تاریخ ارسال:س, 1395/12/24 - 21:01 شناسه: 1232

دعاهای زیارت عاشورا 3

نویسنده/ سخنران: 
امام حسین علیه السلام
گاهی وقتا حیات حیات حیوانی است «يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» همینجور که به تمام موجودات در روی زمین زندگی داده همین زندگی هم به بقیة مردم عنایت کرده خدا «هُوَ يُحيِي وَ يُمِيتُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» که بخورند بخوابند و زنده بمانند...

اَعُوذُ بِاللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَيِّبينَ الطَّاهِرِين ألمَعصومين سيَّما بقية الله فِی الْاَرَضين ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعين».

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفي کُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً، بِرَحْمَتِکَ‏ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

کیست مهدی؟ نور مهر و نار قهر

کیست مهدی؟ یار مظلومان دهر

کیست مهدی؟ آخرین مرد قیام

آخرین شمشیر قرآن در نیام

کیست مهدی؟ حجّت ثانی عشر

کیست مهدی؟ قبلة جان همه

کیست مهدی؟ آرزوی فاطمه

فرمود: اول میاد مدینه، میاد کنار قبر رسول الله زیارت می‌کنه طواف می‌کنه گریه می‌کنه بعد یه وقت می‌بینند آقا برخاستن به یه سمتی کنار یه قبری می‌نشینه گریه می‌کنه، آقا اینجا کجاست اینجا چه قبری می‌فرماید: اینجا قبرم مادرم فاطمه است یا صاحب الزمان

هدیه به پیشگاه مقدس و منور آقا حجت‌بن‌الحسن العسکری و أجداد طاهرینش صلوات جلی ختم کنید.

هدیه به محضر امام، شهداء، مراجع تقلید، علما، بزرگان، خیرین، اساتید، منسوبین به جمع حاضر، و به جهت سلامتی همة شیعیان حضرت مهدی، سلامتی مراجع، رهبر معظم انقلاب، سلامتی خودتون و خانوادة شریفتون و شَفایِ مریضاتون و هدیه به روح با عظمت حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی صلوات جلی‌تری را ختم کنید.

حیات و ممات با محمد آل محمد(ص)

«اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»؛ کلیدی‌ترین دعا در زیارت عاشورا این فقره است که به توصیة حضرات علماء علم اخلاق این فقره از زیارت عاشورا را تو قنوت‌هامون بخوانیم مهم‌ترین دعاست و برای به نتیجه رسیدنش هم شاید سخت‌ترین دعا همه چیز در دو کلمه خلاصه می‌شود

حیات و ممات در روایات و آیات

حیات ممات مرگ و زندگی همه چیز در عالم حیات در لسان روایات و آیات دوتاست دو جور هست

حیات حیوانی

 گاهی وقتا حیات حیات حیوانی است «يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» همینجور که به تمام موجودات در روی زمین زندگی داده همین زندگی هم به بقیة مردم عنایت کرده خدا «هُوَ يُحيِي وَ يُمِيتُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» که بخورند بخوابند و زنده بمانند اگه فقط همین باشد یک نفر بیاید بگوید آقا فعالیت و تلاش خوردن و خوابیدن حضرت امیر می‌فرماید: قیافه‌اش قیافة انسان است فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ؛ اما قلب قلب انسان نیست فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ؛ اما وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَيَوَانٍ؛ به من گوش بدهید قلب قلب حیوان است همین مقدار مسیر را بلد شده که بخورد بخوابد شهوت‌رانی کند همین همینی که بقیة حیوانات هم بلدند که حضرت می‌فرماید: اگه به اینجا رسید دیگر می‌رود جزء حیواناتی که قرآن می‌فرماید: «أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»؛ نه فقط از مشرک‌ها و کفار خطرش اینجاست که فقط از کفار و مشرک‌ها و بت‌پرست‌ها و مسیحی‌ها و ارمنی‌ها و نمی‌دانم آتش‌پرست‌ها و شیطان‌پرست ما نیستند متأسفانه پیغمبر اکرم فرمود: امتی  تو میان امت من هم صنف یشفعون بل بهائم یک صنف شبیه حیوان‌اند تو مسلمان‌ها مثل حیوان زندگی می‌کنند چون حیوان دیگر حلال و حرام سرش نمی‌شود جلوش که می‌گذارند جناب گاو وقتی یونجه را جلوش می‌گذارند دیگر نمی‌گوید این شبهه‌ناک هست حلال است نه آقا این حرام است نخوریم می‌خورند یکسری انسان‌ها هم همینجوری می‌شوند وقتی بهش می‌رسند نمی‌گویند این بیت‌المال است مال یتیم است مال مردم است مال خداست مال کی هست می‌خورند می‌شود حیوان در میان حیوانات رحم نیست تو میان اینجور آدم‌ها هم رحم نیست در میان حیوانات انصاف نیست تو میان اینجور آدم‌ها هم انصاف نیست یک گرگ با یک شقه گوسفند سیر می‌شود اما پنجاه تا رو خفه می‌کند وای اگر دیگر «بَلْ هُمْ أَضَلُّ» چون حیوان دیگر کل جامعة بشریت را تهدید نمی‌کند حیوان دیگر با عقل بشر هیچ کاری ندارد حیوان دیگر نسل آدم را از میان بر نمی‌دارد اما انسان‌هایی می‌آیند صورتشان انسان است حیواناتی هستند که با همة افکار بشر کار دارند نسل بشر را می‌خواهد بردارند اینجا می‌شود «بَلْ هُمْ أَضَلُّ» خیلی وقتا زندگی‌ها می‌رود رو به این سمت یعنی از زندگی پاک طیبه که حیات پیغمبر و آلش هست هی درجه درجه پایین می‌آید پیغمبر فرمود: مواظب باشید دو چیز در میان خانم‌ها زندگی‌یشان را حیوانی می‌کند دو چیز هم در میان آقایان زندگی‌یشان را حیوانی می‌کند از حیات طیبه می‌آید نزول می‌کند سقوط می‌کند هبوط می‌کند (هَلَاكُ نِسَاءِ أُمَّتِي فِي الْأَحْمَرَيْنِ الذَّهَبِ) یک.

2- (الثِّيَابِ الرِّقَاقِ) یک خانمی حجاب انسانی‌اش را بگذارد کنار وقتی حجاب نداشته باشد وقتی پوشش نداشته باشد می‌رود به سمت برهنگی برهنگی هم کار حیوانات هست می‌رود به سمت حیوانات (رحم الله المسرولات) پیغمبر اکرم تو قبرستان نشسته بود خانمی که پوشش سرتاسری داشت حجاب کامل فرموده است خانم‌های امت من که حجابشان سرتاسری است خدا رحمتشان کند دعای پیغمبر اکرم یک پوشش حجاب آقا این خیلی مهم است خیلی سست گرفتین این مهم را در اجتماع حتی خوب‌هامون حتی مغازه‌دارها و کسبه که اگر یک خانمی بدحجاب اومد یک مشتری دیگر بهش تذکر داد من دیدم که صاحب مغازه و کاسب طرفدار اون بی‌حجاب است و اون بی‌غیرت شده چرا مشتری‌اش رو از دست ندهد بیچاره (إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ)؛ خدا روزی رسان است چرا طرفداری این را می‌کنی خب این دارد امر به معروف و نهی از منکر می‌کند بگو راست می‌گوید یک خورده خودتو درست کن چه وضعی است می‌رود به سمت عریانی و  حیوانی به مردا هم تو قبرستان فرمود: شما هم سرهاتون را زیر بیاندازید خب حالا این افتاده زمین از رو مرکبش دست مرکبش تو چاله افتاده زمین تو نگاه می‌کنی به ناموس مردم برای چی یک دوم فرمود طلا خانمی که تمام هم و غمش رسیدن به طلا باشد جواهرات باشد جمع کردن آنقدر طلا و جواهرات جمع کرده بود که وقتی از دنیا رفت بدن متعفن‌اش را از خانه کشیدند بیرون پیرزن شیرازی که این طلا و جواهرات سرش دعوا بود خیلی بود هر چی توانسته بود جمع کرده بود حلال و حرام را قاطی کرده بود خودشو می‌کشد برای سکه خودشو می‌کشد برای طلا و جواهرات قهر میخوای قرار بدی می‌گوید طلا سکه جواهرات چند مثقال چند گرم چه خبر است مهریه صد و بیست و چهار هزار سکة بهار آزادی به نیت صد و بیست و چهار هزار پیغمبر گفتم بی‌انصاف هفتادتاشو بشمار ببینم هفتاد تا پیغمبرتا پیغمبرشو بشمار تو خیلی مُقیدی به صد و بیست و چهار هزار هفتادتاشو بگو اون چندتایی که تو قرآن هست بگو چندتاست کدوماست این یکی یک صلواتی مرحمت کنید حیات حیات حیوانی باشد.

حیات طیبه

اما مردانی که حیات طیبه‌اشون را از دست می‌دهند سیر نزولی پیدا می‌کنند پیغمبر اکرم فرمود (وَ هَلَاکُ رِجَالِ أُمَّتِی فِی تَرْکِ الْعِلْمِ)؛ تحصیل علم و معرفت و یاد گرفتن احکام و مسائل دین و مذهبش را ترک کند من نمی‌دانم اینجا گفتم یا نه این چند روز یادم نمی‌آید حالا شاید من حافظه‌ام خیلی که حضرت صادق(ع) حَماد ابن عیسی آمد محضر امام صادق(ع) آقا فرمودند حماد بن عیسی نماز چه جوری می‌خوانی گفت خوب می‌خوانم آقا آقا فرمودند: که بلندشو وایستا نماز بخون ببینم یک خورده حواس‌هاتون بیشتر به من باشد می‌آیند می‌نشینند تشریف می‌آورند فرمود: حماد بن عیسی تو که نماز خواندن خوب بلدی بلندشو نماز بخوان ببینم گفت آقا بلدیم دیگر آقا فرمود خب چه مانعی دارد که بلند شوی دو رکعت نماز بخوانی بلند شد دو رکعت نماز خواند برای امام صادق(ع) بعد نماز حضرت صادق(ع) فرمود: حماد بن عیسی زشت است برای یک شیعه بعد از شصت سال اینجوری نماز بخواند ترک العلم اصلا وجود یک انسان به علمش هست به ایمانش هست (يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ)؛ درجات بشر دو تا بال می‌خواهد بال ایمان بال علم هر دوتاش (ان مع الاروع) دو تا بال که امیرالمؤمنان می‌فرماید: و ان مع الاروع اصغریه لیس برجلیه؛ آن شاعر از زبان امیرالمؤمنین لیس برجلیه ولا یدیه مرد دست و بازوش نیست یک ایمان دو تا بال پرنده با یک بال نمی‌تواند پرواز کند بدون بال هم نمی‌شود ایمان علم اگر یکی ایمان خالی داشته باشد علم نداشته باشد چهار تا شبهة اینترنتی ماهواره‌ای زانوی دینش را خم می‌کند اگر یکی علم داشته باشد ایمان نداشته باشد علمش نتیجه‌اش می‌شود بمب اتم رو سر مردم هیروشیما ایمان ندارد هر دو تایی‌اش باید باشد بروید دنبال کسب علم کسب معرفت کاسبه باید یاد بگیرد احکام کسب را علم کسب را وای بر جامعة امروز پروانة کسب صادر می‌کنند برای یک نفر که هیچ از احکام کسب نمی‌داند هیچ هیچی نمی‌داند پروانة بنگاه معاملاتی می‌دهند به یک نفر که اصلاً بیع و شراع و اجاره و این چیزها را نمی‌داند نمی‌فهمد می‌گوید به اسقاط کافة خیارات یعنی چه؟ تو از من می‌پرستی تو بنگاهی زدی تو بنگاهی زدی از من چرا می‌پرسی تو باید بروی یاد بگیری به ربا نیافتی معاملات مردم را باطل نکنی فی ترک العلم زندگی‌ات می‌شود زندگی حیوانی اگر نروی سراغ علم معرفت علم دین این یک دوم پیغمبر فرمود: اگر می‌خواهید حیاتتان حیات پیغمبر و آلش باشد رو به سمت ممات نروید ممات حیوانی و حیات حیوانی و جمع المال می‌گردد به در و دیوار می‌زند حلال و حرام می‌کند جمع کند فقط موسی به مردم بگو چرا جمع می‌کمنی و نمی‌خورید خب بخور بیچاره تو که همه را جمع می‌کنی می‌گذاری می‌روی همه را می‌گذاری می‌روی که بعد خودت هم هی وصیت می‌کنی برام چنین کنین و چنان کنید هیچ کاری هم برایت نمی‌کنند هیچکی به حرفت گوش نمی‌دهد و جمع المال این هم دو تا میلیاردهای عالم گذاشتند و رفتند مال خودش هست استفاده هم نمی‌کند اما تا کسی تا لب گور دیگر از لحظه‌ای که دفنش می‌کنند هیچی مالش نیست صاحب آن همه گفتار امروز سائل فاتحه و یاسین است هیچی ندارد این آقایی که برو بیا داشت خم و راست می‌شدند جلوش این همه پول این همه بانک یکبار می‌گفت آقا پولتو برنداری که ما شعبه‌امون امتیازش می‌آید پایین چند میلیارد تراکنشش پایین می‌آید ضعیف می‌شود حالا که مرده است لب قبر سائل است هیچی ندارد این حیات حیوانی است به درد نمی‌خورد حضرت امیر یک سکه تو دستش بود یکخورده چرخاندش بهش فرمود تو اگر تو دست من باشی من هم باید محافظت باشم هم نگهبانت باشم هم مواظبت باشم گم نشوی ندزدنت اما مگر من بیکارم که فقط مواظبت باشم خب مالکت می‌شوم گفتند آقا چه جوری مالک می‌شوی گفت (انفقت فی سبیل الله)؛ می‌دهیمش در راه خدا مالکش می‌شویم چرا نگهبانش باشم این یک حیات حیات حیوانی است

حیات طیبه از نظر قرآن

دو حیات قرآنی و طیبه که تو این دعا می‌گویی (اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ) این حیات و ممات قرآن کریم می‌فرماید: اگر کسی بخواهد یک حیات طیبه را به دست بیاورد می‌تواند بله یک فرمول هم بیشتر ندارد (مَن عَمِلَ صالِحًا مِن ذَکَرٍ أَو أُنثیٰ وَهُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً) کار صالح انجام بدهد حیات پیغمبر و آلش را می‌خواهی ببین چه کاری خوبه هر کاری از دید قرآن و عقل هر دو خوب بود از دید اهل‌بیت خوب بود انجام بده یک فرمول بیشتر نداره پیچ و هم هم ندارد تو فطرت خودت هم گذاشتیم که بفهمی خوبه یا بده چون از بدها انسان‌ها تو فطرتشان هم بدشان می‌آیند بگو دروغ آدمی هم که دروغ می‌گوید خودش هم از دروغگو چی بدش می‌آید بگو نگاه کردن به نامحرم اگر یکی بیاد به این آقایی که چشم چرانی می‌کند به ناموس این آقا نگاه کند می‌خواهد چشماشو در بیاره بد و خوب تو فطرت معلوم است دروغ می‌گویند آنهایی که می‌گویند معلوم نیست این فطرت انسان به عنوان پیغمبر درونی توش همه چیز هست یک چراغ قوه هم برایت قرار داده عقل روشنش می‌کند پیغمبر بیرونی هم هست پلیس راه‌های راهنمایی هم پیامبران هم هستند مراقبین و محافظین این پیامبران و احکامشان هم ائمه اینا هم هستند خوب و بد معلوم هست (مَن عَمِلَ صالِحًا)؛ فرقی هم نمی‌کند (مِن ذَکَرٍ أَو أُنثیٰ وَهُوَ مُؤمِنٌ) خب نتیجه‌اش چه می‌شود وقتی این آقا مؤمن شد (فَلَنُحيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً)؛ حیاتت حیات پیغمبر و آلش می‌شود فرقش این هست آنوقت یکی می‌نشیند سر میز غذا می‌خورد فقط حلال می‌خورد یکی می‌نشیند سر همان میز برایش فرقی نمی‌کند لذت این حلال و حرام هم چه نان و پنیز باشد چه کباب برگ باشد فقط تو فضای دهان است آن یک دقیقه‌ای که دارد جویده می‌شود از این گلو که رفت پایین دیگر تو شکم لذتی فرقی بین لذت نان و پنیز و کباب برگ بله کل این زندگی‌ات را به خاطر سه دقیقه جویدن غذا داری حرومش می‌کنی حیوانی‌اش می‌کنی می‌فرماید: که حیات طیبه بهتان می‌دهیم خب این یکی من چهار تا اصل را خیلی خلاصه بگویم هر چی اش ماند برای فردا ان‌شاء‌الله این دعا را تمامش کنیم حیات طیبه تو هر زنده‌ای چهارتا اصل هست زنده باید زندگی کند هیچ چاره‌ای ندارد این آقای زنده این خانم زنده در این دنیا چاره‌ای جز زندگی کردن ندارد هر که می‌خواهد باشد مؤمن باشد کافر باشد باید این مسیر را برود باید از روی این پل عبور کند (الدُّنْيا قَنْطَرَةٌ فَاعْبُرُوها)؛ خب حالا یک وقت می‌بینی یک نفر تا صبح نماز و عبادت یک نفر هم تا صبح فیلم می‌بیند هر دو زندگی می‌کنند اما این زندگی که می‌کند یک نفر اسمش زندگی حیوانی است یک نفر زندگی طیبه و پاک هست دوم دنیا جای زندگی آرامی نیست ساده نیست «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَدٍ»؛ سخت (دار بلاء مخفوف)؛ اصلاً به بلا پیچیده شده امام صادق(ع) فرمود: محال از خدا نخواهید گفتند آقا محال چیه آقا فرمود: محال اینکه زندگی راحت تو دنیا بهتون بدهد نمی‌شود راحتی باید ابدی باشد عنصر ابدی حیات ابدی می‌خواهد جاش اینجا نیست اجر اخروی جاش تو ظرف دنیا نیست ظرف دنیا را می‌گیری جلو خدا استکان است می‌گویی بریز توی استکان خب این اجر اجر ابدی است غیر ممنون است تو اینجا نمی‌شود می‌گوید بیا آن طرف آنجا آنوقت ظرفت رو پر می‌‌کنند اینجا همه بعد حضرت امیر در آن خطبه می‌فرماید: ابتدای خطبه که حالا (احضرکم الدنیا فانها...) یک جایی‌اش می‌فرماید: (فخلد حلالا) حالا اینا می‌فرماید: بعد می‌فرماید اگر قرار بود خدا به کسی زندگی راحت بدهد به انبیاء می‌داد همه‌اشون را که سر بریدند همه‌اشون را کشتند اره کردند میان درخت گذاشتند آتش زدند سوزاندند خاکسترهاشون را به دریا ریختند اگر قرار بود حیات آروم و زندگی بدون دغدغه و مصیبت گیرشان بیاد گیر انبیاء می‌آمد زندگی تو دنیا همین هست کدام پیغمبر ما راحتی کشید کدام ائمة ما راحتی کشید هیچ‌کدام اصلاً این دنیا ملاک نیست این اصل دوم اصل سوم فرمودند: که در این دنیا مهمان هستید (منزل قل) یعنی اینجا مسافرخانه هست حضرت فرمودند: (إنَّ النّاسَ فِي الدُّنيا ضَيفٌ) همة مردم تو دنیا مهمان‌اند (وما في أيديهِم عارِيَةٌ)؛ هر چی تو دستت هست به عنوان عاریه است امانت است ازت می‌گیرند مگر کسی شده ماشینش را با خودش ببرد یک میلیارد دو میلیارد پورشه میخرد خب با خودش ببرد بدبخت ببر با خودت سه میلیارد ماشین می‌گیری تو خیابون‌ها جلو مستضعفین و بدبخت‌ها مانور می‌دهی خب ببر با خودت چرا نمی‌بری هر چی دستت هست عاریه هست و ضیف راحل؛ مهمونه‌ام خودش داره میره نمیره ردشون می‌کنند اینجا وای نمی‌ایسته برنمی‌گرده نمیذارن برگرده مگه کسی شده بگه آقا من هفتاد سالم شد حالا دارم سیر معکوس دارم 69 ـ 68 ـ 67 نمیذارنم وایسته توقف نیست باید بری عبور کن اینم یک اصل.

خیلی‌ها اینجارو متوجه نشدن مشکل بشریت همینجاست که فکر می‌کنه اینجا مالکه یعنی برا خودش مالکیت قابل است نه بابا مهمانی تا یه مهمونه ده روز میاد میمونه یه مهمون یک ماه خونه میمونه یعنی هردوتاییشون بالأخره باید چی گفت:

گرچه میهمان عزیز است و همچو نفس                 خفه می‌سازد اگر آید و بیرون نرود

اگه قرار باشه مردم دنیا همه بمانن که کرة زمین منفجر می‌شد خفه می‌شدن همه مهمونی رفیق قنطره یعنی پل عبور اگه یه ماشین رو پل ماشین خاموش شد هلش میدن سر و صدای بوق‌های عقب کرش می‌کنه میگه برو آقا میگی آقا خاموش شده خرابه میگن خب خودت نمیری هلت میدیم نمیذارن کسی وایسته حالا یکی تو این رفتن یه حیات طیبه برا خودش درست کرده میره یکی حیات حیوانی برا خودش درست کرده اومد خدمت سیدالشهداء اومد سراغ عبیدالله بن حر جعفی آقا فرمودند که عبیدالله تو که سابقة خوبی که نداری تو صفینم که مقابل بابام ایستادی خودتم میدونی بد سابقه‌ای میخوای دستتو بگیرم نجاتت بدم میخوای اون طرف یه حیات طیبه برات درست کنم میخوای پیش جدم رو سفیدت کنم یه فکری کرد گفتش که نه اینجایی که شما می‌خواهید بروید کشته بشوید مشهور نمی‌شوید من میخوام یه جا خونم ریخته بشه که مشهور بشم نرفت دنبال سیدالشهداء سه چهار سال بعدش خوبم مشهور شد کنار فرات با اسبش داشت می‌تازند اسب رم کرد عبیدالله حر جعفی را انداختش تو فرات جنازه‌‌اش هم معلوم نشد این حیات حیوانی نمیدونه اینجا مهمونه نمیدونه باید ببره آنچه که برای اون حیات اخروی نیاز است دو نفرم میشه عبدالله بن عروه و عبدالرحمن عروه دوتاییشون اومدن خدمت سیدالشهداء روز عاشورا چه حیات طیبه‌ای دو تاشون هم داداش بودن اومد خدمت امام حسین گفت آقا ما یه خواهشی از شما داریم اولاً دو تاییمون با هم می‌خواهیم بریم فدات بشیم این یک.

دو: میخوام شما یه جایی بایستید این جانفشانی ما را برای خودت ببینی و لذت ببری.

سه: میخوایم ببینی تکه تکه شدن ما و فدا شدن ما به راه تو را، حضرت براشون دعا کرد اومدن جنگیدن به شهادت رسیدن اینم یه حیات میشه اون حیات حیوانی شد رفت حیات حیوانی نمرود اخد نصر، و حیات پاک موسی، عیسی، پیامبران الهی، محمد و آل محمد که یه لحظه از یاد خدا و عمل صالح غافل نبودند تا اون لحظه‌ای که میاد صورت رو خاک میذاره میگه إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ تَسلِيمًا لأمْرِکَ؛ یه لحظه میخوای دستتو بذاری تو دست سیدالشهداء که حیات پاکی بهت بده دعا دعای خیلی مهمیه.

السلام علیک یا ابا عبدالله

خوشم که جوهر عشق تو در سرشت من است       محبت تو همان خط سرنوشت من است

گناهکارم و از آستان قدس حسین                         کجا روم بخدا کربلا بهشت من است

گفت راوی در رَهِ شام بلا                                     بودی با عترت آل عبا

جمله بی‌مردان زنان و دختران                               از ستم هر یک سوار اشتران

گاهی وقت‌ها اینا از رو مرکب پایین می‌افتادن با تازیانه‌ سوارشون می‌کردن گاهی وقت‌ها اینا تو خارهای مغیلان می‌افتادن خار مغیلان خار بلند قدی که وقتی کسی پا درون اون می‌گذارد حتماً مریض میشه تب می‌کنه بعضی‌ها می‌نویسند: دو سه روز رقیه تو دامن زینب مریضه بود تو این مسیر شام وقتی رو خار مغیلان افتاد زجر بن قیس تازیانه‌رو بلند کرد گفت من میرم این دختر پیدا می‌کنم برگشت یه وقت نگاه کرد دید رقیه نشسته داره زخم‌ها و این خارهای این پاهاشو برمیداره صدا می‌زنه بابا حسین بابا حسین بابا تو که من‌رو دوست می‌داشتی بابا من دیگه نگم چطور رقیه‌رو سوار کرد اما همینکه رقیه‌رو به کاروان رساند یه وقت زین‌العابدین دید رقیه دست به کمر گرفته دست به پهلو گرفته صدا زد رقیه جان چرا دستتو به پهلو گرفتی؟ عرض کرد آقا وقتی زجر بن قیس من‌رو پیدا کرد چنان با لگد به پهلوی من، همه بگید یا حسین...

نسئلک و ندعوک بإسمک الأعظم یا الله

بحق سه سالة ابی‌عبدالله همة مارو ببخش و بیامرز

بحق زینب فَرَجِ مهدی‌رو برسان

مریضامون شَفا مرحمت فرما

امام، شهدا، امواتمون غریق رحمتت بفرما

کشور و ملت و رهبر عزیز ما، جوان‌ها، نوامیس، خدمتگزاران، حضار محترم مجلس محافظت بفرما

این قلیل توسلات از بانی مکرم حضرت آیت‌الله ترابی و اهل مجلس به کرمت قبول بفرما

باران و برکات و رحمتت را بر ما نازل فرما

شر دشمنان به خودشون برگردان

بِرَحْمَتِکَ‏ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

 

بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.