند. جامعه باید طوری رشد كند كه پذیرا باشد.

وظیفه‌ی ما در زمان غیبت امام زمان(ع) چیست؟ حالا که امام زمان نیست، چه کنیم؟

1- اطاعت از جانشینان او؛ خود امام زمان(ع) نامه دادند که در زمان غیبت من به مجتهد عادل رجوع کنید. حدیث داریم  اگر کسی حرف مجتهد عادل را رد کند، انگار حرف حضرت مهدی را رد کرده است و هرکس حرف امام زمان را ردکند، حرف خدارا رد کرده است. اولین وظیفه ما اطاعت از مجتهد عادل است.

2- شناخت اهداف امام زمان؛ اینجا مسجد جمکران است. خیلی‌ها در روز جمعه دعای ندبه می‌خوانند. در دعای ندبه شرح وظایف امام زمان آمده است. می‌گوید: ‌ای كسی كه می‌آیی و طاغوت‌ها را تار و مار می‌كنی، کجا هستی؟ «أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ»(إقبال ‏الأعمال، ص‏297) كجا هستی‌ای کسی که مستضعفان را به حکومت می‌رسانی؟ «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّین»(إقبال‏ الأعمال، ص‏297) کجا هستی‌ای كسی که دین خدا با تو احیا می‌شود.

ما خیلی آدم داریم كه انقلابی نیستند و به دعای ندبه می‌روند و گریه می‌كنند. دعای ندبه می‌گوید: امام زمان چند کاردارد. یکی این است كه طاغوت‌ها را تارومارکرد. حضرت عباس گفت: اگر آدم دین ندارد، وجدان که دارد. الحمدلله همه‌ی ما دین داریم. حالا ممکن است كه چهار نفر آدم بی دین هم پای تلویزیون باشند. به آن بی دین‌ها می‌گویم: آیا امام خمینی طاغوت را تارومار نکرد؟ آیا امام خمینی مستضعفین را به حکومت نرساند؟ آیا امام خمینی دین خدا را احیا نکرد؟ آن‌هایی که به امام خمینی و انقلاب کمک نکردند، قطعاً به امام زمان هم کمک نخواهند کرد. چون اگر بنده بچه‌ام را فرستادم و شما در گوشش زدی، اگر خودم هم بیایم در گوش من هم می‌زنی. علامت مرد چیست؟ علامت نامرد چیست؟ هرکس با انقلاب هست حق دارد بگوید: یا حجه ابن الحسن عجل علی ظهورک! ‌ای امام زمان ظهور كن. تو برای انقلاب چه کردی كه حالا می‌گویی: امام زمان بیا. چقدر به امام كه می‌خواست شاه را بردارد، كمك كردی؟ چند بار در حوض خانه‌ات شیرجه رفتی که حالا می‌خواهی در اقیانوس اطلس بروی؟ از لامپ خانه‌ات چقدر نورگرفتی که حالا می‌گویی خورشید طلوع کند. آنهایی که انقلابی نیستند، یا حجه ابن الحسن هایشان مایه و ریشه ندارد. دروغ می‌گویند. حالا ممکن است افرادی هم باشند كه تمام کتاب‌هایی را كه راجع به امام زمان است، مطالعه کرده باشند و به تمام مستحبات عمل کنند. اما وظیفه اول این است که اهداف را بشناسیم.

هدف امام ما چیست؟

مرحوم مطهری چند ماهی به قم می‌آمد و من افتخار می‌كردم که میزبان ایشان بودم. جمعه‌ها در ماشین ایشان می‌نشستیم و از جاده قدیم به تهران می‌رفتیم. یك روز که در ماشین می‌رفتیم، گفت: قرائتی! مرحوم راشد یك مثال زیبایی زده است. من از این مثال خیلی خوشم آمد. چون گاهی وقت‌ها یك عالم فقط برای یك ضرب المثل حرف را یاد می‌گیرد. ایشان گفت: مرحوم راشد در رادیو صحبت می‌کرد. ایشان یك مثال برای امام زمان زد و گفت: ما منتظر صبح هستیم که خورشید بزند. اما انتظار صبح معنایش این نیست كه در تاریکی بنشینیم. همه‌ی مردم که انتظار خورشید را دارند، لامپ هم روشن می‌کنند.

کسی که منتظر امام زمان است باید خودش هم دست به یك کاری بزند. نباید بگوییم: انشاءالله آقا می‌‌اید و همه چیز درست می‌شود. در انتظار تابستان بودن به این معنا نیست که در زمستان یخ بزنی. در انتظار مهدی بودن به معنای سکوت كردن نیست. از مثال‌هایی که من برای امام زمان زدم، مثال ابرو بود. گفتم: می‌گویند چطور امام زمان هزار و دویست ساله است ولی در قیافه چهل ساله است؟ مگر چنین چیزی امكان دارد؟ گفتم: بله! ابروی ما هشتاد سال است كه ثابت است. اما كنارهای ابرو هر چند وقت یكبار یك مقدار بلند می‌شود و ما آن را كوتاه می‌كنیم. اما خدا خواست كه مژه ثابت بماند. تغییر و تحول ما مثل موی ابرو هست. اما حضرت مهدی مثل مژه می‌ماند. اگر خدا بخواهد پوست و گوشت یک نفر را نگه می‌دارد و پوست و گوشت یك نفر را هم از بین می‌برد. برگ یك درخت را در زمستان سبز نگه می‌دارد و برگ یك درخت را هم در زمستان می‌ریزاند.

شناخت هدف مهم است. هدف از مبارزه با طاغوت چیست؟

هدف احیاء دین است. می‌خواهم برای زكات یك حرف تازه بزنم. کسانی که زکات مالشان را نمی‌دهند، بدانند كه حضرت مهدی گفته است من شما را می‌کشم. چانه نزنید. زکات جز دین است. خیلی از افراد می‌گویند: ما حج را قبول داریم. دوازده سال پول می‌گذاریم که به مكه برویم. اما زکات را نمی‌دهیم. تمام روایاتی که برای حج هست، برای زکات هم هست. اما زکات چیزی دارد که حج ندارد. حدیث داریم که بنای اسلام روی چند پایه است. امام باقر(ع) فرمودند: «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ كَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ»(كافی، ج‏2، ص‏18) بنای اسلام چند مورد است. همه‌ی آن روایاتی که می‌گوید: عمود دین نماز است. می‌گوید: عمود دین زکات هم هست. داریم اگر کسی حج نرود، لحظه مردن به او می‌گویند: تو واجب الحج بودی. می‌توانستی به حج بروی. چرا نرفتی؟ یا باید مثل یهودی‌ها از دنیا بروی، یا باید مثل مسیحی‌ها از دنیا بروی. مثل این حدیث را در مورد زکات هم داریم. اگر کسی زکات ندهد، به او می‌گویند: تو مسلمان نیستی. باید مثل یهودی‌ها یا مسیحی‌ها از دنیا بروی. در قرآن آمده است كه انسان در لحظه‌ی مرگ می‌گوید: خدایا من را برگردان. خدایا من به حج و زكات ایمان می‌آورم. تمام تهدیدهای حج نرفتن برای زکات ندادن‌ها است. یکی از کارهای امام زمان این است «الَّذینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ»(حج/41) شیعه و سنی امام زمان را قبول دارند. بیش از هزار نوع کتاب راجع به زندگی امام زمان نوشته شده است. کتاب‌هایی هم که سنی‌ها راجع به امام زمان نوشته‌اند، بسیار زیاد است. الان هم كه به مسجد مدینه بروی، نام امام زمان در کنار اسم دوازده امام آمده است. چون پیغمبر فرمود: خلفا بعد از من دوازده نفر هستند. كسانی که امامان دوازده گانه‌ی ما را قبول نکردند، چند نفر از بنی امیه را با چند نفر از بنی عباس ادغام كردند كه مجموعاً نه نفر شدند. هر خاکی بر سرشان می‌كنند، دوازده نفر نمی‌شود.

حدود دویست، سیصد حدیث داریم كه پیغمبر فرمود: خلفای بعد از من دوازده نفر هستند. وظیفه‌ی ما در زمان امام زمان چیست؟

1- آمادگی؛ این آیه سه بار در قرآن تکرار شده است. «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ»(توبه/33) ترجمه‌ی آن هم این است كه اسلام دنیا را خواهدگرفت. وقتی امام به گورباچف نامه نوشت و گفت: شوروی متلاشی می‌شود. می‌گفتند: امام از کجا خبر دارد. دیری نگذشت که شوروی متلاشی شد. اگر بنده‌ی خدا از غیب خبر دارد. خدا هم از غیب خبر دارد. قرآن می‌گوید: اسلام دنیا را خواهدگرفت. در تمام کره زمین حکومت اسلامی تشکیل خواهد شد. «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ» «وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»(توبه/33) گرچه کفار ناراحت بشوند. برای حكومت امام زمان باید آمادگی داشته باشیم. آمادگی فکری، آمادگی اخلاقی برای ظهور امام زمان لازم است. مسلماً تاجری که کلاهبرداری می‌کند، منتظر ظهور امام زمان نیست. كسانی كه کم کاری، کم فروشی، بدکاری و خیانت می‌كنند، منتظر امام زمان نیستند. ما اگر واقعاً منتظر هستیم باید حواسمان را جمع کنیم. یکی از وظایف ما دعای به امام زمان است. هنوز امام زمان متولد نشده بود. هر زمان نام امام زمان برده می‌شد، امام رضا به نشانه‌ی احترام از جای خود برمی خاست. امام زمان هم به ما دعا می‌کند. داریم «وَ لَا نَاسِینَ لِذِكْرِكُمْ»(احتجاج، ج‏2، ص‏495) یعنی من شما را فراموش نمی‌کنم. حضرت امام بنیان گذار جمهوری اسلامی در دعاهایش می‌گفت: خدایا ما را مشمول دعاها و ادعیه امام زمان قرار بده. امام زمان در نامه‌ای نوشته است «وَ لَا نَاسِینَ لِذِكْرِكُمْ» یعنی من به شما دعا می‌کنم. ما باید دعا کنیم. بالاخره امام زمان انتقام خون شهدا را می‌گیرد. در دعای ندبه می‌گوییم: کجا هستی‌ای کسی که بیایی و انتقام خون امام حسین را بگیری؟ «وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِی»(كافی، ج‏2، ص‏8) حدیث داریم که خداوند می‌فرماید: من توسط مهدی(ع) از دشمنان انتقام می‌گیرم. «وَ بِهِ یُقَامُ دِینِی وَ تُحْفَظُ حُدُودِی»(أمالی صدوق، ص‏631) هر كدام از قانون‌های خدا که به آن عمل نشده است، توسط امام زمان عملی می‌شود.

قبولی اعمال ما وابسته به حضرت است. نماز بی ولایت قبول نیست.

حدیث داریم كسی كه در كنار مسجد جمكران نماز بخواند، انگار کنار کعبه نمازخوانده است. مراجع ما به مسجد جمکران می‌آمدند. حضرت امام بنیان گذار جمهوری اسلامی ما به مسجد جمكران می‌آمد. مرحوم آیت الله العظمی بروجردی هم به مسجد جمكران می‌آمد. ما باید به امام زمان عشق بورزیم. هرکس پسر دارد اسمش را مهدی بگذارد. امام زین العابدین یك نوه داشت كه شهیدشد. پسرش زید بود كه او هم شهید شد. پسر زید یحیی بود. یحیی هم شهید شد. تمام زن‌های استان خراسان گفتند: اگر خدا به ما پسر بدهد، به كوری چشم طاغوتی كه یحیی را كشت ما اسم فرزند خود را یحیی می‌گذاریم. در همه‌ی خانه‌ها یك مهدی باشد. نگویید: اسم بچه‌ی برادر من مهدی است. من دیگر اسم بچه‌ی خود را مهدی نمی‌گذارم. تا به حال گفته‌ای: چون برادرم دیپلم دارد، من دیگر دیپلم نمی‌گیرم. چطور این‌ها را قبول ندارید. آنوقت امام زمان بر شما سنگینی می‌کند. حتی موقع صدقه دادن بگویید: برای سلامتی امام زمان صدقه می‌دهم. گاهی خدا او را توسط شما نگه می‌دارد. وقتی شما برای سلامتی ایشان صدقه دادی، او هم به شما دعا می‌کند. آدم باید خودش را مشمول دعای امام زمان قرار بدهد. او در حق ما دعا می‌کند.

«و بی یرفع البلا عن اهلی و شیعتی» روایت داریم كه خدا توسط امام زمان قهرش را از شما برمی دارد. روی کره‌ی زمین خوشبخت ترین کشورها جمهوری اسلامی ایران است. به همسایه هایمان نگاه كن. ببین در چه فلاکتی هستند. ما هشت سال جنگیدیم و روانی نشدیم. اگر یکی از این موشک‌های دزفول در دانشکده روانشناسی هرکشوری بیفتد، اساتید روانشناس روانی می‌شوند. ما هشت سال جنگیدیم و یك وجب خاک به دشمن ندادیم. اینها همه از دعاهای امام زمان بود. از امام حسین(ع) روایت داریم «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَذْهَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ شِیعَتِنَا الْعَاهَةَ وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كَزُبَرِ الْحَدِیدِ وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَّجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِینَ رَجُلًا وَ یَكُونُونَ حُكَّامَ الْأَرْضِ وَ سَنَامَهَا»(خصال صدوق، ج‏2، ص‏541) توسط امام زمان غم شما برطرف می‌شود. تمام كارهای ما برای امام زمان باشد. توسل به امام زمان، نماز خواندن برای امام زمان، صدقه دادن برای امام زمان، عشق ورزیدن به امام زمان خیلی مهم است. یکی از کارهای خوب تلویزیون این است كه دعای امام زمان را می‌گذارد. رادیو هم دعای سمات را پخش می‌كند. شعرهای زیادی در وصف امام زمان گفته شده است كه اگر تلویزیون هر جمعه دو بیت از آن را پخش كند، تا چهل سال شعر داریم.

یکی از سلام‌هایی که به امام زمان می‌دهیم، این است كه می‌گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ حِینَ تُصَلِّی وَ تَقْنُتُ السَّلَامُ عَلَیْكَ حِینَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ السَّلَامُ عَلَیْكَ حِینَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِرُ السَّلَامُ عَلَیْكَ حِینَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ السَّلَامُ عَلَیْكَ حِینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِی»(احتجاج ‏طبرسى، ج‏2، ص‏492) سلام بر نمازهایت، سلام بر رکوع هایت، سلام بر سجده هایت، سلام بر قنوت هایت، سلام بر لااله الاالله گفتن هایت، این سلام‌ها به امام زمان است. ما با حکومت اسلامی به چه چیز رسیدیم؟ به امام زمان رسیدیم. نسبت بنیان گذار جمهوری اسلامی، به حضرت مهدی مثل یک لامپ به خورشید است. «أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ أَیْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَیْنِ صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ وَ صَادِقٌ بَعْدَ صَادِقٍ أَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیلِ أَیْنَ الْخِیَرَةُ بَعْدَ الْخِیَرَةِ أَیْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ»(إقبال‏ الأعمال، ص‏297) اگر خط حکومت خطی بود که خدا ترسیم کرده بود، ما چه می‌شدیم؟ در این چندسال با این همه گرفتاری، تورم و جنگ چه كار می‌كردیم؟ با منافقین، ترور، سیل و زلزله چه كار می‌كردیم؟ یك خورده تکان خوردیم. بچه‌های دبیرستانی ما در مسابقات علمی همیشه برتر هستند. جانبازان ما در وزنه برداری همیشه قهرمان دنیا هستند. بچه‌های دبیرستانی ما اینقدر خودباخته بودند كه حاضر نبودند بگویند: متشكرم. می‌گفتند: مرسی! اما همین‌ها خودشان را کشف کردند. در مسابقات کامپیوتر، فیزیک، شیمی نفر اول می‌شوند.

داریم که امام صادق فرمود: «مَنْ سُرَّ أَنْ یَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ»(الغیبة نعمانی، ص‏200) هرکس دوست دارد یار امام زمان باشد، باید خوش اخلاق باشد.

در حرم امام رضا بودم. یك نفر آمد و گفت: آقای قرائتی! چندسال است كه طلبه هستی؟ گفتم: خیلی سال است. نگاهی به من کرد و گفت: طلبه وقتی لباس می‌پوشد یا لباس نپوشد فرق نمی‌کند. طلبه یعنی كسی كه شاگرد امام زمان است. گفت: حضرت علی هروقت یارانش را می‌دید، لذت می‌برد. تا به حال شده است كه وقتی حضرت مهدی به تو توجه می‌کند، لذت ببرد؟ گفتم: نه! ما فقط دلمان می‌خواهد که حضرت مهدی از ما ناراضی نباشد. گفت: هروقت علی ابن ابیطالب یاران خود را می‌دید لذت می‌برد. کاری کن که هروقت حضرت مهدی به تو نگاه می‌کندف لذت ببرد. خدایا به ما مهدی دادی. ما در انتظارش هستیم. با این که مثل خورشید در پشت ابر است، اما ما از نورش استفاده می‌کنیم. بارها حضرت مهدی به مراجع ما پیغام داده است که شما حرکت کنید من کار شما را حل می‌کنم. ما دست غیبی امام زمان را در کمک به خودمان دید ه‌ایم. کسی نیست كه در طول عمرش یکبار از امامان ما چیزی نگرفته باشد. بازیگر نقش معاویه در فیلم امام علی به من گفت: در بندرعباس لباس چرمی پوشیده بودم كه در آن فلز بود. صحنه‌ی جنگ صفین را می‌گرفتیم و من باید در آب می‌رفتم. در آب رفتم و پای من به جایی قفل شد. دیدم دارم غرق می‌شوم. از همان ته دریا یك توجهی پیدا کردم. یكباره بالا آمدم. کسی نیست كه در طول عمرش به امامان ما توسل بکند و دست خالی برگردد. خدایا به آبروی او و به آبروی مادرش و به آبروی اجدادش قلبش را برای همیشه از ما خشنود بگردان و ما را از بهترین یارانش قرار بده. خدایا ما را از عارفین به حقش، منتظرینش و زمینه سازان حکومتش قراربده. حدیث داریم كه امام زمان هرهفته کارهای شما را می‌بیند. ممكن است كاری كرده باشیم كه امام زمان از ما ناراحت شده باشد. خدایا توفیق توبه و جبران گناهان را مرحمت بفرما. خدایا سیئات ما را به حسنه تبدیل بفرما.
«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»

درس هایی از قرآن