تاریخ ارسال:ي, 1395/12/22 - 22:54 شناسه: 1215

معصومیت ولی

نویسنده/ سخنران: 
امام حسین علیه السلام
مقام تشریع هست شرع شارع به لسان عربی یعنی راه شرع یعنی طریقت و راهی که میسر و سبیل و راهی که انسان در آن مسیر به عبودیت خدای منان می‌رسد شارع و مفنن و بنیان‌گذار و اعلام کننده قوانین الهی اولاً و به ذات مال خدای منان است خدای منان می‌فرماید...

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّا وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيّا وَ بِالْإِسْلامِ دِيناً وَ بِالْقُرْآنِ كِتَاباً وَ بِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً وَ بِعَلِيٍّ وَلِيّاً وَ إِمَاما وَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَئِمَّةً اللَّهُمَّ إِنِّي رَضِيتُ بِهِمْ أَئِمَّةً فَارْضَنِي لَهُمْ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ

«اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلی آبائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا»؛

سلامتی فرجش هر که صلوات بفرستد عاقبت‌بخیر میمیرد، الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم؛

ولی باید معصوم باشد

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

قال الله تعالی «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ»؛ (مائده: 55) شب‌های گذشته عرض کردم که این آیة شریفه در سورة مبارکة مائده آیة 55 و تقریباً اجماع مسلمین است که بزرگ سوره‌ای که آخر بار نازل شده یک جا آخرین سورة بزرگ یک جا نازل شده چون سور بزرگ قرآن تکه‌تکه نازل شده غیر از سورة مبارکة مائده که آخر سوره‌ای هست که یکجا همه‌اش از باء بسم‌الله تا اون آخرش یک‌جا نازل شده مفسرین و مسلمین اتفاق دارند آیة 55 می‌فرماید: «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ»؛ این است جز این نیست یعنی حرف که می‌زنم منحصر است در همین حرف منحصر هست در همینی که دارم می‌گویم «إِنَّمَا» این «إِنَّمَا» کلمة حصر هست شب اول که آیه را عنوان کردم عرض کردم مثل انما اللهکم اله واحد؛ خلاصه عرض شود بر اینکه شما سه ولی دارید اون کسی که بر شما ولایت و سلطنت و سیطره و حکومت دارد و باید صد در صد مطیع او باشید بدون چون و چرا سه نفرند اولش ذات مقدس حق است که ولایت مال اوست از اوست و اگر این ولایت را با این عنوان «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ»؛ با یک واو ولایت رسول‌الله «وَالَّذِينَ آمَنُواْ»؛ را که عرض کردم  چهل کتاب اهل‌سنت را من دیده‌ام که همه نقل می‌کنند امیرالمؤمنین منظور است این با یک واو رسول‌الله و امیرالمؤمنین را کرده است به الله و اون ولایتی که برای الله سبحانه و تعالی ثابت است برای این رسول‌الله و این امیرالمؤمنین ثابت فرموده و معنا ندارد خدای منان ولایتی که مال خودش است در مقام تکوین و تشریعش که الان عرض می‌کنم عطا کند به غیر معصوم همین‌قدر که رسول‌الله معصوم است قطعاً آیات فراوانی در قرآن کریم دال برش هست آیات فراوانی ما در قرآن کریم داریم دال بر اینکه خاتم الأنبیاء معصوم بوده و هست و باید باشد علاوه مرحوم علامة مجلسی در کتاب الأنبیاء بحار هجده برهان عقلی اقامه می‌کند که باید رسول‌الله و انبیاء معصوم باشند نباشند نقض غرض لازم می‌آید خطا می‌کند انسان را به خطا می‌کشد غرض اینکه خدای منان ولایتش را اینجوری در محفل رسول‌الله «وَالَّذِينَ آمَنُواْ»؛ قرار می‌دهد باید به حکم عقل و هم به آیاتی که در قرآن کریم است این رسول‌الله و این ولی‌الله بعد از رسول اکرم باید معصوم باشد «وَالَّذِينَ آمَنُواْ»؛ که اصل رسول‌الله کرده است با توجه به اینکه رسول‌الله معصوم است این «وَالَّذِينَ آمَنُواْ»؛ که اصل رسول‌الله کرده است با توجه به اینکه رسول‌الله معصوم است این «وَالَّذِينَ آمَنُواْ»؛ هم معصوم‌اند معناش این است که بعد از رسول اکرم اون کسی که ولایت و خلافت و حکومت را در دست می‌گیرد باید مثل رسول‌اکرم معصوم باشد عرض کردم دیشب که حالا یک بحث قرآنی هم هست ببینم اینکه شروع کردم تمومش کنم عرض می‌کنم که یک خیانتی هم اینجا شده الان خدمت شما عرض می‌کنم منتهی به شرطی که با گوش هوش و عقل و دقت توجه خاص بهش عنایت کنید چون کسی نگفته می‌ترسم یک مقدار واستون سنگین باشد اگر من خوب بیان کنم خدا کمکم کند شما هم خوب گوش کنید متوجه می‌شوم اینطور هست

یک بخش تکوین سیطره و سلطنت است

عرض شود بر اینکه خب این ولایت عرض کردم سیطره و سلطنت یک بخش تکوین است با شرح و بیان دیشبی که دیگر تکرار نمی‌کنم

یکی در مقام تشریع هست شرع شارع به لسان عربی یعنی راه شرع یعنی طریقت و راهی که میسر و سبیل و راهی که انسان در آن مسیر به عبودیت خدای منان می‌رسد شارع و مفنن و بنیان‌گذار و اعلام کننده قوانین الهی اولاً و به ذات مال خدای منان است خدای منان می‌فرماید: نماز صبح دو رکعت مرد واجب است بلند بخواند حمد و سوره‌اش البته فقط مرد واجب است بلند بخواند صبح نماز واجب است صبح واجب است از خواب پاشی یک رو به قبله وضو بگیری دو اگر نمی‌توانی تیمم کنی سه رو به قبله بایستی چهار نماز بخوانی پنج دو رکعت هم بخوانی نه بیش‌تر نه کمتر واجب است آقایون مردها بلند بخوانند اون کسی که اینجوری بر ما واجب فرموده است امر فرموده است خدای منان است ظهر باز وضو رو به قبله نماز چهار رکعت عصر همین‌طور بر مرد و زن خواندن حمد و سوره‌اش یواش بخوانند واجب است یواش بخوانند نماز مغرب سه رکعت نماز عشاء چهار رکعت در سفر نماز قصر می‌شود نمازهای چهار رکعتی نصف می‌شود در ماه رمضان روزه واجب است فلان چیز باطلش می‌کند در ایام حج باید اینجوری لبیک اینجوری بگی محرم اینجوری بشی طواف اینجوری باشد سعی و صفا و مروه اینجوری باشد تقصیر اینجوری باشد و الی آخر غسل اینجوری باشد نماز اینجور روزه اینجور غسل اینجور وضو اینجور قبله اینجور احکام اینجور و الی آخر اونی که می‌فرماید: یک زن و مرد وقتی نامحرم نگاه به او حرام است دست درازی به او ممنوع و حرام است حد و کتک دارد آن کسی که قانون وضع می‌کند که می‌فرماید: بگو این جملات و کلمات را این زن نامحرم حرام مسلم به این جوان حلال مسلم می‌شود یک خاطره‌ای یادم اومد خدمت شما عرض کنم بد نیست یک موقعی پهلو شاه عباس وسوسه کردند شیاطینُ وسوسه گران که این کلمه چی چیه که عرض شود می‌گویند زوجتُ موکلتی فاطمه موکلک علی علی المهر قبلتُ التزویج این حلال می‌شود این چه لفظی است آخه این چی چیه اینآ می‌گویند اگر نگی حرام است اگر بگی حلال است این چه لفظی است زن من تا می‌گوید إمرأتی طالق زوجتی طالق دیگر حرام این چی چیه این لفظ‌ها شاه عباس این حرف سواد که ندانشتن سلاطین این حرف به گوش شاه‌عباس فرو رفت و ماند تو جواب این شبهه ماند شیخ‌بهایی را طلب کرد شیخ‌بهایی که وارد شد گفتش که آقا این جملات چی چیه شما می‌گوئید بگو و آثارش این است که این حلال حرام می‌شود و حرام حلال می‌شود یعنی چه این حرف شیخ‌بهایی دید باید در مقام عمل به این شاه‌عباس حالی کند که چه خبر است گفت کدام پدر فلان مادر فلان خواهر فلان و شروع کرد از آن فحش‌های چهار واداری تند و رکیک محضر شاه شاه عصبانی شد گفت نفهمیدم ادب او مراعات نمی‌کنی چه جور حرف زدن است چرا فحش می‌دهی گفت شاهنشاه من که عملی انجام نداده‌ام چهار تا کلمه حرف که بیش‌تر از دهن من درنیامد چرا اینقدر شما عصبانی شدید خب لفظ زشت آدم‌رو عصبانی می‌کند گفت پس حرف و کلام معلوم می‌شود اثر دارد شاه ساکت شد لفظ و کلام وقتی خدای منان جعل می‌فرمایند: اثر درش قرار می‌دهد قبل از آنکه شما در میقات بگویید لبَّيک اللّهمّ لبَّيک؛ همه چیز بر تو حلال است تا گفتی لبَّيک اللّهمّ لبَّيک، لبَّيک لا شريک لک لبَّيکإِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ الْحَدِيثَ وَ قَالَ فِي آخِرِهِ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنَ التَّلْبِيَاتِ الْأَرْبَعِ فِي أَوَّلِ الْكِتَابِ وَ هِيَ الْفَرِيضَةُ وَ هِيَ التَّوْحِيدُ وَ بِهَا لَبَّى الْمُرْسَلُونَ؛ تا گفتی این حرف را بیست و پنج چیز بر انسان محرم حلال می‌شود اول همسر خودش است ببین آثاری است که خدای منان در این احکام قرار داده در الفاظ قرار داده است تا نگفته‌ای الله‌اکبر هم می‌توانی اینور و اونور نگاه کنی هم می‌توانی با یکی حرف بزنی هم می‌توانی چیزی بخوری تا گفتی الله‌اکبر تکبیرة الإحرام دیگر خروج از این نماز بدون سلام آخرکار می‌شود حرام از اون فلان چیز نجس است فلان چیز پاک است فلان چیز پاک است پاک هم می‌کند مثل آب فلان چیز پاک است اما پاک‌کننده نیست مثل گلاب و آب هویج و غیره این‌ها تمام آن کسی که احکام را بر ما ولایت و سلطنت و سیطره دارد و برای ما وضع کرده است و جعل کرده است و فرموده است اگر اجرا نکنی کتک و عذاب دارد خدای منان است «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ»؛  در این معنا تردید نیست

ارث

فلان آقا از دنیا رفته است پدر و مادرش هستند زن و‌ بچه هم هستند طبقة اول ارث خدای منان در قرآن چی فرموده فرموده است پدر و مادر اینجوری ارث می‌برند زن و بچه هم اینجوری ارث می‌برند قانون الهی است قبل از آنکه بگویی زوجت اگر دست به این خانم دراز کردی نگاه بد بهش کردی خیانت بهش کردی مراحل مختلفی دارد اگر زن داری و شوهرم دارد حدش قضاست اگه زن نداری او شوهر ندارد (اذا انیت و ذانی فیدکل واحد)؛ باید به این مرد و زن صد ضربه شلاق زد بعد از زوجتُ ثواب عبادت قبل از زوجت کتک و تازیانه آن کسی که این احکام را از اون اول طهارت است و نماز است و روزه است و خمس است و زکات که بر نُه چیز واجب می‌شود و حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و مناکح و مساجد و مضارعه و مساوات و حدود و قصاص وارث و دیات و از یک مجموعة فقه اسلام اینا جاعل و شارعش خدای منان است با ولایتی که بر بشر دارد اینارو جعل فرموده است می‌فرماید: یک چنین ولایتی که من دارم به رسول‌الله هم می‌دهم و به اون کسی که در علم و عصمت مثل این رسول‌الله هست هم به اون هم می‌دهم رسول اکرم می‌آید می‌فرماید: (صلوتما رأیتمونی أصلی)؛ همینجور که من نماز می‌خوانم اینجوری نماز بخوانید با من دیگر بر مسلمین ولایت دارد (أنبثی اولاء بالمؤمنین من أنفسهم)؛ خاتم الأنبیاء بر مؤمنین ولایت دارد لذا من اگر در محفل خاتم الأنبیاء به جبهه بروم باید از خاتم الأنبیاء دفاع کنم او بر من ولایت دارد من باید جانم را قربونشون کنم ولی‌الله مطلق بعد از خاتم الأنبیاء امیرالمؤمنین و تا امروز امام‌زمان ـ علیه السلام ـ یک چنین ولایتی دارند هم در مقام تشریع اصحاب سیدالشهداء ـ علیه السلام ـ بدون استثناء کلهم قبل از ابی‌عبدالله ـ علیه السلام ـ شهید شدند هم اصحاب هم بنی‌هاشم تا آخر علی‌اصغر و عبدالله که دیگر با بیان دیشبی آخرین شهید گودال امام‌حسین ـ علیه السلام ـ عبدالله بود مادون امام همه باید فدای امام شوند چون ولایتی خدای منان بر این آقا بر کل مجموعة بشر مقدر فرموده است در مقام تشریع از من روحانی که پنجاه سال عمرم تو حوزه‌ها بوده آقا می‌آید سؤال می‌کند می‌گوید آقاجون کُر چقدر است که پاک می‌کند نجس نمی‌شود می‌گویم به فتوای مشهور در حدیث در کتاب کافی سه وجب و نیم در سه وجب و نیم طول سه وجب و نیم عرض سه وجب و نیم عمق می‌شود چهل و سه وجب و خورده‌ای مثلاً می‌گوید به چه دلیل می‌گویم به دلیل حدیث صحیحی که از امام‌صادق ـ علیه السلام ـ است در کتاب شریف کافی است و در وسائل الشیعه هست می‌آید می‌گوید آقاجون تسبیحات اربعه یکبار یا سه بار بلند یا یواش تکبیر نماز چه جور وضو از اینجا یا از آنجا تیمم چه جور و و و و احکام را که از من سؤال می‌کند من جواب می‌دهم به من می‌تواند بگوید به چه دلیل باید هم بگوید نه فقط می‌تواند بگوید باید بگوید آقا به چه دلیل این حرف را می‌زنید بنده عرض می‌کنم به طبق آیة قرآن کریم «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکاةَ»؛ «وَأَنکحُوا الْأَيَامَي مِنکمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِکمْ وَإِمَائِکمْ إِن يَکونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»؛ بعد از قرآن کریم روایتی که سندش صحیح باشد متنش هم محکم و استوار باشد مضطرب نباشد می‌گویم آقا طبق حدیث صحیح وقتی می‌رویم محضر امام‌صادق ـ علیه السلام ـ می‌گوییم آقا همینطور است می‌فرماید: بله دیگر ما به او نمی‌توانیم بگوئیم آقا به چه دلیل او دیگر از طرف خدای منان ولایت دارد که اون احکامی را که خدای منان جعل فرموده است ریخته به سینة ولی الله معصومش او برای ما بیان می‌کند امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ بعد از آنکه در این چهار سال و خورده‌ای به حکومت رسید در یک فرجه‌ای از زمان فرمود: زکات در دین مقدس اسلام به نُه چیز تعلق می‌گیرد گاو و گوسفند و شتری که آب چشمه بخورند علف بیابان و صحرا خرج نداشته باشند این حیوانی که در این دامدارها مخارج سنگینی تحمل می‌کنند این حیوونا زکات ندارند حیوانی زکات دارد فلغنم سائنت الزکاة؛ اون حیوانی که در صحرا علف بیابان بخوره آب چشمه بخورد خرج برای صاحبش نداشته باشد اون زکات دارد گاو و گوسفند و شتر با عددش و با شرایطش در کتاب فقهی موجود است طلا و نقره سکه باشد با شرایطش خرما کشمش گندم جو زکات در دین مقدس اسلام به این نُه چیز واجب شده است امیرالمؤمنین زمان حکومتش فرمودند: که هر کسی هم اسب دارد امسال به‌خاطر اینکه جنگ جمل و جنگ صفین و نهروان یک مقدار بودجه ضعیف شده امیرالمؤمنین فرمود: هر کسی اسب دارد و به این تعداد او همن بیاید زکات بدهد اگر ده اسب داری مثلاً یکی‌اش را بابت زکات بیاور ما رزمندگانمان مثلاً در جبهه‌ها اسب کم دارند مثلاً یا برای اداره کم داریم مثلاً یا امام جواد ـ علیه السلام ـ خمس بر هفت چیز تعلق می‌گیرد باز هم با شرایطش در رساله‌ها هست بر هفت چیز تعلق می‌گیرد سالی یکبار است یعنی اول سال تا آخر سال شما برو کار بکن هر چی درآمد داری هر چی درآمد داری در طول سال خرج کن خانه خمس ندارد هر چی داخل خونه است فرش و گاز و آب و برق و... از دم در تا اون آخر خمس ندارد مکه می‌روی عمره می‌روی حج می‌روی کربلا می‌روی مشهد می‌روی پسر زن می‌دهی دختر شوهر می‌دهی ماشین میخری موتور میخری موبایل میخری اینا خب خمس ندارد مهر خانمت را می‌پردازی مهری که خانم می‌گیرد خمس ندارد و الی آخر حالا آخر سال اگر یک دو ریال اگر یک تومن زیاد اومد دو ریالش خمس هست آخر سال خمس همیشه آخر سال بعد از آنکه یکسال درآمد و خرج دخل و خرج جرح و تعدیل شد منها و جمع شد آخر سال اگر چیزی زیاد اومده است خمس دارد امام‌جواد ـ علیه السلام ـ سال 220 به شیعیان نوشت امسال شیعیان شش‌ماه یکبار خمس بدهند چون شیعه از ناحیة حکومت طاغوتی مأمون و معتصم به شدت در فشار بود و آقا نیاز به مادی پول پیدا کرده بود شیعیان و بنی‌هاشم در فشار بودند فرمود: امسال سال 220 شش‌ماه یکبار خمس بدهید همه کس حق بنده حق ندارم به این آقا بگویم پاشو برو یک لیوان آب برای من بیار حق ندارم حق ندارم بنده بهشون بگم پاشو برو یک لیوان آب مال من بیاور به ایشون حالا یک دعوا هم امشب دعوا چاق نکنم نمی‌خواهم دعوا چاق کنم اختلاف توتون بندازم اما منی که پدر خانواده هستم شوهر همسرم هستم بابای خونه‌ام هستم وقتی خانمم زایمان می‌کند اسلام می‌فرماید: حق ندارم به زنم بگویم بچة منو شیر بده می‌تواند بگوید من نمی‌دهم می‌تواند بگوید می‌دهم ولی روز هزار تومان می‌گیرم روز ده هزار تومان می‌گیرم یک دعوا چاق کنم ببینم می‌شود یک اختلاف من حق ندارم به زنم بگویم لباس منو بشور نه لباس منو اتو کن حق ندارم چرا غذا نپختی چرا جارو نکردی اون می‌گوید منم یک انسانم مثل تو شریک زندگی‌ام تو پدر بچه من مادر بچه اومدیم برای اینکه نسل شیعه تکثیر شود من که نوکر و کلفت تو نیستم بنابراین من نمی‌توانم به زنم بگویم اتاق را بروب چرا نروفتی ظرف را بشور چرا نشستی غذا را بپز چرا نپختی من نمی‌توانم این حرف را بزنم حق ندارم حق ندارم به ایشون بگم می‌خوان منو بزنند وایستا جلوم به من نزنند اون کسی حق دارد از طرف خدا هم حق دارد که من می‌خواهم نماز بخوانم وایستی جلو تیرو به جونتون بخرید من سالم بمانم نماز بخوانم اون ولی‌الله هست او حجت‌الله هست او امام معصوم هست «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ»؛ این ولایت مال خدای منان است این ولایت که مال خدای منان است به کسی می‌دهد و داده است که رسول‌الله است در قرآن کریم عصمتش را اعلام فرموده است بسم الله الرحمن الرحیم «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَي (1) مَا ضَلَّ صَاحِبُکمْ وَمَا غَوَي (2) وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَي (3) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي»؛ خاتم الأنبیاء وجودش وحی است «وَمَا آتَاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ»؛ (ما کان للمؤمن و لا مؤمنة اذا قضی الله و رسول امراً ایکون لهم امرهم مبینا

عصیان خدا و رسول‌الله گمراهی مطلق است

اگر  خاتم الأنبیاء معصوم نبود عدم اطاعت از او نباید گمراهی باشد خب در این مقام ولایت تشریعی یکی در مقام جعل احکام است و اعلام احکام از خدا گرفتن و به خلق الله گفتن یکی در مقام اجرایش در مقام اجرایش بحث ولایت فقیه در زمان غیبت پیش می‌آید در او که دیگر چون در مقام اجراست عصمت لازم نیست اما عدالت فوق فوق‌العاده شرط و لازم است (من کان من الفقها سائلاً لنفس حافظاً لدینه مخالفاً لهوی، مطیعاً لامر مولا)؛ این آقا حاکم می‌شود (فلل عوام عن یقلد)؛ می‌روند سراغش این می‌شود حاکم در این دیگر در زمان غیبت چون معصوم دوازده تا هستند دوازده تموم شد مسلمین هم نمی‌تواند باشند نیاز دارند به احکام و اجرا و برنامه‌ها در این زمان عصمت بودن لازم نیست معصوم بودن لازم نیست ولی عادل صد در صد بودن واجب است باید باشد ولایت فقیه در حوزه‌ها بحث می‌شود و امروز هم یکی از اصول مترقی حکومت ماست این اینجا ریشه می‌گیرد اما در قسم اول و دومش که در قسم اول هیچ‌کدام از فقهاء در تکوین خورشید برگردونن ماه برگردد و اینا آتش را کذا کنند آب را نگه دارند در تکوین ولایت ندارد الاولی الله معصوم «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ»؛ تا اینجا شد حالا حدیثی است صحیحة السند در کتاب شریف اصول کافی من از این جمعیت قشر جوان مشکی‌پوش نورانی که ماشاء‌الله واقعاً هر چه آدم نگاه می‌کند لذت می‌برد رحمت و صلوات و درود خدا بر پدرانتان با لقمه‌های حلالشان و بر مادرانتان باشید پاک که بهتون داده‌اند واقعاً خدا می‌داند آدم لذت می‌برد از شما عزیزان به‌عنوان خادم و نوکرتان خواهش می‌کنم اصول کافی به فارسی ترجمه شده بهترین ترجمه‌اش اونی است که شش جلد چاپ شده ترجمة خوبی است من از شما به‌عنوان یک خادم و نوکر ان‌شاء‌الله در کوچه پس کوچه‌های بهشتی که همه‌امون می‌بینیم خواهش می‌کنم باباها مال بچه‌هاشون بخرند باباها و مامان‌ها تو جهیزیه دختراشون بگذارند به رفیقت کادو بده عروسی دامادی جایی دعوت می‌شوی اصول کافی را ببر کادو ببر از تمام این چیزایی که با اینکه کتاب خیلی گرونه اما از تمام این چیزهایی که امروز در بازار می‌خواهید بخرید کادو ببرید ارزان‌تر است اصول کافی عربی دو جلد است اصول کافی هشت جلد هست عربی‌اش من کتابی که من دارم کتاب فارسی ندارم کتاب‌های من همه‌اش عربی است هم اون‌هایی که از اهل‌سنت است هم اونایی که از شیعه است کتابخانه‌ای که من دارم در قم همة کتاب‌هام عربی هست ولی شما چون از زیر عربی نمی‌توانید در بیاورید ترجمه فارسی از دو جلد اول اصول کافی عربی بابی باز فرموده است این مرد بزرگوار به نام بابٌ نکته من التنزیل و تأویل فی ولایه نود و سه چهار تا حدیث در این باب با شماره وجود دارد من اصول کافی‌ام قم است و دنبالم نیست و از حافظه‌ام استفاده می‌کنم خیال می‌کنم اگر اشتباه نکنم حدیث شمارة هفتاد و سه باشد اگر یک وقتی یک کسی سرچ کرد و پیدا نکرد حدیث را بگردد در همین باب نکته من التنزیل و تأویل فی الولایه پیدا می‌کنید فقط خواهش می‌کنم خوب گوش کنید بعد از آنکه این آیه نازل شد با این شرحی که عرض کردم آیه در حالی نازل شد که خاتم الأنبیاء با اصحاب تو منزل تشریف داشتند و راجع امور عرض شود بر اینکه کشوری و امور اسلام صحبت می‌کردند جبرئیل آمد و آیه را تلاوت کرد که این آیه الان جاش اینجاست سوره قبلاً نازل شده بود آیه را الان اعلام کن جاش اینجاست شما دقت می‌فرمائید چه عرض می‌کنم پیغمبراکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ فرمود: جبرئیل یهو پیغمبر وحی بهش نازل می‌شد حال به حال می‌شد فرمود: وضعم عوض شد دیدم پیغمبر عوض شد به حال که آمد فهمیدم وحی نازل شد گفتند آقا چی شد عرض کردم چهل کتاب اهل‌سنت و کل شیعه هم این را نقل می‌کنند پیغمبراکرم فرمود: آیه آمده است این آیه را آورده است پاشید بروید تو مسجد ببینم اون کسی که در حال نماز به سائل صدقه داده زکات داده کیست آمدند بیایند تو مسجد تو مسیر برخورد کردند به اون سائل، سائل دید بله مسجد بودید؟ بله سؤال کردی؟ بله کسی هم چیزی بهت داد؟ بله کی برگشت گفت: هذا المصلی دیدند اون کسی که در حال رکوع نماز زکات که به معنای صدقه است زکات در قرآن هم به معنای آن زکات حقیقی است هم به معنای صدقه زکات در مدینه واجب شده اما در چند سورة قرآن کریم مثل سورة فصلت و لقمان که مکی است کلمة زکات آمده است اون کلمة زکات منظور صدقه است چون زکات به نُه چیز در مدینه واجب شد مثل روزه مثل خمس، خمس و روزه و زکات تو مدینه آیات وجوبش اومد سال دوم هجری روزه واجب شد منظور

مصداق آیه ولایت

خب معلوم شد مصداق آیه امیرالمؤمنین است این ولایت با این آیه با این برنامه امیرالمؤمنین ظهر شد شب خب اگر صبح بوده بگوید ظهر شده اگر ظهر بوده بعدازظهر بوده شب شد پیغمبراکرم بعد از نماز می‌ایستاد یا روی منبر می‌رفت و صحبت می‌کرد آیه‌ای نازل نشده است بر رسول اکرم گوش گوش گوش آیه‌ای به رسول اکرم نازل نشده است که پیغمبراکرم آن آیه را برای مسلمین نخوانده باشد و شرح و تفسیر و برنامه‌اش را نفرموده باشد پیغمبراکرم رفت رو منبر فرمود: جبرئیل آمده است این آیه را آورده است اینم آیه‌اش این آیه را فرموده است بخوانم «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ»؛ و این امیرالمؤمنین بعد از من بر شما آن کسی که مثل من بر شما ولایت دارد اطاعت از او واجب است مطلقاً چون معصوم است و باید شما فدای او باشید و هوایش را داشته باشید و به امامت قبولش کنید این امیرالمؤمنین است اعلام کرد حدیث چیه حدیث در اصول کافی عربی جلد اول باب نکته من التنزیل فی ولایه امام‌صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: منافقینی که در قرآن کریم پر نامش برده شده در اول سورة بقره است سیزده آیه مربوط به منافقین است در سورة توبه منافقین در سورة فتح منافقین در سورة انفال و احزاب منافقین در سورة منافقون منافقین «وَمِمَّنْ حَوْلَکم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَي النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَي عَذَابٍ عَظِيمٍ»؛ (توبه: 101) آیة قرآن است تمام مسلمین قبول دارند دور پیغمبر منافقینی بودند که «وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَي شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَکمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ»؛ (بقره: 14) امام‌صادق فرمود: این منافقین بعد از نماز که پیغمبر و اصحاب رفت تو مسج جمع شدند گفتند این آقا اومد گفت: بگو لااله‌الا‌الله گفتیم باشد گفت بگوئید من پیغمبرم گفتیم باشد گفت اینجوری نماز بخوانید گفتیم باشد گفت اینجوری روزه و حج و جهاد گفتیم باشد حالا دیگر آمده است داماد سی و سه ساله‌اش را ولی کرده است و امیر و حاکم بر ما مثل خودش ما بعد از ایشون زیربار این حرف نمی‌رویم آیه آمد آیه آمد اینجا را گوش کن آیه آمد أعوذ بالله من الشیطان الرجیم «يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ يُنکرُونَهَا وَأَکثَرُهُمُ الْکافِرُونَ»؛ (نحل: 83) «نِعْمَتَ اللّهِ»؛ ولایت امیرالمؤمنین را شناختند انکارش کردند چون کافرند یعنی کسی که آیه صریح هست کسی که ولایت و امامت و حکومت امیرالمؤمنین را بعد از خاتم الأنبیاء منافقین آن روز را می‌گویم نه کسانی که امروز قبول ندارند آنها مسلمان ظاهری‌اند آن روز قبول نکردند زیربار نرفتند اینا منافق و نه « وَأَکثَرُهُمُ الْکافِرُونَ»؛ از این حدیث این آیه کجاست هشتاد و سة سورة نمل است نحل سورة نحل است شما به تفسیر مجمع‌البیان مراجعه کنید می‌فرماید: سورة نحل 128 تا آیه داره چهل تای اولش مکی است بقیه‌اش مدنی است طبق این حدیث صحیح از امام‌صادق ـ علیه السلام ـ این آیه‌ای که تو قسمت مدنی سورة نحل است جاش تو سورة مائده است در زمان خلیفة سوم که خلیفة سوم فرمان داد هر چی قرآن اصحاب نوشته‌اند همه را جمع کنید همه را جمع کردن نفت ریخت و همه را یکجا سوزاند جلد سی و یک بحار وقتی نقل می‌کند آدرس کتب اهل‌سنتش را نقل می‌کند تمام بزرگان اهل‌سنت این معنی را نوشتند و قبول دارند هر چی اصحاب قرآن نوشته بودند همه را سوزاند همینجا یک پرانتز کنم یه چیزی بگم بعد از آنکه قصة سقیفه اتفاق افتاد امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ تو خونه نشسته بود و قرآن را جمع می‌کرد جمع‌آوری کرد و تمام شد و نوشت بار بر شتر کرد آمد تو کوچه و بازار و تو شهر مدینه فرمود: من از روز اولی که خاتم الأنبیاء در غار حرا وحی بهش نازل شد جبرئیل آمد بسم الله الرحمن الرحیم «إقرأ»؛ من کنار پیغمبر بودم تا لحظة آخری که جان پیغمبر تو دامن من از بدنش خارج شد از روز اول تا امروز دنبال پیغمبر بودم این آیه در کجا نازل شده شب بوده روز بوده اول روز بوده ظهر بوده عصر بوده اول شب بوده نیمة شب بوده تو مکه بوده تو مدینه بوده تو صحرا بوده تو شهر بوده با شأن نزول و تفسیرش تمام اینها تو سینة من من اینجا نوشتم منافقینی که در کودتا موفق شده بودند گفتند ما نیازی به قرآن تو نداریم آقا فرمودند: پس دیگه این قرآن را نخواهید دید تا زمان ظهور پسرم امام‌زمان مهدی ـ علیه السلام ـ همین‌طور هم شد من یک مثل اینجا عرض کنم یعنی چیزهایی که مربوط به این قصه هست خدمت شما عرض کنم بعد از آنکه الهجوم علی بیت فاطمه؛ اینکه میگم اینجاست بعد از آنکه ریختن در خانة امیرالمؤمنین در را سوزاندن فاطمة زهرا اونجوری کتک خورد پشت در امیرالمؤمنین انداختن یک ریسمان به فرمودة کبریت أحمر مرحوم بیرجندی یک طناب مشکی دست‌بافی که کلفت و ضخیمی که باهاش شتران چموش را مهار می‌کردند گردن مولا انداختن پیراهن آقارو گرفتن کشیدن بالا سر آقا تو پیراهن گیر کرد و آقا رو چهل نفر می‌کشیدن و می‌بردن و بعد هم اونجور فاطمة زهرا ـ سلام الله علیها ـ را زدن که امیرالمؤمنین فرمود: (عبارت عربی)؛ اونجوری دخترت را زدن که لحش کردن حجمها؛ یعنی لحش کردن اینجوری زدن و بُردَن این ده یا چهارده نفری که تو خونه بودن سلمان، اباذر، مقداد، عمار، خذیفه، ابوساسان انصاری، عباس، فضل‌بن‌عباس، امیرالمؤمنین، زبیر اینها هم که در خانه بودند ریختن بیرون بی‌بی تو کوچه و امیرالمؤمنین تو کوچه دارند میکشن و می‌برند یک سری ریختن تو خونة امیرالمؤمنین سَرِ لباس‌ها و اثاثیة فاطمة زهرا دنبال اون قرآن می‌گشتند منتها امیرالمؤمنین جوری جا‌ی‌سازی کرده بود که دسترس پیدا نکردند این قرآن امروز محضر امام‌زمان است بخاطر اینکه حالا یک چیزهایی در این رابطه با این قرآن هست همه‌اش گفتن ندارد بعد خلیفة سوم گفت قرآن را زیرنظر من اونجور که می‌گویم بنویسید وقتی شروع کرد قرآن را نوشتن قرآن از نظر ما مکتب حق تشیع نه کسی توانسته است یک واو بهش اضافه کند نه چیزی ازش کم کند اما آیات را جابه‌جا کردند مثل همین جا «يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ يُنکرُونَهَا وَأَکثَرُهُمُ الْکافِرُونَ»؛ بردند گذاشتند تو سورة نحل آیة 83 الان شک کردم نمل هشتاد و سه هست یا نحل هشتاد و سه مثل اینکه نمل هشتاد و سه است مراجعه می‌کنم اگر قرآن باشد پیدا می‌کنم مراجعه هم کنم فردا شب یادم باشد دقیق‌تر بگویم ببین نحل هشتاد و سه اگر قرآن دنبالت هست پیدا کنی ممنون می‌شوم نحل هشتاد و سه آیة هشتاد و سة نحل را بیاور «يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ»؛ این آیه جاش بعد از «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ»؛ است بردند گذاشتند تو سورة نحل کما اینکه پشت سر این آیه أعوذ بالله من الشیطان الرجیم «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْک»؛ نحل است نحل هشتاد و سه «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْک مِن رَّبِّک وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرِينَ»؛ که فردا شب ان‌شاء‌الله به فضل خدا راجع بهش ریز به ریز و دقیق صحبت خواهم کرد نه از قول بزرگان مکتب حق تشیع روحی له الفداء نخیر با طبق فرمایش بزرگان اهل‌سنت و صحاح اهل‌سنت راجع به این آیه باهاتون حرف می‌زنم این آیه پشت سر «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ»؛ است با شرحی که فردا شب می‌دهم ان‌شاء‌الله اما آمدن دوازده آیه بردن عقب‌تر آیة «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ»؛ پنجاه و پنج است آن آیه شصت و هفت است اجماع مسلمین است بعد از آنکه در غدیرخم در غدیرخم خاتم الأنبیاء امیرالمؤمنین را به‌عنوان ولی الله مطلق اعلام فرمود: تموم که شد بیعت گرفتن اجماع مسلمین است به من اعتماد کنید نکردی به کتاب مراجعه کن پیداش می‌کنی آیه آمد «الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکمُ الإِسْلاَمَ دِينًا»؛ حالا دین کامل شد حالا راضی شدم این آیه باید بعد از «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ»؛ باشد اما برای اینکه بچه مسلمان‌ها تو آیات گم کنن نتوانن بفهمن بُردن گذاشتن اول سوره از خود سوره نتوانستن ببرن بیرون بُردَن گذاشتن اول سوره تو آیة سه «حُرِّمَتْ عَلَيْکمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَکلَ السَّبُعُ»؛ بر شما خوردن «حُرِّمَتْ عَلَيْکمُ الْمَيْتَةُ»؛ اگر گوسفندی بمیرد خوردنش حرام است «الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ»؛ خون خوردنش حرام است «وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ»؛ گوشت خوک حرام است، گوسفندی اگر خفه بشود حرام است اگر شاخ بزند بیفته بمیره سر نبریدی حرام است اگر پرت بشود بمیرد حرام است اگر بسم‌الله نگفتی سر ببری حرام است «الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ»؛ اگر دیدی مضطر شدی اگر نخوری اگر گرسنگی میمیری یه خورده از اینهایی که گفتم خوردنش حرام است یه خورده بخوری طوری نیست اصلاً قیافة آیه به همدیگه نمی‌آید یعنی کودتاگران سقیفه به قرآن هم رحم نکردند نه فقط به امیرالمؤمین رحم نکره است نه فقط به فاطمة زهرا رحم نکرده است نه فقط به محسن رحم نکرده است نه به علی‌اصغر رحم نکرده است نه به حسن و حسین رحم نکردند نه به جنازة بی‌جان امام‌مجتبی هفتاد پیر رحم نکردند به قرآن هم رحم نکردند آیات را پخش کردن به تفسیر شریف مجمع‌البیان اول سورة نحل مراجعه کنید تو این موبایل‌ها هست تو اینترنت هست تفسیر مجمع‌البیان از بزرگان مفسر اهل‌سنت نقل می‌کند که سورة نحل 128 آیه چهل تا آیه اولش مکی است بقیه‌اش مدنی است خب این چهل تا آیه‌ای که اولش مکی است بقیه هم داشته یا نداشته حالا آیة 41 به بعد که مدنی می‌شود بسم‌الله‌اش کو؟ اینهارو مکی و مدنی که اینجوری بهم جفت کرده؟ چرا به ترتیبی که نازل نشد ننوشتی جواب این سؤال‌ها چی چیه؟ آنوقت خودشون اینن خودشون اینن آنوقت می‌گویند شیعه کافر شیعه نجس شیعه خونش هدر مظلوم شیعه چرا؟ چون مظلوم امامش علی، خب فردا شب گوش گوش أعوذ بالله من الشیطان الرجیم «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْک مِن رَّبِّک وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرِينَ»؛ (مائده: 67) هر کی اهل مطالعه است و اهل دقت در قرآن خاضعانه عبدتونم نوکرتون خادمتون ببخشیدآ خیلی صریح بگم سگتونم خوب شد خواهش می‌کنم تو این آیه با کمال دقت سورة مائده هم آیه‌ای اولی که الان گفتم آیة سومش را ببیند «انما ولیکم الله»؛ آیة 55 را ببینید بعد هم آیة 67 را ببینید فردا شب از کتب اهل‌سنت عرض کنم ببین خدمت شما که حقیقتش می‌خواستم نگم می‌خواستم نگم بخاطر اینکه می‌فهمم امنیتی بحمدلله و المنه صدقه سر عزای امام‌حسین محرم و صفر صدقه سر خون مطهر شهدایی که در خون خودشون غلطیدن امنیتی که در کشور ما هست در کرة زمین بی‌نظیر الحمدلله به شکرانة این و اینآ با جفا بهم زدنش گناه کبیره است لکن نگفتن معارف هم جفاست سیدالشهداء ـ علیه السلام ـ موقعی که پیرمرد 57 ساله عطش جوری کرده است که در کتاب شریف خصائص الحسینیه شیخ‌شوشتری سلام خدا به بزرگان مکتب تشیع می‌فرماید: عطش خدای منان برای موسی روضه خوند

روضه

ِیَا مُوسَى صَغِیرُهُمْ یُمِیتُهُ الْعَطَشُ              کبیرهم جلده منکمش

پوست‌ها همه از تشنگی خکشید و ترکید از عطش لکن چهار عضو سیدالشهداء عطش صد در صد از کار انداخته بود جوری که اگر آقارو شهیدم نمی‌کردند دیگه آقا زنده نمی‌موند اینکه عرض می‌کنم و از خصائص‌الحسینیه کتاب بی‌نظیر فن ابی‌عبدالله مرحوم آیت‌الله شیخ‌جعفرشوشتری نقل می‌کند: کسانی که همه‌اتون می‌دانید ماشاء‌الله همه اهل دانش هستید کسانی که مشکل چشم دارند تا می‌روند دکتر می‌گویند روزه: می‌گوید آقا اگر روزه بگیرید چشمت ضعیف می‌شود اثر می‌کند چهار عضو حضرت را عطش از کار انداخته بود یکی چشم حضرت بود که (حال بینه و بین السماء کدخان)؛ آسمان حضرت چشماش دیگه نمی‌دید دود می‌دید حال بینهم و بین السماء کدخان؛ آسمان را مثل دود می‌دید وقتی رفت سراغ علی‌اکبر چرا (ساح الحسین سبعا مع راد ولدی علی)؛ هفت بار نعره می‌زد بابا علی‌اکبرم کجایی بابا کجا بیام چشم‌ها نمی‌دید عضو دومی که عطش از کار انداخته بود زبون حضرت جوری خشک شده بود که حمیدبن‌مسلم میگه حرف که می‌زد مثل چوب خشک تو دهنش تکون می‌خورد علامه شوشتری می‌فرماید: آدم وقتی تشنه می‌شود به من نگاه کن هی زبانش را دور دهنش می‌چرخونه که رطوبت تولید بشه از بس ابی‌عبدالله این زبان را دور دهنش چرخانده بود و این زبان خشک به دندان‌ها خورده بود این گوشه‌های زبان زخم شده بود از زبان حضرت خون می‌ریخت عضو چهارم لب‌های آقا بود خشکید و ترکید وقتی اومد وداع کنه با بانو زینب و اهل‌بیتش هر کی رفت حرف بزنه از این زبان و از این لب‌ها خون می‌ریخت زینب عباشُ آورد بالا اینجوری خون از دهان مبارک آقا پاک کرد عضو چهارمش این مرد بزرگوار اون آقایی که فرموده است نه این مطلب را ندیده است اشتباه فرموده است مطلب صحیح این است که شیخ‌شوشتری در خصائص آورده است آقا فرمود: اذکونی شربت من الماء فقط تفتت کبدی؛ جگرم تفدیده شد بریان شد خشک شد دیگه من جگر ندارم آبم بدهید مطالبة آب هم ذلت نیست مطالبة غذا و گدایی و پول و نون ذلت هست ولی آب سبیل است شما تو خیابون هوای گرم داری می‌روی تهران یا خوزستان تشنه می‌شوی آقا یک لیوان آب بهم بده خیلی با کمال میل بهت میده ذلت هم نیست این چهار آقا ابی‌عبدالله یک همچین حالی است شش چیز هفت چیز انسان را به شدت تشنه می‌کنه گرمی هوا داغی زمین دویدن داغ دیدن گریه کردن خود آقا امام‌حسین ـ علیه السلام ـ حروری مزاج بوده داغ مزاج بوده پر آب بوده شنیده‌ای از بزرگان اهل‌منبر که در این شهر براتون منبر می‌رود فاطمة زهرا ـ سلام الله علیها ـ فرمود: امام‌حسن ـ علیه السلام ـ شب‌ها از خواب بیدار نمی‌شود آب بخواد ولی حسین بیدار می‌شود آب می‌خواهد شب‌ها ظرف آب کنار بستر ابی‌عبدالله بگذار امام‌حسین ـ علیه السلام ـ پر آب بوده آب خیلی مصرف می‌کرده لذا عطش آقا را از کار درآورده بود حالا اینجوری از ایستاده از این یک تن تنها شخص شخیصش بدن نفیسش یکه و تنها هر طرف هجوم می‌بُرد از اونور هجوم به سمت خیمه‌ها می‌آید به سمت خیمه‌ها دفع می‌کرد از اونور می‌ریختن از اونور دفع می‌کرد از اونور می‌ریختن ابی‌عبدالله دو سه ساعت تو این میدان دوید و از خودش دفاع کرد خسته شد وفق ساعة؛ آمد اینجایی که قبر مطهرش است ایستاد یه مقدار استراحت کنه همین‌قدر که ایستاد بر استراحت نیزه را زد به زمین به نیزه تکیه کرد چشمهایش هم بسته است جایی را هم نمی‌بیند یک نانجیبی آمد از جلو با سنگ زد تو پیشانی حضرت پیشانی حضرت جوری شکست و خون سرازیر شد که دیگه دست و دستمال جواب نمی‌داد آقا پیراهن آورد بالا که با پیراهن و دامن لباسش خون را کنترل کند سینة مبارک حضرت که آشکار شد حرمله با تیر زد حرمله که با تیر زد فجرد دمک المیزان؛ قلب منفجر شد پاره شد خون مثل ناودن شروع کرد ریختن اینجا مورخین مقتل‌نویس‌ها همه نوشتن فسقط الحسین علی خده الأیمن علی الأسب؛ آقا با صورت صُر خورد و خورد به زمین در این مسیر آمد بیاید پایین فرمود: الآن القاء جدی رسول الله بدمی مخضب بدمی؛ با همین حالی که غرق در خون از پیشانی قلب و بدن خون می‌ریزه مردم بخدا امام‌سجاد ـ علیه السلام ـ انگشتر از دست در آورد فرمود: به اندازة نگین انگشتر جای سالم به بدن بابام نگذاشته بودند وقتی اینجوری با این حال خورد به زمین فرمود: همینجور غرق خون با این بدن می‌روم محضر خاتم الأنبیاء می‌گویم یا رسول‌الله قتلنی والله فلان و فلان؛ منو آنهاییکه اونجا مادرمُ زدن و خونه را سوزاندن و محسن کشتن منو اونا زدن اونارو می‌کشم یعنی ابی‌عبدالله روحی له الفداء ـ علیه السلام ـ جونم قربون کربلاشُ جونم قربون شما عاشقان این وادی مقدس و این امام‌ مقدس معصوم خط را معین کرد که باید من شهید انکار ولایت هستم أفلا تنظرون الی الحق لا یعلم به و الا الباطل لا ینهی عنه؛ نمی‌بینید امر به حق نمی‌شود باطل نهی نمی‌شود اون حقی که امر بهش نمی‌شد اون باطلی که نهی ازش نمی‌شد چیزی نبود جز ولایت و امامت و حکومت امیرالمؤمنین غدیرخم زیر چکمة کودتاچیا لح شد که آقا سیدالشهداء وقتی خورد به زمین زیارت ناحیه مقدسه خوانده‌اید می‌خوانید عاشورا بخوانید این شب‌ها بخوانید شش شبه از این ده شب تموم شد

کو عمر که آییم به کوی تو دوباره

ببینید ابی‌عبدالله زیر سُم اسب دو بار رفته است یکبار موقعی که افتاد تو گودال یه موقعی بعد از آنکه سر را جدا کردن آنوقتی که افتاد تو گودال اسب‌ها شروع کردن می‌اومدن تو گودال می‌پریدن بیرون از ترس اینکه یهو آقا بلند نشود از جایش از ترس اینکه آقا از جایش بلند نشود آقارو لحش کردن آنوقت در زیارت ناحیه می‌فرماید: وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ؛ بخون ناحیة مقدسه را هر چی شد اینجا شد «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ»؛ را انکار کردند که حاکمشون شد یزید حاکمشون شد مروان «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ»؛ لح شد که اینجور شد «إِنَّمَا وَلِيُّکمُ اللّهُ»؛ آیة غدیر و مکتب غدیر زیر چکمة منافقین لح شد که بدن قاسم جوری لح شد جوری لح شد شب عاشورا ببرمتون در خونة امام‌حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ یه مقداری هم لامپ‌ها را از امشب به بعد بیشتر کمش کنید تا بگم براتون شب عاشورا آقا فرمود: کل من کان معی؛ هر کسی با من بماند فردا کشته می‌شود قاسم‌بن‌الحسن بلند شد گفت یا أماه و أنا فی من یقتل؛ من هم کشته می‌شوم آقا فرمود: کیف الموت؛ مرگ را چه‌جور می‌بینی؟ این آقایی که سه سالش بوده باباش از دنیا شهید شده از دنیا رفته است عمو داشته است دید اگر عمو برود دیگه چه امیدی مال ماندن دارد دنبال عمو رفتن أهلا من العسل است از عسل شیرین‌تر است این تیکه را از کتاب شریف نفس‌المهموم آشیخ‌عباس قمی ـ قدس الله سره ـ ترجمه هم داره اسمش نمی‌دانم چیه من عربی‌اشو دارم از آنجا نقل می‌کنم آقا فرمودند که: نعم و ولدی رضیع؛ آقا فرمود: بله قاسم جانم نه فقط تو کشته می‌شوی بچة شیرخوارم علی‌اصغر هم کشته می‌شود قاسم عرض کرد یعنی یهجمون علی الحرم؛ آخه علی‌اصغر شش‌ماهه که دست و پای جبهه و میدان رفتن ندارد نه پای رفتن دارد نه دست جنگیدن دارد چی چی میگی عمو علی‌اصغر هم کشته می‌شود یعنی می‌ریزن تو خیمه آقا فرمود: نه این تیکه‌اش کشته منو بخدا آقا فرمود: نه آنقدر عطش بر من فشار می‌آورد این بچه را می‌برم میدان آبش بدهند یه مقدار از لباش رطوبت بگیرم آبش که نمیدن نمیدن با تیر می‌زننش همه را آقا خبر داشت روز عاشورا آمد گفت عموجانم اجازه بده اکبر رفت بذار منم برم اجازه بده من برم، آقا فرمود: عزیزم تو یادگار برادر منی، مادرت تو خیمه بابات از دنیا رفته من نمی‌خواهم تو آقا بهش جواب نداد تا ردش کرد یادش آمد این تیکه را از مدینة المعاجز مرحوم آیت‌الله علامه سید هاشم بحرانی نقل می‌کنم تا آقا بهش فرمود: نه رفت تو خیمه زانو را بغل گرفت عمو دیشب گفت آره حالا اجازه نمی‌دهد بهم یادش آمد یک چیزی باباش تو بازوش بسته فرمود: باباجون قاسم هر وقت غصه به دلت ریخت اینو باز کن بخون غصه بر طرف میشه مدینة المعاجز مرحوم آیت‌الله علامه سید هاشم بحرانی هر وقت غصه به دلت ریخت آنوقت ده سال هست امام‌مجتبی شهید شده تو این ده سال ابی‌عبدالله نگذاشت اون بچه غصه من بشه ببین تو این ده سال آقا نگذاشته بود این بچه غصه من بشه تا یادش اومد باز کرد تا باز کرد نوشته بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا أباعبدالله داداش اجازه بده قاسم منم بره میدان منم تو کربلا یه سهمی داشته باشم تا این جمله‌رو خواند خوشحال پا شد دوید گفت: عموجانم ببین بابا چی نوشته آقا چشمش افتاد به دست خط داداش یاد از اون همه مظلومیت امام‌مجتبی حالا که اسم آقا آمد بذار بگم برات من در تاریخ الان یادم نیست کجاست دیدم در تاریخ امام‌مجتبی نوشته است امام‌مجتبی شش‌ماه بزرگ‌تر از امام‌حسین است هر کی می‌دیدش می‌گفت این آقا بیست سال بزرگ‌تر است جوان‌ها کوچه آقارو پیر کرد کوچه آقارو پیر کرد اجازه میدی یه رباعی از خود آقا اول بخونم آقارو دعوت کنم سر مجلس جوانش حضرت قاسم ـ علیه السلام ـ

دلم را مهر غربت بر جبین خورد              که مشتاقان آخر زهرکین خورد

اگر پرسند از قبرم بگوئید                     همان جایی که مادر بر زمین خورد

قربون قبر غریبت برم آقای من چی میشه راه باز بشه، تا جمله و خط آقارو دید گرفت بوسید یاد از امام‌مجتبی آمد و همه غصه و تیرباران انداخت دستش را گردن حضرت قاسم مقاتل نوشتن: فبک یا حتی غشی علیهما؛ آنقدر این عمو بچه برادر گریه کردن بی‌حال افتادن زمین خب از راه بلند شد جوان 13 ساله (عبارت عربی) زره به اندامش استوار نیست یک کفن به گردنش انداخت پاهاش به رکاب نمی‌رسد سوار بر اسب آمد میان میدان ان تنکرونی فأن ابن الحسن؛ منو نمی‌شناسی من پسر همون حسنم که با خنجر تو رونش فرو کردی من پسر همونیم که بدنش تیر باران کردی من پسر همونیم که جلو چشمش مادرش را زدی شروع کرد خودش معرفی کردن شروع کرد جنگیدن من معتلت نکنم چهار مصیبت بر قاسم وارد شد آقا شب عاشورا فرمود: فرمود: آره عزیزم عموجانم تو هم فردا کشته می‌شوی بعد از آنکه به بلای سنگینی و عظیمی مبتلا می‌شوی بلای اولش این بود که قاتلش از پشت با نیزه زد تو کمرش این نیزه از سینه زد بیرون قاسم از بالای اسب افتاد رو زمین آمد بیاد زمین فریاد زد عمو به دادم برس ابی‌عبدالله جاء الحسین کالسقر؛ امام‌زمان تو زیارت ناحیه می‌فرماید: امام‌حسین مثل باز شکاری خودش رساند از دور دید قاتل نشسته می‌خواهد سَرُ زنده زنده جدا کنه شمشیر را حواله کرد شمشیر اومد دستو از بدن جدا کرد این دست گرفت کند و پرت کرد تو لشکر لشکر از جا کنده شد قاسم رو زمین افتاده خیلی ببخشید جوان‌ها ان‌شاء‌الله حقشُ ادا می‌کنید تا دستش قطع شد با خنجر سینة قاسم را پاره کرد آقا مشغول دفاع شد که این لشکر را دفع کنه یهو دید یه صدای ضعیفی می‌آید عمو زیر سُمِ اسب‌ها بدنم خورد شد حسین حسین حسین

آقازاده‌ای که وقتی سوار بر اسب شد پاش به رکاب نمی‌رسید ابی‌عبدالله وقتی بغلش کرد بیاردش پاش رو زمین می‌کشید می‌دونی یعنی چه؟ یعنی زیر سم اسب این بدن کِش آمده بود تیکه تیکه شده بود مثل بدن علی‌اکبرش شده بود هر چه جوهر صدا داری شادی قلب امام‌مجتبی فَرَجِ امام‌زمان یا حسین

 

بخش تهیه محتوای سایت تخصصی منبرها

کلمات کلیدی: 
Fill in the blank.