تاریخ ارسال:س, 1395/12/24 - 18:34 شناسه: 1227

سند زیارت عاشورا

نویسنده/ سخنران: 
امام حسین علیه السلام
زیارت عاشورا سندهای مختلفی دارد در سال‌های اخیر از گوشه و کنار زمزمه‌هایی گاهی شنیده می‌شود که زیارت عاشورا سندش کو اینا توجه ندارند گاهی وقت‌ها مغرض‌اند اینایی که مغرض‌اند غرض و مرض دارند اینا باید دنبال سند خودشان بگردند...

 

اَعُوذُ بِاللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَيِّبينَ الطَّاهِرِين ألمَعصومين سيَّما بقية الله فِی الْاَرَضين ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعين»

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفي کُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً، بِرَحْمَتِکَ‏ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

خون پاک شهدا منتظر توست بیا

سرِ مصباحِ هدا منتظر توست بیا

وارث خونِ خدا و پسر خونِ خدا

به خدا خون خدا منتظر توست بیا

صبح هم منتظر صبح ظهور تو بُوَد

روز ما و شب ما منتظر توست بیا

بر سر گنبد زرین حسین بن علی

پرچم هر گنبد و بارگاهی رنگ سبز رنگ مشکی تنها گنبدی که پرچمش سُرخ و در بالای اون نصبه حرم حسین، یعنی چی یه معنا داره یعنی هنوز انتقام خون اون آقایی که زیر این گنبد و قبه خوابیده گرفته نشده یعنی اون آقایی که اینجا خوابیده هنوز منتقم خونش نیامده.

پرچم کرب و بلا منتظر تو است بیا

هدیه به پیشگاه مقدس حضرت بقیة الله الأعظم امام زمان و اجداد طاهرینش صلوات جلی ختم کنید.

هدیه به محضر امام، شهداء، مراجع تقلید، علما، بزرگان، خیرین، اساتید، منسوبین به جمع حاضر، گذشتگان از خدمتگزاران این محفل، گذشتگان از بانی مکرم، و به جهت سلامتی همة شیعیان حضرت مهدی، سلامتی مراجع، رهبر معظم انقلاب، سلامتی خودتون و خانوادة شریفتون و شَفایِ مریضاتون و هدیه به روح با عظمت حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی صلوات جلی ختم کنید.

زیارت عاشورا

الحمدلله که خدا یکسال دیگه به همة ما عمر عنایت فرمود: که بتوانیم در مجالس سیدالشهداء کسب فیض و کسب معرفت کنیم با کسب کسب اجازه از محضر خطیب جمعه دانشمند مکرم حضرت آیت‌الله ترابی و شاگردان مکتب امام صادق(ع) اساتیدی که در مجلس شرف حضور دارند فرهیخته‌گان و فرزانگان و دوستداران اهل‌بیت

سندهای زیارت عاشورا

زیارت عاشورا سندهای مختلفی دارد در سال‌های اخیر از گوشه و کنار زمزمه‌هایی گاهی شنیده می‌شود که زیارت عاشورا سندش کو اینا توجه ندارند گاهی وقت‌ها مغرض‌اند اینایی که مغرض‌اند غرض و مرض دارند اینا باید دنبال سند خودشان بگردند اما اگر کسی مغرض نیست زیارت عاشورا اسناد زیادی دارد

یکی از سندهای محکم زیارت عاشورا کامل الزیارات مرحوم ابن قولویه هست که قبرش کنار قبر حضرت کاظم(ع) هست چه لیاقتی از این بالاتر که آدم تو حرم امام کاظم(ع) دفن باشد

یکی از سندهای زیارت عاشورا کتاب شیخ طوسی است در مصباح المتهجدش اونجا هم سندهاشو نقل می‌کند هم شأنش را خدا حفظ کند حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی را یک موقع محضرشون شرفیاب شدند گفتند آقا از زیارت عاشورا سند برای ما بنویسید ایشون در چند سطر اشارة به مضامین عالی و معرفتی و الهی زیارت عاشورا کردند بعد با قلم مبارکشان سندهاشو تا خود رسول اکرم نوشتند زیارت عاشورا بی‌سند نیست زیارت عاشورا به تعبیر حضرت علامة طباطبایی وحی است قرآن نیست اما وحی است جبرئیل آورد برای پیغمبر اکرم وقتی که فاطمة زهرا(س) دوران حمل سیدالشهداء را می‌گذرانید یک روز آمدند خدمت پیغمبر اکرم(ص) عرض کردند یا رسول الله فاطمه دارد گریه می‌کند خودتون را برسانید پیغمبر خودشان را رساندند فاطمه جان چرا گریه می‌کنی عرض کرد بابا یا رسول الله این طفلی که با خودم در رحم دارم با من سخن می‌گوید از صبح تا حالا دارد می‌گوید یا اماه انا المظلوم مادر من مظلومم پیغمبر هم گریه کردند فاطمه‌اش را آرام کرد یک روز دیگر خدمت پیغمبر رسیدند گفتند یا رسول الله خودتان را برسانید پیغمبر تشریف آوردند دیدند زهرا دارد گریه می‌کند چرا گریه می‌کنی عرض کرد بابا این طفل از صبح تا حالا دارد می‌گوید یا اماه انا الشهید روضه‌شو خودش هم برای مادرش خوانده یک روز دیگر رسیدند خدمت پیغمبر گفتند یا رسول الله دیگر فاطمه تمام است خودتو برسون فاطمه رفتنی است پیغمبر اکرم خودشو رسوند آنقدر زهرا گریه کرده بود که نفس به شمارش افتاده بود نفس بالا نمی‌آمد هر جور شد فاطمه را به حرف آورد چرا داری گریه می‌کنی صدا زد بابا یا رسول الله از صبح تا حالا امانم را بریده هی می‌گوید یا اماه انا العطشان دیگر اینجا پیغمبر شروع کرد گریه کردن کسی نبود پیغمبر را آرام کند خاتم الأنبیاء و دختر هر دو دارند گریه می‌کنند کسی هم نیست آرامشان کند جبرئیل نازل شد شیخ طوسی این را می‌نویسد جبرئیل نازل شد یا رسول الله ان الله یقرئک السلام خدا سلامت را می‌رساند می‌فرماید: به زهرا بگو هر وقت حسین برایت روضه خوند گفت یا اماه انا العطشان تو هم شروع کن بخوان اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ؛ شروع کن خواندن این زیارت عاشورا را اینجا جبرئیل برای پیغمبر آورد وحی است قرآن نیست اما وحی است تو این زیارتنامه حدود ده دوازده تا دعاست بحث من به یاری خدا ان‌شاء‌الله فقرات این دعاست حالا به هر چند تاش برسیم یکی از دعاش اینکه حسین جان ما از خدا می‌خواهیم که اون خدایی که هم به تو کرامت داده هم به واسطة شما به ما کرامت داده (فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنى بِکَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ) خب وجود مقدس ابی‌عبدالله در عوالم هستی خدا خیلی کرامت بهش عطا کرده شما در عالم کسی را عزیز دردانه‌تر از حسین(ع) پیدا نمی‌کنید احدی را کسی را پیدا نمی‌کنید که به اسم او و نام او و روضة او خدا تمام انبیاء را گریانده باشد کسی را پیدا نمی‌کنید که تمام انبیاء وقتی اسمش برسند گریه کنند کسی را پیدا نمی‌کنید که جبرئیل قضیة شهادتشان را و آخر کارشان را مثل کربلای سیدالشهداء براشون گفته باشد.

نشستن در مجلس امام حسین علیه السلام موجب نورانی شدن می شود

کسی را پیدا نمی‌کنید کسی را پیدا نمی‌کنید که امام صادق(ع) می‌فرمایند: تو مجلس نشستن در مجلس حسین نور می‌گیرید وقتی بیرون می‌روید نورانی شدید نه فقط شما ملائکه هم همینطور کرامتی که به سیدالشهداء داده به هیچ احدی نداده حالا شما در این فقره عرض می‌کنی خدایا همة ما را به کرامتی که به حسین دادی همة ما را جزء مکرمون قرار بده و حالا که مکرم شدیم (اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

مکرمون کیان؟

به چه معناست در قرآن کریم از این واژه سه جا استفاده شده یکی در رابطة با ملائکه، ملائکه مکرمون‌اند مکرم شدن یعنی با ارزش کردن خدا انسان را با ارزش کند قیمتی‌اش کند آبرومندش کند بزرگش کند اسمشو تو دهان همه بگذارد به گوش همه برساند اینو بهش می‌گویند مکرم انسانی که خدا آبرو بهش بده یک دسته ملائکه‌اند «بَلْ عِبَادٌ مُّکرَمُونَ»؛ (انبیاء: 26) ملائکه‌ای که خدا کرامت بهشان داده مکرم شدند اینها خصوصیتشون این هست سر اندر پا اطاعت محض‌اند برای خداوند متعال «وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»؛ (انبیاء: 27) هر چی خدا بگوید می‌گویند چشم خب این در بحث اطاعت از خدا تو بحث غیر اطاعت بیا تو بحث عبادت تو بحث عبادت‌شان هم همینطور که «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ»؛ (شوری: 5) خیلی مقام‌شان بالاست ملائکه را خدا مکرم قرار داده سستی از خودشان ندارند خواب ندارند خوراک ندارند ازدواج ندارند بله اهل هوی و هوس و شهوت نیستند اهل اطاعت و عبادت این دو تا قلم تو ظرف ملائکه است «وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»؛ (انبیاء: 27) یک «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ»؛ (شوری: 5) کارشان حمد و ثنا و استغفار است برای اهل ایمان خب این یک دسته،

قرآن، حبیب بن نجار را مکرم قرار دادیم

یک دسته یک جای دیگری که این واژه به‌کار گرفته شده که کسی مکرم هست یکی هم حبیب نجار است تو سورة مبارکة یس و حبیب نجار مؤمن آل یس بهش می‌گویند خب قبل اینکه پیغمبر اکرم بیاید ششصد سال قبلش این جناب حبیب نجار یا حبیب‌بن‌ اسرائیل به پیغمبر ایمان آورد به خاتم الأنبیاء ایمان آورد مؤمن آل یس بهش می‌گویند حبیب نجار چه جوری شد خدا مکرمش کرد «وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُکرَمِينَ»؛ (یس: 27) حالا جریانش را گوش بدهید حبیب نجار کارش بعضیا می‌نویسند که کفاشی بوده بعضیا می‌گویند که چوب‌تراشی بوده نجار بوده یا شغل‌های دیگری هم برایش می‌نویسند این آقایی که خدا اینقدر ارزش بهش داده که حالا یکی یکی قلم‌هاشو برایت می‌گویم که مکرمش کرده یک چوپان بوده اگر خدا وقتی به یک نفر بخواهد کرامت عطا کند مکرمش کند بالاش بیاره جریان و غیر چوپان ندارد چه بسا هزاران عالم بنی‌اسرائیل و عالم از حواریون بودند که خدا اسمی و رسمی ازشون تو کتب آسمانی نیاورد اما یک چوپان را اینجوری حلوا حلواش می‌کند کجا زندگی می‌کرد انتاکیه، انتاکیه‌ای که آن روز جزء روم بود حالا تو سوریه و ترکیه و اینا دو تا فرستاده از عیسی‌بن‌مریم از طرف فلسطین آمدند انتاکیه که مردم آنجا را متدین کنند پادشاه آنجا را راهنمایی کنند دلالت کنند مسلمان بشود ایمان بیاورد این دو تا سر راهشون تو حاشیة شهر زندگی می‌کرد این چوپان چون ضعفا و حاشیه‌نشین‌ها و زاغه‌نشین‌ها معمولاً در برابر خدا تسلیم‌ترند تا اونی که بالا شهر می‌نشیند و مرفه هست و دیگر غمش نیست معمولاً اینجوری هست بله داریم ثروتمند متدین خدیجه یک سوم دین اسلام را ثروت خدیجه بود داریم ابوطلحة انصاری‌ها در زمان پیغمبر اکرم خیلی داریم این دو تا آمدند رسیدند به حبیب نجار آقای حبیب نجار ایمان بیاور گفت خب من آخر چه جوری بفهمم شما راست می‌گوئید آخه یک دلالتی راهنمایی‌ای معجزه‌ای گفتند کاری ندارد ما الان معجزه شما یک چیزی بخواه ما برات ردیفش کنیم گفت این بچة من مریض است حالا بعضی از تفاسیر و نقل‌ها می‌نویسد: جذام گرفته بود یا خودش یا بچه‌اش تفسیرها مختلف است دعایی خواندند و دستی رو سر این پسر کشیدند و خوب شد ایمان بیار چشم ایمان آوردند

انسان مکرم با یک حرف حق تسلیم خدا می شود.

یک انسانی که مکرم است با یک حرف حق یک دلالت تسلیم می‌شود تسلیم می‌شود اما یکی که نه نمی‌خواهد مکرم بشود هر کارش هم بکنید تسلیم نمی‌شود آمدند دور پیغمبر اکرم گرفتند قریش گفتند ببین ما اینجوری تسلیم نمی‌شویم باید از میان تمام انبیاء معجزاتشان را آن چیزهایی که ما سراغ داریم برایمان بیاوری تو مگر نمی‌گویی خاتم الأنبیاء هستی تو نمی‌گویی کل از همة انبیاء هستی و کل معجزات باید تو دستت باشد آقا فرمود: مثلاً گفتند ما هر کدام هر چی خواستیم هر کدام یک چیز دو چیز می‌خواهیم باید برای ما جور کنی ردیف کنی معجزه آقا فرمود: بسم الله بفرما یکی‌اش گفتش که من مریض دارم شفا آقا فرمود باشه مریضش را آقا شفا دادن یکیش گفت من یه هفته است پسرم مُرده زنده‌اش کن چشم زنده‌اش می‌کنم یکیش گفت این درخت را می‌بینی؟ آقا فرمود: بله گفت: آقا این دو تا درخت کنار همو می‌بینی؟ آقا فرمود: بله گفت: معجزه‌ات برا من این باشه به این دو تا درخت بگو بیان جلو آقا فرمود: دو تا درخت بیان جلو؟ گفت: بله خب بیان جلو معجزه میخوام دیگه آقا فرمود: خیلی خب درختا بیاید جلو  اومدن خب نه آقا بگو برن عقب آقا فرمود: خب برید عقب رفتن عقب گفت: نه آقا بگو یکیش بیاد جلو یکیش بره عقب خب خیلی خب یکیتون بیاد جلو یکی بره عقب هر کدوم یه چیزی گفتن هر کدام از این تعداد قریش بزرگتر‌های قریش که آمدند از پیغمبر یه چیزی خواستن رسید به ابوجهل ابوجهل گفتش که یکی از کارهایی که پیامبران قبل می‌کرد غیب‌گویی بود، من میخوام تو برام غیب بگی، آقا فرمود: خب مثلاً چی میخوای؟ گفت من میخوام به من بگی الان من کجا بودم چه اتفاقی افتاد؟ آقا فرمود: یه ساعت پیش خونتون بودید، 300 درهم گذاشتی جلو خانمت گفتی خرج این ماه باشه بعد هم فلان چیز را غذا درست کن فلانی میاد منزل ما بعد هم وایستا من الان برم ببینم این کسی که امین است اسم پیغمبر اُورد برم ببینم حرف حسابش چیه از خونت اومدی بیرون درسته یا نه؟

معجزات پیامبر را سحر خواندن

گفت درسته خب حالا فرمود: حالا همه‌اتون ایمان بیاورید همه‌اشون گفتن انک ساحر؛ نمی‌گفتن کاذب آ چون رو امین بودن پیغمبر کل جزیرة العرب قسم می‌خوردن نمی‌گفتن دروغ میگی می‌گفتن امینی اما ساحری حبیب نجار گفت یه معجزه بچه‌اش شفا چشم «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُ»؛ شهادتین گفت تمام و موسی کلیم الله و موسی روح الله موسی پیغمبر خداست نبی‌الله هم به خدا ایمان آورد هم به عیسی‌بن‌مریم گفتن خب کار ما تموم شد تو ایمان آوردی ما رفتیم به سمت شهر آقا این دو تا آمدن پادشاه انتاکیه جفتشونُ گرفت زندان کرد عیسی‌بن‌مریم نفر سوم فرستاد به یاری اون دو تا این نفر سوم گفت آقا به پادشاه انتاکیه گفت هر چی معجزه بخواهی ما هستیم قدرت عیسی به ما داده خدای عیسی به ما داده هر چی بخواهی ما هستیم آمدن کمک بدن پادشاه نه تنها نپذیرفت بلکه اینارو آورد بیرون به سمت کشتار و قتل اینجا وقتی این پیر به من گوش بده اینجا وقتی این پیرمرد چوپان مؤمن آل یس حبیب نجار متوجه شد که جون اینا تو خطر است قرآن می‌فرماید: «وَجَاء مِنْ أَقْصَي الْمَدِينَةِ»؛ (یس: 20) اون حاشیه‌نشینه زاغیه‌نشینه «وَجَاء مِنْ أَقْصَي الْمَدِينَةِ رَجُلٌ»؛ یه مردی بدو بدو با شتاب اومد «يَسْعَي»؛ خودش با شتاب رسوند دفاع کرد «اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ»؛ از اینا تبعیت کنید از پیغمبر «اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُکمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ»؛ (یس: 21) از کسی که از شما چیزی نمیخواد میخواد شمارو هدایت کنه آقا این چوپان‌رو گرفتندش تفسیر نگاه کنید به بدترین شیوه میخواستن این حبیب نجار را بکُشَن وقتی شروع کردن کُشتن گفت «يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ»؛ (یس: 26) کاش که قوم من می‌دونستن داشت میمردآ کم‌کم داشت اونورارو می‌دید خب چیکار کرده خدا چیکار کرده مکرم شده حبیب نجار میخوای در زیر سایة سیدالشهداء مکرم بشی چیکار می‌‌کنه خدا برا مکرم «بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي»؛ یک تمام گناه انسان مکرم را خدا چیکار می‌کنه همة گناه وقتی خدا بخواد بخاطر سیدالشهداء به منو تو اکرام کنه یه دونه گناهتُ نمیذاره همه‌رو می‌بخشه «بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي»؛ خب دیگه «وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُکرَمِينَ»؛ خدا من رو جزء مکرمون قرار بده خب

خداوندجایگاه مکرمین را بهشت قرار داد

دومین چیزی که خدا بهش عطاء کرد جزء مکرمون بهش خطاب شد چی «قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ»؛ یعنی فاصلة بین کشتار این چوپان نجار تا بهشت «قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ»؛ نه قیل ادخل برزخ قیل ادخل حالا قبر سؤال و جواب اینا نه نه اینا نیست صاف بهشت این کار خدا برا انسان مکرم است البته در خصوصیات شهید فقط اینه ولی اگر کسی بخواد مکرم بشه تو خط ابی‌عبدالله اونم کمتر از شهید بله نیست خدا مکرمش کرد حلوا حلواش کرد چند تا آیه تو سورة یس سندش به نامش زد بعد هم یک اونجاییکه دفن شد در انتاکیه جبل حبیب نجار معروفه یه مسجدی هم در خیابان انتاکیه مسجد حبیب نجار چند ساله 600 سال قبل پیغمبر اینورم 1400 سال دو هزار سال اسم یه چوپان‌رو خدا اینجوری زنده نگه داشته، «وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُکرَمِينَ»؛ یکجا هم در رابطة با انسان‌های مؤمن هست که در قرآن می‌فرماید: در سورة معارج نُه تا صفت حالا بحثم این سوره نیست نُه تا صفت از انسان مؤمن را می‌شمارد جای سوم اینه «أُوْلَئِک فِي جَنَّاتٍ مُّکرَمُونَ»؛ (معارج: 35) همة اینا که اهل نماز هستند امانتدار هستند دامنشون پاک است فقرارو هواشونُ دارند همة این نُه تا صفت را که می‌آورند انفاق می‌کنند چه چه چه آخرش می‌فرماید: اینا در بهشت مورد اکرام خدا هستند خب حالا این آقای حبیب نجار که جزء مکرمون هست مهم‌ترین امتیازش اینه حرف حق را شنید و قبول کرد حرف حق را بشنو قبول کن «وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُکرَمِينَ»؛ وقتم گذشت خیلی حرفام موند انسانی که حرف حق را بشنوه و بپذیره خیلی مهمه یزید بن زیاد مشهور به اینو بگم روضه بخوانم گذشت وقتم یزید بن زیاد جزء لشکر حر بود نشسته بود کنار حر یه وقت دید یک نامه‌رسانی اومد بدو بدو نامه‌رو آورد داد به حر حرم نامه‌رو خوند گفت امیر نامه چیه از کیه از عبیدالله لعنت الله علیه گفت خب چی نوشته گفت نوشته که بر حسین سخت بگیر تا می‌توانی سخت بگیر خب میخوای چیکار کنی؟ گفت نمیدونم گفت حر میدونی حسین کیه؟ میدونی پسر کیه؟ گفت: بله پسر پیغمبر گفت میدونی مادرش کیه؟ گفت: زهراست گفت خب میدونی صاحب این نامه که الان برات نامه نوشته کیه؟ گفت: عبیدالله است «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ»؛ (قصص: 41) اینا امامان آتش‌اند ابن‌زیادها داره دعوتت می‌کنه با آتیش سخت‌بگیر یعنی برو تو آتیش میخوای بمونی؟ خب چیکار کنیم؟ گفت: من رفتم قبل از اینکه حر بیاد یزید بن زیاد خودشُ کشوند اینور اومد محضر سیدالشهداء حرف حق را نگاه کنید کسی که حق را بپذیرد جزء مکرمون میشه اومد خدمت ابی‌عبدالله گفت: پسر فاطمه صد تا تیر با خودم آوردم شما اذن بده صد تاشم تیرانداز ماهری بوده خیلی تیرانداز ماهری بود رو زانو می‌نشست تیرشم به هدف می‌خورد آقا دو تا دعاش کرد گفت خدایا تیرهای او را به هدف برسان و او را با ما قرار بده بلند شد اومد اومد این طرف اتفاقاً وقتی اجازه گرفت اومد این طرف فریادم می‌زد یارب الحسین یارب انی للحسین ناصرون؛ من اومدم نصرت سیدالشهداء کنم یارب انی للحسین ناصرون ولبن سعد تارک مهاجرون؛ دیگه سراغ ابن‌سعد نمیرم دیگه اومدم با حسینم 95 تا تیرشُ زد و کشت پنج تاشم زخمی کرد خسته شد سوار مرکب شد تیراش تموم شد سوار مرکب شد شروع کرد جنگیدن اینقد کشت که خسته شد اومد پایین همینجور که می‌جنگید هی نگاه به سیدالشهداء می‌کرد افتاد رو زمین آقاجان به عهد خودم وفا کردم «وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُکرَمِينَ»؛ حرف حق را می‌شنوه وفا کردم کجا بود کجا قرار گرفت جزء اونایی بود که «يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ»؛ بود اما صاف اومد اینور «مِنَ الْمُکرَمِينَ»؛ کسی شد که بالا سر قبر سیدالشهداء امام زمان سلام می‌کند به یزید بن زیاد ابو شعثا لعنت ابدی را رها کرد سلام ابدی را خرید میشه مکرم انسانی که اهل حق است. حرفام موند برا فردا.

السَّلامُ عَلَيْکَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ

دوای درد عالم یا حسین است                           شفای روح آدم یا حسین است

به لوح آفرینش با خط نور                                   نوشته اسم اعظم یا حسین  است

اگر باشد تمام عمر یک دم                                همان یک دم مرا، دم یا حسین است

اگر بر مرده جان بخشد عجب نیست                   دم عیسی‌بن‌مریم یا حسین است

پس از ذکر خداوند تعالی                                  زِ هَر ذکری مقدّم یا حسین است

نجات اهل محشر، روز محشر                           خموشی جهنم یا حسین است

چه روزی داشتن امروز کربلا؟ حسین جان چه روزی داشت امروز زینب؟ وقتی رسید کنار این کشته‌ها بدن‌های پاره پاره همة این زن و بچه خودشون‌رو از روی مرکبآ روی زمین، آخه می‌خواستن دلآی اینارو بیشتر بسوزانند تو ماها رسمه اگه کسی از دنیا میره دست زن و بچه‌اش می‌گیرن از کنار بدن جدا می‌کنند اما کربلا برای اینکه دل اینارو بیشتر بسوزاند کاروان را از کنار بدن‌های پاره پاره، ای حسین حسین، آمد کنار بدن داداش اول یه سؤال کرد أنت اَخی وَ ابْنَ عَمّی؛ حسین آی کشته آیا تو برادر زینبی؟ بعد یه جمله به خدا گفت خدایا این قربانی‌رو از آل رسول قبول کن بعد برگشت مدینه یا رسول الله یا رسول الله هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ؛ یا رسول الله این همان حسینی که یه روز روی سینة شما یوم علی صدر المصطفی؛ همه بگید یا حسین...

مریض‌دارآ، قرض‌دارآ، گرفتارآ، روز اول مجلسِ، اوناییکه آرزوی کربلا دارید، بسم الله الرحمن الرحیم

«أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَکشِفُ السُّوءَ»

اَجِبِ المُضطَرّ بِحَقِّ المُضطَرّ وَ نَحنُ المُضطَرّونَ

به ابی‌عبدالله قسم همة مارو ببخش و بیامرز

بحق زینب فَرَجِ مهدی‌رو برسان

مریضامون شَفا مرحمت فرما

امام، شهدا، امواتمون غریق رحمتت بفرما

کشور ما، ملت با کرامت ما، رهبر معظم ما، حضار محترم مجلس محافظت بفرما

باران و برکات و رحمتت را بر ما نازل فرما

شر دشمنان به خودشون برگردان

این قلیل زیارت و مداحی و ذکر و توسل از بانی مکرم و اهل مجلس به کرمت قبول بفرما

بِرَحْمَتِکَ‏ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

 

بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.