تاریخ ارسال:پ, 1396/07/20 - 21:15 شناسه: 1369

نهضت حسینی جامعه مهدوی

نویسنده/ سخنران: 
محرم
بین این دو امام اشتراکات و شراکات فراوانی وجود دارد اگرچه فاصلة زمانی زیادی این دو امام با هم دارند اما به لحاظ هدفشون از قیام و شرایطی که در زمانشان وجود داشته شباهت بسیاری با هم دارند اولاً در بین ائمه معصومین(ع) این دو امام هستند که مأمور به قیام اند

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ باری الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ فَاطِرِ السَّمَوَاتِ وَالأرْضِین ثم وَ الصَّلاهُ وَ السَّلامُ عَلَی سَيِّدِنا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَی آلِهِ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ مِنَ الْآنَ إِلَی قیام يُوْمِ الدین.

«قَالَ اللَّهُ الحَکيْم فِي کِتَابِهِ الْعَظِيمِ: وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ(قصص:5)

روز جمعه متعلق به وجود مقدس و نازنین حضرت حجت بن الحسن ارواحنا لتراب مقدمه الفداء خداوند ان شاء الله این عرض ادب و عزاداری ها را از همه ما به لطف و کرمش قبول فرماید دو دهه از ماه محرم را امشب پشت سر می گذاریم ان شاء الله توفیق عرض ادب بیش از پیش در عزای سیدالشهداء به همه امون عنایت بفرماید و اجر ما را تعجیل در فرج مولا و صاحبمون قرار دهد جهت تعجیل در فرجش سلامتی وجود نازنینش و عرض تسلیت به محضرش صلوات بلندی ختم بفرمائید.

نهضت حسینی و جامعه مهدوی

بحث ما در این هفته ها پیرامون نهضت حسینی و جامعه مهدوی است عرض کردم برای بهره وری از کربلا در رسیدن به یاری حضرت حجت بن الحسن(ع) تو این مسیر انتظار ما سه چیز را حداقل لازم داریم یک ترمز به نام تقوا یک همراه جیب وار و یک تدبیر برای عبور از موانع این خلاصه عرضم هفته گذشته بود اما آنچه که این هفته میخوام عرض کنم آسیب و آفت هایی است که تو این مسیر برای ما وجود دارد این نکته حائز اهمیت است شما در زیارت عاشورا که متعلق به سیدالشهداء(ع) هست هفته اول هم عرض کردم دوباره صحبت از یاری امام زمان می کنید أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ ـ وَ اَنْ یرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارکمْ مَعَ اِمَامٍ هُدَی ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بالْحَقّ مِنْکمْ؛ در دعای ندبه هم خب ما همه ائمه امون مظلومانه به شهادت رسیدند اما میگیم أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ لذا در اکثر روایات و احادیث در اکثر ادعیه ها ادعیه و زیارات حتی آیات قرآنی که راجع به موعود و حضرت حجت هست و یا سیدالشهدا(ع)

اشتراکات امام زمان(عج) و سیدالشهدا(ع)

بین این دو امام اشتراکات و شراکات فراوانی وجود دارد اگرچه فاصله زمانی زیادی این دو امام با هم دارند اما به لحاظ هدفشون از قیام و شرایطی که در زمانشان وجود داشته شباهت بسیاری با هم دارند

اولاً در بین ائمه معصومین(ع) این دو امام هستند که مأمور به قیام اند اباعبدالله الحسین(ع) سال 61 هجری و وجود نازنین صاحب الزمان در وقت ظهورش لذا در طول تاریخ محضر ائمه معصومین می رسند مشخصاً خدمت امام باقر و حضرت صادق(ع) محضر علی بن موسی الرضا(ع) که شرایط فراهم بوده عرض می کنند که آقا شما هستید که قیام کننده اهل بیت هستید حضرات می فرمایند نه آخرین ما قیام کننده ماست یعنی همه نوید و مژده ظهور امام زمان را می دهند لذا سیدالشهدا(ع) شب عاشورا در آن خطبه ای که برای یارانشان خواندند فرمودند اصحاب من این حرکت و نهضتی را که ما فردا در کربلا و روز عاشورا آغاز می کنیم به این سرزمین و زمان محدود و محصور نمی شود بلکه اکمالش در ظهور آخرین حجت خداست امام باقر(ع) قطعاً در کربلاست در سن حضرت اختلاف است که دو یا چهار ساله است عرض کردند یابن الرسول الله آخرین حجت خدا کیه سیدالشهدا اشاره کردند به امام باقر(ع) فرمودند هفتمین فرزند این پاره تنم آخرین حجت خداست که اکمال قیام ما در ظهور او آخرین حجت هست لذا ما در روایت هم داریم وقتی امام زمان ظهور می کنه خودش را با امام حسین(ع) معرفی می کند و فریاد یالثارات الحسین سر می دهد خب وقتی ما نگاه می کنیم می بینیم هدف هر دو امام از قیام یکسان هست من اگر به روایات و احادیث نمی پردازم چون میخوام از منبعی عرض کنم برای همه قابل لمس و مشهود باشه امام سال 61 هجری قیام می کنه

قیام برای اصلاح 

هدف حضرت از قیام چیه سیدالشهدا در وصیتی که به برادرشون محمد حنفیه می نویسند فرمودند یکی از اهداف قیامم اینه علی بدانید وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّهِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَهِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب؛ قیام حضرت قیام اصلاح هست قیام تغییر هست اصلاح در زمانی صورت می گیرد که فساد باشه خرابی باشه سیدالشهدا(ع) فرمود من قیام می کنم تا مفاسد تا خرابی ها کاستی ها نواقص کجی ها را برطرف کنم خوبی ها و نیکی ها آنچه که صلاح و درست است و باید باشه را جایگزین کنم هدف امام یکی از اهدافش اینه امروز تو دعای ندبه شما همین هدف را از امام زمان توقع کردید أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ کجاست اون آقایی که همه چشم انتظار آمدنش هستند که چی بشه لِإِقامَهِ الْأَمْتِ وَاْلعِوَجِ امام تا زمان با ظهورش کجی ها کاستی ها بدی ها زشتی ها را برطرف کنه و خوبی ها نیکی ها راستی ها را جایگزین کنه سیدالشهدا(ع) سال 61 هجری به مردم بصره نامه نوشت فرمود قیام می کنم به این دلیل فَاِنَّ السُّنَّهَ قَدْ اُمیْتَتْ وَ اِنَّ البِدْعَهَ قَدْ اُحْیِیَتْ سنت سیره و روش پیغمبر که همون دین حقیقی است لَقَدْ کانَ لَکُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ از بین رفته و هر وقت که جامعه دینی شما شاخص را مثل سنت بگیرید قطعاً جاشو بدعت می گیره یعنی هر کسی هر کاری دلش میخواد انجام میده به اسم دین یعنی حجت خدا امام معصوم نوه پیغمبر نستجیربالله خروج کننده از دین معرفی میشه و یزید شرابخور میمون باز لعنه الله علیه به عنوان امیرالمؤمنین و جانشین پیغمبر سنت وقتی گرفته بشه بدعت جاشو بگیره هیچی دیگه فرمود قیام می کنم تا اسلام حقیقی را در جامعه احیاء و اجرا کنم امروز ما هم در دعای ندبه همین را خواندیم أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدیدِ الْفَرائِضِ وَ السُّنَنِ؟ أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِإِعادَهِ الْمِلَّهِ وَ الشَّریعَهِ ؟ أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیاءِ الْکِتابِ وَ حُدُودِهِ؟ أَیْنَ مُحْیى مَعالِمِ الدّینِ وَ أَهْلِهِ؟ أَیْنَ قاصِمُ شَوْکَهِ الْمُعْتَدینَ؟ أَیْنَ هادِمُ أَبْنِیَهِ الشِّرْکِ وَ النِّفاقِ؟ أَیْنَ مُبیدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْیانِ وَ الطُّغْیانِ؟ أَیْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الْغَىِّ وَ الشِّقاقِ؟ أَیْنَ طامِسُ آثارِ الزَّیْغِ وَ الْأَهْواءِ؟ أَیْنَ قاطِعُ حَبائِلِ الْکِذْبِ وَ الْاِفْتِراءِ؟ أَیْنَ مُبیدُ الْعُتاهِ وَ الْمَرَدَهِ؟ أَیْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنادِ وَ التَّضْلیلِ وَ الْإِلْحادِ؟

احیاء و تجدید فرائض

یکی از اقدامات حضرت در ظهورش احیاء و تجدید فرائض و احکام فراموش شده اسلام برپا کردن سنت و روش پیغمبر لذا ما در روایت داریم وقتی امام زمان ظهور می کند خیلی ها میگن آقا یک دین جدید آورده دینی که من نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَكفُرُ عمل کرده ام هر چیزی که خوشم آمده پرورش دادم برجسته شده هر چیزی هم که خوشم نیومده آنقدر بهش عمل نکردم که فراموش شده این دین را کامل حضرت در جامعه پیاده می کنه جلسه اول مشروح عرض کردم یعنی همان اهداف در ظهور حضرت حجت وجود دارد شما وقتی نگاه می کنی شرایط زمان و اوضاع مردم احوال مردم هم یکسان است سال 61 هجری سیدالشهدا وقتی قیام کرد عده ای مدعی یاری حضرت اند نامه می نویسند که این عبارت برای من و شما هم آشناست (فلعجل العجل) همانطور که ما امروز میگیم عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج عجل آقا یعنی عجله کن بشتاب به امام نامه می نوشتند (فلعجل العجل) مسلم بن عقیل آمد کوفه مردم دورش را می گرفتند حضرت نامه سیدالشهداء را می خواند اشک می ریختند می گفتند مسلم ما طاقت جدایی نداریم به امام نامه بنویس بگو زودتر بیاد مثل منی که امروز گریه می کنم اشک می ریزم (مَتَى تَرَانَا وَ نَرَاكَ) اینجوری نام می برم و یاد می کنم یک عده ای پایان این انتظارشون شد یاری حضرت جانشون را در مسیر امام زمانشان تقدیم کردند اما عده کثیری مقابل امام قرار گرفتند لذا حضرت روز عاشورا فرمود امروز شمشیرهایی من حسین را می کشد که همین شمشیرها بنا بود من را یاری کند.

شناخت آسیب ها و آفت ها 

یک سؤال من امروز میخوام پاسخ بدم با همه مقدماتی که عرض کردم چه شد که پایان انتظار سال 61 هجری به کشتن حجت خدا ختم شد؟ ما اگر تو این مسیر بخواهیم قرار بگیریم و پایان انتظارمون یاری امام زمان بشه باید این آسیب ها و آفت ها را هم بشناسیم دیگه همانطوری که بهره می بریم و درس می گیریم عوامل سقوط و آسیب را هم بشناسیم که مبتلا نشیم چه آفت و آسیبی در انتظار سال 61 هجری وجود داره که پایان انتظار اینچنین میشه اینو ما یاد بگیریم اولین آسیب و آفت شعار بدون عمل و ادعای بدون اثبات است یعنی چه یعنی سال 61 هجری اکثر مردم یا حسین می گفتند از یاری امام دم می زدند اما این یا حسین از سر زبان بود نه از ته دل آقای من حرفی که از سر زبان باشه و ریشه در باور و عقیده انسان نداشته باشه گاهی اوقات از ترس گاهی اوقات به طمع تغییر می کنه لذا ما گاهی اوقات تو زندگی خودمون هم میگیم حرف دلتو بگو چون حرفی که از ته دل بود ریشه در باور و عقیده انسان دارد به این راحتی ها تغییر پذیر نیست مسلم بن عقیل روز هشتم ذی الحجه قیام کرد هجده هزار نفر با مسلم بیعت کرده بودند وقتی قیام کرد شعار کوفی لبیک یا حسین بود اما راوی میگه وقتی این جنگ و جنگ پیش می رفت به جای اینکه بر این تعداد افزوده بشه از این جمعیت هی کاسته می شد چون شمشیر می زد همینجوری که داشت در راه امامش شمشیر می زد توجیبش کیسه های زر یزید می گذاشتند شمشیرشو می انداخت می رفت شمشیر می زد در گوشش می گفتند بیچاره لشکر شام تا جلوی دروازده های کوفه آمده بیاد داخل شهر تکه بزرگه ات گوشیت هست ها شمشیر می انداخت از ترس جونش می رفت که میگه وقتی نزدیک دارالإماره شدیم از اون چندین هزار نفر سیصد نفر بیشتر باقی نمانده بود با همین تعداد هم پیروز بود گفتند مسلم نماز آوردنش تو مسجد الله اکبر توی حمد رفتند تو سوره رفتند در رکوع رفتند تو سجده رفتند وقتی نماز تموم شد السلام علیکم و رحمه الله مسلم دید کسی نمانده آقا مگه اینا لبیک یا حسین نگفتند چرا مگه به مسلم نگفتند نامه بنویس به امام بگو بیاد ما طاقت فراق و جدایی نداریم چرا پس چی شد تمام آنچه که گفته شد از سر زبان بود نه از ته دل.

دل به امام سپردن 

حضرت موسی برای مردم بنی اسرائیل صحبت می کرد یک کسی هم هی شلوغ می کرد جانم موسی عشقم موسی زنده باد موسی فقط موسی از جانب خدا ندا آمد موسی به این کسی که اینقدر شلوغ می کنه و یقه اش را برای تو چاک داده بگو اگر راست میگی دلتو برای من چاک بزن همه این یا موسی هایی که داری به زبون میگی یکبار از ته دل بگو آقای من امام حسین(ع) سینه چاک زیاد داشت اما هفتاد و دو نفر دل چاکش بودند که اگر یا حسین گفتند با حسین موندند امروز امام زمان سینه چاک زیاد داره امروز همه میگن یا صاحب الزمان منتهی باید دید این یا صاحب الزمانی که من میگم از ته دلمه و باور دارم یا سر زبونم هست انتظار یکسری آثار تو زندگی من و شما و تو جامعه ما باید داشته باشد در محضر علم سخن میگم سرور گرانقدر حاج آقای موسوی مطلق تشریف دارند درس پس میدم محضر ایشون انتظار آقا یکسری آثار تو زندگی من و شما باید بگذارد مثال می زنم ملموس بشه شما بعد از این جلسه میری خونه مهمان داری هر خانه ای که مهمان میخواد بیاد مرتب میشه منظم میشه غذایی تهیه میشه میوه ای چیده میشه جارو زده میشه هر کی دم غروب تو خونه من و شما باید می گویید فلانی مهمون داری میگیم آره از کجا فهمیدی میگه از وضع زندگیت معلومه مرتبی منظمی همه چیز سرجاشه چند ساله من و شما میگیم یا صاحب الزمان چند ساله منتظر امام زمانیم شده یک وقتی یک کسی به من و شما بگه فلانی تو منتظر امام زمانی از کجا؟ آخه هر پولی را نمی خوری هر حرفی را نمی زنی مراقب زبونت هستی هر چیزی را نمی بینی هر جایی نمیری هر چیزی را نمی شنوی مراقبی مرتبی منظمی معلومه که منتظری آیا این انتظار از بازار مسلمین که درش ربا نیست گرون فروشی نیست کم فروشی نیست احتکار نیست بی انصافی نیست آیا این انتظار از حجاب نوامیس ما از نوع پوشش ما از اختلاط زن و مرد ما از خلوت من و شما از گوشی های موبایلمون و از فضاهای مجازی امون از معاشرت و روابط اجتماعی امون از تربیت اولادمون از زندگی زناشویی امون معلومه نه مشهوده اگر امروز من و شما به زندگی امون و جامعه امون نگاه کنیم معلومه که منتظر امام زمانیم یا نه؟

اثر انتظار در زندگی

اگر این آثار دیده میشه یعنی ما ادعایی داریم که تونستیم اثباتش کنیم اما اگر اثر انتظار را من تو زندگیم پیدا نمی کنم باید به خودم بیام چون دارم مثل کوفی میشم که شعار داد اما عمل نکرد ادعا داشت اما نتونست اثبات کنه این یکی از آسیب هاست دوم دعوتی شد که هزینه ای برای این دعوت صورت نگرفت یعنی چه؟ یعنی کاری که مردم سال 61 هجری انجام دادند این بود که تو خونه هاشون آسایش امنیت رفاه پا رو پا انداختند تند و تند نامه نوشتند و به امام گفتند بیا یعنی تنها هزینه ای که کرد وقتی بود که گذاشت و نامه ای بود که نوشت بعضی ها حتی وقت هم نذاشتند فقط مهر کردند نشستند نوشتند گفتند بیا مثل امروزی که خیلی از ما فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی هزینه ای برای آمدن امام نکردند نامه زیاد نوشتند حر وقتی راه را بر امام بست حضرت فرمود حر من بی دعوت نیامدم بیا ببین خورجین ها را بیش از دوازده هزار نامه پای هر نامه ده ها امضا وجود داشت اما تنها هزینه برای امام همین بود لذا وقتی امام آمد و غریب موند تو کربلا به شهادت رسید چون هزینه ای نکرده بود دردش نیامد ناراحت نشد غصه دار نشد چیزی از دست نداده بود چون سرمایه گذاری نکرده بود تو تمام این کوفی هایی که نامه فرستادند یک شخصی به نام قیس بن مسحره صیداوی تشخیص داد به جای اینکه نامه اش بره باید خودش بره لذا با اینکه از اشراف کوفه بود قاصد شد گفت نامه را من می برم هزار و دویست کیلومتر رکاب اسب زد اومد محضر ابی عبدالله عرض کرد آقا اومدم یاریت کنم حضرت فرمود تا چه حدی گفت علی محجه نفسی؛ اومدم جونم را فدات کنم و تو رکاب ابی عبدالله هم به شهادت رسید.

بسوی امام زمان شتافتن 

فرق اون کسی که نشست تا امام بیاد و اون کسی که به سمت امام رفت همینه اونی که نشست امام بیاد امام را به شهادت رساند اما اونی که به سمت امام رفت در رکاب امام به شهادت رسید لذا بزرگترین اشتباه ما در انتظار نسبت به مهدی فاطمه همینه که ما میگیم آقا بیا کی گفته باید امام زمان بیاد به چه دلیلی ما میگیم چرا اینقدر اصرار داریم که امام بیاد درحالی که امام اصلاً نباید بیاد آقا حرف جدید می زنی نه هزار و چهارصد سال پیش مادرش زهرا(س) به محمود بن لویط فرمود محمود از پدرم رسول گرامی اسلام شنیدم که مثل امام مثل کعبه است شما تا به حال دیدی یک کسی بخواد حاجی بشه ان شاء الله با نابودی آل سعود و وهابیت روزیِ همه امون بشه بخواد کسی حاجی بشه بگن آقا سخته این همه راه بری ما کعبه را میاریم در خونه ات همین جا دورش بگرد میشی حاجی شده تا به حال یا این مردم اند که هر ساله هزینه می کنند وقت صرف می کنند به اون سختی تو اون ازدحام میرن مردم آند که سمت کعبه میرن نه کعبه در خونه مردم فرمود امام هم همینطوره این مردم اند که باید به سوی امام قدم بردارند نه امام بیاد سراغ مردم بگه توروخدا من را یاری کنید برای ظهورم دعا کنید به عکس شده

پسر مهزیار در به در دنبال امام زمان می گذشت کاری نبود نکرده باشه بعد از طی مسیری وقتی نماینده حضرت تو مکه اومد سراغش بهش گفت من الذی ترید یَابْنَ الْحَسَنِ؛ چی میخوای دنبال چی می گردی میگه گفتم ارید الامام المحبوب عن العالم؛ دنبال اون آقایی می گردم که از همه عالم پنهانه تا این حرف را زدم تعجب کرد گفت پسر مهزیار امام زمان پنهان نیست آقا بین شماست ما روایت داریم وقتی صاحب الزمان ظهور می کنه خیلی ها میگه آقا را ما زیاد دیدیم تو روضه جدش گریه می کرد کنار دست ما بود گرفتار شدم اومد دستمو گرفت گره گشایی کرد تا من معرفت نداشتم من نشناختم امام زمان بین شماست ولکن حجبه سوء اعمال؛ اونیکه بین تو و امام زمانت فاصله انداخته اعمال زشت و بدت هست یک فاصله ای خودت ایجاد کردی این فاصله را هم خودت باید برطرف کنی این قدم را تو باید برداری.

امام چشم انتظار ماست

عجیب اینه میگه وقتی محضر صاحب الزمان رسیدم سلام کردم آقا به من فرمودند پسر مهزیار کجایی ما شب و روز چشم انتظار توئیم ای بابا آقا به عکس است قربونت برم ما منتظر توئیم حضرت فرمود پسر مهزیار من که هستم این شمائید که با اعمالتان با رفتارتان از من فاصله می گیرید جدا می شوید مسئله اینه این قدمو من باید بردارم و آقای من این نکته حائز اهمیت هست در حد یک جمله میگم ما گاهی اوقات فکر می کنیم برای رسیدن به اهداف برای رسیدن به مقاصد بالا باید حتماً یک کاری را بکنیم آقا یک دعایی یک ذکری نمازی وردی به ما یاد بدید ما امام زمان را ببینیم بخدا اینارو نمیخواد حر کاری نبود تو کربلا نکرده باشه راه بست آب بست ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ؛ شنید پس چی حر را نجات داد حر یکبار یکجا کاری را نکرد و نجات پیدا کرد اگه ما تو زندگی یکبار برای خدا یکبار برای امام زمان یکبار به خاطر سیدالشهداء بزنیم رو ترمز یک کاری را نکنیم به آنچه که باید می رسیم حر کاری نبود نکرده باشه اما وقتی آقا بهش فرمود: ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ؛ مادر به عزات بنشیند با این بچه تربیت کردنش جلو مهدی ات جلو امام زمانت می ایستی خب می تونست بگه آب که سرگذشت چه صد و چه یک وجب و چه صد وجب حالا که بد شدیم راه را بستیم هر سمتی که میره لشکرم را می برم اون طرف من که زینب را ترساندم رقیه را لرزندام این کارم بکنم دیگه می تونست این کارو بکنه اما سرش را زیر انداخت عرض کرد یا اباعبدالله هر کی نام مادر منو می برد بی جواب نمی گذاشتم اما حسین جان چه کنم مادر شما زهراست من جز ادب برای صدیقه طاهره چیز دیگه ای قائل نیستم خدا رحمت کنه همه گذشتگانتان را والد بزرگوارم می فرمود از اینجا به بعد دیگه به عکس شد حالا امام حسین برایش دعا می کرد می گفت خدایا این مادر ما را دوست داره میشه یکجوری بشه این برگرده این ادب کرد بله احسنت دقیق همینه آقا یکبار امام گذشته اش را به رویش نیاورد وقتی اومد در خیمه سر به زیر هل منی توبه؛ تکمیل هست فرمایش سرور عزیزم نگفت بخشیدمت ولی خب راهو بستی آ چقدر بهت گفتم من علی اصغر دارم رباب دارم بگذار کنارشه گفتی نه ابدا یک جمله از گذشته آقا به روش نیاورد فقط یک جمله گفت إرفع رأسکَ؛ آقا سرتو بالا بگیر

گر دو صد جریم عظیم آورده ای                    غم مخور رو به کریم آورده ای

رفقا جوونا فداتون بشم خاکم پاتونم در خونه امام حسین اگر سر به زیر شدی سربلند عالم میشی یک جمله آقا بهش گفته بود یک جمله از گذشته از دلش در آورد فرمود أنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ؛ احسنت به این انتخاب مادر تو حر و آزاده ای همان طوری که مادر نام تو حر قرار داده یک ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ؛ گفته بود از دلش درآورد جان عالم به فدای تو یا اباعبدالله حالا برای امام زمان هم همینه آقاجون فدات بشم من بیام روز جمعه جلسه آل یاسین با امامم عهد ببندم بگم آقا من برای اینکه به تو نزدیک بشم روزی یک گناه کمتر به خاطر تو یک جاهایی چشمم را پایین می اندازم سرمو پایین می اندازم چشممو ببندم به خاطر تو یک وقتایی جلو زبونمو بگیرم جلو دستمو بگیرم جلو پامو بگیرم میرسه به اون چیزی که باید برسه ما باید به امام زمان برسیم حواسمون جمع باشه نشیم مثل اونی که نشست تا آقاش بیاد می بازیم.

آماده شدن برای آمدن امام زمان(عج)

سوم عرض من تمام دعوتی صورت گرفت که برای این دعوت آمادگی نبود خلاصه عرض می کنم کوفی قبل از آمدن امام باید به دو سؤال پاسخ می داد و دو تا مسئله را برای خودش حل می کرد رفقا دوران غیبت به نحوی و از یک بعدی بلاست اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ؛ اما از یک بعد دیگه وقتی نگاه می کنی برای من و شما نعمت است اینو هفته پیش هم پرسیدم الانم میگم اگر من از خودم و شما از خودت یک سؤال بپرسیم تکلیفمون معلوم میشه اگه امروز صبح امام زمانمان آمده بود آماده بودیم اگه برای جوابش تعلل می کنی بگو الحمدلله یک هفته دیگه وقت دارم چون اگه امروز اومده بود من سر به زیر بودم خجالت زده اش بودم این لطف است این نعمت است فرصت مجال به منو شما دادن آماده بشیم تا چه کار کنیم. 

دو تا سؤالو جواب بدیم یک امام زمان را برای چی میخوای کوفی به امام حسین گفت بیا خب برای چی بیاد امام حسین بیاد به حکومت برسه و من در قبال این حکومت به جایی برسم یا اگر بنا شد بیاد و به شهادت برسه باز هم بیاد من امروز میگم یا صاحب الزمان امام زمان بیاد و حق منو از دیگران بگیره یا اگر بنا شد حق دیگران را از من بگیره باز هم بیاد امام زمان بیاد و ظلمی که به من شده را مقابلش بایستد یا ظلمایی را هم که من کردم حضرت جلوم بایسته و پاسخ بدم بیاد به منبر منو کاسبی شما کاری نداشته باشه یا اگر بنا شد رو منبر من و کاسبی شما دست بذاره باز هم بیاد کدموش امام زمان بیاد و مطابق میل من عمل کنه یا من مطیع امرش باشم اومده صفین تو رکاب امیرالمؤمنین علیه معاویه لعنت الله علیه شمشیر بزنه اما وقتی قرآن مکر عمروعاص رو سیر نیزه ها زده شد همونی که اومده بود علی را یاری کند شمشیر به روی امیرالمؤمنین کشید خب اینکه ما میگیم بگو مالک برگرده تو اومدی باید اطاعت کنی گفت نه اونی که ما میگیم امام مجتبی(ع) صلح می کند حالا به هر دلیلی اونی که ادعا داره شیعه است اونی که وظیفه اش پیروی و اطاعته مقابل امام می ایستد نستجیربالله میگه یَا مُذِلُّ الْمُؤْمِنِینَ؛ اونیکه اومده براش بجنگه خنجر زهرآلود تو رانش می زنه سجاده از زیر پاش می کشه حر وقتی راه بر امام بست با هزار نفر بود زهیر عرض کرد آقا ما از پس این هزار نفر برمی آییم بجنگیم حضرت فرمود زهیر من جنگ را آغاز نمی کنم بعد از هشت نه روز این هزار نفر روز به روز به روش افزوده شد، شد سی هزار نفر خداوکیلی اگه منو شما جای زهیر بودیم یک چنین پیشنهادی به امام داده بودیم و آقا نپذیرفته بود چه می کردیم پای امام می ماندیم یا رهاش می کردیم نستجیربالله پوزخند نمی زدیم بیا هزار نفر نجنگیدی حالا سی هزار نفر برو بجنگ این امامه آخه بعضی جاها باید حرف گوش کنه دیگه اما وقتی شب عاشورا فرمود: فلیأخذکل رجل منکم به ید رجل من اهل بیتی؛ بیائید هر کدامتان دست یکی از اهل بیت منو بگیرین از این تاریکی شب استفاده کنید و بروید و ضروری حسین را تنهاش بگذارید زهیر از جا بلند شد عرض کرد آقا آرزو می کنم هزار بار بمیرم و زنده بشوم هر هزار بارشو تو رکاب تو به شهادت برسم برای من مهم نیست چند نفر مقابل من اند برای من مهم اینکه تو رکاب تو بمانم فَثَبَّتَنِىَ اللّهُ أبدا ما حَييتُ عَلى مَوالاتِكُمْ وَ مُحَبَّتِكُمْ وَ دينَكُْم؛ امام زمان یار اینطور میخواد مطیع یک جایی قیامه یک جایی صبر یک جایی صلح هست وظیفه من چشم سمعاً و طاعتاً

هزینه برای امام زمان

سؤال دوم اینکه حاضریم برای امام زمانمان چقدر هزینه کنیم از مالمون از آبرومون یا از جانمان عبیدالله حر جعفی گفت آقا اسب میدم پول میدم شمشیر میدم اما خودم نمیام از مالش گذشت اما از جانش نگذشت عبدالله بن عمر تو مکه خطبه می خوند می گفت مردم من از این دو لب پیغمبر شنیدم که حسین(ع) قیام می کنه و هر کسی او را یاری نکنه به عذاب الهی مبتلاست برید حسین را یاریش کنید آقا فرمود خودت هم بیا گفت آقا من دعا می کنم رفت مدینه با استاندار یزید بیعت کرد از جانش هزینه نکرد اما یک عده ای شب عاشورا وقتی میگه بیعتم را برداشتم و بروید می مانند ان نخلی عنک؛ برویم تنهات بگذاریم والله لا عفارک؛ یک لحظه دست از تو برنمی داریم از تو جدا نمی شویم آقا قمر بنی هاشم یک جوابی داده ان نبقی وعدک یا اباعبدالله؛ بریم که بعد از تو زنده بمونیم خدا اون روزی را که عباس باشه سایه حسین به سر نداشته باشد را نیاره این چنین موندند حالا باید دید منو تو چیکار می کنیم آقا حاج آقا صبر کن امام زمان بیاد معلوم میشه بیا همین امروز من بهت میگم اگه الان بخاطر امام زمان یک دروغ کارت راه می افته ولی دروغ را نمیگی اگه الان به خاطر امام زمان گرفتاری مالی همه دارند ولی با همه گرفتاریت سراغ حروم نمیری اگه همین الان به خاطر امام زمان با همه جوانی و با همه شهوت و با همه مسائل سرتو پایین می اندازی به خاطر امام زمان جلو پاتو می گیری میگی میخوام با این پا تو رکاب مهدی فاطمه قرار بگیریم نمیگی یک شبه و یکباره و داداشمه و فامیلمه و حالا امشب برم و امام زمانت را به یک شب نمی فروشی تو کنار امام زمانتی اما اگر من امروز حاضر نیستم از خوشی هام هزینه کنم تا خوب بشم زمانی هم که امام بیاد اون موقع هم نمی توانم دست بکشم کما اینکه تو کربلا نتونستند دست بکشند أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ؛ رسیدی . یا صاحب الزمان اعظم مسائل در کربلا چیه یَا أباعَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِیبَهُ بِکَ (بِکُمْ) عَلَیْنَا وَ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُکَ فِی السَّمَاوَاتِ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً... این یعنی چی؟

شهادت افتخار ماست

امام سجاد(ع) تو مجلس ابن زیاد جواب داد فرمود: شهادت کرامت ماست شهادت افتخار ماست خود منم شهید میشم کسی که برای آرزوش سی و چهار سال گریه نمی کنه که آقاجون پس چرا اینطور ناله می زنی گریه می کنی حضرت به من حال فرمود خبر نداری سابقه نداشت ناموسی از نوامیس پیغمبر به اسیری برود لذا امام زمان اینجور میگه و صبی احلک کل العبید؛ تعبیر من بچه طلبه بی سواد نیست آ تعبیر امام زمانه و سفد بل الحدید؛ زنجیرهای آهنی آوردند و ایدیهم مغلوله الی ألأناب؛ ترجمه نمی کنم نشون میدم ببین میشه تصور کنی دست های زینب چهل منزل الْأَسْوَاقِ؛ جمع سوق هست سوق یعنی بازار یطاف هم که معلومه دیگه طواف است گردیدن است وَیُطَافُ بِهِمْ فِی الْأَسْوَاقِ؛

این مصیبته این مصیبت دختر علی ناموس کبریا زینب اگر شکسته شده قد کمان شده چون مهمان مجلس نامحرمان شد مرحوم سیدمحسن امین من بسه همین چند جمله و سروران عزیزم حاج آقای میرداماد برادر عزیزمان جناب آقای کرمانشاهی از مشهد الرضا بوی امام رضا را آوردند مرحوم سیدمحسن امین که در زینبیه در حرم حضرت دفن هست کتابی دارد به نام مجالس السنیه در این کتاب از سلیمان نامی یاد می کنه این سلیمان میگه من نزدیک مدینه همه اموالم را غارت کردند هر جوری بود خودم را رسوندم مدینه گفتم در خونه کی را بزنم بی منت دست رد به سینه ام نخوره گفتند برو در خونه عبدالله جعفر اومدم در زدم یک کنیزی در را باز کرد گفت عبدالله سفر هست تا چهل روز دیگه هم نمیاد مستأصل بیچاره از همه جا رونده و مونده نشستم جلوی در رو زمین گریه می کردم خدایا کجا برم به کی رو بزنم لحظه ای نگذشت بود دیدم کنیز دوباره اومد گفت آی مرد بلندشو بیا خانم این خانه با تو کار داره بخدا همین جملات را اگه دقت کنی روضه است اصلاً لازم نیست روضه باز خوانده بشود من دو هفته بی ادبی کردم این هفته آروم دیگه ولی تو خب داد باید بزنی اونچه که دیده نقل می کنه میگه اومدم تو دهلیز خانه دیدم بانوی مجلله معظمه باوقار رشیده نه خمیده لباس در خور شأن به تن دارد سلام کردم و عرض حاجت فرمود اونچه که ازت بردن میگم بهتر بیشتر برات تهیه کنند حاجت دیگه ای هم داری یک سؤال گفتم بی بی فقط یک سؤال دارم شما کی هستید فرمود من زینب دختر امیرالمؤمین هستم بی بی جان ما هم گدای در خونه ات هستیم حرف دلتون را می زنم بی بی جان ما اربعین کربلا میخوایم این سلیمان میگه من دیگه زینب را ندیدم تا حدود بیست سال بعد وارد شهر شام شدم دیدم آذین بستن کف می زنند هلهله می کنند گفتم چه خبره گفتند سر بریده حسین می آورند بماند طولانی میشه میگه وقتی مقدرات را وارد کردند رفتم جلوی یکی اشون گفتم بی بی زینب هم میان شماست تا این حرفو زدم یک نگاهی کرد گفت توروخدا بس کنید چقدر زخم زبان چقدر جسارت رها کنید زینب را گفتم نه بی بی من گدای در خونه زینبم یا صاحب الزمان میگه اشاره کرد گفت اون خانم قد خمیده را می بینی اون بی بی زینب است اومدم جلو سلام کردم حضرت تعجب کرد فرمود تو کی هستی به ما سلام می کنی گفتم بی بی جان گدای در خونه ات هستم سلیمانم تا این حرفو زدم بی بی یک آهی از دل کشید فرمود سلیمان می بینی روزگار زینب را یک روزی گره از کار مردم باز می کردم حالا گره به کار زینب نه این حال نه این وضع نه نه نه هر وقت سرمو بالا می گیرم سر بریده حسینم یا صاحب الزمان یک جمله گفتی دل عالمی را آتیش زد صدا زد أ من العدل یابن الطلقا؛ یزید نوامیس خودتو پشت پرده جا دادی دختران علی بین این همه نامحرم تو بزم شراب حاضر شدند به قصد فرج دستتو بیار بالا ناله بزن حسین...

بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها

فاضل ارجمند
سایت منبرها، صرفا درصدد انتقال محتوا می باشد لذا تحقیق و پژوهش در خصوص اسناد و مدارک هر منبر به عهده کاربران گرامی می باشد.