تاریخ ارسال:ج, 1396/01/18 - 16:17 شناسه: 1248

قلب، مِلک‌ انحصاری خدا بر روی زمین

نویسنده/ سخنران: 
قلب
وجود مقدس پیغمبر اکرم(ص) می‌فرماید: خداوند متعال روی زمین مِلک‌هایی دارد که این مِلک‌ها انحصاریِ این مِلک‌ها به کسی فروخته نمیشه این ملک‌ها امانت دست مردمِ اگر کسی باعث آبادی این مِلک بشود اجر او اجر ابدی است و اگر کسی این ملک خدارو خراب کنه جریمه‌اش ...

 

اَعُوذُ بِاللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَيِّبينَ الطَّاهِرِين ألمَعصومين وَ لَعنةُ اللهِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعينِ مِنَ الان إلی قيامِ يَومِ الدّين».

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفي کُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً، بِرَحْمَتِکَ‏ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی                            چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویی

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا                            تو قدم به چشم من نِه بنشین كنار جویی

چه شود این كه از ترحم دمی ای سحاب رحمت                من خشك لب هم آخَر ز تو تَر كنم گلویی

یکی از کسانی که مرتب مشرف می‌شد محضر حضرت بقیة الله الأعظم مرحوم سید عبدالکریم کفاش بود پیرمرد در بازار تهران کفاشی داشت علما به دیدنش می‌رفتن می‌گفتن آقا به او سر می‌زنه گفتن سید عبدالکریم کفاش کی آقا دیدنت اومد سید گفت دیروز آقا اینجا تشریف داشتن به من فرمودند سید اگه یه هفته به دیدنت نیام چه می‌شود؟ گفتم تو چه جواب دادی؟ گفت من جواب دادم آقا اگه یه هفته شمارو زیارت نکنم به جدت علی میمیرم آقا منکه لیاقت ندارم تورو ببینم لااقل تو مجلس جدت حسین یه نگاه بکن.

یک نگاهت را بده هستم بگیر                 جان زهرا مادرت دستم بگیر

یابن‌الحسن...

هدیه به پیشگاه مقدس و منور آقا حجت‌بن‌الحسن العسکری و اجداد طاهرینش صلوات جلی ختم کنید.

هدیه به محضر امام، شهداء، مراجع تقلید، علماء، بزرگان، خیرین، اساتید، منسوبین به جمع حاضر، گذشتگان خودتون و به جهت سلامتی همة شیعیان حضرت مهدی، سلامتی مراجع، رهبر معظم انقلاب، سلامتی خودتون و خانوادة شریفتون و شَفایِ مریضاتون یه صلوات حسینی ختم کنید.

مِلک های خداوند در زمین

وجود مقدس پیغمبر اکرم(ص) می‌فرماید: خداوند متعال روی زمین مِلک‌هایی دارد که این مِلک‌ها انحصاریِ این مِلک‌ها به کسی فروخته نمیشه این ملک‌ها امانت دست مردمِ اگر کسی باعث آبادی این مِلک بشود اجر او اجر ابدی است و اگر کسی این ملک خدارو خراب کنه جریمه‌اش جریمة ابدی مِلک انحصاری که خدا خانة خودش قرار داده

1- قلب انسان

قلب انسان است «ان لله فی الارض...»؛ خدا در روی زمین مِلک دارد مِلکِ او در پهن دشت وجود انسان قلب انسان است قلب انسان مِلکِ خداست اولین عضوی که از انسان خلق کرده خدا قلب اوست آدم ابوالبشر را وقتی می‌خواست خلق کنه اول پاشو خلق نکرد اول سَرِ انسان‌رو خلق نکرد اول دست و بازوش‌رو خلق نکرد اول قلبش خلق کرد این قلب‌رو مِلک طلق خودش قرار داده انحصاریِ قابل واگذار به غیر نیست میتونی خرابش کنی اما میگه جریمه‌ات می‌کنم آبادش کن اجر بهت بدم قلب انسان پیغمبر می‌فرماید: «ألا و هِي القُلوبُ»؛ این مِلک انحصاری قلبه، حالا این قلب که خدا در وجودت قرار داده مرکز گیرندگی است از عوالم بالا شما این گیرنده‌های دیجیتال یا این دیش‌های ماهواره یه دستگاه کوچیکی بیشتر نیست اما این دستگاه کوچیک شمارو وصل می‌کنه به کل دنیا تمام کانال‌های کشورهارو می‌گیره یه دستگاه کوچیک این دستگاه کوچیک اگه خراب بشه ارتباط شما با تمام دنیای پیرامونت قطع میشه دستگاه گیرندگی که همة دنیارو می‌گیره اگه خراب بشه همة کانال‌ها بهم می‌ریزه قطع میشه خداوند متعال قلب انسان را مرکز گیرندگی فیض از عالم بالا قرار داده اونچه بناست از عالَم ملکوت بر دشت وجود انسان نازل بشه اون دستگاهی که می‌گیرتش قلبه قلب اگر آباد باشه درست باشه می‌گیرتش اما اگه خرابش کرده باشیم نمی‌گیره گیرندگی نداره خرابش کردی اون قلبی که سالم باشه مریض نباشه غافل نباشه منحرف نباشد هآ قسی نباشد صاحبش آبادش کرده باشه گیرندگیش قویه نشسته تو خونه روضه داشت مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت(ره) روضه داشت روضه‌اش که تمام شد یکی از این طلبه‌ها آمد گفت بریم خدمت آقا عرض ادب کنیم تا روضه تمام شد آقا بهش فرمود: بیا بیا بیا اومد آقا فرمود: بدو برو تو خانه خیلی سریع برو برو واینستا زود یه ماشین دربست کن برو طلبه گفت آقا چرا؟ فرمود: میگم برو زود طلبه آمد تو خانه دید خانمش یه مار دیده تو اتاق در اتاق رو خودش بسته داره داد می‌زنه گریه می‌کنه کسی هم صداشُ نمی‌شنوه گیرندة قلب به جایی است که مَلَک داره بهش میگه این آقا خانمش تو خونه حبسه کی داره بهش الهام می‌کنه گاهی گیرندگی قلب آنقدر قوی می‌شود تقویتش زیاد میشه صدای جبرئیل می‌شنوه گاهی صدای مَلک‌رو می‌شنود هآ مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی می‌فرمودند: سحرها که بلند میشم صدای ذکر ملائکه‌ را می‌شنوم گیرندگی قوی شده این دیش ماهواره خوب تقویت شده به سمت عوالم بالا خرابش نکرده غافل نشده منحرفش نشده از یاد خدا غفلت نکرده صبح که بلند میشم خدا رحمت کنه مرحوم آقا میرزا جواد آقای ملکی تبریزی می‌فرمودند: ملائکه می‌آیند نصف شب این شونه‌امُ تکون میدن هی میگن ای آقا ای آقا بلندشو برا نماز وقت سحر ای آقا ای آقا با آقا منو بیدار می‌کنه چقدر قوی شده قلب خیلی قوی شده چیکار کرده کوچک‌ترین لکه بر روی این قلب باعث می‌شود گیرندگی ضعیف بشه حالا ببین منه بیچاره با این قلبم چیکار کردم فقط همین دور و بر خودم‌رو مثل تلویزیونی شده که فقط یه کانال اونم ضعیف می‌گیره کانال یک یعنی همین روستای خودم یعنی همین در مغازة خودم تو خونة خودم این یعنی کانال یک کانال دو کانال سه یعنی عوالم بالا یعنی جهان پیرامون اینجوریه دیگه چقد قوی بعضی از قلب‌ها خیلی قویه

نگهبانی امیرالمؤمین از قلب

یک کسی اومد خدمت امیرالمؤمنین(ع) عرض کرد آقا چطور شد علی شدی؟ چی شد؟ لماذا علی عالم؛ چه جوری شده این همه مقامت رفت بالا؟ چی شد علی شدی؟ آقا فرمودند: دم در قلبم وایستادم کسی وارد بله نشه للقعود علی قلبی؛ وایستادم نگهبان شدم که پول وارد نشه محبت پول وارد نشه هر چیزی یه حسابیه اگه تو این قلبی که خدا بهت داده محبت پول وارد شد گیرندگی ضعیف میشه خراب میشه آقا داشتن از تو کوچه رد می‌شدن یک عمرعاص لعنت الله علیه بود  عمرعاص بود اشعث بن قیس بود که دیروز گفتم براتون اشعث بود و عمرعاص بود ابوهریره بود و معاویه و طلحه و اینآ بودن داشتن رد می‌شدن یه وقت نگاهشون افتاد به علی آقا خب خیلی سر و ساده بود لباسش نعلینش نعلین آقا وصله زده بود خودشم وصله زده بود.

وصلة نعلین تو بال مَلَک                     با سر انگشت تو می‌گردد فَلَک

رزق میکائیل خورده نانِ تو                  جان عزرائیل در دستانِ تو

کی بوده آقا؟

أعقلی و هوش تو هوش خداست         أسمعی و گوش تو گوش خداست

یه نگاه به آقا کردن گفتن این آقارو با این نعلینش با این لباس ساده‌‌اش میخواد مملکت بچرخونه و حکومت کنه با این با این وضع آقا شنید یه جوری گفتن خب زخم زبون که زیاد می‌زدن یه جوری گفتن که آقا شنید آقا شنید حضرت اومد منزل به معاذ فرمود: معاذ تمام اون دست‌رنج‌هایِ خودم را از باغات مدینه بردار بیار هر چی خودم کار کردم تو نخلستون‌ها تو باغ‌ها تو کشتزارها هر چی چاه حفر کردم همه‌رو بردار بیار آماده‌اش کن بعد فرمود: معاذ این چهار نفر بگو بیان رفتن دنبال این چهار نفر اُوردن تو حیاط آقا آقا فرمود: معاذ حالا تو کیسه‌هارو بردار بیار وسط تمام این کیسه اشرفی پول‌هارو هی برداشت سکه‌هارو فرمود: بریزی وسط حیاط هی در این کیسه‌هارو باز می‌کرد تمام این سکه اشرفی‌هارو می‌ریخت رو همدیگه کوه شد حضرت فرمودند: من فقیر و گدا و بی‌چیزی که شما فکر می‌کنید نیستم چیزی که شما فکر می‌کنید همة این پول‌ها مال منه منتهی فرق من با شما اینه من از دست‌رنج خودم پول در میارم شما بر گردة بیت‌المال سوارید و حرام می‌خورید این پول‌ها نتیجة زحمات من تو نخسلتون‌ها و قنات و چاه‌ها و باغ‌ها و کشتزارهاست شده این پول‌ها این یه فرق من، من از دست خودم شما از بیت‌المال و مردم فرق دوم اینه شما این پول‌ها تو قلبتون وارد شده من دلبستگی به این پول‌ها ندارم معاذ همة اینارو بین فقرای مدینه تقسیم کن بردار برو همشو بردار این همه سکه طلا، نقره آقا داره تقسیم می‌کنه فرمود: یه دونه‌اشم اینجا نگذار ببر آقا فرمود: این بالا نگهبانی دادم که شیطان وارد نشه که پول وارد نشه للقعود علی قلبی؛ وایستادم وایستادم که علی شدم اگه نایستاده بودم که نمی‌شدم پول وارد نشه پول اگه وارد شد خراب می‌کنه وضع علی بد نبود وضع علی خیلی خوب بود بیشترین ثروت‌رو در مدینه امیرالمؤمنین(ع) داشت،

عدم مراقبت از قلب موجب امضای قتل امام حسین(ع) می شود

اما یکی مثل شریح قاضی اینایی که به پول می‌رسیدند خودشونُ ول می‌کردند پول می‌گیره حکم قتل امام حسین(ع) امضا می‌کنه سکه‌های اشرفی‌رو از شام براش فرستادن اطلاعاتی یزید می‌ریختن پای میزش دست زد زیر این پول‌ها یه نگاه کرد با دندونم یه اشاره‌ بهش کرد گفت اصلیه حالا چی چی میخواید گفتن هیچی بنویس قتل امام حسین(ع) قتل حسین بن علی‌رو گفت اینکه چیزی نیست نوشت پول‌هارو گرفت حکم قتل نوشت عمرعاص وقتی میخواست از دنیا بره تاریخ شیعه و سنی را ببینید عمرعاص وقتی می‌خواست از دنیا بره تمام سکه‌ها و جواهراتش‌رو داخل پوست گاو ریخته بود هفتاد پوست گاو را پُر کرده بود از طلا هفتاد پوست گاو را پر از سکة طلا و جواهرات کرده بود وقتی می‌خواست بمیره دیگه لحظة آخر خودش می‌دونست داره سقط میشه گفتش که اون زمانی که کافر بودم قبل از پیغمبر می‌دانستم که اگر بمیرم به جهنم می‌روم بعد پیغمبر آمد به پیغمبر ایمان آوردم می‌دونستم اگر کشته بشوم به بهشت میرم بعد پیغمبر اومدیم سراغ ریاست و پول و پله و اینآ الان نمیدونم اگه بمیرم چه وضعی پیش میاد منکه نمی‌تونم وبال این هفتاد پوست گاو طلارو به گردن بگیرم هر که حاضر قبر و قیامت و معادش‌رو بپذیره هفتادتاشُ برداره می‌نویسند بچه‌هاش زیربار نرفتن گفتن نمیخوایم ما دیدیم که تو هم نخوردی اگه خوردنی بود که خورده بودی معاویه گفت بیارید من جوابشُ میدم همة هفتاد کیسه‌رو بردن برا معاویه آقا می‌فرماید: وایستادم دم در قلبم که محبت پول تو این قلب نیاد یه سکه تو دست امیرالمؤمنین(ع) بود آقا انداختش بالا یه نگاش کرد فرمود: ببین تو اگه تو دست من باشی پیش من باشی باید نگهبانت باشم حافظت باشم مواظبت باشم گم نشی ندزدنت هآ خب چیکارت کنم من؟ مگه من بیکارم که نگهبانی یه سکه‌رو بدم أنفت فی سبیل الله؛ دادمت به یه فقیر بخشید فرمود: حالا شدم مالکت تا الان نگهبانت بودم اما از حالا به بعد مالکت هستم حالا ثبت شد آقا فرمود: دم در قلبم ایستادم که مقام پست و مقام وارد قلب نشود وایستادم سفت اصلاً نمی‌دونستن وقتی که آقا کوفه اومد اگه در میان یه جمعی بود اگه کسی وارد می‌شد صد در صد مطمئن بود که این آقا خلیفة مسلمین نیست از وضعش از اینکه پایین مجلس میشنیه با مردم میشینه رو زمین میشینه اینکه میگن ابوتراب چون همونجا رو خاک‌ها می‌نشست با فقرا می‌نشست اگه بالا مجلس بفرمائید بالا این حرفآ چیه هآ حضرت عسکری(ع) فرمود: هر جا وارد مجلس میشید هر جا جا هست بشین هی بالا بالابندلیا دنبال جا می‌گردی برا چی؟ بشین هر جا جا هست آخه بعضی‌ها دیدی یه جای می‌گردن بعضی‌ها هم وقتی تو مجلس میرن یه جوری پهن میشینن که جای کس دیگه نشه قرآن می‌فرماید: وقتی تو مجلس میشی یه جوری بشین بقیه‌ام را جا بده «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَکمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَکمْ وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنکمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»؛ (مجادله: 11) وقتی که میگن تو مجلس جمع بشیند «فَافْسَحُوا»؛ جمع بشین جا بده به بقیه «يَفْسَحِ اللَّهُ لَکمْ»؛

پست و مقام

خدا هم بهت جا میده‌آ حضرت رضا(ع) می‌فرماید: اونجاییکه که خدا بهت جا میده گشایش می‌دهد قبر است اگه به کسی تو یه مجلسی جا دادی نشست خدا قبرتُ گسترش میده گشایش میده مواظب بودم این پست و مقام تو این دل نیاد قلبمُ خراب نکنه خرابش نکنه از کوفه که راه می‌افتاد از مدینه که راه می‌افتاد می‌رفت مسافرت مثلاً یه دفعه ناآشنا هستند یه یهودی تو مسیر راه اونکه نمی‌دونست این علی است نمی‌دونست که از این اول کار تا اون آخر کار اصلاً متوجه نمی‌شد این آقا علیست مسلمونه آقا کمکش می‌داد تو بار زدن تو بار خالی کردن شتر مرکبش کمکش می‌داد سوار می‌شد کمکش می‌داد پیاده می‌شد می‌رفت حالا بره اونجا اونجا که رسید یه دفعه یکی مثل مالک اشتر از راه برسه دستشو بذار رو سینه‌اش دست آقارو ببوسه بگه السلام علیکَ یا امیرالمؤمنین

داستان

یه دفعه یهودیه بگه إ این آقا علیِ ما ده روز تو این مسافرت با هم بودیم این همه این آقا به ما کمک کرد نشناختیم خیلی عجیبه با یه یهودی همسفر شد بعضی‌ها وقتی پست و مقام بهشون میدن دیگه حاضر نیستن با هیچکی همسفر بشن بله مقام ما ماشین ما مرکب ما با یه یهودی همسفر شد آقا آمدن همینجور صحبت می‌کرد سؤال می‌کرد از آقا آقا جوابش می‌داد بهش لطف می‌کرد رسیدن به یک رودخانه یهودیه یک تکه چوبی‌رو برداشت چوب کوچیکی بود به اندازة اینکه کفشش روش قرار بگیره انداخت رو آب دو تا کفششو گذاشت روش خب قاعدتاً باید بره داخل دیگه باید پاش بره تو آب آخه یه تکه کوچیک چوب که نجات نمیده آدم‌رو سوار این چوب شد رفت عین قایق از این طرف رودخانه رفت اون طرف،

روایت در بحارالأنوار مرحوم مجلسی(ره) رکب الخیبریو مرتدن؛ یهودی خیبری سوار یه تکه چوب شد وقتی رفت اون طرف به آقا رو کرد گفت آقا تو زحمت نکش تو نمیتونی بیای این  طرف آقا فرمود: چرا؟ آقارو نمی‌شناخت‌آ هیچ آقارو نمی‌شناخت آقا فرمود چرا؟ گفتش که اون چیزی که من می‌دانم اگه تو می‌دانستی لجریت کما جریت؛ اگه اون چیزی که من می‌دانم تو هم می‌دانستی تو هم روی آب رد می‌شدی می‌اومدی این طرف آقا فرمود: چه میدونی تو؟ مگه چی بلد بودی که خوندی رفتی؟ گفت: أقسم الله بإسم العظم؛ من خدارو به اسم أعظمش قسم دادم خدارو به اسم أعظمش قسم داده آقا فرمود: چه گفتی؟ ماذا تقول؟ چی گفتی: اسم أعظم خدا؟ گفت: اُقسم الله بإسم محمد و علی من خدارو قسم دادم بحق پیغمبر و علی آقا فرمود: وایستا من اومدم بدون چوب آقا یه لحظه رفت اون طرف گفت آقا شما چه کردی بدون چوب اومدی؟ آقا فرمود: برادر خیبری من علیم اون علی که تو میگی منم دم در قلبم وایستادم چهار جا پول گیرش میاد دیگه خدارو بنده نیست یه شغل گیرش میاد دیگه محل به هیچکسی نمیذاره یه خورده زندگیش قشنگ میشه دیگه با همه کس رفت‌وآمد نمی‌کنه یه خورده میتونه رو پا وایستاده به بزرگتراش توهین می‌کنه به والدینش محل نمیذاره تو تو می‌کنه بد میگه داد می‌زنه یه خورده به تعبیر قدیمی‌ها پیراهن و شلوارش نو میشه خانمش کتک می‌زنه بچه‌هاشُ می‌زنه دم در قلبت وایستا مواظب باش کسی وارد نشه این گیرندگی قلب ضعیف نشه ضعیف شد فقط دور و برم می‌بینم الان اینجا تو همین مجلس، بگذار وصل بشه بگذار بتواند این قلب هم بگیرد و هم دستور بدهد به تمام این اعضای رئیسة قلب اعضای رئیسة بدن که در مسیر خدا حرکت کند قلب الهامات ربوبی را بگیرد دستور بده به چشم بگه خدا می‌خواهد تو قرآن بخوانی اگه از اونجا گرفت به اینجا میگه قرآن بخون اگه از اونجا گرفت به اینجا میگه قرآن بشنو اگه از اونجا گرفت به این حلق میگه حلال بخور سخن درست بگو اگه ارتباط با عالم والا قطع شد چون گیرندگی ضعیف شد ارتباط که قطع شد اون کسی که بهش اخطار و الهام می‌کنه «لَيُوحُونَ إِلَي أَوْلِيَآئِهِمْ»؛ (انعام: 121)

نگاه به نامحرم موجب تضعیف قلب می شود

شیطونه که بهش وحی می‌کنه دیگه به این میگه نامحرم نگاه کن به این میگه لهو بشنو لغو بشنو موسیقی گوش کن بشین نوار بذار با موسیقی بخواب با موسیقی بلند شو با مبتذلیات سپری کن عمرتُ حسابایی در عالم نباید اینجوری باشه این قلب می‌تواند به این اعضاء دستور بدهد تو مسیر حق استفاده بشه خود اعضا قوی میشه خود اعضا قوی میشه خود اعضا قوی میشه چشم قوی می‌شود گوش قوی میشه دست قوی میشه زبان قوی میشه دیدی تو این مفاتیح مرحوم آشیخ عباس قمی گاهی شما می‌خوانید اگر کسی مثلاً فقیر باشد اگر کسی مریض باشد یا در تفسیر سورة حمد می‌خوانید اگر شما سورة حمد را هفتاد مرتبه بر مرده بخوانید اگه زنده شد تعجب نکنیدآ درسته خب آقا بسمه‌تعالی پدر بزرگوار فلانی مُرده بود ما رفتیم هر چی هم هفتادتا نه دو تا هفتادتا هم خوندیم زنده نشد اشکال در کجاست؟ تو حمد؟ تو قدرت خداست؟ تو گیرندگی اینه؟ یا تو ضعف زبانه یا تو ضعف زبان اینجا گیرندگی ضعیف شده زبانِ ضعیف شده زبانِ ضعیف شده یه آقایی می‌گفت بندة خدایی دیگه حالش خوب نبود و در حال احتضار بود به من و یکی دیگه که مداح بود دو تایی گفتن که بیائید با سر این بشینید یه زیارت عاشورا بخونید یه هفت هشت ده نفرم اومدن نشستن می‌گفتش که ما رفتیم جلو زیارت عاشورا را شروع کردیم خوندن خلاصه وسط زیارت عاشورا دیدیم یه نفسی کشید و مُرد خودم فهمیدم که مُرد می‌گفت من دیدم اگه همین اول کار من بگم مُرد میگن بیا عجب قدمی داشت که پدر مارم کشت می‌گفت میکروفونُ دادم به مداح گفتم تو بخون شروع کرد خوندن بعد یه ده بیست دقیقه اومدن دیدن بابا مُرده گفتن ببین تا حاج آقا داشت می‌خوند هیچیش نبود همش تقصیر تو بود بابامونُ کشتی حمد بخوانی مُرده زنده بشود مرحوم آشیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی از تو حرم امام رضا(ع) نشسته بود برا زیارت یه جوانی آمد گفت آقا گریه می‌کرد می‌زد تو سر خودش گفت آقا به دادم برس بیچاره شدم بدبخت شدم گفت چرا آقا چی شده گفت من بابام چند ماه پیش فوت کرده یه برادری هم داشتیم اونم جوان مرگ شده جدیداً یه برادر ده دوازده ساله دارم با من اومده تو به حساب مزرعه اومده کنار جوب رفته داخل زیر پل تو جوب خفه شده اگه من الان خبر مرگ این ده دوازده سالة برادرم‌رو برا مادرم ببرم مطمئناً مادرمُ از دست میدم آقا به دادم برس گریه می‌کرد مرحوم آشیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی از حرم امام رضا(ع) اومد بیرون گفت وایستا گریه نکن اومدم اومد کنار همون جوبه بچة ده دوازده ساله‌رو از داخل جوب زیر پل اُورده بود بیرون درازش کرده بود لب جوب سیاه شده بود و لبآ کبود دیگه مُرده بود گفت مرحوم آشیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی جانمازشُ انداخت گفت الله‌اکبر دو رکعت نماز خوند کنار جنازه بعد نشست یه دستی گذاشت رو پیشانی این بچه گفت بسم الله الرحمن الرحیم «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (2) الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ (3) مَلِک يَوْمِ الدِّينِ (4) إِيَّاک نَعْبُدُ وإِيَّاک نَسْتَعِينُ (5) اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (6) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ (7)»؛ سورة حمد خوند بعد یه اشاره‌ای بهش کرد گفت قم بإذن الله؛ به إذن خدا بلند شد پسر چشمش باز کرد سه چهار تا سرفه و عطسة شدید کرد این آب‌ها از تو ریه اومد بیرون پا شد نشست خیلی این قلب میتونه کار کنه خیلی خرابش کردیم ما اینقد تاریکش کردیم حب دنیا حب ماشین حب غصب‌های پسته و حب‌های آب و این داخل این قلب عجیبه‌آ دو رکعت نمازت اگه قضاء بشه اصلاً ناراحت نیستی اما وقتی بری نگاه کنی ببینی یکی از درخت‌های پسته‌ات یه خورده شته زده دو هفته ناراحتی نماز صبحت قضاء میشه بی‌خیال اما این درخت بی‌عاق شده امروز کم آب خورده تا شب پکری نشان چیه؟ نشان اینکه حب درخت پسته تو این قلب حب باغ تو این قلب حب این ماشینی که داری اینجاست حب این فرزند و نوه‌ای که داری اینجاست ارخس نفسک و تعال؛ به موسی بن عمران گفتن نفستو بذار کنار بیا اگه میخوای بیای کوه طور باید این قلب پاک پاک باشه چه جوری میتونه صدای خدارو بشنوه پاک بود «وَکلَّمَ اللّهُ مُوسَي تَکلِيمًا»؛ (نساء: 164) صدا می‌شنیدن می‌دیدن مرحوم علامه طباطبائی اومد تو حرم امیرالمؤمنین(ع) وایستاده بود نماز میگه یه دفعه دیده یه مَلَکی آمد نشست این طرف یه جام آبی هم گرفت گفت علامه آب میخورید؟ گفت: محلش نگذاشتم پا شدم نماز پا شد اومد این طرف نشست علامه آب نمی‌خوری؟ هی این طرف اون طرف رفت مرحوم آسید علی آقای قاضی فرموده بودن محمدحسین فهمیدی اون کی بود که هی اومد آب بهت تعارف کرد تو نماز محل بهش نگذاشتی؟ گفت: نه آقا گفت: مَلَک بود ملائکه آمدن برات آب آوردن آفرین به تو قلب‌رو متصل به خدا کرده بودی حتی برای دیدن مَلَک هم اتصال قطع نکردی چی میشه سیاه میشه؟ این دادگاه‌های خانواده برا چی شلوغ شده؟ برای اینکه قلب سیاه شده گیرندگی ضعیف شده ول شده تاریک شده غافل شده منحرف شده قسی القلب شدیم چرا دعا می‌کنی باران نمیاد چرا هر چی جز می‌زنید باران نمیاد نه شما همه همه‌امون چی شده؟ یه غلام سیاه از امام سجاد(ع) تو مدینه بلند میشه میاد تو بیابون دستشو بلند می‌کنه میگه یا الله باران بفرست باران میاد یه غلام سیاه انوقت کل جمعیت یه شهر کرمان و شیراز و چه چه پا نمیشن بروند بیرون دروازه سه روز هم روزه گرفتن هر چی داد میزنن میگن یا الله یه قطره‌اشم نمیاد چطور شده؟ تاریک شده سیاهش کردیم سیاهش کردیم خودمُ میگم.

صلی الله علیک یا مظلوم یا أبا عبدالله

قلب زینب سلام الله علیها

قدرت قلب زینب‌رو ببین چه قلبی درست کرده زینب برا خودش شما دو تا تعبیر دارید اینو تا حالا نگفتم برا شما در تمام عالم امکان ملائکه از صبر دو نفر تعجب کردن از اول آدم تا آخر قیامت از صبر دو نفر «لَقَدْ عَجَبَتْ مِنْ صَبْرِها مَلائکة السَماء»؛ از صبر زینب ملائکه تعجب کردند قلب آنقدر قوی شده تمام این مصیبت‌هارو در خودش بخاطر خدا جا میده چه گنجایشی پیدا کرده به پهنای تمام آسمان‌ها ملائکة آسمان‌ها «لَقَدْ عَجَبَتْ مِنْ صَبْرِها مَلائکة السَماء»؛ همة ملائکه گفتن أ چیه این قلب؟ چیکار کرده این صبر؟ واویلا!!! تعجبم داشت آخه 72 نفررو قطعه قطعه کردن غروب عاشورا یه طرف خیمه‌هارو آتش زدن یه طرف بدن‌های قطعه قطعه شده تمام شده نه صدای زجة بچه‌های یتیم کتک‌خورده هم یه طرف تمام این بچه‌های یتیم سیلی‌خورده‌رو جمع کرده تو یه خیمة نیم‌سوخته، صبر ببین اومده بالای تل زینبیه، نشسته رو به قبله یه طرف صدا ناله بچه‌ها، یه طرف بدن‌های قطعه قطعه شده بدن ابی‌عبدالله شروع کرد نماز خواندن خدا زینب‌رو صبر بده قلب زینب را لا اله الا الله.

صلی الله علیک یا مظلوم یا أبا عبدالله

میرزای شیرازی می‌فرمود: برید یه ذاکر بیارید برام روضه بخوانه رفتن یه مداحی آوردن میرزا نشسته بود مداح شروع کرد به روضه خوندن گفت: دَخَلَتْ زَيْنَبُ عَلَي ابنِ زِيادٍ؛ زینب را بر ابن‌زیاد داخل کردن، زینب را وارد مجلس ابن‌زیاد کردن، یه وقت دیدن میرزای شیرازی عمامه‌اشُ زمین شد ناله‌ای کشید روی زمین افتاد آنقدر مردم گریه کردن میرزارو به هوش آوردن هی ناله می‌زد می‌گفت: زینب کجا مجلس ابن‌زیاد کجا، زینب کجا مجلس نامحرمان کجا، زینب کجا لباس اسارت کجا، آخه تو همان کوچه‌ها و خیابان‌های کوفه که زینب مجلس درس برا زن‌های کوفه داره، یه روزی زینب اینجا دختر علی خلیفة مسلمین بوده، چند صباحی بگذره به عنوان اسارت وارد کوفه کنند، آخه اونم نه همین‌طور هجده سر بُریده‌رو بالای نی این بچه‌ها را با کتک با تازیانه همه بگید یا حسین...

صلی الله علیک یا مظلوم یا أبا عبدالله

نَسئَلُک اَلّلهُمَ و نَدعُوک بِاسمِکَ العَظيمِ الاَعظَم الاَعَزِ الاجلِ الاَکرَم

به ابی‌عبدالله قسم همة مارو ببخش و بیامرز

بحق زینب فَرَجِ مهدی را برسان

مریضامون شَفا مَرحَمَت فرما

امام، شهدا، امواتمون رحمت بفرما.

کشور و ملت و رهبر و جوان‌ها، نوامیس، خدمتگزاران، حضار محترم مجلس، محافظت بفرما.

باران و برکات و رحمتت‌رو بر ما نازل فرما.

قدم‌هامونُ به مدینه و کربلا برسان

شر دشمنان به خودشون برگردان

این قلیل توسلات‌رو از اهل مجلس و از بانی محترم به أحسن وجه قبول بفرما.

بِرَحْمَتِکَ‏ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها

کلمات کلیدی: 

فاضل ارجمند
سایت منبرها، صرفا درصدد انتقال محتوا می باشد لذا تحقیق و پژوهش در خصوص اسناد و مدارک هر منبر به عهده کاربران گرامی می باشد.

Fill in the blank.