تاریخ ارسال:د, 1396/07/24 - 19:41 شناسه: 1315

تعظیم شعائر الهی

نویسنده/ سخنران: 
امام حسن مجتبی
اما نکتة که ما این ایام را ایام میلاد ائمه ـ علیهم السلام ـ را گرامی می داریم چیست؟ حقیقت این هست که هر انسانی برای خودش و هر جامعه ای عیدهایی دارد یعنی یک اموری موجب شادی انسان می شود انبساط خاطر در انسان ایجاد می کنند...

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد رب العالمین احمده و استعینه و اومن به و أتوکل علیه و استهدیه و استنصره و اصلی و اسلم علی خاتم أنبیائه و أفضل سفرائه حبیب إله العالمین أباالقاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین الهداة المهدیین سیما بقیة الله فی الأرضین أرواح العالمین له الفداء و العنت الدائم علی أعدائهم أجمعین.

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

صل علیه صلاة لا غایة لعددها،و لا نهایة لمددها،و لا نفاد لامدها.(دعای ندبه)

خدای متعال قلوب و مجلس ما را با تجلیات أنوار وجود مقدس امام زمان ارواح العالمین له الفداء منور بفرماید و محفل ما را مورد عنایات خاصة کریمه اهل بیت ـ صلوات الله و السلام علیها ـ قرار بدهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

سیره و سنت ائمه معصومین علیهم السلام

امروز طبق نقل محدثین و مورخین یعنی نیمه رمضان مصادف با میلاد وجود مقدس سبط اکبر رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ وجود مقدس و نورانی امام مجتبی ـ علیه السلام ـ هست من چند جمله دربارة این میلاد به طور کلی مطلبی را تقدیم می کنم و اگر خدای متعال توفیق داد یک مقداری هم در باب شخصیت وجود مقدس امام مجتبی مطلبی را تقدیم کنیم اما اونچه به طور کلی عرض می کنم این است که این سیره و سنتی که بین شیعیان هست که تقریباً هم مختص به این گروه است و سایر حتی فرق مسلمین هم از این مناسک برخوردار نیستند و اون تعظیم این ایام به عنوان شعائر الهی است مشتمل بر چه نکته است اولاً من گمان می کنم از اینکه این امر به این عظمت و شکوه در طول تاریخ شیعه محفوظ مونده چیزی نمیتونه باشه إلا همون اشارة وجود مقدس معصومین ـ علیهم السلام ـ که این روزها را شیعه به اشارة ایشون تعظیم کرده و در فرهنگ شیعه باقی مونده.

مناسک شادی

اما نکته که ما این ایام را ایام میلاد ائمه ـ علیهم السلام ـ را گرامی می داریم چیست؟ حقیقت این هست که هر انسانی برای خودش و هر جامعه ای عیدهایی دارد یعنی یک اموری موجب شادی انسان می شود انبساط خاطر در انسان ایجاد می کنند و انسان های کوچک و بزرگ همه همینجور است برا خودشون جشن دارند عید دارند مراسم و مناسکی دارند که در این اعیاد به پا می کنند ولی موضوع این شادی ها و نشاط ها متفاوت است و مناسکشم فرق می کنه شما دیدید یک کودک هم شادی های دارد ولی شادی هاش کودکانه است مناسک شادیشم کودکانه است بازیچه براش میخرن خوشحال میشه و بعد هم دیدید چه جوری اظهار نشاط و شادی و خوشحالی می کنه یک آدم به بلوغ رسیده هم موضوع نشاطش فرق می کنه هم مناسک نشاط و شادیش متفاوت با این کودک هست تا برسیم به انسان هایی که در اوج کمال هستند یعنی خدای متعال می خواهد آنها انسان هایی باشند فارغ از دنیا به مقام زهد رسیده همه دنیا آنها را خوشحال نکند از دست رفتن دنیا آنها را غصه دار نکنه بلکه همه شادیشون و غصه اشون در خدای متعال باشه یعنی اگر قربی پیدا کردند راهی به خدا پیدا کردند خدای متعال از آنها راضی و خوشحال باشند اگر خدا از آنها غصه دار شد نگران باشند عادتاً چنین انسان هایی شادیشون دیگه موضوعش فرق می کنه با یک کودک با یک حتی انسان عادی اینجور نیست که فرض بکنید بعد 50 سال که به دنیا اومده حالا جشن تولد برا خودش می گیرند یا بعد بیست سال و بعد اون بازی هایی که می بینید رسم شده تدریجاً و از اروپا هم آمده بلکه شادی های مؤمن شادی های دیگری است بله اگه آدم هیچ کاری تو دنیا نداشته باشه جز ابتذال و وقت گذرانی و وقت تلف کردن بعد بگرده موضوع براش پیدا بکنه خب برای یک جامعه ای که می خواهد به سمت خدا حرکت بکنه و دینی که آمده ملت ها و انسان را و مؤمنین به خودش را تا اوج ببره و از دنیا بزرگتر بشوند به زهد و یقین و رضا برسند که می دانید اولین درجه اش زهد دیگه «أَعْلَى دَرَجَةِ الزُّهْدِ أَدْنَى دَرَجَةِ الْوَرَعِ وَ أَعْلَى دَرَجَةِ الْوَرَعِ أَدْنَى دَرَجَةِ الْيَقِينِ وَ أَعْلَى دَرَجَةِ الْيَقِينِ أَدْنَى دَرَجَةِ الرِّضَا»؛ (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص،63) و زهد را در روایات ما اینجوری معنا می کنند «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُم‏»؛ (حدید:23) متعدد روایات که فرمود: زهد را خدای متعال در این آیة قرآن بیان کرده حالا این آیه بحثش طولانی است ولی اجمالش اینه انسان زاهد انسانی است که تکیه به حضرت حق داره می دونه این آمدن نعمت ها و رفتن این نعمت ها موضوعیت نداره اون روزی که به آدم میدن یه جوری باید به خدا برسی اون روزیم که از آدم می گیرن یک جور دیگه باید بخدا برسی نه دادن نعمت ها موضوعیت داره نه گرفتن ها اینها طریق لذا وقتی بهش میدن دیگه خوشحالی پیدا نمی کنه وقتی ازش می گیرن غصه نمی خوره در همه دو حالت تمام توجهش به این است که نعمت را در راه خدا به کار ببرد.

مناسک عید

خب حالا دینی که آمده ما را دعوت کنه که زاهد بشیم فارغ بشیم قلوبمون بزرگتر از دنیا بشه محبتمون عوض بشه مبدأ میلمون عوض بشه لذت و رنجمون عوض بشه هیچ وقت ما را دعوت نمی کنه به اینکه شادی های کودکانه داشته باشیم اگر شادی هست اگر نشاطی هست موضوع مهمی داره فرض کنید یک ماه انسان روزه گرفته قابلیت پیدا کرده برا لقاء خدا حالا بهش میگن روز عید فطر را جشن بگیر رفته موفق شده عزم الهی کرده حج کرده یا پیاده یا به هر کیفیتی خودش رسانده مناسک را به جا آورده عرفات و معشر را پشت سر گذاشته حالا تو سرزمین منی بهش میگن جشن بگیر عید بگیر روز قربان را عنایت می فرمائید.

و بعد می دانید اگر عید اینجوری شد این جمله را هم اینجا اشاره بکنم اگر عید ریشه اش اینقد مهم بود یعنی انسان خوشحاله جشن می گیره و بعد دستور دادن که یه مناسک عمومی مسلمین داشته باشند همه این روز را تجلیل کنند همه این روز را عید بگیرن مناسکشم معین کردند.

اگر عید فطر بعد ماه رمضانه و بعد مؤمنین یک ماه رمضان را پشت سر گذاشتن سیر معنوی کردند شب قدر پشت سر گذاشتن حجاب ها برداشته شده سبک بال شدند گناهاشون ریخته شده آزاد شدند از جهنم و ابلیس و دستگاه شیطان نفس حالا وقتی بهشون میگن عید بگیرید عیدی است که خدا در واقع میخواد عیدی بده و زمینه و بستر لقاء خدا و قرب خدا فراهم است مناسکشو دیدید میگن شب عید را احیا بدارید نماز چنین و چنان بخوانید روز عید هم از سر عید از سر صبح پاشید و بعد مثلاً دنبال امام حرکت کنید در عصر ظهور بیائید محضر امام و بعد پای برهنه راه بیافتید برید تو بیابان نماز عید بخوانید با اون مناسک خاص مناسک ابراز نشاط چنین عید بزرگی هم اینجوریه یه تبل و هورا کشیدن و کف و شادی های غلط نیست این عید اگر اینقدر عظیم است مناسک ابراز نشاط مؤمنین اینه مؤمن اینجوری به نشاط میرسه اینجوری شکفته میشه میاد گرد امام جمع میشه با امام نماز میخونند و یا در عصر غیبت هم دیدید جزو آداب مهم این چهار تا عید اسلامی ما ملاحظه فرمودید نقل کردند دعای ندبه است توجه به معصوم رو به معصوم آوردن ببینید این عید فرق می کنه با عیدی که یه عید ملی است مثلاً فلان روز ما یه وجب خاک دادیم یه وجب خاک گرفتیم من نمیگم اینا مهم نیست ولی حقیقت اینه به خودی خود اینا هیچ اهمیتی ندارند.

مرزهای اسلام

یعنی فرض بکنید انسان مؤمن برای خاک قطره خونش نباید بریزه یعنی همه خاک ها از بین بره همه مرزهای جغرافیایی بهم بخوره ارزش اینو نداره که یه قطره خون مؤمن ریخته بشه بله اگر یک جایی دفاع از مرزها دفاع از اسلام است دفاع از حقایق حرکت در مسیر بندگی خداست اینجا یک وجبشم میأرزه همه مؤمنین کشته بشوند و إلا سر مرزهای جغرافیایی یکی ابر قدرت ها یک روزی می کشند یک روزی عوض می کنند ما خون بدهیم این سفاحت است چی گیر یک نفر میاد که خونشو بده که این خاک بند جغرافیایی اش عوض نشه قراردادهای بین المللی تغییر نکنه بنابراین می بینی اینکه ما مثلاً جشن ملی بگیریم که فلان روز ما یک وجب خاک گرفتیم یا پس دادیم این جشن ایمانی نیست انسان مؤمن نه با این چیزها خوشحال میشه نه غصه میخوره بله یک مسئلة دیگه ای است اگر مرزهای اسلام است اگر مسئلة ایمان است اگر مسئلة اقتدار و عزت اسلام است اگر رجوع به اسلام شد آنجا همه مؤمنین هم خون خودشون می دهند.

لذا ببینید مرزهای جغرافیایی اسلام هیچ وقت اون مرزهایی نیست که بعد جنگ جهانی دوم قدرت های برنده نشستند دور کشور را کشیدن الان هم می خواهند تو تغییر جغرافیایی سیاسی جهان اون مرزها را دوباره به نفع خودشون بهم بزنن این نیست جغرافیای اسلام جغرافیای ایمان است هر کجا مؤمنی است آنجا امت اسلام است هر کجا به اسلام حمله بشه آنجا مسلمان ها باید حضور پیدا بکنند و دفاع بکنند و خونشون بدهند و إلا اگر پای اسلام و ایمان و خدا و حقایق در بین نیست فقط جنگ سیاسی سر خاک و آب است طبیعی است که اینجا ارزش نداره مؤمن جانشو بده حالا غرضم این بود جشن های سیاسی مسلمین هم اینجوری نیست که جشن بگیرند برای اینکه فلان خاک گرفتن یا فلان خاک پس دادند کجا عقب نشینی کردند کجا تو مرز جغرافیایی پیش رفتن همش مسئلة ایمان و اسلام و ارزش ها و خداست.

تناسب شادی با مناسک عید

خب حالا چنین جشنی چنین نشاطی چنین شادی طبیعتاً مناسک خودشم داره مناسک عید فطر مناسک عید قربان مناسک عید غدیر پای کوبی و رقص دف کف و چنگ زنی نیست بله انسانی که حقیقت این اعیاد را درک نمی کنه و نمی دونه برا چی داره شادی می کنه ممکنه شادیشو در قالب هایی که تناسب با این نشاط ندارند اظهار کنه بروز بده به اصطلاح مناسک شادی مناسک عید مناسک جشن گرفتن با خود این عید باید تناسب داشته باشه ما چرا شاد شدیم تا بگیم چه جوری این شادی را ابراز بکنیم بله وقتی خوشحالیمون اینکه بیست سال پیش فلان آدمی که مثل من خودش هیچ ارزشی نداره به دنیا اومده دور هم می شینیم یه کیکی می گیریم شمع روش میذاریم فوت می کنیم این مناسک این بازی اینها که عیب نیست که اعیادی که اسلام روش تأکید می کنه تعظیم او تعظیم شعائر الهی است عیدهایی است که مربوط به ارتباط انسان با خداست انسان وقتی با خدا رابطه برقرار می کنه وقتی مقرب میشه وقتی درهای رحمت خدا گشوده میشه اونوقت عید می گیره انسان مؤمن مناسکشم مناسک متناسب با خودش است.

شرکت در مناسک اعیاد اسلامی

حالا همین جا فقط اشاره می کنم زود می گذرم موضوع بحثم این نیست یک نکته بسیار قابل توجهی است برای مؤمنین برای به خصوص جوان های عزیزی که پرشور در این مراسم شرکت می کنند و شرکتشون بسیار ارزشمند هم هست که مناسکی که در میلاد ائمه ـ علیهم السلام ـ در اعیاد اسلامی هست باید متناسب با خود عید باشه من نمیگم کف بزنند یا نزنند من نمیگم حرام یا حلال است اونو باید از فقها استفتاء بکنن هر فتوایی بود بهش عمل بکنند ولی توجه داشته باشند وقتی میخوان یه آداب اجتماعی راه بیندازن یه سنت اجتماعی ایجاد بکنند بدونند سنت باید متناسب با موضوع خودش باشه تحت تأثیر فرهنگ دشمن سنت گذاریی نکنن نیمة شعبان وقتی جشن می گیرند همراه با موسیقی و دف و نی نباشه این متناسب با این میلاد نیست که برا چی جشن می گیری حالا من الان عرض می کنم که ما امروز چرا عید می گیریم تا ببینید این عید تناسب با چی داره این تناسب نداره با اینکه انسان دور هم جمع بشه کف بزنه دف بزنه این نیست این مناسک ابراز شادی که خدای متعال ولیِّ خودشو نازل کرده به عالم دنیا این اون نور و تجلی داده در عالم دنیا عالم دنیا را نورانی کرده به نور اونها مناسکش این نیست مناسک خاص خودش را دارد خب بگذرم از این عرضم خب حالا ما به چه مناسبت این روز را مثل این روز را تعظیم می کنیم بزرگداشت این روزها را نگه می داریم حرمت این روزها را به چه نکته ای خب پیداست.

علت تعظیم اعیاد اسلامی

نکته اصلیش این است من گمان می کنم «خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُم فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه‏»؛ (زیارت جامعه) نکته این هست که وجود مقدس این انوار الهی حقیقت آنها رفیع تر از عالم دنیاست جایگاه آنها رفیع تر از عالم دنیاست.

«خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُم فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه‏»؛ خدای متعال شما را انواری آفرید شما را گرداگرد عرش خودش قرار داد که شاید معنای این جمله احاطة انوار معصومین ـ علیهم السلام ـ به عرش الهی است که حالا عرش چیست معانی متعددی براش گفتن در روایات هم بحث پردامنه ای دارد این موضوع بحث من نیست مستقر فرماندهی خدا برا همه عوالم است فرمان الهی از آنجا بر عالم جاری میشه محیط به همه عوالم این عرش لذا بعضی ها گفتن عرش الهی همون وسعت خلقت است و اینها محیط به این وسعت است انواری خدا اینها را آفریده اینها انوار الهی هستند.

حالا این انوار مقصود چیه؟ چون می دانید همه خوبی ها برمی گرده به این أنوار همه خیرات برمی گرده به این انوار همه صفات عقیده از انوار الهی هستند حب الهی نور است جود نور است توکل نور است رضا نور آیا مقصود از انوار اینکه همه نورها در آنها تجلی کرده یا نه مقصود از انوار همون مرتبة کثرت ائمه ـ علیهم السلام ـ است که خودشون دوازده نور است این چهارده نور مقدس در یک مرتبه ای ظهور در چهارده نور پیدا کردند در هر صورت این انوار الهی که خدای متعال آنها را آفریده که همه خیرات همه روشنی ها همه هدایت ها به او برمی گرده و شما اگر این نور را بردارید جز ظلمت و تاریکی و ضلال و سردرگمی باقی نمی ماند اینها هستند.

انوار الهی

اینها انواری هستند که رابطة بین خدای متعال و عالم را برقرار می کند اگه الله «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کأَنَّهَا کوْکبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَکادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَي نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»؛ (نور: 35) اینها مشکات نور الهی هستند که نور الهی در آنها متمثل میشه و همه عوالم با این نور روشن میشه نور خدای متعال اگر ظهور در عوالم داره در همه عوالم از عالم دنیا تا بالاتر از دنیا و ملکوت و بالاتر همه از طریق این انوار این انوار هستند که نور الهی هستند «وَ هُمْ وَ اللَّه‏ نُورُ اللَّهِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‏»؛ (تفسير القمي، ج‏2، ص371) نور در آسمان ها و زمین همه عوالم خلقت این انوار هستند و هر روشنی و هدایتی است از آنهاست به طوری که شما اگر این نور را بردارید هیچ هدایتی نیست هیچ راه یابی نیست مثل شب تاریک و ظلمانی است که هیچ نوری درش نباشد.

همینطوری که از عالم دنیا اگر شما ستاره ها و ماه و خورشید بردارید در عالم دنیا تاریکی محض است هیچ نوری نیست انسان راه و چاه تشخیص نمیده شما فرض کنید خدای متعال ستاره ها و ماه و خورشید را برا ما در عالم زمین قرار نمی داد نور آنها به زمین نمی رسید چه اتفاقی می افتاد هم عالم سرد بود هم تاریک بود همه اون چیزهایی که آثار و برکات نور برداشته می شد انسان دیگه می تونست به حیات برسه انسان می توانست هدایت بشود انسان در همین شب که فضا تاریک میشه اگر شب ظلمانی باشه وحشت و حیرت و سردرگمی انسان را برمی داره اگر خدای متعال این ستاره های درخشان این نجوم این خورشید و ماه را قرار نمی داد همه در تاریکی و ظلمت و ضلال و سردرگمی و سردی نتیجه اش این بود که به مرگ می رسید.

انوار پاک

لذا ببینید در روایات ما در بسیاری از موارد این آیات قرآن که بحث از خورشید و ماه و ستارگان می کنه تفسیر می کنه باطن آیه را به این انوار پاک فرمود: شمس وجود مقدس رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا (1) وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا»؛ (شمس: 1 ـ 2) ماه وجود مقدس امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ است یا «وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ»؛ (نحل: 16) فرمود: نجم ائمه ـ علیهم السلام ـ است اینا نجوم و ستاره هایی هستند که همه امم همه ملت ها همه به واسطة آنها هدایت شدند حتی أنبیای اولوالعزم الهی هم به واسطة آنها هدایت شدند و حتی اون آیه ای که در باب ابراهیم خلیل در سورة عرض کنم ظاهراً انعام آمده داستان ابراهیم خلیل نقل می کنه بعضی ها اینجور نقل کردند می گفتند ناظر به مراتب سیر باطنی حضرت ابراهیم است مسئلة ماه و ستاره و خورشید ظاهری فقط نیست مراتبی از انوار الهی انوار امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ که در قلب او تجلی کرده و مراتب سیر ایشون نشون میده که گاهی در قالب ستاره است گاهی ماه گاهی خورشید است علی أی حال هر کسی در عالم هدایت میشه به واسطة این انوار است مراتب مختلفی هم دارد گاهی انسان استفاده اش به اندازة استاره است گاهی ماه گاهی خورشید گاهی همه یعنی همه تجلیات انوار معصومین ـ علیهم السلام ـ بر قلب او واقع میشه و از همه این خصوصیات بهره مند میشه.

خوب عنایت کنید براساس روایات ما این نوری که خدای متعال قرار داده برا هدایت بشر که اگر این نور نباشه انسان سردرگم میشه انسان سرمایه داره برا حرکت تا قرب الهی انسان میتونه لااقل مؤمنین می توانند تا قرب الهی پیش بروند ولی اون نوری که راه را روشن می کنه هدایت می کنه این انوار هستند.

خدای متعال این انوار را آفرید و گردآگرد عرش خودش قرار داد دست ما که به عرش الهی نمیرسه کما اینکه در اون روایت منسوب به امام رضا ـ علیه السلام ـ تو کافی و عیون دیگران نقل کردند آمده: «الامام کالشمس الطالعة المجللة بنورها للعالم و هی فی الافق بحیث لا تنالها الایدی والابصار. ‏»؛ (اصول کافی) دست ها به امام نمیرسه نور امام تنزل پیدا می کنه مثل نور خورشید تا چشم ما می بینه دست ما بهش میرسه از گرمی حرارتش استفاده می کنیم و إلا دست ما به خود سرچشمه که خورشید که نمیرسه «خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُم فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه‏»؛ (زیارت جامعه) این شأن آنهاست «حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُم»؛ خدا به واسطة شما بر ما منت گذاشت و این منت حقیقی است این نعمت عظیم است من یعنی نعمت عظیم نعمت عظیمی به ما داد «فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ»؛ شما را در خانه هایی قرار داد که دست ما به این خانه ها برسد افق ارادة ما تا اونجا پر بکشه بتونیم با آستان شما دست پیدا بکنیم بعد دست به دامن شما بگیریم با شما حرکت کنیم دیگه شما مارو ببرید تا سرچشمة خورشید و إلا ابتدائاً رفتن این راه ممکن نیست.

پس خدا بر ما منت گذاشته این انوار الهی را که از بر گرداگرد عرش بودند اینها را تنزل داده البته انسان تا راه به باطن این نور پیدا نکنه درک این نور آثارش برکاتش کار آسانی نیست امثال بنده مثل انسانی هستیم که دید نداره و بعد از نور برا او صحبت می کنند یه تصویرهایی در ذهن خودش پیدا می کنه ایجاد می کنه نگارگری می کنه ولی بین این نگارگری ها با واقعیت فاصلة زیادی است تا وقتی تجلیات این انوار بر قلوب انسان واقع نشه درک اینکه این نور چیست و چگونه نورانی می کند چه اتفاقی در وجود مؤمن با این نور می افته کار مشکلی است ولی علی أی حال این انوار را خدای متعال آفرید آنها را آورد تو عالم دنیا تنزل داد بر ما منت گذاشت آنها را در چنین خانه هایی قرار داد حالا اول اشاره بکنم این بیوت چیه؟

اول بیتی که بزرگان در معنی این عبارات گفتن اینه: اول بیت خود این قالب جسمانی وجود مقدس امام است که بیت النور الهی حقیقتاً اونجا تجلی گاه نور الهی خود این وجود مقدس امام و جسم و بدن امام است که این نور این روح در او ظهور پیدا کرده و خودش از اون بیوتی است که «أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ»؛ خدا اجازه داده که رفعت پیدا بکنه باید همه در مقابل او خضوع کند در مقابل او خشوع کند همین وجود پیکرة مادی امام پیکرة جسمانی امام اول بیت نور الهی است که نور الهی در او تجلی پیدا کرده که خدای متعال إذن رفعت داده همه باید در مقابل او باید خضوع و خشوع داشته باشند.

دوم گفتن همین منازلی که تو این دنیا دارم.

سوم مشاهد مشرفه و قبور نورانیشون که اونها هم بیوت انوار الهی است و لذا مختلف ملائکه و رفت و آمد ملائکه است خب خدای متعال این انوار را آفرید نتیجة این آمدن این نور تو عالم دنیا چیه؟

تجلی انوار الهی در عالم دنیا

در فراز دیگر زیارت جامعه آمده روایات هم فراوان داریم «وَاَشْرَقَتِ الاَرْضُ بِنُورِکُمْ»؛ وقتی این انوار تجلی پیدا می کنند تو عالم دنیا عالم دنیا با نور آنها زمین با نور آنها روشن میشه البته چه کسی می تواند این نور را ببیند همه می توانند ببینند نخیر اینجوری نیست اینجوری نیست اگر می دیدند که اصلاً از نور ماه و خورشید شاید مستغنی می شدند دیگه نیازی نبود اینجوری نیست که همه بتوانند ببینند اگر کسی دید اونوقت می فهمد که عالم چه جوری نورانی شده راه پیدا بکنه به اون نور مناسک و آداب دارد اگر اقبال به اون بیوت بشه رو به اون بیوت بیارند انسان ها به این نور می رسند و إلا در ضلال و تاریکی می مانند انسانی که پشت به نور حرکت می کنه نه اینکه نور نیست تو تاریکی خودش داره راه میره این تعبیر نورانی دعای ابوحمزه را دیدید بزرگان چه جوری معنا می کنند دیگه «أَنَّكَ لَا تَحْجُبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَكَ»؛ (بحارالأنوار (ط ـ بيروت)، ج‏91، ص310) خدایا تو محجوب نیستی تو که حجاب نداری که کی میتونه حجاب خدا باشه همه مخلوق اند همه آیه هستند درون ما آیات باطنی خداست بیرون آیات آفاقی الهی است همه آیه است اگر نمی بینیم ما محجوبیم «أَنَّكَ لَا تَحْجُبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَكَ»؛ عمل حجاب ماست عمل یعنی ارادة ما، ما اگر قدرتی که بهمون دادند اراده ای که بهمون دادند فانی در ارادة خدا کردیم خاشع بودیم خاضع بودیم نور الهی در ما تجلی می کنه خدا به ما از ما نزدیک تر است؛ هر کجا باشیم با ماست «مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَىٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ» (مجادله :7) هر سه نفری که نشستند نجوا می کنند رابعهم خدا با آنهاست.

حالا معنا کردن اینها یک مقداری مشکل است عنایت می فرمائید که در یک روایتی که در مقدمات تفسیر قرآن است تعبیر خیلی عجیبی داره حالا من فقط روایت می خونم سریع می گذرم در مقدمات تفسیر قرآن آمده از احتجاج از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ «وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِله‏»؛ (زخرف:84) او کسی است در آسمان اله در زمین هم اله است همه جا الوهیت او هست خیال نکنید آسمان و زمین خالی از الوهیت اوست «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم‏»؛(حدید:4) همه این آیات ناظر به استیلاء و غلبة امنای الهی است خلفای الهی است اینکه می فرماید هر کجا باشید خدا با شماست خدا از طریق امرش حاضر از طریق خلیفه اش با شماست «»؛ اون قدرتی که خدا در آنها قرار داده با اون قدرت استیلاء بر همه خلق دارد «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم‏‏»؛ «»؛ فعل اونا فعل خداست حالا من از این قسمت بگذرم پس ببینید خدای متعال این انوار الهی را تنزل بده در عالم دنیا و وقتی اینها ظهور پیدا می کنند عالم با ظهور اونا نورانی میشه زمین با وجود اونا نورانی میشه اگر نمی آمدند اگه خدا تنزل نمی داد عالم تاریک بود همین طوری که اگر خدای متعال نور خورشید را در عالم حس تنزل نمی داد زمین تاریک می بود اگر اون انوار الهی را خدا تنزل نده عالم دنیا تاریک می موند اینم روشنه برا سروران دیگه معنی تنزل و اینکه خدا اون نورها را در دار دنیا قرار داد این نیست که اونا از جای خودشون پایین آمدند اون نوری که محیط به عرش اون نور عظیم که نمی گنجه در دنیا وقتی میاد پایین او در جای خودش هست نازلة او به ما میرسه خورشید در جای خودش هست شعارش به میرسه حرارتش به ما میرسه اون انوار در عظمت خودشون هستند شعار وجودیشون میاد تا عالم دنیا البته تشبیه تشبیه باز خیلی دور می کنه از این جهت آدمو دیدی آدم وقتی راه میره آدم سایه نیست ولی سایه اش رو زمین می افته اون انوار الهی نازل میشه در دار دنیا وقتی نازل میشن «وَاَشْرَقَتِ الاَرْضُ بِنُورِکُمْ»؛ زمین با این نورها روشن میشه و عالم دنیا مورد نزول نور امام ـ علیه السلام ـ قرار می گیره دیگه میشه انسان مؤمن میتونه به نور راه پیدا بکنه البته عنایت دارید.

اعراض از انوار الهی

اگر مردم اعراض از این نور کردند رو به اولیای طاغوت آوردند بساط ولایت آنها تو عالم پهن شد «اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّوُرِ وَالَّذِينَ کفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِک أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»؛ (بقره: 257) عالم تاریک میشه کما اینکه در روایات ما دارد بخاطر جریان سقیفه دیگه تاریک شده عالم تا اصل ظهور ولی در عین حال اون انوار از عالم نرفتن هنوز هست اگر کسی اهل توجه باشه میتونه به اون نور راه پیدا کنه نورانی بشه با همون نور حرکت بکنه کما اینکه خواص مؤمنین اینجوری بودند در همین دورة غربت ائمه ـ علیهم السلام ـ به نورانیت آنها راه پیدا می کردند و از طریق این نور عالم ملکوت مشاهده می کردند مثل جابر یزید جعفی و دیگران که یادم هست تفسیر برهان یه موقعی می دیدم به امام صادق ـ علیه السلام ـ عرض کرد: «وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»(انعام:75)؛ ما اینجوری ملکوت آسمان ها و زمین را به سیر می کنند. پس این نور آمده و ما می تونیم دنبال این نور را بگیریم و بریم بالا میتونیم از ضلال و ظلمت و مُردگی نجات پیدا بکنیم این در عصر غربت ائمه ـ علیهم السلام ـ در عصر غیبت هم هست.

لذا دیدید فرمود امام در عصر غیبت مثل خورشید پشت ابر کار خودش انجام میده هدایت می کنه دستگیری می کنه سرپرستی می کنه به خصوص مؤمنین را حالا ببینید این نور آمده با این نور میشه حرکت کنی بری تو بالاتر از عالم دنیا از تاریکی ها نجات پیدا کنی ملکوت بالاتر بالاتر از ملکوت سیر بکنی در سایة نور میشه حرکت کنی هر چی بری جلو باز هم نور است این نور از اینجا اگر باهاش همراه شدی در شعاعش حرکت کردی تو عوالم بعدی هم هست اگر در این عالم دنیا دنبال این نور حرکت نکردی تو عوالم بعدی هم این نور نیست «وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ»؛ (نور: 40) ذیل این آیه شریفه روایت در کافی شریف است حضرت فرمود: اگر کسی امامی براش خدا قرار نده از فرزندان فاطمه ـ سلام الله علیها ـ در عالم آخرت هم نور ندارد اگر کسی اینجا به این نور رسید تو عوالم بعدی هم در نور است و إلا در عوالم بعدی هم در ضلال و حیرت و ظلمت است.

خب این نور هست تا عصر ظهور عصر ظهور البته یک اتفاق دیگه ای می افته «وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْکتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ»؛ (زمر: 69) می فرماید: زمین به نور پروردگارش به نور ربش روشن میشه و کتاب ها را میارن نامه ها را میارن انبیاء هم حاضر میشن ظاهر آیه راجع قیامت است روایات ذیل آیه آیه را تفسیر به اصل ظهور کرده که باطن آیه را شاید داره توضیح میده اونوقت اونجا یه نکته لطیفی در این روایات هست من خدمتتون تقدیم می کنم.

رب الارض

ظاهراً از وجود مقدس عرض کنم امام صادق ـ علیه السلام ـ علی بن ابراهیم نقل می کند فرمود: رب الأرض؛ یعنی امام العصر اشرقت الأرض بنور ربها؛ رب الأرض یعنی امام الأرض رب زمین امام البته می دانید بزرگان اینجوری فرمودند: رب وقتی به نحو مطلق به کار میره اضافه نمیشه به خصوص معرفه به کار میره اونجا فقط خدای متعال مقصوده ولی وقتی رب اضافه بشه نه اونجا به معنایی دیگه به کار میره مثل اینکه رب البیت به صاحب خانه می گویند اینجا رب مخصوص پروردگار نیست رب البیت یعنی صاحب البیت اینجا فرمود: وأشرقت الأرض بنور ربها؛ زمین به نور ربش روشن می شود یا روشن شده است فرمود: رب الأرض امام رب زمین اون کسی که مربی زمین است امام است زمین و اهلش را پرورش میده امام ـ علیه السلام ـ است بعد ببینید تعبیر چیه.

طلوع خورشید

به حضرت عرض کرد و إذا خرج ماذا یکون؛ وقتی حالا امام ظهور پیدا کنه چه اتفاقی می افته عصر ظهور عصری است که حضرت طلوع می کنند مثل خورشیدی که صبح بالا میاد و کرة زمین را روشن می کنه گرم می کنه تاریکی شب حیرت شب ظلمت شب برداشته میشه حضرت وقتی ظهور می کنه این خورشید بالا میاد وأشرقت الأرض بنور ربها؛ زمین با نور ربش که امام ـ علیه السلام ـ است روشن میشه بعد به حضرت عرض کرد چه اتفاقی می افته وقتی حضرت ظهور کند عالم نورانی میشه یعنی چی؟

ببینید فرمودند: إذن یستضی الناس... بنور القمر...؛ مردم دیگه از نور ماه و خورشید بی نیاز میشن و اکتفاء به نور امام می کنند خیلی روایت عجیبی است حالا این معناش چیه؟ مردم از نور امام بهره مند میشه معنای متعددی داره یک معناش این است که واقعاً نور امام وقتی تجلی می کنه همه غروب نورانی میشه لذا من گاهی عرض کردم تلقیم اینه عصر ظهور چون عصر تجلی نور امام است یه اتفاق که می افته امر الهی اظهار میشه این نور در عالم ظهور پیدا می کنه چون چنین اتفاقی می افته من گمانم اینه مؤمنین نوعاً چشم ملکوتیشون باز میشه چون وقتی امام ظهور پیدا می کنند اون خیمه تاریکی که بر جهان زده شده خیمه که بعد از اعراض از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ تو عالم زده شد اون خیمه برچیده میشه به فجر می رسیم «وَالْفَجْرِ * وَلَيَالٍ عَشْرٍ»؛ (فجر: 1 ـ 2) به عصر ظهور حضرت که عصر طلوع خورشید است می رسیم عالم یکجا نورانی میشه دیگه همه می توانند از این نور استفاده بکنند دیگه رشد می کنند عقول کامل میشه ایمان ها کامل میشه دیگه اینجور نیست که جابر بن یزید جعفی پیدا بشه فقط بلکه خیلی از مؤمنین بهره مند میشن زمین نورانی میشه روشن میشه و پس ببینید ائمه همه اشون تجلی کردند ولی این جریان ولایت که مردم زیربار او رفتند خیمه ای از ظلمت را زد که جلوی ظهور اون نور را تا عصر ظهور گرفته در عصر ظهور وقتی اون نور تجلی می کنه یک روشنایی خاصی در عالم پیدا میشه که حتی عرض کردم این روایت یه مطلب خیلی فوق العاده ای را بیان می کند.

فرمود: کار به جایی می رسد إذن یستغن الناس... و نور القمر؛ مردم دیگر از نور خورشید و ماه بی نیاز میشن، اکتفا به نور امام می کنند این معناش چیه؟ عرض کردم یه معناش اینکه علوم ظهور پیدا می کنه بعضی اینجوری معنا کردند به طوری که مؤمنین از نور امام برخوردار میشن دیگه از دیگران بی نیاز میشن دیدید یه روزی اینو عرض کردم که انوار وقتی نازل میشه حقایق نورانی از بستر نبی اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ عبور می کنه گاهی از دهها واسطه میگذره تا به ما میرسه یه روایت که کلامکم نور این نور از دهان وجود مقدس امام صادق ـ علیه السلام ـ صادر شده از این وجود مقدس از زراره گذشته از روات بعدی گذشته تا به ما رسیده.

حالا یه موقع آدم مستقیم شاگرد امام صادق ـ علیه السلام ـ میشه دیگه این واسطه ها از بین میره دیگه تردید ها و شک ها و انوار باطنی هم همینطور است نوری که به قلوب مؤمنین میرسه گاهی با واسطه است وقتی امام ظهور می کنند بعضی ها اینو اینجوری معنا کردند که مردم مستغنی از نور ماه و خورشید میشن یعنی انوار امام ـ علیه السلام ـ با واسطه می رسیده الان دیگه مستقیم همه می توانند برخوردار بشوند لذا یه روایتی است از وجود مقدس امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: إذا قام المهدی ـ علیه السلام ـ البته این روایت درش لقب وجود مقدس حضرت است من تعبیر به مهدی ـ علیه السلام ـ کردم: یستغنی کل احد... همه از علم دیگران مستغنی میشن همه مستقیم می توانند از امام برخوردار میشن این خیلی عجیبه فوق العاده است لذا بعضی گفتن اینو نمیدونم چه جوری آدم معنا بکنه الان ممکنه خیلی حقایق ملکوتی و معارف باطنی که به انسان میرسه با ده واسطه مثلاً برگرده به زراره حتی انوار ملکوتی آ یعنی با واسطه نور میرسه بره برگرده به سید بن طاووس برگرده به سلمان ـ سلام الله علیه ـ از اونا آدم این انوار ملکوتی بگیره اینها حجاب بین ما و امیرالمؤمنین باشه حجاب نورانی هم هستند نور هستند ولی حجاب هستند ولی عصر ظهور یه عصری است که واشرقت الأرض بنور ربها؛ زمین دیگه با خود نور امام ـ علیه السلام ـ روشن میشه خود این خورشید طلوع می کنه دیگه ستاره ها و ماه ها میره کنار خورشید خود حضرت میاد اونیکه فوق خورشید است همه کواکب می کردند و از او نور می گیرند همه نورها تو عالم به او برمی گرده همه معرفت ها به او برمی گرده هر معرفتی تو عالم هر کی داره از قلب مقدس او نازل شده.

بازگشت همه نورها و معرفت ها به ذات مقدس

یعنی هر کسی به هر معرفتی میرسه از نازلة قلب اونهاست دیگه لذا این آیه را من این روایت مکرر خوانده ایم دیده ایم می فرماید ذیل این آیه شریفه «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کأَنَّهَا کوْکبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَکادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَي نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»؛ (نور: 35) مثل نور الهی مثل چراغدانی است که در او چراغی است فرمود: در یک روایتی که در روضة کافی نقل کرده فرمود: المشکاة قلب رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ؛ قلب حضرت مشکاة انوار الهی است چراغ دان نورها چراغی که درش چیه؟ فرمود: علومی است که خدا در قلب حضرت قرار داده چراغی که همه عالم روشن کرده انبیا از این چراغ یه شعله بردن ملائکة مقرب یه طبق شعله بردن مؤمنین شعله ای بردن اصل این چراغ در قلب نبی است در قلب وجود مقدس خاتم الأنبیاء ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به این انواری است که خدا به قلب ایشون نازل کرده هر کس دیگه ای میخواد نورانی بشه از این معارف از اون چراغ یه شعله بهش میدن اشرقت الأرض بنور ربها؛ اون نور رب اون معارف ربانی اون حقایقی که در قلب امام بود که امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ می فرمود: «انها لعلما...»؛ اینجا علم فراوانی است ای کاش پیدا می کردم کسی بتونه حامل علم امام بشه فرمود: این در عصر ظهور این معارف باز میشه شاید اشرقت الأرض بنور ربها؛ یه معناش اینه همه اون معارف به حقیقت نورها حقیقت انوار همون معارف ربانی است که در قلب امام است در قلب وجود مقدس رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است و همون روایت کتاب شریف روضة کافی بیان کرده که با رفتن حضرت این نور منتقل به قلب نورانی و مقدس امیرالمؤمین علیه أفضل الصلوات المصلین شد و بعد هم قلوب ائمة بعدی حقیقت انوار الهی همون چراغی است که خدا در قلب امام روشن می کنه و بعد نازلة اون معرفت به قلوب می افته هر کسی بهره می بره این در عصر ظهور زمین را روشن می کنه.

لذا دیدید باز روایاتی که میگه در آخرالزمان آب رو زمین ظاهر میشه میگن آب یعنی ولایت معرفت حقایق ربانی و معارفی که از آستان امام جاری میشه حکایت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در شقشقیه است می فرمود: ینحذر... سیل از دامنة وجود من جاری میشه فرو می ریزه بر شما همون حقایق و معارف ربانی است که سرچشمة حیات و نورانیت است در عصر ظهور البته یک چنین اتفاقی فوق العاده ای می افته که این نور جلوه و ظهور خاصی پیدا می کنه و لذا عمومی هم میشه تقریباً و همه مؤمنین راحت می توانند از معارف ربانی ما هم استفاده بکنند معارفی که الان در اختیار خواص است اون نورانیتی که الان قلب خواص پیدا می کنند وقتی نعمت عمومی شد و ظهور اتفاق افتاد بهره مند میشن لذا درک خیلی از حقایق تو اون موقع واقع میشه که الان برا مؤمنین هم واقع نمیشه شاید یه علت اینکه مؤمنین یک رجعتی دارند در عصر ظهور و در دوران رجعت ائمه ـ علیهم السلام ـ همینه که اصلاً مراتبی از چشیدن این انوار به این حقایق ربانی و این انوار امام و حیات معنوی تجلیات امام ـ علیه السلام ـ جز در دورة رجعت ممکن نیست و لذا مؤمنین اونایی که در موقع حیاتشون تو این دنیا واقعاً به وظیفه عمل کردند دوباره زنده میشن که به اون حقایق راه پیدا بکنند دست پیدا کنند برسن متنعم بشن بهره مند بشن ولی قبل از ظهور هم این نور تنزل پیدا کرد اینجور نیست که فقط مال عصر ظهور است نخیر و أشرقت الأرض بنورکم؛ زمین با نور وقتی شما آمدید انوار الهی آمد منتهی عرض کردم چشم میخواد دیگه منی که در حجابم هر چی بگم هر چی بشنوم یه تصوراتی یعنی وقتی واقع شد در قلب «»؛ نورانی تر از خورشید در روز نور امام در قلب مؤمن و لذا أشرقت الأرض بنورکم؛ وقتی آنها تنزل پیدا کردند حقیقتاً زمین نورانی شده حالا اگر کسی راه به این نور پیدا بکنه این نور حقایقی درش هست همه صفات به این نور برمی گرده هر کی درش شعلة از توکل، رضا، ایمان، صبر، تقوا، هر صفت حمیده ای است یک شعاع از اون نور امام.

حقیقت نورانیت

این را من بر اساس حدیث عقل و جهل عرض می کنم که حقیقت نورانیت حضرت صفات حمیده لشکریان نورانی حضرت هستند تو هر برگی یک جلوه است حالا چقدر میشه از این نور بهره مند بشی تا ما چقد مؤمن باشیم ذیل حدیث عقل و جهل است این نور خدا فرستاده تو عالم دنیا سه دسته هستند که به نحو أتم از این نور استفاده می کنند ذیل حدیث عقل و جهل دیدیم فرمود: همه جنود عقل که جنود نورانی و لشکریان نورانی نبی اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ هستند و جنود عبادت هم هر چی عبادت می کنه با این انوار عبادت می کنند خدا اگه این نور توکل، رضا، ایمان، صبر، زهد، تقوا، اینارو برداره عبادت باقی نمیشه که فرمود سه دسته فقط همه این انوار به تعبیر من درشون تجلی پیدا می کنه أنبیا اوصیا مؤمنین ممتحن و کامل همونایی که حامل ولایت هستند مابقی همه این انوار درشون تجلی نمی کنه فرمود: بقیة مؤمنین تا پاک نشن از جنود جهل از صفات ابلیس و دشمنان ائمه ـ علیهم السلام ـ که همه صفات بد هم به اونا برمی گرده که جنود جهل لشکریان ابلیس و ائمة اولیای طاغوت هستند تا پاک نشوند همه انوار درشون ظهور پیدا نمی کنه.

پس ببینید این انوار آمده میشه انسان به جایی برسه که حامل این انوار بشه نور امام با تمام ابعاد شعاع هاش متناسب با ظرف انسان در انسان جلوه کنه یعنی جلوه ای از توکل امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ جلوه ای از صبر حضرت جلوه ای از رضای حضرت شجاعت حضرت حلم حضرت کمال حضرت در قلب ما بیاد اگر خوب از این نور بهره مند بشیم همه وجودمون نور فرا می گیره غرق در این نور میشیم حجاب ها میره کنار می رسیم به سرچشمة نور می رسیم به مشکاة راه به قلب نبی اکرم پیدا میشه راه به قلب امام پیدا میشه شعاع نور امام میشه ببینید پس ببینید آنچه به ما دادند مثل امروز که وجود مقدس امام مجتبی به دنیا میان یعنی این یعنی خدا اون نور عرشی را نازل کرده در عالم دنیا جلوه ای از اون حقیقت بالا از نور امام آمده تو عالم دنیا و اگر دنبال این نور گرفتید به همه حقایق می رسید.

تعظیم شعائر الهی 

البته یک نکته مهمی که اینجا هست اینکه ائمه ـ علیهم السلام ـ وقتی میان تو عالم دنیا پرتو نور خودشون تو عالم دنیا میدن رسالتشون انجام میدن میرن چه ما بفهمیم چه نفهمیم ولی اگر کسی بفهمه بخواهد بهره مند بشه یک نازلة از اون نور الهی که در حول عرش بوده تنزل پیدا کرده مثل امروزی امثالی در عالم دنیا بنابراین می بینیم ما چرا خوشحالیم اگر به ما گفتن این روز را تعظیم کنید تعظیم شعائر الهی است چون خدا بر ما منت گذاشت «حَتّى مَنَّ عَلَيْنا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ في بُيُوتٍ»؛ خدای متعال این نور را در قالب یک جسم قرار داد اگر انسان بتواند شعاع این نور را تو این جسم ببینه می فهمه که این جسم امام از خورشید نورانی تر است آثاری که این جسم در عالم داره هیچ وقت خورشید نداره همین جسم تجلی گاه انوار الهی است اینکه می بینید به قبور ائمه ـ علیهم السلام ـ میشه یه دهها موردش صدها موردش اینها که چیزی نیست بیائید ببینید که اولیای خدا چه از این قبور می کنند بیائید ببینید این اولیای خدا چگونه از این انوار بهره مند میشن و پرتو این انوار در دلشون واقع میشه و همه ظلمت ها ذوب میشه نورانی میشن غرق در نور میشن حالا مجال نیست گاهی یک کلمه به یکیشون عطا کردند یک کلمه هزار باب علم ازشون باز شده یه لوح بهشون نشون دادند همه علوم را بهشون دادند حالا از اینها زیاد دیگه برای بزرگان خدای متعال این نور را فرستاده است.

اینکه مهمه این است که در روایات فرمود: نعمت ما هستیم نعیم ما هستیم این نعیم را خدا به ما داد اگه خدا این نور را نازل نمی کرد ما چه می کردیم من از شما سؤال می کنیم ما را خلق می کرد تو کره زمین نور امام نمی آمد چه اتفاقی می افتاد اگر ما را خلق می کرد خورشید خلق نمی کرد چه اتفاقی می افتاد؟ خورشید کجا نور امام کجا اصلاً نور امام قابل مقایسه با خورشید نیست چیزی نیست یک قبس از نور امام حد تجلی کرده تو عالم چیزی نیست اصلا به حساب نمیاد در مقابل نور امام این نور خورشید شما یه ذره برید اونورتر وارد عالم برزخ تو عالم این نور بدرد نمیخوره تو عالم برزخ به درد نمیخوره تو قیامت به درد نمیخوره کاری ازش نمیاد برید یه ذره اونورتر از منظومة شمسی برید بیرون به درد نمیخوره این نور یعنی نور امام «و هو معکم...» هر کجا باشید با شماست دنیا برزخ قیامت تو درجه سلمان باشید بالاتر از سلمان باشید تو مقام ابراهیم خلیل هر کجا باشید این نور هست هیچ کس مستغنی از این نور نیست حتی ابراهیم خلیل حالا خدا این نور را تجلی داده در عالم دنیا تنزل داده در عالم دنیا اگر ما امروز خوشحالیم برا اینه که راه ما به سوی خدا باز شده نوری که ما را تا آستان الهی هدایت می کنه «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کمِشْکاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کأَنَّهَا کوْکبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَکادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَي نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»؛ (نور: 35) این مشکاه الهی تجلی کرده در عالم دنیا «» نور امام مجتبی نور از گرد عرش آمده تو پیکر دنیا و خدا کنه انسان اینو بیابه اوناییکه حاضر نبودند خضوع کنند خشوع کنند چون محجوب بودند اون نور دیگه نمی دیدند می دید یه پیکره ای است در اون زمین راه میره اینکه «عِشْتَ مَظْلُوماً وَ مَضَيْتَ شَهِيدا»؛ (مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏1، ص401).

مظلومیت امام حسن علیه السلام

واقعاً مظلوم زیستن دوستانشون اونام نشناختن ما شناختیم من دیدم گاهی میگیم امام حسن صلح کرد اصلاً این حرف ها چیه امام وقتی میاد تو عالم دنیا عهدی به خدا داره عهدنامه اشم باشه نامه مهر آمده عمل می کنه میره مسئله این حرف ها نیست که حالا اگر حقیقت اینه که من عذرخواهی نشد بحث را باز بکنم و اون مقداری که گفتم زیره به کرمان بردن بود اگر اینجوری است دیگه مناسکش پیداست چیه کسی که غرق در نور امام است ببین خدا عالم روشن کرده این نشاط تو قالب های صوری و جشن های کودکانه نمیتونه ظهور پیدا بکنه هی کف بزن این تبرز این حالت من عرض کردم من مخالف من نمیخوام بگم مخالف دست زدن هستم این مسئله فقهی است آقایون از فقها استفتا بکنند ولی مسئله اینه برا چی خوشحالیم بعضی ها میگن آقا مگه نباید شاد بود اتفاقاً من میگم خدا آمده که خدا میخواد ما شاد باشیم.

ولی سؤال اینه آیا شادی یعنی این شادی های کودکانه اتفاقاً لذت عبادت میگه آقا جوان ها نباید لذت ببرن نباید خوشحال باشند میگن شما انسان در دام شیطان ننداختی بد این حرف ها می زنید کی گفته جوان لذت نبره مگه لذت عبادت غیر جوان میتونه ببره چرا لذت عبادت نداره چرا لذت درک حقایق معنوی نبره چرا لذت درک نور امام نبره چرا همش اینارو در حد لذت های کودکانه ای که شیطان و شیاطین استکبار و مستکبرین دنیا میخوان برای انسان ایجاد بکنه می اندازیم.

بله از نگاه یه روان شناس فاسد دنیاپرست از نگاه یک جامعه شناس فاسد لذت اجتماعی لذت روحی چیزی نیست جز همین لذت های مادی و می خواهد جامعه شیعه را هم غرق در همین لذت های مادی بکند کسی که در این لذت افتاد دیگه از نور امام بهره مند نمیشه اتفاقاً حرفم اینه که جوان که میتونه رشد کنه یعنی اگر کسی جوانی حرکت نکرده باشه اول پیری بخواهد راه بیفته دیگه لذت عبادت نمی بره که اون عبادتی که یک سجده اش از همه عالم شیرین تر و اهلش عوض نمی کنند تو جوانی بدست میاد بله باید لذت ببره اما لذت درست اگه واقعاً کسی اهل باشه تجلیاتی از نور امام مجتبی ـ علیه السلام ـ تو میلاد حضرت تو قلبش بیفته اونوقت بیائید ببینید شادی او را با همه عالم میشه عوض بکنی؟ اصلاً میشه من این شعر خوندن رسمم نیست ولی واقعاً اینجوریه

مست مِی بیدار گردد نیمه شب               مست ساقی روز محشر بامداد

این شادی نیست مِی دنیا بخور و برقص و بکوب چه شادیه این یه باد نصف شب میخوره به کله اش مستیش می پره اما اون کسی که فانی در امام میشه تا در محشر هم غرقه .

در روایت هم دارد گاهی نقل شده یک جلوه از امام حسین ـ علیه السلام ـ برا بهشتی ها تجلی می کنه تابع درجاتشون گاهی هفته ای یکبار گاهی چن صد سال یکبار چه درجه ای داشته باشی این بهترین لذت بهشت اوناست به طوری که وقتی نور امام حسین ـ علیه السلام ـ تجلی می کنه حور و قصور را فراموش می کنند هفتصد سال مدهوش این یک جلوه است که دوباره بیاد تو بهشت به طوری که حور و قصور شکایت می کنند به خدا میگن خدایا این بندة تو ما را باطل گذاشته این لذت ها منتظر مؤمن از امام میشه اینجوری لذت ببری تازه لذت های دنیایی که چیزی نیست آدم باید بره تو عالم آخرت بفهمه چه خبره اونجاست که تجلیات انوار ائمه بر ما واقع میشه و انوقت می فهمیم امام کیست همین طوری که مراتبی از معرفت جزء در اصل ظهور واقع نمیشه مراتبشم جزء در بهشت واقع نمیشه در روایت دارد بهشت خدا از نور سیدالشهدا خلق کرده حالا آدم این نور رها کنه و بعد دنبال چیز دیگه بیفته یا وقتی خدا این نور را تنزل داده تو عالم دنیا که بهشت یه جلوة اوست نازله نور اوست حالا این نوری که بهشت از او خلق شده خدا فرستاده تو عالم دنیا آدم باید چیکار کنه باید از سر شب سرشو بذاره رو سجدة شکر تا روز قیامت و لذت ببره از این تجلی نور امام، عذرخواهی می کنم.

وقت عزیزان سرورانم را گرفتم ان شاءالله خدای متعال همه قلوب مؤمنین را با تجلیات أنوار وجود مقدس امام مجتبی ـ علیه السلام ـ منور بفرماید فیض آماده است تا از أنفاس سرور عزیز خودم روز میلاد از آقای خورشیدی بهره مند بشیم برای سلامتی وجود مقدس امام عصر أرواح العالمين له الفدا همه دوستان شیعیان حضرت زعمای شیعه به ویژه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت و آستانة کریمة اهل بیت ـ سلام الله علیها ـ اجماعاً سه صلوات بفرستید.

بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها